منافع ملي يا برخورد ايدئولوژيک
مير حميد سالک - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]
عماد مغنيه، معروف به حاج رضوان شامگاه سه شنبه در انفجاري سهمگين در دمشق، پايتخت سوريه، کشته شد و خبر مرگ او ۱۲ ساعت بعد از سوي گروه حزب الله لبنان تاييد شد. اين رهبر نظامي جنبش حزب الله در طول حيات خود، از سوي سازمان هاي جاسوسي غرب، به عنوان مسئول بسياري از عمليات تروريستي شناخته شد. از نظر دولت آمريکا به واسطه عملياتي که از سوي حزب الله عليه منافع آن دولت انجام شده بود، مغنيه به عنوان مسئول خرابي ها، ارزشي بيست و پنج ميليون دلاري پيدا کرده بود. گذشته از تفکرات، عملکرد و مجموع سوابقي که براي مغنيه ذکر مي شود و فارغ از تعداد کشورهايي که در تعقيب وي بوده اند، عمليات ترور مغنيه به هر علت و بهانه، محکوم و غير قابل دفاع است.
بعد از تائيد خبر کشته شدن مغنيه توسط منابع خبري و هم چنين حزب الله لبنان، شاهد واکنش بسياري از دول و رهبران سياسي جهان بوديم. بسياري از کشورها بدون هيچ اظهار نظري تنها ناقل خبر بودند. رهبران رقيب حزب الله در لبنان جملگي اين عمل را محکوم و آن را مخالف روند برقراري صلح و آرامش، به ويژه در اين شرايط حساس، ارزيابي کردند. در ميان همه اين واکنش ها شاهد دو واکنش ايدئولوژيک، با مضاميني، متفاوت بوديم.
برخورد اول از سوي دولت آمريکا و دولت اسراييل صورت گرفت که با خوشحالي زائدالوصفي، به استقبال اين خبر رفتند. شان مک کورمک در گفت و شنود با خبرنگاران، با بهانه اين که دنيا بدون حضور مغنيه جاي بهتري براي زندگي خواهد بود، سعي در توجيه اين عمل غير انساني کرد. ظاهرأ سخنگوي وزارت خارجه آمريکا فراموش کرده پرچم دار مبارزه عليه تروريسم است. او حتمأ مي داند که ما ترور خوب وبد نداريم ترور يا خوب است و حکمش براي همه جائز و يا اين که نبايد عليه هيچ کس انجام شود.
حتي اگر اتهامات مغنيه بيش از آني باشد که آمريکا و دوستانش مدعي هستند، باز هم توجيه گر اين عمليات تروريستي نيست. حق اين است که دادگاهي صالح اتهامات انتسابي افراد را بررسي کند و در صورت اثبات وقوع جرم، احکام درخور را صادر کند. مگر جنايت کاران آلمان نازي کشتار کمتري کرده بودند؟ آيا عوامل صرب افراد بي گناه بي شماري را تنها به جرم مسلمان و يا کروات بودنشان از بين نبردند؟ يا وحشي گري هايي که در درگيري هاي قبيله اي در دارفور سودان اتفاق افتاده ناچيز است؟ چرا در اين موارد دادگاه هاي بين المللي مسئول رسيدگي و تعيين جرم هستند، اما در مورد مغنيه هر کسي حق دارد هم قاضي باشد و هم مجري حکم؟ آيا اين واکنش بوي ايدئولوژي نمي دهد؟
آيا وقتي به خودمان حق مي دهيم جهان را بدون وجود ديگران تصور کنيم، به ديگران نبايد حق بدهيم براي بهتر شدن دنيا، کره زمين را از وجود ما پاک کنند؟ آخر مگر خشونت، به غير از خشونت، دست آورد ديگري هم دارد؟ سال هاي سال است که گروه هاي مسلح و تروريستي تنها به همين بهانه، دنيا را براي بقيه ناامن ساخته اند. در جوامعي که کساني با خلوص نيت و صداقت قدم در اين راه گذاشته اند، حتي در مواقعي که به قدرت دست يافته اند، آن جوامع جز حمام خون و فضاي رعب و وحشت عايدي ديگري نداشته اند. حال اگر اين رويه از ابتدا مبتني بر نيات خير خواهانه نباشد بايد منتظر عواقب به مراتب بدتري شد.
باده درد آلودمان مجنون کند / صاف اگر باشد ندانم چون کند؟
برخورد دوم ايدئولوژيک از سوي مسوولان کشور ما صورت گرفت. تقريبا تمام مسئولين کشور مراتب انزجار خود را نسبت به اين عمل اعلام نموده، در رساي دلاوري ها و شجاعت هاي مغنيه حماسه سرايي کردند. اين اولين درس يک سياست خارجي غير ايدئولوژيک است که در هر واکنشي نسبت به رخدادهاي بين المللي اولين و آخرين چيزي که بايد مد نظر قرار بگيرد، منافع ملي است. اما اگر سياست خارجي و يا به تفسير دقيق تر مجموع سياست گذاري ها ايدئولوژيک بود، آن چه که حرف اول و آخر را خواهد زد بايدها و نبايدهاي آن عقيده است.
واکنش دولت ايران و شرکت وزير امور خارجه در مراسم خاکسپاري مغنيه، دقيقأ رويکردي ايدئولوژيک بود. چرا که دولت ايران در پاسخ به ادعاهاي دشمنان خود در مورد حمايت همه جانبه ايران از حزب الله لبنان، مدعي است که بدون هيچ گونه چشم داشتي، تنها داراي يک ارتباط معنوي با اين حزب است. اين ارتباط معنوي حتمأ مبتني بر يک ايدئولوژي است. در اين صورت وقتي ما با تمام قوا در جهت تقويت اين روابط عمل مي کنيم، يعني در واقع امر براي تقويت اين ايدئولوژي قدم بر مي داريم.
عقيدتي بودن رفتارهاي مجموع حاکميت نکته اي سوًال برانگيز نيست، چرا که بارها مورد تاييد رهبران کشور قرار گرفته است. سؤال اين جا است که اين نحوه عملکرد تا چه حد در جهت منافع ملي ايران است؟ در جايي که تمامي رسانه هاي جهان توجه خود را به پاسخ کشورها نسبت به اين رويداد معطوف کرده اند و از سوي ديگر انگشت اتهام به سوي ايران است که از طريق حزب الله به همراه طرفداران سوريه مانع از ايجاد ثبات در لبنان مي شود، آيا حضور در مراسمي که جهت مغنيه برگزار مي شود، و آن هم در اين سطح، در چهار چوب منافع ايران قرار دارد؟ آيا توجهي تا اين حد به ترور يکي از سران سازمان هاي فعال سياسي در لبنان موجب تقويت شايعه دخالت ايران در اوضاع داخلي لبنان نخواهد شد؟ قوت گرفتن اتهاماتي چنين در شرايطي که ما هنوز از رويارويي بر سر مسئله فعاليت هاي هسته اي خود فارغ نشده ايم، به نفع دوستان ايران است يا به نفع دشمنان ايران؟
به راستي، به غير از آقاي متکي، چند هيئت رسمي از ساير کشورها در مراسم روز پنج شنبه حزب الله در بزرگداشت عماد مغينه شرکت داشتند؟
