مي خواهند سکوت را به دانشگاه تحميل کنند
مصاحبه بادبير انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي شاهرود - دوشنبه 29 بهمن 1386 [2008.02.18]
عماد حسين نيا
اشكان نامداري، دبير انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي شاهرود يكي از هزاران دانشجويي است كه از مهرورزي دولت بي نصيب نمانده است. او كه اخيرا ممنوع التحصيل [و البته ممنوع الورود به دانشگاه] شده، با اين وجود معتقد است: "اعمال فشار بر دانشگاه هيچگاه موفق نخواهد بود چون تاريخ به ما يادآور مي شود كه تيغ برهنه استبداد هرگز نتوانسته بر جان آزادي خواهي بنشيند". با نامداري گفتگويي كرده ايم كه در پي مي آيد.
علت احضار شما به کميته انضباطي چه بود؟
بطور كلي آنچه باعث احضار من و تعداد ديگري از فعالين انجمن اسلامي به كميته انضباطي شد، اعتراضات گسترده اي بود كه نسبت به محدود كردن فضاي سياسي و فرهنگي دانشگاه انجام شد. انحلال انجمن اسلامي و تعلل در برگزاري انتخابات شوراي صنفي توسط دانشگاه و در ادامه احضار دانشجويان به كميته انضباطي در تابستان از جمله مواردي بود كه باعث شكل گيري چندين تجمع در اين مدت شد و البته نتيجه بيان چنين انتقاداتي در مورد نحوه مديريت دانشگاه و متعاقبا محدوديت ها و نا بساماني هاي ناشي از آن در فضاي سياسي و فرهنگي دانشگاه، احضار هاي پياپي دانشجويان به كميته بود.
با چه اتهامي مواجه شديد؟
برگزاري تجمع غير قانوني، تشويش اذهان عمومي و همچنين ارتباط با گروههاي غير قانوني. البته هيچ اشاره اي به موارد اين اتهامات نكردند؛ هنگامي هم كه نسبت به عدم تفهيم اتهام خود اعتراض كردم، هيچ جوابي ندادند و گفتند اگر اعتراض داريد توي فرم كميته بنويسيد كه من هم نوشتم ولي هيچ تاثيري نداشت! در واقع در جلسه مقدماتي كميته تنها بصورت كلي گفتند اين ها اتهام شماست.
آيا مدارکي دال بر اتهامات شما وجود داشت؟
خير؛ در حاليکه بر اساس قانون، بايد جلسه تفهيم برگزار مي شد كه چنين كاري صورت نگرفت. در جلسه كميته انضباطي نيز مواردي را بصورت مشخص و با اتكا به مدرك و دليل ارائه نكردند.
پس چطور براي شما حکم صادر كردند؟
متاسفانه در جلسه كميته انضباطي اجازه دفاع پيدا نكردم و اساسا فرصت صحبت به من داده نشد؛ تنها سوال مي كردند:اين موارد را قبول داريد يا نه؟ هنگامي كه اتهامات را رد مي كردم و خواستار ارائه مستنداتي شدم تا بر اساس آن پاسخ دهم، حاضر به ارائه مدرك نشدند. در واقع جلسه دفاعيه نبود، بلكه بيشتر به بازجويي شبيه بود. حالا اينكه بر چه مبنايي اتهامات من بر آقايان معلوم شد و حكم محروميت از تحصيل صادر كردند را بايد از خودشان پرسيد.
در خبر ها بود كه از ورود شما به دانشگاه هم جلو گيري شده است. آيا حكم ممانعت از تحصيل شامل ورود و خروج هم مي شود؟
روز 21 بهمن حراست دانشگاه از ورود من به دانشگاه ممانعت كرد. اعضاء حراست گفتند ترم جديد شروع شده است و شما نمي توانيد وارد دانشگاه شويد. عجيب نيست! براي من حكم يك ترم محروميت از تحصيل صادر شده ولي در آيين نامه و شيوه نامه انضباطي، بندي به عنوان ممنوع الورودي دانشجو به دانشگاه وجودندارد؛ بنابراين اين حرف كه چون از تحصيل محروم شديد، نمي توانيد وارد دانشگاه شويد، قانوني نيست. رياست دانشگاه بايد پاسخ دهد كه بنا بر چه انگيزه و توجيهي دانشجو را به خانه ي خودش راه نمي دهند.
آيا براي ساير دانشجويان دانشگاه شاهرود نيز محدوديت هاي تحصيلي به وجود آمده است؟
بله در سال تحصيلي اخير بيشترين برخوردهاي انضباطي را در دانشگاه شاهد بوده ايم بطوري كه به ضرس قاطع مي توان گفت شدت و وسعت اين محروميت ها در طول تاريخ تاسيس دانشگاه شاهرود بي سابقه است. پنج نفر از اعضاي مركزي انجمن و تعدادي از اعضاي عمومي آن يا به كميته احضار شدند و يا حكم انضباطي برايشان صادر شده است و تاكنون سه نفر حكم قطعي يك يا دو ترم محروميت از تحصيل دريافت كرده و بصورت غير قانوني ممنوع الورود شده اند. در اين مدت بيشترين فشار به انحاي مختلف بر فعالين دانشجويي وارد شده كه كميته هاي انضباطي بخشي از آن است
فضاي دانشگاه شاهرود عليرغم اقدامات محدود کننده چطور است؟
دانشجويان علي رغم همه ي اين مشكلات بخوبي در برابر آن مقاومت كرده و با برگزاري تجمعات پر شمار و گسترده در دانشگاه بر مطالبات صنفي و سياسي خود تاكيد مي كنند. قدر مسلم آنست كه مطالبه خواسته هاي دانشجويان بصورت فراگير و با جديت از سوي آنها پي گيري مي شود و دانشجويان اين دانشگاه اجازه نخواهند داد كه نظم پادگاني بر آن مستولي شود چرا كه امروز بديهي ترين حقوق دانشگاهيان مورد تعرض اقتدارگرايان قرار گرفته و صرف نظر كردن از اين حقوق به منزله تخريب و تهي شدن هويت و مفهوم دانشگاه از ارزش هاي حاكم بر آن است.
به نظر شما چه اهدافي در اين برخوردها وجود دارد؟
امروزه دانشگاه به مبدا و ملجا حركت هاي آزادي خواهي و اصلاح طلبانه تبديل شده است و فضاي درون دانشگاهها بازتاب تمايلات و خواسته هاي همه ي آحاد جامعه است؛ به همين علت، جريان اقتدارگرا از ابراز و گسترش آن در جامعه نگران است و سعي مي كند كه با برخوردهاي وسيع، فضاي سنگين سكوت را به دانشگاه تحميل كند. آنچه در دانشگاه اتفاق مي افتد تنها مطالباتي از صنف دانشجو نيست و فعالين دانشجويي با اولويت قرار دادن حفظ حقوق شهروندي و آزادي هاي عمومي و فردي در اجتماع، به دفاع از آن پرداخته اند و كاملا طبيعي است جرياني كه با اين معيار ها سازگار نيست بخواهد به مقابله و ستيز برخيزد اما تاريخ فعاليت دانشجويي نشان داده كه تيغ برهنه استبداد هرگز نتوانسته بر جان آزادي خواهي بنشيند.
