بر سر پيام نور چه آمد
علي رشيدي - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]
مقدمه: افلاطون در مهمترين اثرش "جمهوري" مي گويد بايستي سياستمداران و دولتمردان آموزشهاي شهروندان را مديريت وكنترل کنند(كتاب دوم). نبايستي در آموزش و پرورش، عقايد مخالف عقايد ديني موجود در يونان باستان را آموزش داد. نبايستي اعتقادات شهروندان رانسبت به خدايان سست کرد. همچنين هر آنچه در آموزش و پرورش آموخته مي شود بايستي در راستاي ترويج فضيلت و در راستاي سعادت جامعه باشد. او صلاح جامعه را فراتر از هر حقيقت و عقلانيتي مي نهد و در همين راستا معتقداست که آموزش و پرورش بايستي کاملا جهت دار اداره شود. اين نگاه به شهروندان همان نگاه "توده اي و گله وار" است که مردم را داراي قدرت تعقل و تصميم گيري در امور روزمره و پيشبرد زندگي نمي داند، فلذا اين وظيفه را بر گرده ي طبقه اي از مردم مدينه فاضله مي داند که داراي قدرت تعقل و تصميم گيري بسيار بالايي هستند. طبقه اي که بر اساس تمثيل فلز، جنس آنها مانند طلا ارزشمند و ماندگار است. افلاطون براساس همين ديدگاه است که دمکراسي را نفي مي کند و مهر تاييد بر آريستوکراسي مي زند. او در مسلط سازي حکومت بر زندگي خصوصي شهروندان تا آنجا پيش مي رود که معتقداست دولت بايستي روابط جنسي طبقات مختلف مردم را در مدينه کنترل كند بگونه اي که فردي از طبقه فرمانروا(سپاهيان) نمي تواند با طبقه پيشه ور يا طبقه پاسدار ازدواج کند. افراد قوي و سالم بايستي به توالد و تناسل تشويق شوند و جلو آميزش افراد ضعيف و بيمار بايستي گرفته شود تا شهروندان آينده مدينه فاضله قوي، سالم و از هر لحاظ توانمند باشند. از طرف ديگر اگر کسي از اين قوانين عدول کرد بايستي محاکمه و فرزند حاصل از اين ازدواج ها نامشروع محسوب شده و بايستي از ميان برود. (قوانين، كتاب هشتم ).
1) عليرضا علي احمدي رئيس دانشگاه پيام نور و سرپرست فعلي وزارت آموزش و پرورش طي مدتي که بعنوان سرپرست وزارتخانه و وزير پيشنهادي دولت براي وزارت آموزش و پرورش معرفي شده، نظريات و تئوري هاي جالب توجه و بظاهر جديدي را ارائه کرده که صد البته نه تنها جديد نيست بلکه ريشه در انديشه هاي افلاطون و ساير متفکراني دارد که به اميد ساختن يک مدينه فاضله و يک آرمانشهر، سرانجام يک سيستم بسته و تک صدايي خلق مي کنند که تکثر، تنوع و چندصدايي جاري در هستي را، كه سنت کائنات و اديان و اقوام و ملل بشري است برنمي تابد. نمونه عيني اين گونه سيستم هاي تك صدايي شوروي سابق بود كه بخاطر همين سياستهاي غلط دچار فرو پاشي شد. پرداختن به اين مقوله در حد اين مقال نيست. همين بس که آنچه علي احمدي در باب تفکيک آموزشهاي دختران و پسران مي گويد مرا به يادانديشه هاي افلاطون انداخت واينكه سرچشمه و آبشخور آن افكار در انديشه هاي افلاطون است و سرانجام اش نيز مشخص است و آن تسلط بر تمامي جوانب زندگي خصوصي حتي روابط جنسي، ازدواج، انديشه، لباس پوشيدن و.. شهروندان است. اما در اين مجال بعنوان کسي که چندين سال در دانشگاه پيام نور کار کرده و از نزديک با انديشه هاي علي احمدي آشنا هستم و صد البته از نزديک تبعات و تصميم گيري هاي شخصي او را در داخل دانشگاه به عين اليقين ديده ام و البته بعنوان يک فرد دانشگاهي و بدوراز هرگونه جانب داري سياسي، کارنامه دوساله او را در معرض ديد خوانندگان نقاد، به ويژه نمايندگان محترم مجلس قرار دهم تا در اين مدت زماني که تا راي اعتماد به وي باقي است با ديدي بازتر به تصميم گيري رقم زدن سرنوشت بزرگترين وزارتخانه دولت بپردازند.
2) "عليرضا علي احمدي جشفقاني" داراي دکتراي مديريت و از ياران نزديک دکتر احمدي نژاد در دانشگاه اميرکبير است. او باجناق دکتر احمدي نژاد و مشاور رئيس جمهوري و داراي نفوذ قابل توجهي در ميان اعضاي دولت است. پس ازعدم راي اعتماد مجلس به ايشان به عنوان وزير پيشنهادي تعاون، دکتر علي احمدي بسيار کوشيد تا روابط خويش را با نمايندگان بازسازي کند. روابطي که تا اعطاي مجوز راه اندازي واحدهاي پيام نور در حوزه هاي انتخابيه تعدادي از نمايندگان بعنوان امتياز نيز پيش مي رفت. در عوض نمايندگان نيز متعهد مي شدند که به لوايح و پيشنهادات دانشگاه، به ويژه در زمينه بودجه راي مثبت بدهند. اما دکتر علي احمدي طي اين مدت علاوه بر حضور پررنگ در کنار رئيس جمهور کوشيد تمام انرژي و نيروي خود را صرف دانشگاه پيام نور کندكه البته بجاي خود قابل تقدير است. اما او در آغاز در برابر يک "شعار" قرارداشت. شعار "بر داشتن کنکور توسط دولت نهم". بر اساس وعده هاي رئيس جمهور و مشاورانش در تبليغات انتخاباتي، قرار است در پايان دوره چهار ساله رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد، سد بلندکنکور از پيش پاي جوانان اين مرز و بوم برداشته شود و هيچ مانعي در برابر رفتن آنها به دانشگاه نباشد. اين مهم در دولت نهم بيش از هر کسي بر عهده علي احمدي، امين و مشاور و باجناق رئيس جمهور قرار گرفت. اين هدف و تحقق آن در گرو توسعه" سريع و انقلابي" دانشگاه پيام نور در تمامي اقصي نقاط کشور بود. علي احمدي يکه و تنها و با اين هدف وارد دانشگاه شد و پس از اينکه نتوانست نظر معاونين رياست قبلي را براي همراهي جلب کند همه را تعويض کرد. بزرگاني مانند دکتر نصيري از مفاخر فرهنگي کشور، دکتر ابراهيمي، دکتر کريم زادگان، دکتر خانيکي و... همه از دم تيغ تعويض گذشتند و نيروهايي بيرون از مجموعه و با تحصيلات فوق ليسانس جايگزين مديران قبلي شدند. نيروهايي که تماما با دکتر علي احمدي هماهنگ بودند. اکنون زمينه فراهم شده بود تا" جهش انقلابي" صورت گيرد. علي احمدي براي اين کار ابزارهايي در اختيار داشت. هيات دولت، رئيس جمهور، دانشگاه و غيره. يکي از اين شيوه ها و راهها، جذب دانشجويان از طريق "فراگير" بود که اساسا با کنکور متفاوت است. اين روش در زمان دولت گذشته براي ورود با کيفيت تر دانشجويان به دانشگاه پيام نور تعبيه شده بود. اما اين منفذ به يکباره فراخ گرديد و خيل زيادي از جوانان علاقمند از طريق فراگير وارد مراکز پيام نور شدند. همزمان با اين حرکت دکتر علي احمدي يك مصوبه بسيار انقلابي را از دولت براي در اختيار گذاردن فضاها و ظرفيت هاي خالي ساير وزارتخانه ها از جمله وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و سازمان تربيت بدني و... از دولت گرفت و به استانها ابلاغ کرد. همزمان با اين حرکت دکتر علي احمدي ساختار قبلي دانشگاه پيام نور را که بصورت منطقه اي (10منطقه) اداره مي شد به هم ريخت و با مجاب کردن هيات امنا - که همگي در دولت جديد تعويض شده بودند- ساختار پيام نور را به صورت استاني در آورد كه در قالب آن مراکزو واحدها هر زير نظر مرکز استان و رئيس دانشگاه جامع پيام نور استان اداره مي شد. در همين راستا ظرفيت ورودي مراکز پيام نور از طريق کنکور نيز طي اين دو سال چند برابر شد. حاصل اين استراتژي در کوتاه مدت همين شد: "وزير علوم با خيال راحت اعلام کرده است که سال آينده ميزان متقاضي ما کمتر از ظرفيت ما براي ورود به دانشگاهها است".
3) در کنار اين توسعه بي رويه و غير علمي، دکتر علي احمدي به جذب افراد کارشناس ارشد بعنوان "دستيار آموزشي" پرداخت تا خلا "عضو هيات علمي" را در دانشگاههاي پيام نور کشور جبران نمايد. در همين راستا با جذب همکاري برادر خويش حاج حسين علي احمدي جشفقاتي- که فردي فعال و روحاني بود- به عنوان قائم مقام رئيس دانشگاه درطرح "تابان" ومدير گروه دروس معارف زمينه جذب افراد و فارغ التحصيلان کارشناسي ارشد همه رشته ها را به مراکز فراهم نمايد. طرح تابان، طرحي متعلق به مديران جديد دانشگاه بود تحت عنوان"طرح آموزش بدون حضوري" پيام نور که هدف آن توسعه پيام نور تا شهرهاي کوچک، بخش ها و مناطق دوردست کشور بود. بخش ها و شهرهايي که حتي داراي چند نفر کارشناسي ارشد براي راه اندازي مراکز و آوردن رشته نبودند! حسين علي احمدي، اخوي دکتر طي اين مدت کوشيد تا با سرعت سر سام آوري پيام نور را در شهرها و بخش هاي تمامي استانها ي کشور را ه اندازي کند. نمايندگان هم بخاطر نشان دادن عملکرد خويش در حوزه هاي انتخابيه بسيار پيگيرو خوشحال بودند از اينكه حوزه انتخابيه شان داراي "دانشگاه" ميشود. در نتيجه در آخرين دوره آزمون فراگير و آخرين کنکوري که در کشور برگزار شدتمامي مراکز و شهرستانها و بخشهايي که اعلام آمادگي کرده بودند هرکدام از دو رشته به بالا تا ده رشته داراي واحد پيام نور شدند!
4) اما دکتر علي احمدي "بزرگ" بر اساس تئوري هايي که در ذهن خويش داشت، انتظار داشت که همزمان با اجراي اين برنامه جذب داوطلبان به مراکزو واحدهاي قبلي و واحدها و مراکز تازه تاسيس پيام نور به کمک مصوبات دولت و همراهي بودجه اي مجلس اولا فضاهاي لازم را در اختيار گيرد- فضاهاي بلا استفاده و مازادي که انصافا در كشورکم نيستند-، آزمايشگاها را گسترش دهد، کلاسها را به تلويزيون و دستگاه DVD مجهز نمايد، بسياري از خدمات دانشجويي و آموزشي را از طريق اينترنت و بصورت الکترونيکي ارائه دهد، بدنه هيات علمي را تقويت كند و همزمان با انحلال مناطق، دانشگاه جامع استان را در استانهايي که منطقه در گذشته در آنهامستقر نبود داير نمايد و نيز همزمان مجوزهاي لازم را براي جذب نيروي اداري و علمي از دولت و سازمان مديريت و برنامه ريزي اخذ کند. اما آيا همه اين برنامه ها ي "انقلابي" تحقق يافت يا خير واساسا آيا چنين اقداماتي در سيستم اداري فربه ايران در اين مدت كم وبا اين مديران غير دانشگاهي و بدون سابقه در كار مديريت ميسر است؟ بگذريم از اينكه پاره اي از اين طرحها مربوط به دولت اصلاحات بود وقرار بود با آرامش وبدون سياسي كاري انجام شود.
5) طي اين مدت دکتر علي احمدي بهترين نيروهاي دانشگاه را در معاونت ها و دفاتر ستاد سازمان مرکزي از سکان مديريت پياده کرد و افرادي غير دانشگاهي را وارد مجموعه دانشگاه کرد. همچنين از روساي مناطق تقريبا همه را جابجا کرد غير از افرادي که به هر قيمتي حاضر بودند بمانند و برنامه هاي شخصي، غير کارشناسي و غير آکادميک "دکتر" را اجرا کنند. حاصل و output اين مدت مديريت دکتر علي احمدي چه شد؟ آيا او توانست اين برنامه هاي انقلابي را در پيام نور اجرا کند؟ آيا او و همفکرانش به هدف ايده آل برداشتن کنکور در سال پاياني خدمت رساني دولت به مردم خواهند شد؟ اگر پاسخ "آري" است به چه قيمتي و با چه کيفيتي؟ بعنوان کسي که اعتقاد قلبي به شيوه آموزش از راه دور(Distance Learning) دارم و آن را به عنوان يک متد بسيار پيشرفته و کم هزينه آموزش در دنيا مي پذيرم بايستي بگويم که بنده و تعدادي ديگر از همکاران علمي دانشگاه حتي درز مان دولت گذشته تا حدي به شيوه گسترش و پاره اي كارهاي غير علمي در دانشگاه در زمان رياست قبلي اعتراض و انتقاد داشتيم ـ چرا که آن را بدور از استانداردهاي بين المللي آموزش نيمه حضوري مي ديديم ـ اما در مورد شيوه، روش و عملکرد مديران جديد دانشگاه بدور از هرگونه حب و بغض و يا جانبداري سياسي صرفا بعنوان يک مدرس دانشگاه و دغدغه مند آموزش عالي در کشور نسبت به تبعات اين شيوه گسترش و افزايش سرطاني آموزش عالي نگران هستم. اين قلم نگران فدا کردن آموزش عالي در پاي منافع کوتاه مدت و جناحي است و از جامعه دانشگاهي کشور مي خواهد در برابر اين حرکت هاي بسيار سطحي، غير علمي و نابود کننده آموزش عالي ساکت نمانند. چرا که در آن صورت آنها نيز در پيشگاه ملت و آيندگان بايستي پاسخگو ي تبعات زيانبار وبلند مدت آن باشند.
6) اما برداشتن سد كنكور يك شعار تبليغاتي است. پرسش اساسي اين است: هدف اصلي دولت نهم ازچنين گسترش سرطاني چيست؟ و آيا اين دولت متوجه تبعات بعدي چنين اقداماتي در آموزش عالي هست؟
به سراغ دکتر علي احمدي باز مي گرديم: مردي که رئيس جمهور او را برگزيده تا در جدال با دانشگاه آزاداسلامي پشت اين دانشگاه را بر زمين بزند! تعجب نكنيد متاسفانه همين طور است. رئيس جمهور با اين اهرم مي خواهد پشت هاشمي را به زمين بزند و علي احمدي پشت دکتر جاسبي را. براي تبيين بيشتر اين مسئله به سفرهاي استاني دولت سري مي زنيم. دکتر احمدي نژاد هرکجا و هرکوره دهاتي مي رود وعده راه اندازي پيام نور را مي دهد. بدون هماهنگي دانشگاه و بدون حتي هرگونه کار کارشناسي! اما آيا دولت پس از تصويب "راه اندازي پيام نور" در فلان شهر و بخش فلان استان کشور حمايت لازم راجهت راه اندازي آن مراکز انجام مي دهد. اي کاش مجلس از دولت سوال مي کرد که با مستندات اعلام كنند چند درصد از مصوبات سفر هاي استاني مربوط به دانشگاه پيام نور در خصوص اعطاي بودجه و ارز تحقق يافته است؟ او با خيال راحت وعده مي دهد چون مي داند باجناقش "نه" نمي گويد. سند ديگر اينكه دكتر علي احمدي در جمع خصوصي بسياري از روساي مراکزو استانها صريحا گفته بود که تا دو سال ديگر کاري خواهيم کرد تا دانشگاه آزاد تنها در مراکز استانها بتوانند به حيات خود ادامه دهد؟! اما اين پازل چگونه کامل مي شود؟ بسيار ساده است. رئيس جمهور در راستاي تسويه حساب سياسي و جناحي به يکي از معتمدترين دوستان خويش ماموريت داده تا با توسعه و گسترش پيام نور مشتريان دانشگاه آزاد را در تمامي کشور به حداقل برساند ودرآمد آن را در اين مدت حداقل به نصف كاهش دهد. کاري که هم اکنون موفق به انجام آن شده است. شما ديگر اقدامات دولت در رابطه با دانشگاه آزاد مانند كاهش شهريه ها و غيره را كنار اين مورد بگذاريد پازل تكميل ميشود.
7) علي احمدي طي 2 سال گذشته موفق شد تعداد دانشجويان پيام نور را به دو برابر يعني 800000 نفر برساند(اين رقم در پايان دوره كاري دولت بايد به 1000000 نفر برسد) بدون اينکه زيرساختها و امکانات لازم را فراهم نمايد. زيرساختها چه هستند؟ فضاي آموزشي، استاد و هيات علمي، آزمايشگاه، تجهيزات آموزشي، توسعه IT وICT و بسياري فاکتورهاي ديگر که نه تنها در زمان علي احمدي توسعه نيافت بلکه زيرساخت هاي از قبل موجود نيز با اين شيوه مديريت ويران شد. براي اطلاع خوانندگان و علي الخصوص نمايندگان محترم مجلس عرض ميكنم كه ميا نگين فضاي آموزشي در دانشگاه در زمان دولت آقاي خاتمي "يك متر" بود ـ كه آنهم بسيار در معرض انتقاد دلسوزان دانشگاه قرار داشت- اما اكنون به زير پنجاه سانتي متر رسيده است واين بسيار تكان دهنده است!
دکتر علي احمدي طي اين مدت موفق شد تعداد مراکز و واحدهاي پيام نور را به دوبرابر توسعه دهد اما بدون برنامه و بدون کار کارشناسي ! نتيجه اين شد که اکنون تمامي داوطلباني که بعنوان دانشجوي اين واحد ها ومراکز تازه تاسيس جذب شده اند، براي گرفتن خدمات آموزشي بايستي به همان مراکز قبلي به ويژه مراکز استانها و مراکز نزديک مراجعه کنند تا حداقل خدمات آموزشي را دريافت کنند چرا كه در آن بخش ها و شهر ها كوچكترين امكاناتي براي ارائه خدمات آموزشي وجود ندارد. منظور از "حداقل خدمات آموزشي" نه آزمايشگاه و کارگاه عملي و سالن ورزشي و سلف سرويس و خوابگاه بلکه منظور ثبت نام، انتخاب واحد، حذف و اضافه و... است. آنهم بماند كه دانشجو با هزاران سوال آموزشي به مرکزي که مراجعه کرده بايستي در صف هاي طويل ايستاده و پس از شنيدن "نمي دانم و يا به فلان همکار مراجعه کنيد" بدون پاسخ و کلافه از دانشگاه خارج مي شود و برخي نيز که تحمل چنين محيط بي برنامه و نامنظمي را ندارند اقدام به انصراف مي نمايند که نمونه هاي زيادي را مي توان جست. به عنوان مثال يکي از نمونه هاي برنامه ريزي در دانشگاه پيام نور مي توان به انتخاب واحد و ثبت نام نامنظم و "بظاهر" اينترنتي دانشگاه پيام نور در نيم سال جاري اشاره کرد که براي دانشجويان دانشگاه پيام نور به سوهان روح و عامل ناميدي از تحصيل تبديل شده است. براي اثبات صحت اين مطلب توجه شما را به مطلب يکي از دانشجويان دانشگاه پيام نور تهران وكامنت هاي ديگر دانشجويان بر اين مطلب مندرج در سايت خبري تابناک جلب مي نمايم.
8) دولت نهم از چنين توسعه اي دو هدف ديگر دارد: يکي اينکه اعلام مي کند درصد بيکاري کاهش يافته است چراكه "دانشجو" بطور موقت از چهارچوب تعريف "بيكار" در كشور خارج ميشود وديگر اينكه آمار دانشجو يانش دوبرابر مي شوند. اما مهمتر از همه اينها اين است که بقول دكتر علي احمدي پشت دانشگاه آزاد به زمين مي خورد. عليرغم انتقاداتي که به شيوه آموزش در دانشگاه آزاد دارم اين پرسش را از دکتر احمدي نژاد رئيس جمهور انقلابي دارم که واقعا کوبيدن يک رقيب سياسي به چه قيمتي؟ به قيمت نابود کردن سيستم آموزش عالي کشور؟ آقاي دكتر! پس از شما چه کسي پاسخگو ست؟ وچه كسي بايد هزينه اين گونه اقدامات نسنجيده، سليقه اي وغير علمي را پرداخت كند؟ الحمدلله در اين مملکت هم که هيچ مکانيسمي براي اين وجود نداردکه بگويد آقاي مدير وجناب رئيس شما اين سيستم را در چه حال و وضعي تحويل گرفتي و اکنون چگونه تحويل مي دهي؟ بدون شک صداي نابهنجار و گوشخراش اين گسترش سرطاني و بي رويه بعدها درخواهد آمد. زمانيکه نه دولت نهم بر مسند صدارت است و نه علي احمدي رئيس و وزير و نه احمدي نژاد رئيس جمهور! من که از هم اکنون صداي آن را مي شنوم.
9) آنچه علي احمدي در پيام نور انجام داده است مانند بسياري از کارهايي که در اين دولت انجام شده، نيازمند يک کميته حقيقت ياب کارشناسي و بي طرف است تا آسيبها و زيانهاي وارد بر آن را بررسي کند. حتم دارم علي احمدي بيش از هرکس ديگري مي داند که در پيام نور چه کرده است كه اكنون مي خواهد از ديدن تبعات كارهاي خود فرار كند! چرا که در مقوله مديريت از قضا اولين کسي که گرفتار تصميم هاي مديريتي و تبعات مثبت يا منفي آن مي شود خود مدير است. نمي دانم دکتر عزيز با اين عملکرد چه گلي مي خواهد بر وزارت خانه درن دشتي مثل آموزش و پرورش کشور بزند. آنهم با آن طرحهاي خلق الساعه اي که به ذهنش ميرسد و بقول شاعر هر دم از آن باغ بري مي رسد!مسئوليت تبعات اين گونه مديريت در کشور، به ويژه در بخش آموزش عالي به عهده همه است. از رئيس جمهور گرفته تا دولت و مجلس و وزراکه مهر تاييد بر اين گونه رفتارها و عملکردها مي زنند.
10) بعنوان کسي که عضو هيچ يک از گروهها و جناحهاي سياسي موجود در کشور نيستم و اساسا يک فرد دانشگاهي و علمي هستم و توسعه کشور را در گرو توسعه علمي به معناي واقعي آن مي دانم ـ نه يک کلمه بيشترو نه يك كلمه کمتر- اعلام مي کنم که اين گونه مديريت منابع و امکانات كشور نه ره به کعبه بلکه راه به ترکستان مي برد و آخر الامر دود آن به چشم ملت مي رود. بايستي به دکتر علي احمدي که بيش از همه مسئول است و همراهان جديدش در دانشگاه دست مريزاد گفت که با سرعت آن سيستم نيمه بند و نسبتا علمي گذشته را طي مدت بسيار اندکي ويران کردند و آش شله قلم کاري درست کرده اند که فقط خود مي توانند آن را بخورند و نه هيچ کس ديگري وخدا رحم كند بركسي كه پس از ايشان مديريت پيام نور را به عهده مي گيرد! آقاي رئيس جمهور ! به خدا قسم اين گونه مديريت در سيستم هاي کلان جز اتلاف منابع، تخريب زيرساختهاي نسبي موجود، عقب ماندگي بيشتر سيستم و نيز هدر رفتن سرمايه هاي فرهنگي كشور هيچ حاصلي ندارد. شما و ديگر دوستانتان که مديريت استراتژيک خوانده ايد بايستي بيش از هرکسي اين را بدانيد.
