برداشت آزاد
سعيد درخشندي* - پنجشنبه 2 اسفند 1386 [2008.02.21]

1. "ايران کشوري است که در آن حقوق بشر بصورت گسترده وسيستماتيک نقض ميشود و مردم ايران توسط اقليت حاکمان غير منتخب به گروگان گرفته شدهاند. ايران بزرگترين زندان دگرانديشان، آزاديخواهان و روزنامه نگاران در جهان است. ما از حرکتها و مبارزات آزاديخواهانه ملت ايران پشتيباني و حمايت ميکنيم. ما از اصلاح طلبان در ايران حمايت مي کنيم. ايران به دنبال دستيابي به سلاح اتمي است. ايران کشور حامي تروريست است. ايران تهديد کننده صلح، ثبات وامنيت جهاني است. ايران محور شيطاني است و نيت حاکمان آن حذف و نابودي يک کشور عضو سازمان ملل متحد است. ايران بايد در قبال جامعه جهاني اعتماد سازي کند و بايد تمام فعاليتهاي هستهاي خود را به حالت تعليق در آورد.ايران بايد به جامعه بين الملل اثبات کند که انحرافي در برنامه هستهاي نداشته و به دنبال دستيابي به سلاح اتمي نيست. با توجه به سياستها و اقدامات جمهوري اسلامي اين کشور تهديد عليه امنيت جهاني و بزرگترين خطر براي امنيت ايالات متحده است. آمريکا حق عمليات پيش دستانه براي سرکوب و انهدام شبکه هاي تروريسي و کشورهاي حامي تروريست را براي خود محفوظ مي داند و..."
2. "کشور ما تنها کشور در منطقه و خاورميانه است که داراي نظامي مردمي ودموکراتيک ميباشد.نظام مردم سالاري ديني در ايران بديل نظام ليبرال دموکراسي غربي است. در کشور ما تفکيک قوا وجود دارد وقواي سه گانه مستقل از يکديگرند. قوه قضاييه ما مستقل است.در کشور ما آزادي بيان وجود دارد. در کشور ما منتقدين و مخالفين حق ابرازعقيده و آزادي انديشه وبيان دارند. در کشورما زنداني سياسي وجود ندارد. توقيف روزنامهها بر اساس قانون اقدامات تاميني مصوب قبل از انقلاب مي باشد. مرعوبين آمريکا و دنباله ها و اذناب آمريکا در کشور نه به اندازه رئيس جمهور آمريکا محترم ونه کم دان هستند. ايران نقش محوري وکليدي در صلح و ثبات منطقه و جهان دارد. کشور ما خود قرباني تروريست است. انرژي هسته اي حق مسلم ماست. با ارجاع پرونده هستهاي به شوراي امنيت مسير بررسي پرونده هستهاي از چارچوب حقوقي و فني معاهده NPT خارج و برخورد با اين پرونده سياسي شده است. ما همکاري گستردهاي با آژانس بين المللي انرژي اتمي داشته و هر کاري که منجر به اعتماد سازي ميشده را در اين همکاري انجام دادهايم. سلاح هستهاي در دين اسلام و دکترين امنيت ملي ما جايگاهي ندارد. آمريکا و اروپا خود ناقض حقوق ميباشند. نظام حاکم بين المل خود نظام سلطه و زور است. پيروزي بوش در انتخابات آمريکا با راي کمتر و ميزان مشارکت مردم در انتخابات آمريکا نشان دهنده و گواه پوشالي بودن دموکراسي در آمريکاست. ما ميخواهيم بر انتخابات آمريکا نظارت داشته باشيم.آمريکا حامي تروريست است. اسرائيل مصداق تروريست دولتي است. در کشور ما انتخابات آزاد برگزار ميشود ومردم نمايندگان خود را از طريق انتخابات آزاد و پر شور انتخاب ميکنند...
هياتهاي اجرايي ونظارت بر انتخابات بر اساس قانون و وظيفه اسلامي وشرعي خود عمل ميکنند. اعضاي هيات نظارت و شوراي نگهبان در بررسي صلاحيتها فقط قانون را ملاک و معيار قرار ميدهند.در بررسي صلاحيت کانديداهاي مجلس اصل برعدم برائت است. صلاحيت کانديداهاي مجلس براي هياتهاي اجرايي ونظارت بايد احراز شود.ثبت نام کنندگان در انتخابات بايد اعتقاد و التزام خود به اسلام و قانون اساسي و اصل مترقي ولايت فيه را ثابت کنند...."
3. "ما دلسوز نظام هستيم. ما اين نظام را از آن خود ميدانيم و بچههاي همين نظام هستيم. مرز خودي وغيرخودي بايد تعريف، مشخص ورعايت شود. منظور امريکا از اصلاح طلبها ما نيستيم. اغلب رد صلاحيت شدگان مومن، متعهد، اصيل، پيرو خط امام، خدوم واز ياران امام هستند. آيا يک روحاني التزام به اسلام ندارد؟ ما اعتقاد به اسلام وقانون اساسي و رکن رکين آن اصل مترقي ولايت فقيه داريم. چرا نمايندگان دورههاي قبل رد صلاحيت شدهاند؟ ما چگونه اعتقاد و التزام خود به اسلام و نظام را ثابت کنيم؟ اصل بر برائت است. در بين رد صلاحيت شدگان معاون قوه قضاييه، عضو شوراي نگهبان، وزير، استاندار، مديرکل، عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز، عضو شوراي مرکزي واعضاي حزب اعتمادملي، زندانيان سياسي دوران ستم شاهي، خانواده شهدا، ايثارگر، جانباز، رابط نيروي مقاومت سپاه پاسداران و عضو پايگاه شهيد رحيمي ،کيان ارثيها وشکوريهاو... وجود دارند. چرا بايد اين افراد رد صلاحيت شوند؟ بسياري از رد صلاحيت شدگان مومن، متعهد، مورد تاييد نظام و با معيارهاي انقلاب اسلامي منطبق هستند. هدف ما حضور حداکثري در صحنه انتخابات و گرم کردن تنور انتخابات است. نظارت نهادهاي بين المللي بر انتخابات، توهين به ملت ايران است. شوراي محترم نگهبان و کليت نظام بايد با آغوش باز همه فرزندانش را زير پوشش قرار دهد.نگراني ما اين است که نيروهاي انقلاب از صحنه خارج شوند و فرصت به دست فرصت طلبان ونااهلان بيافتد. شوراي محترم نگهبان به استناد قانون نظارت استصوابي رد صلاحيت ميکند اما هياتهاي محترم اجرايي فراتر از قانون عمل کردهاند. فارغ از دسته بندي اصولگرا و اصلاح طلب و فارغ از گلايههاي موجود به عملکرد شوراي محترم نگهبان همگي ما طرفداران انقلاب اسلامي و نظام اسلامي هستيم و همگي با وجود شوراي محترم نگهبان موافق بوده و هستيم. افراد رد صلاحيت شده بارها توسط هياتهاي محترم نظارت تاييد صلاحيت شدهاند. خواست دشمنان انقلاب ونظام واپوزسيون ضد انقلاب دلسرد کردن مردم است، بنا براين به هر نحو با شرکت فعالانه بايد توطئه بد خواهان نظام را خنثي کنيم. با تاييد صلاحيتها روي بدخواهان نظام کم ميشود و گورشان را گم ميکنند...."
سه مجموعه استدلال فوق، هر کدام يک برداشت از شرايط موجود کشور هستند. قضاوت با خوانندگان!
*فعال سياسي و دانشجويي زنداني در اوين.
