جنگ با اطلاع رساني آزاد
در دوازدهمين زادروز جهاني نشريات آن لاين - یکشنبه 28 بهمن 1386 [2008.02.17]

مسعود بهنود
m.behnoud@roozonline.com
مسدود کردن پنج سايت اينترنتي به اتهام مسموم کردن فضاي انتخابات، توسط دادستاني تهران، که همزمان با تهديد وزير ارشاد به اجرا در آمد، بيش از آن که نشان دهنده نگراني جناح راست از باخت انتخابات به جناح دست بسته اصلاح طلب باشد، حکايت از قوت تاثير اينترنت در عرصه اطلاع رساني ايران دارد، که موجب نگراني گروه سياسي حاکم شده است.
در حالي که رسانه هاي مکتوب مهار شده اند، دولت و هوادارانش ده ها نشريه در اختيار دارند، صدا و سيما گرچه در دست دولت نيست اما در کنترل و در انحصار جناح راست است، تلويزيون هاي ماهواره اي فارسي زبان به دليل دور افتادن از واقعيت هاي جامعه تاثير چنداني نمي گذارند و اعتمادي برنمي انگيزانند، اجتماعات و تشکل هاي مدني هم که مي توانند ارتباط جمعي برقرار کنند، در نگاه امنيتي دولت احمدي نژاد "اسب تروآي دشمن" ديده و سرکوب شده اند، اينترنت با همه محدوديت هائي که بر آن وضع شده، تنها روزنه اي است که باز مانده. جناح راست به درست نگران است که از همين روزنه کوچک ناگهان توفاني رخ بنمايد. از نگاه آن ها فيلترينگ ها و دستگيري حاضران در آن و شناسائي سايت ها نتوانسته خطر را کاهش دهد.
موجي که در طول چند روز، عليه جهت گيري انتخاباتي فرمانده سپاه، و ناسزاگوئي يک سايت وابسته به دولت عليه سيد حسن خميني [ که به گفته سردار جعفري اعتراض کرده بود] به راه افتاد، در حالي که تلويزيون و روزنامه اي هم ابتدا پشت آن نبود، خود نشان داد که تا چه اندازه محبوبيت آقاي احمدي نژاد شکننده است. و اينترنت تا چه ميزان در خلاء موجود اطلاع رساني کارسازست.
در جريان حرکت اين موج که به سرعت به سيلي بدل شد، دولت و هوادارانش در سپاه ناچار به عقب نشيني مفتضحي شدند. سايت فحاش [نوسازي] را تعطيل کردند و از قول مسوولش مصاحبه ساختند و ارتباطش را با دولت انکار کردند، اما نامش نياوردند. که اگر نام او افشا مي شد ديگر انکار وابستگي شان ممکن نبود.
در پنج سالي که از همه گير شدن اينترنت مي گذرد، طرح هائي براي مهار آن مطرح شده که همه ناکام مانده است. حتي بعد از پايان دولت خاتمي اولين فکري که به نوراست هاي دولت احمدي نژاد رسيد کاستن از امکانات خطوط انتقال اينترنتي بود، جلوگيري از گسترش فيبرنوري و انجام تعهداتي که اساسش بر باندهاي پهن و افزودن بر تجهيزات ارتباطي بود. اما بزودي زود معلوم شد که نياز بخش هاي نظامي و دفاعي، صنعتي و خدماتي، آموزشي و پژوهشي به باندهاي پهن و امکانات تکنولوژي سايبرنتيک چندان است که نمي توان خود را از آن محروم داشت.
از سوي ديگر پروژه اي مانند آن که در مورد تلويزيون ها به اجرا در آمد؛ در اينترنت پاسخ نداده است. صدها سايت و وب لاگ هواداران جناح راست و دولت، از آن جا که خوراک يک شکلي توليد مي کنند که کاملا پيداست از يک آشپزخانه بيرون مي آيند، از توجه کاربران به سايت هاي مستقل نکاستند بلکه به جذابيتشان افزودند. در حالي که وقتي آنتن هاي ماهواره اي در اوايل دهه هفتاد شمسي بربام خانه هاي تهران و شهرهاي بزرگ روئيد و مبارزه دو سه ساله با پليس و قوه قهريه و ايجاد وحشت ناکارآمدي خود را نشان داد، تدبيري ديگر به کار آمد. که اينک با گذشت ده سال مي توان گفت پاسخ داده است.
در آن سال ها همزمان با بگير و ببند و منع استفاده از آنتن هاي ماهواره اي، با گماردن علي لاريجاني به رياست صدا و سيما سرنوشت اين موسسه عوض شد. ايجاد شبکه هاي وسيع و ماهواره اي، استفاده از فيلم ها و سريال هاي وارداتي، پخش تمامي مسابقات ورزشي چنان کرد که عملا برنامه هاي تلويزيوني خارجي زبان، جذابيت خود را براي توده هائي که عموما زبان خارجي هم نمي دانند از دست دادند. در مقابل اين جذابيت ها، توده مردم در مقابل امواج آمده از دورها بيمه شدند.
ااينک بعد از ده سال از زماني که چنين برنامه اي به تحقق پيوست مي توان گفت که به اندازه زيادي به موفقيت انجاميده و صدا و سيما هر چند از نظر خبري و اطلاع رساني همچنان يکسويه نگر و متعصب و پروپاکانديست [تبليغاتي] است اما از نظر سرگرم کنندگي کاملا موفق است. ناموفق بودن شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان هم مي توان گفت در اين نتيجه گيري موثر افتاده است.
حتي نمونه به ظاهر موفق برنامه تلويزيوني صداي آمريکا هم از آن جا که يک رسانه پروپاکانداست، روي ديگر سکه اطلاع رساني صدا و سيماي جمهوري اسلامي است، و اطلاع رساني را به مخالف خواني فروخته و در نتيجه تاثيرش محدود مانده به کساني که پيش از آن نيز مخالف جمهوري اسلامي بوده اند. پس مي توان گفت عرصه اطلاع رساني حرفه اي و خالي از غرض ايدئولوژيک در زبان فارسي خالي مانده است. اما در اينترنت چنين خلائي نيست. طبع آزاد منش اينترنت که هنوز راه موثري براي مهارش متصور نيست، باعث شده که اين روزن هست و بازست. و نگراني از همين جاست.
نتيجه آن که مردم ايران تاکنون از داشتن رسانه فارسي زباني که بي طرف و باورشدني اطلاع رساني کند محروم مانده اند و در هر دو سو، رسانه هاي تصويري پروپاکاندا [تبليغاتي] در افراطي غيرحرفه اي دست و پا مي زنند. و جامعه جوان عطشان تنها مفري که يافته بزرگراه مجازي اطلاعاتي است. از آن جا که در اينترنت، ايستگاه هاي پروپاکاندا به سرعت خود را نشان مي دهند و شناخته مي شوند، مي توان گفت تنها مفري است که باز مانده و در آستانه انتخابات اين ترس را در دل ها انداخت که مبادا ناگهان از همين مجرا توفاني برپا شود و خواب خوش جناح راست که تصور مي کند ترکيب تازه اي که به ميدان آورده در حالي که همه شرايط برايش مهيا بود، بازي را ببازد.
جالب است که اضافه شدن تعداد تازه اي از سايت ها و وب لاگ ها، به فهرست بلند فيلترينک دولتي در ايران [که گزارش هاي غيررسمي تعداد آن را به چهارده هزار سايت رسانده اند ] در زماني اتفاق مي افتد که نشريات اينترنتي دوازده ساله شده اند و به همين جواني راديوي صد ساله، تلويزيون شصت ساله و روزنامه هاي سيصد ساله را پشت سر گذاشته اند.
نشريات اينترنتي اول بار در 26 بهمن 1373 [مصادف با شانزدهم فوريه 1995] متولد شدند، زماني که مايکل کينگسلي روزنامه نگار امريکايي از نويسندگي در شبکه سي ان ان و سردبيري مجله چاپي واشنگتن کناره گيري کرد و مجله آن لاين "سليت" را به وجود آورد.
به نوشته انوشيروان کيهاني زاده به اين ترتيب سايبرژورناليسم (روزنامه نگاري آنلاين) پا به عرصه وجود گذاشت که تحول بسيار بزرگي در روزنامه نگاري بود در حالي که از عمر بولتن "بورد آنلاين" (که در سال هاي 1983 و 1984 توسط براين ردمن و برد تمپلتون تکميل شده بود) ده سالي مي گذشت.
اما اين نگاه کامل نمي شود مگر با اشاره به درد و رنجي که کاربران مي کشند گرچه همچنان پافشاري مي کنند ولي نمي توان گفت کندي دريافت اطلاعات، عامل بازدارنده اي در ايران نيست. کاربران ايراني حتي با پرداخت هزينه هاي گزاف هم در شرايط مشابه همتايان خود در منطقه خاورميانه قرار نمي گيرند و همين دو ساله عراقي ها و افغان ها از آنان جلو افتاده اند.
سروش حبيبي وب لاگ نويس در يک نوشته پرخشم در وب لاگ خود آورده "اگر بزودي شنيديد که کسي خرخره رئيس يک مرکز مخابراتي را جويده ،کسي دفتر پارسآنلاين را آتش زده يا با هواپيما به ساختمان داتک کوبيده شک نکنيد که منم!"
آن چه وي را به اين وضعيت رسانده کندي خطوط ارتباط اينترنت است که به نوشته وي کارش از فيلترينگ گذشته و حتي امکان ديدن سايت ويکيپديا را هم نمي دهد. چرا که "استفاده از ا دي اس ال چاره کار نشد چون با همه گراني معلوم شده که مخابرات منطقه، به علت نداشتن متقاضي کافي تجهيزاتش را به منطقه ديگر واگذار کرده. اينترت بيسيم هم با وجود هزينه در حدود ماهي چهل هزار تومان به علت آن که بخشي از تهران زير پوشش آن نيستند، ممکن نشده است.
به نوشته بلاگر خواب بزرگ "پس باقي مي ماند اينترنت ماهوارهاي با بهاي ماهي 60 هزار تومان که با قبول خطر معامله با شرکت هاي غيرمجاز که امکان دادخواهي را از آدمي مي گيرد اما باز به علت وجود پارازيت هائي که براي استفاده کنندگان از ماهواره هات برد فرستاده مي شود، در آن منطقه شدني نيست".
