از پنهان سازي اتمي تا پنهان سازي خبري
حسن اسدي زيدآبادي - دوشنبه 6 اسفند 1386 [2008.02.25]

برپايي نمايشي جشن هاي هسته اي که البته به گفته رييس جمهور به دليل تقارن با ماه صفر امکان برگزاري شادماني هاي خياباني را از مردم گرفته است، يکبار ديگر تعجب ناظران را در مورد تبليغات رسانه اي جمهوري اسلامي برانگيخت.
بر خلاف ادعاهاي شگفت انگيز مسئولان که گزارش البرادعي را در بوق و کرنا کرده و دم از پيروزي ملي ميزنند، بايد گفت گزارش اخير رييس آژانس انرژي اتمي مانند گزارشهاي پيشين او که بنا به درخواست شوراي امنيت سازمان ملل متحد تهيه شده است، حاوي شرحي از اقداماتي است که او در مدت چند ماهه گذشته پس از صدور قطعنامه دوم شوراي امنيت عليه ايران در رابطه با پرونده فعاليتهاي اتمي ايران انجام داده است و البته پاسخ هايي که ايران به سوالات مطرح شده داده و نداده است.
اما يکي از ابعاد تبليغاتي که مسئولان پرونده هسته اي سعي مي کنند روي آن مانور دهند اين است که گزارش البرادعي پايان بخش ماجرا و ختم قضيه است و بر اين اساس تاکيد مي کنند که از اين پس هر گونه اقدام شوراي امنيت از جمله صدور قطعنامه تحريم سوم فاقد اعتبار و مشروعيت خواهد بود.
چنين استدلالي از بنيان دچار دروغگويي و تحريف واقعيت است، چرا که اصولا گزارش البرادعي پاسخي به درخواست شوراي امنيت مذکور در قطعنامه دوم تحريم است، که طي آن اين شورا اقدامات بعدي خود در رابطه با ايران را منوط به همين گزارش آقاي البرادعي ساخته است. مهمترين مساله اي که در قطعنامه هاي شوراي امنيت بر آن تاکيد شده است و در اظهار نظرهاي سياسي نيز به ايران منتقل شده است مساله تعليق غني سازي است، بخش عمده اي از هدف شوراي امنيت براي معطوف ساختن نظر خود به گزارش البرادعي هم دستيابي به نظري کارشناسي شده و داراي اعتبار جهاني در همين مورد است و چنانکه همگان مي دانند در گزارش به زعم آقايان افتخار آميز البرادعي هيچ اشاره اي به برآورده شدن اين خواست شوراي امنيت از ايران نشده است، پس به سادگي مي توان دريافت که برخلاف نظر مردان هسته اي ايران از اين پس شوراي امنيت دست خود را براي اقدامات تنبيهي بعدي در برابر کشوري که از درخواست اين نهاد بين المللي امتناع کرده است بسيار بازتر خواهد بود.
از سوي ديگر گويا مردان ديپلماسي ايران اين مساله بديهي حقوق و روابط بين الملل را از ياد برده و يا ناديده انگاشته اند که شوراي امنيت يک مرجع سياسي است و نه يک مرجع حقوقي. به عبارت صحيح تر شوراي امنيت نهادي با ماهيت سياسي است که تصميمات آن واجد بالاترين اعتبار حقوقي در صحنه بين المللي است. در چنين نهادي سازوکارهاي تصميم گيري و نيز منابع تصميم ساز را کاملا مصالح و منافع سياسي شکل مي دهد اما همين نهاد سياسي به اعتقاد بسياري از صاحبنظران تنها مرجع شناخته شده حقوق بين الملل است که تصميمات آن داراي ضمانت اجرايي بوده و در زمره منابع حقوق بين المللي قرار مي گيرد.
با اين همه پي بردن به چرايي اين پنهان سازي خبري و به نوعي انحراف افکارعمومي از واقعيتهاي پيرامون به نظر کار چندان دشواري نيست.
اين روزها مشت دولت نهم در پي گيري سياست تهاجمي و ايجاد طوفانهاي خبري براي ناظران کاملا باز شده است، سياستي که صاحبان آن بدون توجه به توان و حد قدرت خود در صحنه منازعات بين المللي و منافع ملي همچنان آن را ادامه داده و روز به روز به عمق انزواي ايران در تعاملات جهاني افزوده و منافع عيني مملکت را بر باد ميدهند.
در عين حال اين بار اما بايد تحليلي ديگر را نيز بر ماجراي تبديل کردن گزارش تکراري البرادعي به جشن ملي هسته اي افزود. در شرايط فعلي که تنور انتخابات با کرامت بيش از 1000 نفره شوراي نگهبان در تاييد صلاحيتها هم گرم نشده و حتي اصلاح طلبان ميانه رو و کند رو نيز با اکراه فراوان قصد مشارکت در آن را دارند، به نظر مي رسد نگرانيها در مورد ميزان مشارکت مردمي در انتخابات به حدي افزايش يافته است که صاحب منصبان را نيز به فکر چارهجويي انداخته است. از اين رو به نظر مي رسد دم زدن از جشن ملي هسته اي و پخش سرودهاي ملي از راديو و تلويزيون و تلاش براي تزريق احساسات ملي به مردمي که در زير فشارهاي طاقت فرساي اقتصادي در نبردي سهمگين براي رفع ساده ترين نيازهاي روزمره شان قرار دارند، تلاشي ساده انديشانه براي ايجاد يک شور انتخاباتي کاذب است. که البته انتخابات پيش رو را بسيار مليح و نمکين ساخته است.
