آزادي مذهب: مطالعه موردي مصر
مهرانگيز کار - یکشنبه 5 اسفند 1386 [2008.02.24]

در جوامع با اکثريت مسلمان، قانون گذاري متناسب با ضوابط جهاني حقوق بشر کاري است دشوار، حتي اگر اراده سياسي زمامداران نزديک شدن به ضوابط جهاني حقوق بشر را ضروري تشخيص بدهد، دشواري کار بر جاي خود باقي است. آزادي مذهب در اين جوامع يکي از محورهاي مهم بحث هايي است که بسياري از ترس فرجام کار و برانگيختن خشم مسلمانان تندرو اساسا وارد آن نمي شوند و برخي که با احتياط به اين حوزه از بحث و گفتگو وارد مي شوند، تلاش مي ورزند شيوه ها را به گونه اي انتخاب کنند که حداقل خشم را برانگيزد. دادگاه ها از اين قاعده جدا نيستند و جانب احتياط را نگاه مي دارند.
مصر يکي از جوامعي است که در آن اراده معطوف به هموار ساختن اين راه دشوار در حال شکل گيري است. خبري که اخيرا انتشار يافته و در نيويورک تايمز 11 فوريه سال جاري به چاپ رسيده در برگيرنده روند آهسته و کم خطري است که مراجع قضايي به ياري وکلاي مدافع دانا در اين کشور انتخاب کرده اند تا در پناه آن به تدريج از خطرات تغيير مذهب توسط شهروندان مصري و گرويدن آنها به ديگر مذاهب بکاهند. در خبري آمده است:
عالي ترين دادگاه قاهره در يک پرونده رأي مهمي صادر کرد که به موجب آن 12 نفر مسيحي که از اسلام به مسيحيت روي آورده اند مي توانند به کليساي خود بازگردند و به نزاع درباره هويت و حقوق خود در جاي اقليت ديني پايان بدهند.
اين دومين بار است که در ماه هاي اخير يک دادگاه مصري حقوق اقليت ديني را در جامعه اي که 90 درصد مردم مسلمانند به رسميت شناخته است. مصر جامعه اي است که اصطکاک حقوق مدني و اصول مذهبي به صورت فراينده اي خود را نشان مي دهد. بار اول پرونده اي مطرح شد که در آن يک مسيحي به اسلام گرويده بود تا بتواند از امکاناتي که در اسلام براي طلاق دادن همسر وجود دارد و آن را تسهيل مي کند بهره مند بشود. کليساي او به آساني اجازه طلاق همسرش را نمي داد. وي به قوانين اسلامي روي آورد که بي قيد و شرط به مرد اجازه مي دهد تا به زندگي زناشويي به آساني پايان بخشد.
اين مرد مسيحي که به اسلام گرويد تا مانند مردان مسلمان از حق طلاق بي قيد و شرط برخوردار بشود توسط يک دادگاه مصري اجازه يافت تا به صورت رسمي به مذهب اصلي خود (مسيحيت) بازگردد و نسبت به آن وفادار باقي بماند. تا پيش از صدور اين رأي تندروهاي اسلامي به دادگاه ها اجازه نمي دادند به کساني که به اسلام روي آورده اند فرصت قانوني براي بازگشت به مذهب اصلي را بدهند.
حسين بهگات، گرداننده يک سازمان مدني مصري به نام "تلاش مصري ها براي حقوق شخصي" که با نهادهاي جهاني حقوق بشر همکاري دارد به خبرنگاران گفته است: "12 نفر موکلين من دارند کارت هاي هويت خود را به نام مسيحي باز پس مي گيرند."
قوانين مصر به صورت رسمي مانع نمي شود تا مسلمانان تغيير مذهب بدهند و همچنين در حاليکه بسيار آسان است تا يک مصري غير مسلمان به اسلام روي آورد، مسئولين رسمي دولت بدون وجود قوانين بازدارنده، اعلام مي کنند خروج از اسلام مساوي است با کفر و مسلمانان اجازه ندارند مذهب خود را تغيير بدهند. با تصميم تازه اي که اخيرا در دادگاه ها گرفته شده است به نظر مي رسد دادگاه دريچه اي براي تغيير مذهب کسي که همه عمر غير مسلمان بوده و به مذهب ديگري مثل مسيحيت گرويده باز کرده باشد. ماه گذشته، همين دادگاه ها حکم صادر کردند بر اينکه براي محمد احمد حجازي يک مسلمان مسيحي شده اسناد مرتبط با مذهب تازه اي که انتخاب کرده است صادر نشود و در اختيارش قرار نگيرد. چرا؟ چون وي مسلمان مادرزادي بود. با اين وصف همان وکيل دعاوي که وکالت 12 نفر مورد اشاره را به عهده داشته بر اين باور است که:
حکمي که به نفع 12 نفر مسيحي مسلمان شده براي بازگشت به مسيحيت صادر شده يک قدم بزرگ براي آزادي مذهب در مصر است. ولي آزادي مذهب وقتي معنا پيدا مي کند که يک مسلمان هم بتواند مسيحي بشود هرچند مسلماني اش از بدو تولد آغاز شده باشد.
26 ژانويه گذشته، حکم ديگري توسط دادگاهي صادر شد که بر پايه آن دولت مصر ممنوع شد از اينکه مدارک بهائيان که اقليت کوچک ديني در مصر هستند را بپذيرد. آنها وادار شدند به نام مسيحي يا مسلمان يا کليمي ثبت نام کنند يعني سه اقليت ديني که توسط دولت به رسميت شناخته شده اند. کساني که اين شيوه را رد کردند مجازات شدند و نتوانستند فرزندان شان را در مدرسه ثبت نام کنند يا براي خود حساب بانکي افتتاح کرده و به نظاير اين حقوق دست يابند.
اما نکته بسيار مهمي که وکيل مدافع مورد اشاره بر آن تأکيد مي ورزد اين است که در مصر بحث پيرامون تغيير مذهب و کفر نه تنها در جمع مردم عادي بلکه در محافل روشنفکري اندک است. آقاي بهکات وکيل مدافع 12 نفر مسيحي مسلمان شده که به حکم دادگاه به مسيحيت بازگشتند اضافه مي کند:
اين آغازي است بر ورود به به موضوع و مراجعه متقاضيان تغيير مذهب به دادگاه.
بر آنچه اين وکيل مدافع گفته است بايد افزود که آنچه به جوامع با اکثريت مسلمان در راه ناهموار برابري شهروندان ياري مي رساند، حرکت هاي منطقي است که حقوقدانان مرحله به مرحله مي توانند آن را انتخاب کنند. به سخن ديگر در اين جوامع بر پايه تجربه هاي به دست آمده وصول به ضوابط جهاني حقوق بشر در قوانين کشور يا در آراء دادگاه ها محال است با شتاب و فوريت ميسر بشود. اين کمال مطلوب را بايد به صورت پروسه (مرحله به مرحله) خواستار شد و نه پروژه. اقدام به تلاش هاي مرحله اي چيزي از اهميت مبارزه نمي کاهد. اما به نتايج کوچکي که به دست مي آيد توانايي و عمق بيشتري مي بخشد تا پشتوانه حرکت هاي مثبت بعدي بشود.
