سقوط با چند تا تکان!
وبگرد - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]
سها سيفي
"خط قرمز" خواننده کتابي درباره انقلاب ايران نوشته يروند آبراهاميان بوده است:
به تازگي يکي دو تا کتاب دربارهي انقلاب ايران خوندم. يک کتاب خيلي خوبي که خوندم The Iranian Mojahedin نوشتهي اروند آبراهاميان بود. کتاب دربارهي مجاهدين خلق و بسيار خواندني ست. خلاصهي يک بخش کتاب اينه که حکومت شاه هيچ پشتوانهاي نداشت و براي همين با چند تا تکان سقوط کرد. يه تکان برميگرده به رييسجمهور شدن کارتر و کلا زيادشدن فشارهاي حقوق بشري بر ايران. يه تکان ديگه تورم بعد از گران شدن نفت.
خيلي از ماها معلوماتمون دربارهي انقلاب برميگرده به کتابهاي درسيمون و حرفهايي که تو تاکسي ميشنويم که هر دوي اين منابع، به نظرم خيلي از واقعيت پرت هستند. به نظرم خواندن دربارهي انقلاب ايران از منابع بيطرف و خارجي ميتونه به آدم درسهاي خيلي زيادي بده. اين که واقعا چرا انقلاب شد و چي شد که الان اينجاييم!
کار بد، هميشه و توسط هر کس بد است
"نيک آهنگ کوثر" معتقد است هر چه کاشته باشي، همان را هم درو خواهي کرد:
وقتي نوه آيتالله خميني صلاحيتش احراز نميشود، مي توان متوجه شد که قرباني روندي شده که پدربزرگش به نحوي مسوول آن بوده است. مطمئن باشيد کم نبودهاند مردمي که دقيقه به دقيقه باني و باعث همه چيز را نفرين کردهاند.
ايستادن در برابر ظلم اگر ادعاي "شيعه" باشد، بايد در "شيعه" بودن اکثر مقامات ايران شک کرد. مطمئنا کسي از رد صلاحيت کسي خوشحال نخواهد شد. ولي اينکه معلوم شود کاري ظلم محسوب ميشود و نواده توسعه دهندهاش، ناخواسته قرباني آن عمل شده، ميتواند چشم ما را اندکي باز کند.کاري که در دهه شصت در دانشگاهها صورت ميگرفت و عملکرد انجمنهاي اسلامي و کميتههاي انضباطي از نظر منطقي، تفاوت چنداني با روش هياتهاي اجرايي و نظارت ندارد. اگر کاري بد است، هميشه بد است و اگر خوب بوده و امروز بد، بايد زهرش را هم تحمل کرد.
ميدان ميوه و تره بار و رابطه اش با سياست
"سياه مشق" به ارتباط ميان نرخ ميوه و تره بار با انتخابات ها مشکوک است:
چرا اين بازارهاي ميوه و تره بار دم انتخابات که ميشه، تو هر محله اي که مي بيني، بند و بساطشون رو جمع کردند و دارند تبليغ فلان نامزد انتخاباتي رو مي کنند ؟ اصلا بازار ميوه و تره بار منو به شدت ياد سياست ميندازه!
وقتي اقتصاد کشور اصولا دست دولت و يا يه نامزد انتخاباتي مقابل دولته همينه ديگه. دست بخش خصوصي که نيست که بگيم بخش خصوصي مقصر بوده و ما در مقابل بگيم به به عجب وزير خوبي! عجب کار خوبي کرده! وقتي بازار واردات ميوه دست دولته و يا نزديکان دولت و يا يکي از همين داخل حکومتي ها که گيريم يه روزي نامزد انتخابات رياست جمهوري هم بوده؛ چطوري ميشه گفت مردم، پرتقال نخوريد!
هدف هاي کوچک داشته باشيد
کاوه مظفري گفتگويي ترتيب داده با دکتر علي مير سپاسي در "مدرسه فمينيستي" که اينگونه آغاز مي شود:
جنبش هاي دموکراتيک، مانند جنبش يک ميليون امضاء اگر تلاش بکنند که هدف کوچکي، مثلاً کاهش رنج يک گروه کوچک از زنان، (نه لزوماً ميليون ها زن) را دنبال کنند، اين يک ارزش اخلاقي است. در مقابل، آنهايي که اهداف کلان دارند و ادعا مي کنند که مي خواهند رنج همه زنان را کاهش بدهند، هيچ وقت نمي توانند ثابت بکنند که حتما به اين نتيجه خواهند رسيد يا اخلاقي تر هستند....
اگر يک روحاني به جاي کلمنته مربي تيم ملي بود!
"عبدالقادر بلوچ" در حاشيه ابهامات قرارداد خاوير کلمنته و فدراسيون فوتبال ايران چنين پستي دارد:
ما اگر از اول، خط امام را رها نميکرديم و توي دهان فدراسيون فوتبال ميزديم و خودمان با افغانستان و سوريه و حسن نصرالله و اسماعيل هانيه يک فدراسيون کوچولو ميزديم، تا حالا کلمنته که سهل است فيفا هم جلويمان لنگ ميانداخت. در چنان صورتي ما ميتوانستيم لباس فوتباليستهايمان را تا پوشش زير زانو و آرنج، طراحي و پاي خواهران را به استاديوم باز کنيم.
به خاطر همين فدراسيون کوفتي، امروزه روحانيون ما مصدر همهي امور شدهاند الا مربيگري و داوري فوتبال! در صورتي که تاريخ نشان داده که روحانيت انقلابي به راحتي توپ را از زير پاي هر بازيکني بيرون کشيده و اگر مصلحت ديده به خودش هم گل زده و پيروز هم شده و در هر برههي تاريخ بغل گوش تماشاچي چنان سوت زده که زهرهاش را آب و صداي الله و اکبرش را به کرهي ماه رسانده.
يک بام و دو هوا
"وب قلم" در ابتدا چند پرسش پرسيده و سپس يک تعارض موجود در قوانين انتخاباتي ايران و رفتار مجريان انتخابات را به چالش کشيده است:
آيا داشتن صلاحيت براي مجلس خبرگان مهم تر است يا مجلس شوراي اسلامي؟ آيا مي توان همزمان براي هر دو مجلس ثبت نام کرد؟ آيا کسي که در مجلس خبرگان تاييد صلاحيت شود صلاحيت نامزدي مجلس شوراي اسلامي را دارد؟ آيا در زمستان هم مي توان يک بام ودو هوا داشت ؟
بر اساس شنيده هاي موثق آيت الله موسوي تبريزي نامزد نمايندگي مجلس خبرگان از تبريز به طور همزمان براي مجلس شوراي اسلامي در قم نيز نامزد شده است. صلاحيت آيت الله موسوي تبريزي براي مجلس خبرگان تاييد شده است.اما صلاحيت ايشان براي مجلس شوراي اسلامي رد شده است. در واقع آقاي موسوي تبريزي به عنوان يک مجتهد مي تواند در مجلس خبرگان باشد اما براي مجلس شوراي اسلامي صلاحيت ندارد !
در حال خارج شدن از دايره خودي ها
"درخت بدون سايه" براي عدم دعوت مردم توسط مشارکتي ها هزينه اي متصور است:
چند دقيقه ي پيش اخبار تلويزيون داشت دعوت علما و احزاب براي حضور مردم در راهپيمايي فردا را مي خواند. تقريبا نام همه ي احزاب حتي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را گفت اما نامي از حزب مشاركت اسلامي نبرد. نمي دانم واقعا اين حزب بيانه اي در دعوت از مردم صادر نكرده يا اينكه اخبار آن را حذف كرده است؟
البته اين موضوع مي تواند يك حركت انتخاباتي باشد و براي اثبات ضد انقلاب بودن حزب مشاركت و براي زمينه سازي تبليغات عليه آنها صورت گرفته باشد. به هر تقدير هر گزينه ي احتمالي را كه فرض كنيم خبر بسيار بدي براي اصلاح طلبان مشاركتي خواهد بود و گويا آنها آينده اي بدتر از امروز را بايد انتظار بكشند. آنها چه بيانيه نداده باشند و چه داده باشند و خوانده نشده باشد به اين معني است كه همچنان در حال دور شدن از دايره ي خودي ها هستند.
اسلام را زشت اش نکنيد
عطالله مهاجراني در "مکتوب" راوي خاطره اي از علامه طباطبائي است:
فراموش نمي کنم ارديبهشت سال 1358 بعد از شهادت استاد مطهري، علامه طباطبايي با لبهايي لرزان و چشمان پر نفوذ حود، به گونه اي مقطع گفت: "چهره اسلام زيباست، زشتش نکنيد". اين کلام را مي توان در موضوعات مختلف و به کرات در شرايط فعلي به عنوان يک دغدغه و دلنگراني مطرح کرد.
چندي پيش مقاله اي تخصصي در يک مجله علمي پژوهشي تحت عنوان "سنگسار در عصر غيبت" نوشتم. مهمترين دغدغه فکري من در نگارش آن مقاله، نگراني ازخدشه بر ساحت اسلام و مسلماني در شرايط کنوني با اجراي چنين احکامي بود.موضوعي که عليرغم صدور بخشنامه رييس قوه قضاييه، همچنان هر از چندگاهي در گوشه اي از کشور اجرا مي شود و موج هجمه بر اسلام و مسلمانان به عنوان ديني خشن در نقاط مختلف دنيا آغاز مي شود.
نانوايان و تاکسي داران مظلوم
در گيرودار تورم رکودي حاکم بر اقتصاد و زندگي اجتماعي ايرانيان"يک ليوان چاي داغ" به فکر نانوايان و تاکسي دارهاست:
نانواها و تاکسي داران به شدت مظلوم هستند. چون دولت ها بخشي از هزينه ايجاد تورم خود را از جيب آنان پرداخت مي کنند. وقتي تورم مي شود اکثريت مطلق مشاغل قيمت خدمات و کالاهاي خود را با تورم تنظيم مي کنند ولي چون قيمت نان و کرايه تاکسي به شدت مقابل چشمان مردم است معمولا اجازه افزايش قيمت نان و کرايه به آنان داده نمي شود حال آنکه هم هزينه هاي توليد (تعمير و کرايه و کارگر و...) افزايش يافته و هم قدرت خريد پول کاهش يافته است.
حالا بشير سئوالي پرسيده است که به اين بحث مربوط است: "به نظر تو رانندگان تاكسي حق دارند كه در روزهاي باراني مردم را سوار نكنند تا قدرت چانه زني بالاتري كسب كنند؟ آيا دولت مي تواند آنها را جريمه كند يا خير؟ يا آيا در مواقع قحطي نانوايي ها مي توانند تعطيل كنند تا به قيمتهاي بالاتر و شايد فوق العاده اي دست پيدا كنند؟ آيا دولت حق دخالت در اين مورد را ندارد؟"
درونم پر فريادو اعتراض است
"جذبه" حتي ميل مشارکت در جشنواره فجر را هم ندارد:
بارها از جلوي سينماهاي جشنواره فجر رد شدم اما با احساس هنر دوستي خودم مبارزه كردم تا يكي از تماشاگران جشنواره بيست و ششم نباشم. درونم فرياد است كه بايد جايي اعتراض خود را نشان دهم. اينكه آن ديگران با خودكار قرمز، روي علايق و باورها و برداشت هاي ديگران خط بكشند چرا كه آن نگاه ها را قبول ندارند، توهيني ست به همه ي اعتقادم به هنر!
نامه ي جمال شورجه در پاسخ به اعتراض هنرمندان هم كه هنوز اعتماد بازتاب هايش را چاپ مي كند، تير خلاصي ست براي اين جنگ نابرابر! چيزي كه بيشتر از اين اتفاق عذابم مي دهد، استقبال مردم از اين فاجعه ي هنري ست. چه صف هاي طولاني براي رزرو بليت تشكيل شد و مي شود. نقد ها و تحليل ها شروع شده اند. خوب ها و بد ها! هرچند همه با افسوس در ابتداي اظهار نظر هاي هنري شان، آه مي كشند كه جشنواره امسال، جشنواره نيست!!
اميدوار باشيم، قبل از اينکه نابود شويم
زماني که کودکي مي خندد، باور دارد که تمام دنيا در حال خنديدن است و زماني که يک انسان ناتوان را خستگي از پاي در مي آورد، گمان مي برد که خستگي، سراسر جهان را از پاي در آورده است. چرا نا اميدان دوست دارند که نا اميدي اشان را لجوجانه تبليغ کنند؟ چرا سر خوردگان مايلند که سر خوردگي را يک اصل جهاني ازلي و ابدي قلمداد کنند ؟
چرا پوچ گرايان خود را براي اثبلات پوچ بودن جهاني که ما عاشقانه و شادمانه در آن مي جنگيم، پاره پاره مي کنند؟ من نمي گويم که هرگز در هيچ لحظه اي از اين سفر دشوار، گرفتار نا اميدي نبايد شد. من مي گويم: به اميد باز گرديم پيش از آنکه نا اميدي نابودمان کند.
علت حمله مک کين به کلينتون و اوباما
اگر مرحله ي مقدماتي انتخابات رياست جمهوري امريکا را تعقيب مي کنيد، وبلاگ "اميد معماريان" مرجع خوبي براي تعقيب تحولاتي در اين زمينه است:
انتخابات مقدماتي رياست جمهوري امريکا وارد مرحله بسيار حساسي شده است. درحزب جمهوري خواه ميت رامني که به صورت جدي با سناتور مک کين رقابت مي کرد کنار کشيده است ومايک هاکابي تنها کسي است که با فاصله زيادي با وي رقابت مي کند. رامني ومک کين که به شدت در تبليغات انتخاباتي خود به هم حمله مي کردند الان به هم نزديک شده اند.
مک کين اگر چه قهرمان جنگ به شمار مي رود اما به دليل مواضعي که درکنگره گرفته و دربسياري موارد نزديک به ليبرال ها ويا دموکرات ها بوده نزد محافظه کاران چندان محبوب نيست. به همين جهت مک کين طي روزهاي گذشته خيلي به دموکرات ها ازجمله اوباما وکلينتون حمله کرده و تلاش کرده خود را به اصول محافظه کاري نزديک کند.
