Rooz

بر سر پيام نور چه آمد

‏ علي رشيدي - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

مقدمه: افلاطون در مهمترين اثرش "جمهوري" مي گويد بايستي سياستمداران و دولتمردان آموزشهاي شهروندان را ‏مديريت وكنترل کنند(كتاب دوم). نبايستي در آموزش و پرورش، عقايد مخالف عقايد ديني موجود در يونان باستان را ‏آموزش داد. نبايستي اعتقادات شهروندان رانسبت به خدايان سست کرد. همچنين هر آنچه در آموزش و پرورش آموخته ‏مي شود بايستي در راستاي ترويج فضيلت و در راستاي سعادت جامعه باشد. او صلاح جامعه را فراتر از هر حقيقت و ‏عقلانيتي مي نهد و در همين راستا معتقداست که آموزش و پرورش بايستي کاملا جهت دار اداره شود. اين نگاه به ‏شهروندان همان نگاه "توده اي و گله وار" است که مردم را داراي قدرت تعقل و تصميم گيري در امور روزمره و ‏پيشبرد زندگي نمي داند، فلذا اين وظيفه را بر گرده ي طبقه اي از مردم مدينه فاضله مي داند که داراي قدرت تعقل و ‏تصميم گيري بسيار بالايي هستند. طبقه اي که بر اساس تمثيل فلز، جنس آنها مانند طلا ارزشمند و ماندگار است. ‏افلاطون براساس همين ديدگاه است که دمکراسي را نفي مي کند و مهر تاييد بر آريستوکراسي مي زند. او در مسلط ‏سازي حکومت بر زندگي خصوصي شهروندان تا آنجا پيش مي رود که معتقداست دولت بايستي روابط جنسي طبقات ‏مختلف مردم را در مدينه کنترل كند بگونه اي که فردي از طبقه فرمانروا(سپاهيان) نمي تواند با طبقه پيشه ور يا طبقه ‏پاسدار ازدواج کند. افراد قوي و سالم بايستي به توالد و تناسل تشويق شوند و جلو آميزش افراد ضعيف و بيمار بايستي ‏گرفته شود تا شهروندان آينده مدينه فاضله قوي، سالم و از هر لحاظ توانمند باشند. از طرف ديگر اگر کسي از اين ‏قوانين عدول کرد بايستي محاکمه و فرزند حاصل از اين ازدواج ها نامشروع محسوب شده و بايستي از ميان برود. ‏‏(قوانين، كتاب هشتم ). ‏

‏1) عليرضا علي احمدي رئيس دانشگاه پيام نور و سرپرست فعلي وزارت آموزش و پرورش طي مدتي که بعنوان ‏سرپرست وزارتخانه و وزير پيشنهادي دولت براي وزارت آموزش و پرورش معرفي شده، نظريات و تئوري هاي ‏جالب توجه و بظاهر جديدي را ارائه کرده که صد البته نه تنها جديد نيست بلکه ريشه در انديشه هاي افلاطون و ساير ‏متفکراني دارد که به اميد ساختن يک مدينه فاضله و يک آرمانشهر، سرانجام يک سيستم بسته و تک صدايي خلق مي ‏کنند که تکثر، تنوع و چندصدايي جاري در هستي را، كه سنت کائنات و اديان و اقوام و ملل بشري است برنمي تابد. ‏نمونه عيني اين گونه سيستم هاي تك صدايي شوروي سابق بود كه بخاطر همين سياستهاي غلط دچار فرو پاشي شد. ‏پرداختن به اين مقوله در حد اين مقال نيست. همين بس که آنچه علي احمدي در باب تفکيک آموزشهاي دختران و ‏پسران مي گويد مرا به يادانديشه هاي افلاطون انداخت واينكه سرچشمه و آبشخور آن افكار در انديشه هاي افلاطون ‏است و سرانجام اش نيز مشخص است و آن تسلط بر تمامي جوانب زندگي خصوصي حتي روابط جنسي، ازدواج، ‏انديشه، لباس پوشيدن و.. شهروندان است. اما در اين مجال بعنوان کسي که چندين سال در دانشگاه پيام نور کار کرده و ‏از نزديک با انديشه هاي علي احمدي آشنا هستم و صد البته از نزديک تبعات و تصميم گيري هاي شخصي او را در ‏داخل دانشگاه به عين اليقين ديده ام و البته بعنوان يک فرد دانشگاهي و بدوراز هرگونه جانب داري سياسي، کارنامه ‏دوساله او را در معرض ديد خوانندگان نقاد، به ويژه نمايندگان محترم مجلس قرار دهم تا در اين مدت زماني که تا ‏راي اعتماد به وي باقي است با ديدي بازتر به تصميم گيري رقم زدن سرنوشت بزرگترين وزارتخانه دولت بپردازند. ‏

‏2) "عليرضا علي احمدي جشفقاني" داراي دکتراي مديريت و از ياران نزديک دکتر احمدي نژاد در دانشگاه اميرکبير ‏است. او باجناق دکتر احمدي نژاد و مشاور رئيس جمهوري و داراي نفوذ قابل توجهي در ميان اعضاي دولت است. ‏پس ازعدم راي اعتماد مجلس به ايشان به عنوان وزير پيشنهادي تعاون، دکتر علي احمدي بسيار کوشيد تا روابط خويش ‏را با نمايندگان بازسازي کند. روابطي که تا اعطاي مجوز راه اندازي واحدهاي پيام نور در حوزه هاي انتخابيه تعدادي ‏از نمايندگان بعنوان امتياز نيز پيش مي رفت. در عوض نمايندگان نيز متعهد مي شدند که به لوايح و پيشنهادات دانشگاه، ‏به ويژه در زمينه بودجه راي مثبت بدهند. اما دکتر علي احمدي طي اين مدت علاوه بر حضور پررنگ در کنار رئيس ‏جمهور کوشيد تمام انرژي و نيروي خود را صرف دانشگاه پيام نور کندكه البته بجاي خود قابل تقدير است. اما او در ‏آغاز در برابر يک "شعار" قرارداشت. شعار "بر داشتن کنکور توسط دولت نهم". بر اساس وعده هاي رئيس جمهور و ‏مشاورانش در تبليغات انتخاباتي، قرار است در پايان دوره چهار ساله رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد، سد ‏بلندکنکور از پيش پاي جوانان اين مرز و بوم برداشته شود و هيچ مانعي در برابر رفتن آنها به دانشگاه نباشد. اين مهم ‏در دولت نهم بيش از هر کسي بر عهده علي احمدي، امين و مشاور و باجناق رئيس جمهور قرار گرفت. اين هدف و ‏تحقق آن در گرو توسعه" سريع و انقلابي" دانشگاه پيام نور در تمامي اقصي نقاط کشور بود. علي احمدي يکه و تنها و ‏با اين هدف وارد دانشگاه شد و پس از اينکه نتوانست نظر معاونين رياست قبلي را براي همراهي جلب کند همه را ‏تعويض کرد. بزرگاني مانند دکتر نصيري از مفاخر فرهنگي کشور، دکتر ابراهيمي، دکتر کريم زادگان، دکتر خانيکي ‏و... همه از دم تيغ تعويض گذشتند و نيروهايي بيرون از مجموعه و با تحصيلات فوق ليسانس جايگزين مديران قبلي ‏شدند. نيروهايي که تماما با دکتر علي احمدي هماهنگ بودند. اکنون زمينه فراهم شده بود تا" جهش انقلابي" صورت ‏گيرد. علي احمدي براي اين کار ابزارهايي در اختيار داشت. هيات دولت، رئيس جمهور، دانشگاه و غيره. يکي از اين ‏شيوه ها و راهها، جذب دانشجويان از طريق "فراگير" بود که اساسا با کنکور متفاوت است. اين روش در زمان دولت ‏گذشته براي ورود با کيفيت تر دانشجويان به دانشگاه پيام نور تعبيه شده بود. اما اين منفذ به يکباره فراخ گرديد و خيل ‏زيادي از جوانان علاقمند از طريق فراگير وارد مراکز پيام نور شدند. همزمان با اين حرکت دکتر علي احمدي يك ‏مصوبه بسيار انقلابي را از دولت براي در اختيار گذاردن فضاها و ظرفيت هاي خالي ساير وزارتخانه ها از جمله ‏وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و سازمان تربيت بدني و... از دولت گرفت و به استانها ابلاغ کرد. همزمان ‏با اين حرکت دکتر علي احمدي ساختار قبلي دانشگاه پيام نور را که بصورت منطقه اي (10منطقه) اداره مي شد به هم ‏ريخت و با مجاب کردن هيات امنا - که همگي در دولت جديد تعويض شده بودند- ساختار پيام نور را به صورت استاني ‏در آورد كه در قالب آن مراکزو واحدها هر زير نظر مرکز استان و رئيس دانشگاه جامع پيام نور استان اداره مي شد. ‏در همين راستا ظرفيت ورودي مراکز پيام نور از طريق کنکور نيز طي اين دو سال چند برابر شد. حاصل اين ‏استراتژي در کوتاه مدت همين شد: "وزير علوم با خيال راحت اعلام کرده است که سال آينده ميزان متقاضي ما کمتر ‏از ظرفيت ما براي ورود به دانشگاهها است". ‏

‏3) در کنار اين توسعه بي رويه و غير علمي، دکتر علي احمدي به جذب افراد کارشناس ارشد بعنوان "دستيار ‏آموزشي" پرداخت تا خلا "عضو هيات علمي" را در دانشگاههاي پيام نور کشور جبران نمايد. در همين راستا با جذب ‏همکاري برادر خويش حاج حسين علي احمدي جشفقاتي- که فردي فعال و روحاني بود- به عنوان قائم مقام رئيس ‏دانشگاه درطرح "تابان" ومدير گروه دروس معارف زمينه جذب افراد و فارغ التحصيلان کارشناسي ارشد همه رشته ‏ها را به مراکز فراهم نمايد. طرح تابان، طرحي متعلق به مديران جديد دانشگاه بود تحت عنوان"طرح آموزش بدون ‏حضوري" پيام نور که هدف آن توسعه پيام نور تا شهرهاي کوچک، بخش ها و مناطق دوردست کشور بود. بخش ها و ‏شهرهايي که حتي داراي چند نفر کارشناسي ارشد براي راه اندازي مراکز و آوردن رشته نبودند! حسين علي احمدي، ‏اخوي دکتر طي اين مدت کوشيد تا با سرعت سر سام آوري پيام نور را در شهرها و بخش هاي تمامي استانها ي کشور ‏را ه اندازي کند. نمايندگان هم بخاطر نشان دادن عملکرد خويش در حوزه هاي انتخابيه بسيار پيگيرو خوشحال بودند از ‏اينكه حوزه انتخابيه شان داراي "دانشگاه" ميشود. در نتيجه در آخرين دوره آزمون فراگير و آخرين کنکوري که در ‏کشور برگزار شدتمامي مراکز و شهرستانها و بخشهايي که اعلام آمادگي کرده بودند هرکدام از دو رشته به بالا تا ده ‏رشته داراي واحد پيام نور شدند!‏

‏4) اما دکتر علي احمدي "بزرگ" بر اساس تئوري هايي که در ذهن خويش داشت، انتظار داشت که همزمان با اجراي ‏اين برنامه جذب داوطلبان به مراکزو واحدهاي قبلي و واحدها و مراکز تازه تاسيس پيام نور به کمک مصوبات دولت و ‏همراهي بودجه اي مجلس اولا فضاهاي لازم را در اختيار گيرد- فضاهاي بلا استفاده و مازادي که انصافا در كشورکم ‏نيستند-، آزمايشگاها را گسترش دهد، کلاسها را به تلويزيون و دستگاه ‏DVD‏ مجهز نمايد، بسياري از خدمات ‏دانشجويي و آموزشي را از طريق اينترنت و بصورت الکترونيکي ارائه دهد، بدنه هيات علمي را تقويت كند و ‏همزمان با انحلال مناطق، دانشگاه جامع استان را در استانهايي که منطقه در گذشته در آنهامستقر نبود داير نمايد و نيز ‏همزمان مجوزهاي لازم را براي جذب نيروي اداري و علمي از دولت و سازمان مديريت و برنامه ريزي اخذ کند. اما ‏آيا همه اين برنامه ها ي "انقلابي" تحقق يافت يا خير واساسا آيا چنين اقداماتي در سيستم اداري فربه ايران در اين مدت ‏كم وبا اين مديران غير دانشگاهي و بدون سابقه در كار مديريت ميسر است؟ بگذريم از اينكه پاره اي از اين طرحها ‏مربوط به دولت اصلاحات بود وقرار بود با آرامش وبدون سياسي كاري انجام شود. ‏

‏5) طي اين مدت دکتر علي احمدي بهترين نيروهاي دانشگاه را در معاونت ها و دفاتر ستاد سازمان مرکزي از سکان ‏مديريت پياده کرد و افرادي غير دانشگاهي را وارد مجموعه دانشگاه کرد. همچنين از روساي مناطق تقريبا همه را ‏جابجا کرد غير از افرادي که به هر قيمتي حاضر بودند بمانند و برنامه هاي شخصي، غير کارشناسي و غير آکادميک ‏‏"دکتر" را اجرا کنند. حاصل و ‏output‏ اين مدت مديريت دکتر علي احمدي چه شد؟ آيا او توانست اين برنامه هاي ‏انقلابي را در پيام نور اجرا کند؟ آيا او و همفکرانش به هدف ايده آل برداشتن کنکور در سال پاياني خدمت رساني دولت ‏به مردم خواهند شد؟ اگر پاسخ "آري" است به چه قيمتي و با چه کيفيتي؟ بعنوان کسي که اعتقاد قلبي به شيوه آموزش ‏از راه دور(‏Distance Learning‏) دارم و آن را به عنوان يک متد بسيار پيشرفته و کم هزينه آموزش در دنيا مي ‏پذيرم بايستي بگويم که بنده و تعدادي ديگر از همکاران علمي دانشگاه حتي درز مان دولت گذشته تا حدي به شيوه ‏گسترش و پاره اي كارهاي غير علمي در دانشگاه در زمان رياست قبلي اعتراض و انتقاد داشتيم ـ چرا که آن را بدور ‏از استانداردهاي بين المللي آموزش نيمه حضوري مي ديديم ـ اما در مورد شيوه، روش و عملکرد مديران جديد دانشگاه ‏بدور از هرگونه حب و بغض و يا جانبداري سياسي صرفا بعنوان يک مدرس دانشگاه و دغدغه مند آموزش عالي در ‏کشور نسبت به تبعات اين شيوه گسترش و افزايش سرطاني آموزش عالي نگران هستم. اين قلم نگران فدا کردن آموزش ‏عالي در پاي منافع کوتاه مدت و جناحي است و از جامعه دانشگاهي کشور مي خواهد در برابر اين حرکت هاي بسيار ‏سطحي، غير علمي و نابود کننده آموزش عالي ساکت نمانند. چرا که در آن صورت آنها نيز در پيشگاه ملت و آيندگان ‏بايستي پاسخگو ي تبعات زيانبار وبلند مدت آن باشند. ‏
‏ ‏
‏6) اما برداشتن سد كنكور يك شعار تبليغاتي است. پرسش اساسي اين است: هدف اصلي دولت نهم ازچنين گسترش ‏سرطاني چيست؟ و آيا اين دولت متوجه تبعات بعدي چنين اقداماتي در آموزش عالي هست؟ ‏

‏ به سراغ دکتر علي احمدي باز مي گرديم: مردي که رئيس جمهور او را برگزيده تا در جدال با دانشگاه آزاداسلامي ‏پشت اين دانشگاه را بر زمين بزند! تعجب نكنيد متاسفانه همين طور است. رئيس جمهور با اين اهرم مي خواهد پشت ‏هاشمي را به زمين بزند و علي احمدي پشت دکتر جاسبي را. براي تبيين بيشتر اين مسئله به سفرهاي استاني دولت ‏سري مي زنيم. دکتر احمدي نژاد هرکجا و هرکوره دهاتي مي رود وعده راه اندازي پيام نور را مي دهد. بدون ‏هماهنگي دانشگاه و بدون حتي هرگونه کار کارشناسي! اما آيا دولت پس از تصويب "راه اندازي پيام نور" در فلان ‏شهر و بخش فلان استان کشور حمايت لازم راجهت راه اندازي آن مراکز انجام مي دهد. اي کاش مجلس از دولت سوال ‏مي کرد که با مستندات اعلام كنند چند درصد از مصوبات سفر هاي استاني مربوط به دانشگاه پيام نور در خصوص ‏اعطاي بودجه و ارز تحقق يافته است؟ او با خيال راحت وعده مي دهد چون مي داند باجناقش "نه" نمي گويد. سند ‏ديگر اينكه دكتر علي احمدي در جمع خصوصي بسياري از روساي مراکزو استانها صريحا گفته بود که تا دو سال ‏ديگر کاري خواهيم کرد تا دانشگاه آزاد تنها در مراکز استانها بتوانند به حيات خود ادامه دهد؟! اما اين پازل چگونه ‏کامل مي شود؟ بسيار ساده است. رئيس جمهور در راستاي تسويه حساب سياسي و جناحي به يکي از معتمدترين ‏دوستان خويش ماموريت داده تا با توسعه و گسترش پيام نور مشتريان دانشگاه آزاد را در تمامي کشور به حداقل برساند ‏ودرآمد آن را در اين مدت حداقل به نصف كاهش دهد. کاري که هم اکنون موفق به انجام آن شده است. شما ديگر ‏اقدامات دولت در رابطه با دانشگاه آزاد مانند كاهش شهريه ها و غيره را كنار اين مورد بگذاريد پازل تكميل ميشود. ‏

‏ 7) علي احمدي طي 2 سال گذشته موفق شد تعداد دانشجويان پيام نور را به دو برابر يعني 800000 نفر برساند(اين ‏رقم در پايان دوره كاري دولت بايد به 1000000 نفر برسد) بدون اينکه زيرساختها و امکانات لازم را فراهم نمايد. ‏زيرساختها چه هستند؟ فضاي آموزشي، استاد و هيات علمي، آزمايشگاه، تجهيزات آموزشي، توسعه ‏IT‏ و‏ICT‏ و ‏بسياري فاکتورهاي ديگر که نه تنها در زمان علي احمدي توسعه نيافت بلکه زيرساخت هاي از قبل موجود نيز با اين ‏شيوه مديريت ويران شد. براي اطلاع خوانندگان و علي الخصوص نمايندگان محترم مجلس عرض ميكنم كه ميا نگين ‏فضاي آموزشي در دانشگاه در زمان دولت آقاي خاتمي "يك متر" بود ـ كه آنهم بسيار در معرض انتقاد دلسوزان ‏دانشگاه قرار داشت- اما اكنون به زير پنجاه سانتي متر رسيده است واين بسيار تكان دهنده است!‏

‏ دکتر علي احمدي طي اين مدت موفق شد تعداد مراکز و واحدهاي پيام نور را به دوبرابر توسعه دهد اما بدون برنامه و ‏بدون کار کارشناسي ! نتيجه اين شد که اکنون تمامي داوطلباني که بعنوان دانشجوي اين واحد ها ومراکز تازه تاسيس ‏جذب شده اند، براي گرفتن خدمات آموزشي بايستي به همان مراکز قبلي به ويژه مراکز استانها و مراکز نزديک ‏مراجعه کنند تا حداقل خدمات آموزشي را دريافت کنند چرا كه در آن بخش ها و شهر ها كوچكترين امكاناتي براي ارائه ‏خدمات آموزشي وجود ندارد. منظور از "حداقل خدمات آموزشي" نه آزمايشگاه و کارگاه عملي و سالن ورزشي و سلف ‏سرويس و خوابگاه بلکه منظور ثبت نام، انتخاب واحد، حذف و اضافه و... است. آنهم بماند كه دانشجو با هزاران سوال ‏آموزشي به مرکزي که مراجعه کرده بايستي در صف هاي طويل ايستاده و پس از شنيدن "نمي دانم و يا به فلان ‏همکار مراجعه کنيد" بدون پاسخ و کلافه از دانشگاه خارج مي شود و برخي نيز که تحمل چنين محيط بي برنامه و ‏نامنظمي را ندارند اقدام به انصراف مي نمايند که نمونه هاي زيادي را مي توان جست. به عنوان مثال يکي از نمونه ‏هاي برنامه ريزي در دانشگاه پيام نور مي توان به انتخاب واحد و ثبت نام نامنظم و "بظاهر" اينترنتي دانشگاه پيام نور ‏در نيم سال جاري اشاره کرد که براي دانشجويان دانشگاه پيام نور به سوهان روح و عامل ناميدي از تحصيل تبديل ‏شده است. براي اثبات صحت اين مطلب توجه شما را به مطلب يکي از دانشجويان دانشگاه پيام نور تهران وكامنت هاي ‏ديگر دانشجويان بر اين مطلب مندرج در سايت خبري تابناک جلب مي نمايم. ‏

‏8) دولت نهم از چنين توسعه اي دو هدف ديگر دارد: يکي اينکه اعلام مي کند درصد بيکاري کاهش يافته است چراكه ‏‏"دانشجو" بطور موقت از چهارچوب تعريف "بيكار" در كشور خارج ميشود وديگر اينكه آمار دانشجو يانش دوبرابر ‏مي شوند. اما مهمتر از همه اينها اين است که بقول دكتر علي احمدي پشت دانشگاه آزاد به زمين مي خورد. عليرغم ‏انتقاداتي که به شيوه آموزش در دانشگاه آزاد دارم اين پرسش را از دکتر احمدي نژاد رئيس جمهور انقلابي دارم که ‏واقعا کوبيدن يک رقيب سياسي به چه قيمتي؟ به قيمت نابود کردن سيستم آموزش عالي کشور؟ آقاي دكتر! پس از شما ‏چه کسي پاسخگو ست؟ وچه كسي بايد هزينه اين گونه اقدامات نسنجيده، سليقه اي وغير علمي را پرداخت كند؟ الحمدلله ‏در اين مملکت هم که هيچ مکانيسمي براي اين وجود نداردکه بگويد آقاي مدير وجناب رئيس شما اين سيستم را در چه ‏حال و وضعي تحويل گرفتي و اکنون چگونه تحويل مي دهي؟ بدون شک صداي نابهنجار و گوشخراش اين گسترش ‏سرطاني و بي رويه بعدها درخواهد آمد. زمانيکه نه دولت نهم بر مسند صدارت است و نه علي احمدي رئيس و وزير ‏و نه احمدي نژاد رئيس جمهور! من که از هم اکنون صداي آن را مي شنوم. ‏

‏9) آنچه علي احمدي در پيام نور انجام داده است مانند بسياري از کارهايي که در اين دولت انجام شده، نيازمند يک ‏کميته حقيقت ياب کارشناسي و بي طرف است تا آسيبها و زيانهاي وارد بر آن را بررسي کند. حتم دارم علي احمدي ‏بيش از هرکس ديگري مي داند که در پيام نور چه کرده است كه اكنون مي خواهد از ديدن تبعات كارهاي خود فرار ‏كند! چرا که در مقوله مديريت از قضا اولين کسي که گرفتار تصميم هاي مديريتي و تبعات مثبت يا منفي آن مي شود ‏خود مدير است. نمي دانم دکتر عزيز با اين عملکرد چه گلي مي خواهد بر وزارت خانه درن دشتي مثل آموزش و ‏پرورش کشور بزند. آنهم با آن طرحهاي خلق الساعه اي که به ذهنش ميرسد و بقول شاعر هر دم از آن باغ بري مي ‏رسد!مسئوليت تبعات اين گونه مديريت در کشور، به ويژه در بخش آموزش عالي به عهده همه است. از رئيس جمهور ‏گرفته تا دولت و مجلس و وزراکه مهر تاييد بر اين گونه رفتارها و عملکردها مي زنند. ‏

‏10) بعنوان کسي که عضو هيچ يک از گروهها و جناحهاي سياسي موجود در کشور نيستم و اساسا يک فرد ‏دانشگاهي و علمي هستم و توسعه کشور را در گرو توسعه علمي به معناي واقعي آن مي دانم ـ نه يک کلمه بيشترو نه ‏يك كلمه کمتر- اعلام مي کنم که اين گونه مديريت منابع و امکانات كشور نه ره به کعبه بلکه راه به ترکستان مي برد و ‏آخر الامر دود آن به چشم ملت مي رود. بايستي به دکتر علي احمدي که بيش از همه مسئول است و همراهان جديدش ‏در دانشگاه دست مريزاد گفت که با سرعت آن سيستم نيمه بند و نسبتا علمي گذشته را طي مدت بسيار اندکي ويران ‏کردند و آش شله قلم کاري درست کرده اند که فقط خود مي توانند آن را بخورند و نه هيچ کس ديگري وخدا رحم كند ‏بركسي كه پس از ايشان مديريت پيام نور را به عهده مي گيرد! آقاي رئيس جمهور ! به خدا قسم اين گونه مديريت در ‏سيستم هاي کلان جز اتلاف منابع، تخريب زيرساختهاي نسبي موجود، عقب ماندگي بيشتر سيستم و نيز هدر رفتن ‏سرمايه هاي فرهنگي كشور هيچ حاصلي ندارد. شما و ديگر دوستانتان که مديريت استراتژيک خوانده ايد بايستي ‏بيش از هرکسي اين را بدانيد. ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.