Rooz

انتخابات و انتصابات

حنيف مزروعي - دوشنبه 6 اسفند 1386 [2008.02.25]

hanifmazroee.jpg

با‎ ‎روشن شدن وضعيت تعيين صلاحيت‌ها، آنچه از قبل مثل روز روشن بود جامه عمل‎ ‎به خود گرفت و ليست ‏انتصابات شوراي نگهبان به صورت كامل منتشر شد‎.‎

حال سئوال اين است كه آيا بايد در اين شوي تبليغاتي شركت جست؟ آيا بايد‎ ‎همين يك راي ناقابل و شايد كم ‏تاثير را صرف انتخابات كه نه، انتصابات از‎ ‎پيش از تعيين شده كرد؟

پاسخ من تا به امروز به اين سئوال منفي است و هيچ استدلال قوي‌اي را تا به امروز نديده‌ام كه اندكي تغيير در ‏اين نظر ايجاد كند‎.‎

به شخصه فکر مي کنم براي شركت در يك انتخابات، حداقلي از شرايط مطرح‎ ‎است. هيچگاه بدنبال يك شرايط ‏افسانه‌اي و رويايي كه در جامعه استبداد زده‎ ‎ايران قابل وقوع نيست نبوده‌ام و بعيد مي‌دانم به زودي هم به ‏چنين شرايط‎ ‎آرماني‌اي دست پيدا كنيم گو اينكه مثلا در انتخابات دور دوم شوراهاي شهر‎ ‎براي يكبار در تاريخ ‏چنين شرايطي پيش آمد وليكن استثنائات را بايستي از‎ ‎اين گردونه خارج نمود‎.‎

براي شركت كردن در انتخابات حداقل بايستي ميزان قابل توجهي از‎ ‎كانديداهايي وجود داشته باشند كه ميزاني ‏از اعتماد به نفس و جسارت در‎ ‎گفتار و كردار آنها مشهود باشد كه در صورت انتخاب شدن بتوانند حداقل ‏گامي‎ ‎در دفاع از حقوق ملت بردارند، و مانند آناني نباشند كه هنوز و پيش از‎ ‎انتخابات پيام تبريك خود را بابت ‏اين انتصاب اعلام مي‌دارند‎.‎

از نظر نگارنده شرط فوق حداقل و نازل‌ترين نكته براي شركت در يك‎ ‎انتخابات است و به همين دليل ‏انتخابات‌هاي مجلس پنجم - در شهر تهران و‎ ‎حضور 15 نامزد برجسته از جمله آقايان عبدالله نوري و بهزاد ‏نبوي‎ – ‎انتخابات مجلس ششم، انتخابات رياست جمهوري در سه دوره گذشته و انتخابات‎ ‎شوراها در سه دوره ‏گذشته را مشمول اين حداقل شرايط مي‌دانم‎.‎

اما اين انتخابات نيز بمانند انتخابات دور گذشته مجلس فاقد حداقلي از‎ ‎حداقل‌هاست و دراين ميان تنها كساني از ‏فيلترينگ چند لايه حاكميت عبور‎ ‎كرده‌اند كه حاكميت يا مطمئن است راي نمي‌آورند و يا اينكه در صورت ‏راي‎ ‎آوردن هيچگاه به رفتار حاكميت معترض نخواهند شد و نمونه آن را به خوبي‎ ‎مي‌توانيد در مجلس هفتم ‏مشاهده كنيد كه اقليت به جز اين ماههاي آخر نزديك‎ ‎به انتخابات هيچگاه لب به سخن نگشود و مي‌توان حتي ‏نمونه‌هاي موردي‎ ‎بي‌شماري براي اين قضيه ذكر كرد مانند مقايسه واكنش اصلاح طلبان مجلس ششم‎ ‎به قتل ‏زهرا كاظمي و همچنين واكنش اصلاح طلبان مجلس هفتم به قتل دكتر زهرا‎ ‎بني يعقوب كه وضوح اين ‏جسارت را به تمام و كمال نشان مي‌دهد‎.‎

با اين اوصاف و زمانيكه از پيش 210 كرسي مجلس از پيش تعيين شده است و‏‎ ‎فقط نمايش تبليغاتي آن در ‏روز انتخابات انجام مي‌پذيرد و با فرض وجود 70‏‎ ‎حوزه رقابتي آنهم براي اصلاح طلباني كه اكثريت آنها در ‏اولويت‌هاي دوم به‎ ‎بعد ليست‌هاي انتخاباتي اصلاح طلبان بوده‌اند، فكر مي‌كنيد چند كرسي نصيب‎ ‎اصلاح‌طلبان ‏گردد؟

نگاه خوشبينانه به مسئله فوق تنها كسب 35 كرسي است كه نه تنها فايده‌اي‎ ‎براي اصلاحات خواهد داشت كه ‏تنها هزينه شركت در يك انتخابات فرمايشي را‎ ‎نصيب اصلاح طلبان خواهد نمود، هرچند كه بياييم و به آن ‏برچسب شركت محدود‎ ‎را بچسبانيم‎.‎

اما موافقان شركت در انتخابات نيز در اين ميان استدلال‌هاي خاص خودشان‎ ‎را دارند، اينكه ما صاحبان واقعي ‏انقلاب هستيم و نبايستي در هيچ دوره‌اي‎ ‎با آن قهر كنيم، اينكه اين انتخابات مقدمه‌اي است براي انتخابات ‏رياست‎ ‎جمهوري آينده و قهر با اين انتخابات به منزله از دست دادن آن است، اينكه‎ ‎حداقل وجود يك اقليت قوي ‏در انتخابات اين دوره موجب تقويت رئيس جمهوري‎ ‎احتمالي اصلاح طلب در دوره بعد را بوجود مي‌آورد ‏و.‏‎..‎

با قبول گزينه‌هاي فوق از سوي طرفداران شركت در انتخابات، تنها سئوالي‎ ‎كه باقي مي‌ماند اينست كه با ‏فرض اينكه در شهر تهران بتوان يك ليست 30‏‎ ‎نفره از كانديداهاي موجود حتي با گرايشات حتي بي‌ربط تهيه ‏نمود و در‎ ‎انتخابات شركت جست، اما بستن ليست انتخاباتي خود يك مرحله است و كشيدن‎ ‎مردم در پاي ‏صندوق راي و جذب مردم براي راي دادن به آن ليست مرحله ديگري‏‎ ‎است، حال شما كداميك از نامزدهاي ‏تاييد صلاحيت شده در شهر تهران را حاوي‎ ‎اين ويژگي مي‌بينيد كه بتواند براي آن ليست راي جذب نمايد؟

با نگاه به انتخابات دوره گذشته شوراها مي‌بينيد كه در شهر تهران‎ ‎آقايان دكتر نجفي و مسجد جامعي و خانم ‏ابتكار كم و بيش داراي اين ويژگي در‎ ‎ليست اصلاح طلبان بودند وليكن در نهايت تنها خود اين افراد موفق به ‏كسب‎ ‎راي لازم براي نشستن در صندلي شوراي شهر تهران را شدند و بقيه ليست از‎ ‎گردونه جا ماندند‎.‎
حال در انتخابات مجلس و در حال حاضر در شهر تهران كدام نامزد به نظر‏‎ ‎شما توان بالا بردن سطح ‏مشاركت مردم و راي آور كردن ليست را داراست؟ آيا‎ ‎شما گزينه‌هايي مانند رضا خاتمي، محسن آرمين، ‏بهزاد نبوي، دكتر عليرضا‎ ‎نوري و احمد بورقاني و... را كه در انتخابات مجلس ششم باعث راي آوردن كل‎ ‎ليست اصلاح طلبان شدند را امروز در ميان نامزدهاي تاييد شده مي‌بينيد؟

با توجه به معادله فوق و نگاه به هزينه‌ها و فايده هاي شركت در چنين‎ ‎انتخاباتي، فكر مي‌كنم كه اين انتخابات ‏همچنان محلي براي حضور ندارد و‎ ‎تنها نتايج منفي آن دامنگير آينده اصلاحات خواهد شد و سكوت نه تنها ‏دردي‎ ‎را از اصلاحات و اصلاح طلبان دوا نخواهد كرد كه باعث خواهد شد سئوال ديگري‎ ‎بر دامنه سئوالات ‏گذشته در خصوص عملكرد آنان اضافه گردد‎.‎

با اينكه اعتقاد دارم در شرايطي كه امكان حضور در انتخابات با معيارهاي‎ ‎حداقلي وجود دارد نبايستي از آن ‏در جهت حفظ نهاد راي مردم دريغ كرد اما در‎ ‎اين انتخابات چون ديگر حق انتخابي باقي نمانده است در نتيجه ‏انگيزه‌اي نيز‎ ‎براي شرکت نيز وجود ندارد و در يك كلام حق شرکت نکردن در انتخابات را نيز‎ ‎يک حق ‏انتخاب مي‌دانم‎.‎

اما سئوال جدي‌تري كه در پي مي‌آيد اينست كه: در پي عدم حضور در انتخابات براي آينده چه بايد كرد؟

سعي خواهم كرد در روزهاي بعد نظرم را در اين خصوص بنويسم‎.‎

منبع: دفتر بي مخاطب

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.