راهي براي فرار از قطعنامه سوم نيست؟
رضا تقي زاده Rtaghizade@aol.com - چهارشنبه 1 اسفند 1386 [2008.02.20]

انتشار گزارش محمد البرادعي دبيرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي از آخرين تحولات مربوط به فعاليت هاي هسته اي ايران که قرار بود در انتهاي هفته جاري صورت گيرد، پس از چند روز تاخير، طي هفته آينده و در فاصله کوتاهي پيش ازبرگزاري اجلاس فصلي شوراي حکام، در سوم ماه مارس، انجام خواهد گرفت. تاخير چند روزه در انتشار گزارش ياد شده نه تنها نشانه حساسيت غير متعارفي مفاد آن، که همچنين تاييد کننده فعاليت هاي سياسي گسترده اي است که پيش ازانتشار متن نهايي، در جهت تعيين مسيرگزارش و تاثير گذاري بر محتواي آن در حال انجام گرفتن است.
ديدار پايان هفته دبير کل آژانس با سرکوزي رئيس جمهور فرانسه که از زمان استقرار در کاخ اليزه بر خلاف سلف خود، ژاک شيراک، مواضع سرسختانه اي در قبال فعاليت هاي اتمي ايران اتخاذ کرده و همچنين انجام گفتگوهاي دبير کل آژانس با وزير خارجه فرانسه طي همان ديدار، از جمله آخرين تلاش هاي پر سر و صدايي است که در اين راستا صورت گرفته است.
هماهنگي در شورا امنيت
سه روز پيش ازديدار اخيرالبرادعي از پاريس، دفتر نماينده گي فرانسه درمقر سازمان ملل پذيراي سفراي کشورهاي موسوم به گروه 1+5 بود. موضوع اصلي مورد مذاکره درآن جلسه؛ ادامه فعاليت هاي اتمي ايران و نحوه مقابله موثر تر با آن بود. اعضاي دائمي شوراي امنيت به علاوه المان، پس از اخرين گرد همايي وزراي خارجه آنها در برلين، به نظر مي رسيد مصمم شده اند که علي رغم وجوداختلاف در روش هاي مطلوب دو گروه منسوب به شرق و غرب، مقابله با برنامه هاي توسعه اتمي ايران را هماهنگتر، سريعتر و جدي تر از پيش پيگيري کنند.
توافق اصولي شش کشوربزرگ به منظور فراهم ساختن زمينه تصويب قطعنامه تنبيهي سوم شوراي امنيت عليه ايران، نتيجه عمده حصول هماهنگي تازه مابين آنها بنظر مي رسيد. قطعنامه تنبيهي تازه در صورت تصويب مي توانست جدا از پيامدهاي اجتناب ناپذيراقتصادي، شکست سياسي عمده اي را نيز در عرصه جهاني عليه دولت ايران رقم بزند.
حضورعدم تعهد در غياب روسيه و چين
اين بار، مداخله کشور افريقاي جنوبي که امسال از جمله اعضاي غير ثابت شوراي امنيت است، ظاهرا دراخرين لحظه، مانع از به نتيجه رسيدن سريعتر تلاشهاي موافقين اعمال تنبيهات تازه غليه ايران شد. نماينده افريقاي جنوبي که کشورش در روزهاي باقي مانده از رييس جمهوري امبکي، حمايت از رابرت موگابه و قرار گرفتن در کنار نمايند گان جمهوري اسلامي و همراه شدن با چاوز در مجامع بين المللي را در دستور کار قرار داده است، خواستار آن شد که آغازگفتگودر شوراي امنيت پيرامون تصويب قطعنامه تنبيهي تازه عليه ايران به دريافت گزارش البرادعي واطلاع از نحوه پيشرفت همکاري هاي ايران با آژانس موکول شود. از اين پيشنهاد بعضي ديگر از اعضاي غير دائم شورا از جمله اندونزي و ليبي نيز استقبال کردند.
مداخله افريقاي جنوبي و سه کشور ديگر عضو جنبش عدم تعهد که متعاقبا به تاخير در طرح قطعنامه تنبيهي سوم عليه ايران انجاميد، از سوي مسولين رژيم جمهوري اسلامي نيز مورد استقبال قرار گرفت، از جمله هاشمي رفسنجاني طي خطبه هاي اخرين نماز جمعه خود از آن به عنوان نماد ايستادگي کشورهاي غير متعهد در کنار ايران براي خنثي کردن نقشه دشمنان ياد کرد.
با توجه به نزديکتر شدن محسوس مواضع چين و روسيه طي دوماه گذشته به مواضع ساير اعضاي دائم شوراي امنيت در مورد ايران و در نتيجه، فاصله گرفتن پکن و مسکو از تهران، حمايت ملايم و کم اثر غير متعهد ها در شوراي امنيت به نوعي موجب تسکين خاطر موقت دولت جمهوري اسلامي گرديد. اميد تهران در شرايط دشوار پيش آمده اين بود که گشايش نامنتظر ديگري در هفته هاي بعد منشا اثر بيشتر شده و خطر قطعنامه سوم را تا حد مقدور و ممکن دور سازد.
پيش از آن، ايران علائم روشني از جانب روسيه و چين در يافت داشته بود که نشان مي داد حمايت نيم بند آن دو کشوراز برنامه هسته اي اش در حال کاهش است. اظهارات خشمگينانه معاون وزير خارجه روسيه چند روز پس از برگزاري جلسه کشورهاي 1+5، عليه برنامه توسعه موشکي ايران وهمچنين تکرار مخالفت آشکار با آنچه اوبه نيابت از سوي دولت متبوع خود "غير ضروري بودن ادامه غني سازي اورانيوم" خواند، شگفتي محافل ناظر و بخصوص تهران را برانگيخت. شگفتي تهران بيشتر از اين جهت بود که پيش از آن هيچ يک از مقامات رسمي کرملين علنا از برنامه هاي توسعه موشکي ايران انتقاد به عمل نياورده بودند، اگر چه نگراني هاي مسکو در اين زمينه طي تماسهاي دو جانبه مابين دوکشور هر ازگاهي مطرح شده بود.
در مورد چين اگرچه موضع گيري سياسي پکن عليه برنامه هاي اتمي ايران تا حدودي ملايم تر از روسيه بود، (من جمله طرح در خواست وزارتخارجه چين از ايران براي جدي گرفتن قطعنامه هاي شوراي امنيت) و طرح اين موضوع در وسايل ارتباط جمعي، در عين حال دولت چين با افزايش فشار در زمينه هاي اقتصادي نارضائي ازرفتار هاي ايران را بگونه اي ديگر اشکار ساخته بود.
افزايش فشارهاي بانکي پکن و هنگ کنک از طريق خود داري از گشايش اعتبار و سفارشات وارداتي ايران و همچنين عدم تحرک کافي براي فعالتر کردن طرحهاي توافق شده توسعه نفت و گازمابين دوکشور، تهران را طي ماههاي اخير بگونه اي مشوش ساخت که حتي بعضي از منابع دولتي تصميم ماه ژانويه ترکمنستان داير برقطع فروش گاز به ايران را نيز ناشي از تحريک چين مي خواندند!
در شرايطي اينچنين، حمايت غير رسمي ومعتدل غير متعهدها از مواضع ايران به نوعي فرصت مغتنم براي تهران تلقي شد، اگر چه اين حمايت به هيچ وچه نمي توانست جايگزين حمايت پيشين و موثر تر روسيه و چين بشود. در طول دوسال گذشته حمايت هاي نيم بند چين و روسيه از ايران در شوراي امنيت حد اکثر به تعديل دو قطعنامه تنبيهي پيشين انجاميده بود حال انکه موضع گيري افريقاي جنوبي وسه عضو غير دائمي ديگر شوراي امنيت تنها ميتواند به تعويق زمان طرح قطعنامه سوم تنبيهي بينجامد و نه تغيير اساسي در محتواي آن.
تاثيرمحتمل گزارش البرادعي
موضوع درخواست نماينده افريقاي جنوبي در شوراي امنيت، تعليق بحث و بررسي قطعنامه تنبيهي سوم شوراي و موکول ساختن آن به بعد از زمان انتشار گزارش البرادعي در مورد تحولات مربوط به برنامه اتمي ايران است. گزارش البرادعي به شوراي حکام آژانس بي ترديدبه دو بخش مجزا خواهد پرداخت:
1- اجابت خواستهاي مندرج در سه قطعنامه 1696 - 1737 – و 1747 توسط ايران که مهمترين آنها تعليق غني سازي اورانيوم است.
2- ميزان پيشرفت در همکاريهاي ايران با آژانس در جهت رفع ابهام از گذشته فعاليت هاي اتمي اين کشور.
البرادعي طي گزارش قبلي خود که در ماه سپتامبر گذشته منتشر شد کمترين نشانه اي از پيشرفت در بخش اول عرضه نکرد و حتي به انتقاد از ايران به دليل ادامه و توسعه غني سازي اورانيوم نيز پرداخت. در بخش دوم و در زمينه همکاري براي رفع ابهام، دبريکل آژانس به اميد دريافت اطلاعات بيشتر از ايران، از پيشرفت همکاري ها با ايران قدرداني کرد- نکته اي که ايران در مقابل از آن قدرداني فراوان به عمل آورد. فراموش نکنيم که در همان زمان نيز عليرغم خشنودي هاي فراوان تهران از مفاد گزارش البرادعي، اين مفاد گزارش دبيرکل آژانس نبود که مانع از طرح و تصويب قطعنامه تازه تنبيهي شوراي امنيت عليه ايران شد. عامل عمده و موثر، انتشار بخشهائي از براورد سازمانهاي اطلاعاتي امريکا از فعاليتهاي اتمي ايران و اعلام ترک پيگيري ايران در راه دستيابي به سلاحهاي اتمي از سال 2003 بود که نه تنها پرونده اتمي ايران را در شوراي امنيت ب طور موقت از گردش خارج ساخت، که همچنين خطر هجوم نظامي عليه ايران را نيز که پيش از آن کاملا محتمل به نظر ميرسيد به ميزان فوق العاده زيادي کاهش داد.
تهران، با استناد به اظهارات مسئولان جمهوري اسلامي در اين مورد، ظاهراً انتظار داشت که در نتيجه گنجانده شدن چند خط مثبت در بخش دوم گزارش البرادعي، داير بر تائيد پيشرفت همکاري با ايران، مضوع تصويب قطعنامه تنبيهي تازه کان لم يکن تلقي شده و به فراموشي سپرده شود. حال آنکه روند جاري تحولات مربوط نشان ميدهد که انتظار تهران دراين مورد انتظاري واهي است. با اين وجود، و با در نظر داشتن نتيچ بازدارنده انتشار گزارش اطلاعاتي امريکا، بنظر ميرسد کشورهاي اروپائي و امريکا نميخواهند اينبار هيچ فرصتي را به احتمالات بسپارند. آنها انچنان که از قراين برميايد، مصمم بنظر مي رسد که حتي با اشراف پيش هنگام از مسير گزارش اينده البرادعي، و امکان موج سازي تبليغاتي طي طرح مباحث انتقادي اعضاي شوراي حکام که پس از دريافت گزارش البرادعي صورت خواهد گرفت، زمينه اتفاق نظر بيش از پيش درشوراي امنيت را فراهم ساخته و فشارهاي سياسي اقتصادي عليه ايران را افزايش دهند.
آنها اطمينان دارند که گزارش البرادعي در بخش تامين خواسته ها مصرح در قطعنامه ها کاملا منفي و در بخش انجام همکاري هاي اخير نيز غير کامل و در نتيجه توام با ادامه پاره اي ابهام ها خواهد بود. گزارش هفته آينده البرادعي يقينا بار ديگر با صراحت ياد آور خواهد شد که قادر به تائيد غير نظامي بودن برنامه هاي توسعه اتمي ايران نيست، ضمن آنکه دليلي براي اثبات عکس آن نيز در اختيار ندارد.
در نتيجه با توجه به اين نکته که همکاري اخير ايران با آژانس تنها منوط به رفع ابهام از گذشته برنامه هاي اتمي ايران است و نه رفع نگراني هاي جاري شوراي امنيت از آينده آن، دادن امتياز کوچکي به چند عضو موقت شورا از راه قبول تامل چند هفته اي تا زمان انتشار گزارش البرادعي، بهاي کمي است که اعضاي دائم شورا براي رسيدن به هدف نهايي خود که متوقف کردن برنامه اتمي ايران است راضي به پرداخت آن شده اند. در اين ميان ايران که ادامه همکاري با آژانس را براي پرهيز از انتقاد هاي بيشتر غير قابل اجتناب ميبيند، ضمن باز کردن قفل فعاليت هاي پوشيده اتمي خود و در نتيجه آسيب پذيرتر کردن آنها، متعاقبا قطعنامه تنبيهي تازه را نيز در يافت خواهد کرد. به اين ترتيب ديپلماسي اتمي ايران در ادامه پيروزي هاي شکوهمند دوسال گذشته، چوب و پياز را با هم خواهد خورد.
