Rooz

شگفتا از انسان مدرن

علي صارميان - سه شنبه 7 اسفند 1386 [2008.02.26]

saremian.jpg

برزخي شده است انسان مدرن. رويدادها كمتر به سمت احترام انسان و بيشتر به سوي ريختن آبروي او مي ‏چرخند. ‏

دنياي پراز كينه معدل انسانيت ما شده است. دشمني در دست هايي كه مصاحفه مي كنند پيداست.
من متعلق به قومي هستم كه ايراني ترين است در تبار و شيوه زندگي اش به اسطوره عدالت علي (ع) شيفته ‏ترين است. قومي كه در زير خروارها توهين و طعنه، مردانگي اش را فداي قدوم سلاطين نكرد.
ميهمان را از چشم عزيزتر مي داند و نان بي قاتقش را به شرم بر سر سفره ميهمان مي گذارد. دلير است و ‏فروتن. يكدست است و دست چين هنر روزگار. ‏

‏ اما انسان مدرن روزگار ما به ديار من هم سري كشيده است و حكمي داده كه نه محكمه ديده و نه حاكم ‏پسنديده.

يعقوب يادعلي را از دور مي شناسم. هيجانش در بيان عواطف اين قوم ايراني آنچنان بود كه هركه در فرهنگ ‏پايتخت هضم شده است را نيز برسر ذوق و حال مي آورد.‏

سال پيش كه كيهان كاريكاتور در پشت جلدش كاريكاتوري را چاپ كرده بود و به روشني قوم لر را مصداق ‏عقب ماندگي معرفي كرده بود، يعقوب با فروتني از جنجال دوستان هنرمند متعلق به اين تبار جلوگيري كرده ‏بود.

گفته بود كه ما مي دانيم كه اين قوم تمدن ساز در پنج هزارسال پيش صنعت و هنر بين النهرين را در مشت ‏خويش داشت. حالا هنرمند كاريكاتوريست بي ظرفيتي كرده و ما چرا كم باشيم و بندي به دست هنرمند ببنديم.
شگفتا كه يعقوب يادعلي به همان اتهام گرفتارشد و بندش را بستند و محكومش كردند و الخ...
شگفتا از انسان مدرن و احكامش. دادگاه تجديد نظر استان يادعلي، مي خواهد چه جوكي از قوم و تبار لر به ‏دست دهد. كه هم يادعلي را محكوم مي كند و هم قانون را منسوخ.‏

شگفتا از انسان مدرن. از فرهيختگانش. از قاضيانش. از مظلوميت قومي كه الفباي تاريخ اين ميهن پرافتخار ‏را ابداع كرده است.‏

‏ جناب شاهرودي شما هم يكي از شگفت زدگان باشيد. اما نگذاريد كه اين لطيفه به دامان تبار من بسته شود.‏

منبع: پنج صبح

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.