Rooz

چه کسي مسوول برنامه هسته اي ايران است؟

تحليلي از آسيا تايمز - یکشنبه 28 بهمن 1386 [2008.02.17]

به اعتراف جان ليمبرت سفير اسبق آمريکا در ايران، مشکل او بعنوان يک اسير در طول بحران گروگانگيري ايران از ‏شکست بزرگ مذاکرات آغاز شد. ليمبرت در مذاکره هسته متفکران مؤسسه صلح آمريکا خاطر نشان مي کند:" در ‏سال 1979، به رغم نصيحت بسيار گويا و واضح بروس لانگئين کاردار وقت ما، يک نفر (خود ليمبرت) تصور مي ‏کرد که ايده خوبي است به شاه ايران اجازه بدهيم براي معالجه پزشکي به آمريکا بيايد." ‏

ليمبرت اکنون کاردار سفارت آمريکا در خارتوم پايتخت سودان است. او که در زمان انقلاب ايران 36 ساله بود، خود ‏را براي مذاکره با گروهي از "جوانان ايراني ناراضي" در جلوي درب مهر و موم شده سفارت آمريکا در ايران ديد. ‏اين جوانان به زور وارد مکان سفارت شده بودند و تأکيد مي کردند که تنها خواهان تحصن هستند. ليمبرت مي ‏گويد:"کار من مذاکره با آنها بود."‏

نتيجه مذاکره اين شد که ليمبرت و 51 تن از ديپلمات هاي ديگر آمريکا 444 روز در اسارت به سر بردند. از زمان ‏تسخير سفارت ايالات متحده، ايران و آمريکا در وضعيت "نه جنگ، نه صلح" بوده اند. دشمني و بدگماني عميقا ً در هر ‏دو طرف ريشه دوانده است و هر يک ديگري را به اشتباهات گذشته متهم مي کند. ‏

ليمبرت در گزارشي با عنوان "مذاکره با جمهوري اسلامي ايران: بالا بردن شانس موفقيت- يادآوري 15 نکته" درباره ‏تجربه خود از مذاکرات با ايران و توصيه هايش بحث مي کند. او در اين گزارش به سه نکته مهم اشاره مي کند:1) ‏موعظه را رها کنيد و ديدگاه فرد را از مشکل جدا کنيد. 2) گذشته اهميت دارد، بنابراين نسبت به سابقه ايران آگاه باشيد. ‏‏3) براي هوش بازيگر مقابل ارزش قائل شويد.‏

ليمبرت مي گويد:" ايرانيان افرادي متعصب و نادان نيستند. براي هوش آنها ارزش قائل شويد. بنظر مي رسد يک ‏رسمي درباره نحوه برخورد با ايرانيان وجود دارد – و فقط هم متعلق به ما نيست – گويي که آنها واقعا ً چيزي نمي ‏فهمند." ‏

سلطه ايران و اهداف رئيس جمهور تندروي اين کشور به مسائل مهم و ضروري براي سياست گذاران آمريکا که چالش ‏برنامه هسته اي ايران را پذيرفته اند، تبديل شده اند. واشنگتن براي تغيير دادن رفتار و منش ايران "ديپلماسي زور" ‏مانند تحريم هاي اقتصادي را دنبال کرده است، اما نتيجه اين تحريم ها نيز نامعلوم است. آيا تحريم ها رفتار جسورانه ‏ايران را تعديل خواهند کرد يا اينکه موضع گيري تندروها را تحکيم خواهند بخشيد؟ ‏

از برخي از محافل سياسي واشنگتن، زمزمه هايي درباره عادي سازي روابط با ايران و يا دست کم مذاکره با اين ‏کشور شنيده مي شود. اما بنظر مي رسد تجربه محدود ديپلماتيک، برخي از مقامات آمريکا را به شدت نسبت به قصد و ‏نيت و صداقت ايران بدگمان کرده است. ‏

الن لايپسن کاردار اسبق آمريکا که هم اکنون رياست مرکز استيمسان را به عهده دارد، مي گويد:"فقط آن مقاطع بحراني ‏تاريخي نيستند که ما در آن دوره واقعا ٌ اقدامات بدي در مقابل يکديگر انجام داديم، بلکه تجربه اخير مذاکرات هم هست. ‏من در بهار سال 1995 در کاخ سفيد بودم که رئيس جمهور کلينتون دو دستور اجرايي در خصوص تشديد تحريم ها را ‏بر عليه ايران صادر کرد و نقشي را که وارن کريستوفر (وزير امور خارجه وقت) ايفا کرد، واقعا ً چشمگير بود. او به ‏شدت تحت تأثير تجربه مذاکره اش با ايرانيان در خصوص موافقتنامه الجزيره بود و عميقا ً به ايرانيان بدگمان بود. ‏تصور مي کنم اين علت بود که توصيه ها و اولويت هاي سياسي او را شکل مي داد." ‏

مايکل رابين، عضو هسته متفکران مؤسسه انترپرايز آمريکا، اعتقاد بيش از حد به مذاکرات را زير سؤال مي برد چرا ‏که معتقد است مذاکرات مي توانند ابزار مناسبي براي رژيم ايران باشند. او مي گويد:" شما چگونه درباره صداقت ‏قضاوت مي کنيد؟ چگونه درباره موفقيت قضاوت مي کنيد؟ اگر مذاکره براي يک طرف به تاکتيک اتلاف وقت تبديل ‏شود و اگر صداقتي در ميان نباشد، آنوقت مذاکره بيش از حد درصد موفقيت را پايين خواهد آورد." رابين همچنين به ‏مشکل مذاکره با مراکز مختلف قدرت در ايران اشاره کرده است. او مي گويد:" من نمي گويم که ايرانيان باهوش نيستند ‏يا اينکه احمق هستند، آنها قطعا ً اينگونه نيستند، اما وقتي ما درباره مسأله هسته اي صحبت مي کنيم، آن چيزي که ‏هميشه من را نگران مي کند اين است که چه کسي در اين موضوع مسئول است؟ آيا اين موضوع، برنامه هسته اي ‏ايران است، برنامه هسته اي سپاه پاسداران است يا اينکه برنامه هسته اي دفتر رهبري است؟"‏

به گفته تحليلگران، تاريخ و فرهنگ ايران و آمريکا دو عاملي هستند که به شدت در مذاکرات اين دو کشور مؤثرند.‏

منبع: آسيا تايمز، 15 فوريه، 2008 ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.