Rooz

ايران، شاگرد آخر کلاس آزادي مطبوعات

سال 2008 در گزارش گزارشگران بدون مرز - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

کيان آشنا

در حاليکه در هفته گذشته چند نشريه تازه در ايران، گرفتار توقيف شدند و ديروز وزير ارشاد، سايت هاي اينترنتي را ‏نيز مورد تهديد قرار داد، گزارش سال 2008 سازمان گزارشگران بدون مرز، از "شاگرد آخر" بودن جمهوري اسلامي ‏ايران در کلاس آزادي مطبوعات حکايت دارد.‏

در اين گزارش با اشاره به اينکه "سال ٢٠٠٧ سالي پرخشونت در همه ي زمينه ها" بوده، و تعداد بيشتري روزنامه ‏نگاران کشته شده اند، به اشکال مختلف محدوديت روزنامه نگاران در سراسر جهان و از جمله ايران اشاره شده و آمده ‏است: "تعدادي از روزنامه نگاران به مجازات مرگ محکوم شده و يا در خطر اين محکوميت قرار دارند. دو روزنامه ‏نگار به دليل شرايط بسيار بد بازداشت و در پي محروميت از درمان در زندان جان باختند و تعداد ديگري بدون داشتن ‏امکان دفاع از خود به حبس هاي طولاني مدت محکوم شدند. اما دولت هاي سرکوبگر تنها دشمنان آزادي مطبوعات ‏نبودند، به جز آنها گروه هاي مذهبي و افراطي، قاچاقچيان مواد مخدر، مافيا، سرويس هاي اطلاعاتي خودسر، سازمان ‏هاي تبهکاري، جنبش هاي استقلال طلب، گروه هاي شورشي مسلح، سياستمداران فاسد را نيز بايد اضافه کرد که هر گاه ‏روزنامه نگاران از نزديک به فعاليت هاي شان توجه مي کردند، از اعمال خشونت نسبت به آنها ابا نداشتند". ‏

با اين حال سازمان گزارشگران بدون مرز با اين پيش بيني که "سال ٢٠٠٨ متاسفانه سالي سخت تر" است، به دلايل اين ‏سختي چنين اشاره کرده است: "نخستين نگراني ما تقويم انتخاباتي است. در ٢٠٠٨ چندين انتخابات مهم در کشورهايي ‏که رهبران آنها روزنامه نگاران مستقل را سرکوب مي کنند، برگزار مي شود. امروز در جهان کمتر کشوري است که ‏جرات کند ناشيانه راي گيري را دست کاري کند. تقلبات انتخاباتي از پيش طرح ريزي مي شوند و کمتر به چشم مي آيند ‏و عمدتا شامل دست کاري ليست هاي انتخاباتي، تحت فشار قرار دادن کميسيون هاي تائيد راي گيري، و مهار کردن ‏رسانه ها است. در زمان کارزار انتخاباتي مطبوعات در مرکز توجهات قرار دارند و به درد اين مي خورند که از سوي ‏طرفداران نامزدهاي شکست خورده عامل اصلي شکست محسوب شوند". ‏

در ادامه اين گزارش به انتخابات در کشورهاي پاکستان، روسيه، زيمبابوه... اشاره شده و سپس در توضيح دومين علت ‏نگراني اين سازمان آمده است: "نيمکت متهمان در دادگاه ها از قاتلان روزنامه نگاران خالي ست. مصونيت از مجازات ‏دومين نگراني بزرگ ما است. نتايج تحقيقات در باره ي خشونت عليه روزنامه نگاران به ندرت راه به دادگاه مي برند. ‏و وقتي هم که چنين مي شود آمران اصلي جنايت با بهره بردن از مصونيت براي مقام و يا روابط شان از عدالت مي ‏گريزند".‏

در ادامه اين گزارش، با اشاره به اينکه "کشورهاي خطرناک براي حرفه کاران رسانه ها در جهان بيشتر شده" مي ‏خوانيم:"گرايش به دور زدن قانون حتا براي آنها که بايد آنرا رعايت و به اجرا گذارند به اصل بدل شده است. براي ‏نشان دادن ظاهري آراسته، دولت ها يکي بعد از ديگري اعلام مي کنند که براي جرايم مطبوعاتي احکام زندان صادر ‏نمي کنند. حکومت هاي اقتدارگرا روزنامه نگاران را با آتهاماتي چون «تحريف و توهين» به زندان مي فرستند..... ‏دستگاه قضايي فريب کاري مي کند، اتهامات عوض مي شوند ولي رفتار نه." ‏

در ادامه اين گزارش به مقوله سانسور اشاره شده که "جهاني" شده است و همچنين اينکه درخاور ميانه "عدم ثبات مزمن ‏بهانه اي است در دست رهبران کشورهاي منطقه که همواره تيغ سرکوب را بر گلوي روزنامه نگاران نگاه دارند" و هر ‏اقدامي را وسيله اي براي "بي ثبات کردن رژيم" محسوب کنند.در همين ارتباط در گزارش مي خوانيم: "شرايط در ‏کشورهاي با رژيم هاي خودکامه منطقه بدتر است در سوريه و در تونس و يا ليبي و عربستان سعودي آزادي مطبوعات ‏مطلقا وجود ندارد. مقامات مسئول چنان فشاري بر روزنامه نگاران و به ويژه مديران مسئول نشريات وارد مي آورند ‏که عملا خودسانسوري اولين توصيه براي کاريابي است."‏

‎آزادي مطبوعات در جمهوري اسلامي‎

و اين چنين است که گزارش به وضعيت مطبوعات در ايران مي رسد: "جمهوري اسلامي ايران در رده بندي ‏گزارشگران بدون مرز، در رده هاي آخر کشورهاي جهان جاي گرفته است. بزرگترين زندان خاورميانه براي روزنامه ‏نگاران، زندان اوين است که در شمال تهران قرار دارد. در اول ژانويه ٢٠٠٨ (١١ دي ماه ١٣٨٦ ) هنوز پنج روزنامه ‏نگار را در خود جاي داده است. روزنامه نگاران زنداني که به اتهام «اقدام عليه امنيت ملي» دستگير مي شوند بهاي ‏آزادي بيان خود را مي پردازند. تنها روزنامه نگاران رسانه هاي نزديک به مقامات نظام و با بهره مند شدن از چتر ‏حمايتي مي توانند از سياست هاي دولت احمدي نژاد انتقاد کنند. روزنامه هاي ديگر از اين امتياز برخوردار نيستند. در ‏اين سال روزنامه نگار کردي براي نوشتن مقالات انتقادي به اعدام محکوم شده است".‏

در ادامه اين گزارش در ارتباط با ايران مي خوانيم: "رهبران ايران در سال گذشته نيز متهم کردن مطبوعات‎ ‎مستقل ‏وغير‎ ‎‏ وابسته به نظام را به «وابستگي» به امريکا و يا اروپا متوقف نکردند. اين پرونده سازي که امري منحصر به فرد ‏نيست، در خدمت محکوم به زندان کردن در دادگاه هاي ناعادلانه و فرمايشي ست. در سال ٢٠٠٧ روزنامه نگاران ‏ايران در تهران و يا در کردستان با ده ها مورد دستگيري، محکوميت و توقيف مطبوعات، هزينه سنگيني را متحمل ‏شدند.در سال ٢٠٠٧ رئيس جمهوري اسلامي ايران محمود احمدي نژاد با حملات اتهام گونه عليه کشورهاي غربي ‏فضاي رسانه اي جهان را اشغال کرد و «مسئله اتمي» که آن را «بزرگترين مبارزه کشور» ناميده بود به عرصه ‏اصلي تاخت و تاز خود بدل کرد. اين امر به رئيس دولت اجازه داد تا مهمترين تنش هاي بر آمده از معضلات اقتصادي ‏و اجتماعي جامعه ايران را دور زند. درچارچوب آزادي هاي نمايشي و محدود براي جناح هاي حاکم نيز بسياري از ‏روزنامه نگاران حمايت شده از سوي جناح هاي تندرو در مقالات خود وي را مورد انتقاد قرار دادند. اين مطبوعات هم ‏چنين مخالفت خود را با سياست هاي دولت بيان کردند. در عوض روزنامه نگاران مستقل که به ابراز نظر خود ‏پرداختند به پرداخت هزينه اي سنگين براي صراحت بيان خود مجبور شدند. در سال ٢٠٠٧ جمهوري اسلامي ايران ‏هم چنان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه بود. در اول ژانويه ٢٠٠٨ (١١ دي ماه ١٣٨٦ ) ده روزنامه ‏نگار در زندان بسر مي بردند. رئيس جمهور احمدي نژاد در سفرهاي متعدد خود به خارج از کشور و هر گاه که در ‏باره ي نقض حقوق بشر و محکوميت زندانيان عقيدتي و اقليت هاي مذهبي، قومي و جنسي مورد سوال قرار مي گرفت ‏تکرار مي کرد «مردم ايران آزاد ترين مردم دنيا هستند» اين در حالي ست که تضعيقات شمارش شده در سال ٢٠٠٧ ‏نشانگر سخت گيري و تشديد سرکوب عليه روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر است. برگزاري انتخابات هشتيمن دوره ‏مجلس شوراي اسلامي در اسفند ماه سال جاري ( مارس ٢٠٠٨) آغازگر دوره تازه اي از تشديد نقض آزادي اطلاع ‏رساني است. در آخرين کارزار انتخاباتي در سال ٢٠٠٤ بسياري از روزنامه ها و سايت هاي اينترنتي اصلاح طلبان ‏توقيف شدند".‏

در ادامه اين گزارش با اشاره به مجازات اعدام در ايران و حتي در ارتباط با روزنامه نگاران، آمده است: "در طي ‏سال گذشته صدها نفر اعدام شده اند. عدنان حسن پور ٢٥ ساله روزنامه نگار هفته نامه ئاسو در تاريخ ٥ بهمن‏‎ ‎ماه ‏‏١٣٨٥ و هيوا بوتيمار ٢۹ ساله همکار نشريه انجمن زيست محيطي سبزچيا، به ترتيب در تاريخ ٥‏‎ ‎دي ماه و ٥ بهمن ‏‏١٣٨٥ دستگير و در تاريخ ٢٢ خرداد در دادگاهي غير علني به اتهام «اقدام‎ ‎عليه امنيت ملي»، «جاسوسي» و ‏‏«محاربه» محاکمه و به اعدام محکوم شدند، ٢٦ تيرماه‏‎ ‎حکم صادره به خانواده و يکي از وکلاي آنها آقاي سيروان ‏هوشمندي ابلاغ شد...در سال ٢٠٠٧ بيش از پنجاه روزنامه نگار تحت تعقيب قضايي قرار گرفته اند. اين تهديدات ‏قضايي اضافه بر اعمال فشارهاي اقتصادي و اداري است که براي مطبوعات غير دولتي و مخالف با جناح دولت وارد ‏مي شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که به اصطلاح مسئوليت اداره و گسترش مطبوعات را دارد خود بيش از ‏چهار نشريه را پيش از انتشار توقيف کرده است. ده ها نشريه ديگر نيز چون شرق و يا مدرسه نيز «توقيف موقت» ‏شدند که پرونده آنها از سوي هيات نظارت بر مطبوعات به دادگاه ارسال شده است. سايت هاي اطلاع رساني بر روي ‏اينترت از سانسور مستثنا نشده اند، ايران داراي بيشترين تعداد وب نگاران معترض در خاورميانه است و به همين ‏ميزان، خطر سانسور آنها را تهديد مي کند. امسال نيز ده ها سايت اطلاع رساني قرباني سانسور شدند.هفته نامه کرفتو ‏نمونه اي روشن از سياست سرکوب مطبوعات از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.... تحريريه اين‏‎ ‎نشريه ‏ماه ها تحت فشار قرار داشت، و دو روزنامه نگار اين هفته نامه در زندان بسر مي بردند.‏‎ ‎‏ اکو کرد نسب‎ ‎در روز ٣٠ ‏تيرماه دستگير شد. در ١۹ شهريور‏‎ ‎ماه وي در پشت درهاي بسته محاکمه و در ٣١ شهريور ماه به سه سال زندان براي ‏‏«جاسوسي»‏‎ ‎محکوم شد اما ۲۲ آبان اعلام شد که دادگاه تجديد نظر استان کردستان حكم سه سال زندان وي را به شش ‏ماه كاهش داده است... کاوه جوانمرد‎ ‎از‎ ‎روز ٢٦ آذر ماه ١٣٨٥ در زندان بسر مي برد. اين روزنامه نگار هفته نامه ‏کرفتو در‎ ‎تاريخ ٢٧ ارديبهشت ماه سال جاري از سوي شعبه شش دادگاه سنندج و در دادگاهي غير علني‏‎ ‎به دو سال ‏زندان محکوم شد....همچنين در کردستان سه سال پس از توقيف هفته نامه پيام مردم کردستان، مدير مسئول آن محمد ‏صديق کبودوند در تيرماه ١٣٨٦ بازداشت و به زندان اوين انتقال يافت. در شهريورماه ۱۳۸۴ حکم محکوميت محمد ‏صديق کبودوند از سوي دادگاه‏‎ ‎تجديدنظر استان كردستان تائيد و اين روزنامه نگار به اتهاماتي چون «نشر اكاذيب به ‏قصد تشويش‎ ‎اذهان عمومي و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي» به يك‎ ‎سال حبس ‏تعزيري، پنج سال محروميت از شغل روزنامه‌‏نگاري محکوم شده بود....در تهران اغلب روزنامه نگاران دستگير شده ‏در سلول هاي انفرادي بند امنيتي ٢٠٩ که تحت نظر وزارت اطلاعات است، نگاهداري مي شوند. اين زندانيان که ‏معمولا تحت فشار ها ي روحي و جسمي شديد قرار مي گيرند، براي دسترسي به درمان پزشکي در مضيقه قرار دارند. ‏عمادالدين باقي‎ ‎روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر در تاريخ ٥ دي ماه و در پي دو حمله قلبي از زندان اوين به ‏بيمارستان قمر بني هاشم‎ ‎تهران انتقال يافته بود. علت اصلي اين عارضه مجموعه فشارهايي بود که روزنامه نگار در ‏طي مدت بازداشت و‎ ‎بازجويي و فضاي بند ٢٠٩ متحمل شد. اما فقط يک شب را در بيمارستان گذراند، در تاريخ ٢٨ ‏دي ماه و در اثر عارضه قلبي اين روزنامه نگار مجددا به بيمارستان مدرس انتقال‏‎ ‎يافت. رييس قوه قضائيه آيت اله ‏محمود هاشمي شاهرودي و رئيس زندان‏‎ ‎اوين با مرخصي استعلاجي يک ماهه وي موافقت کردند.از سوي ديگر سعيد ‏متين پور براي دومين بار از زندان اداره اطلاعات زنجان به زندان اوين انتقال يافته است."‏

در ادامه اين گزارش به وضعيت فعالان حقوق زنان اشاره شده و از جمله آمده است: "اينترنت در سال گذشته به فضايي ‏براي ادامه مبارزه جنبش دفاع از حقوق زنان بدل شد....مريم حسين خواه ٣٢ ساله و جلوه جواهري ٣٠ ساله روزنامه ‏نگاران و وب‎ ‎نگاران فمينيست، اعضاي تحريريه سايت هاي زنستان و تغيير براي برابري از سوي دادسراي‎ ‎ويژه ‏امنيت تهران، با اتهاماتي چون «تشويش اذهان‎ ‎عمومي، تبليغ عليه نظام، نشر اکاذيب از طريق انتشار اخبار کذب در ‏زنستان و تغيير‎ ‎براي برابري» به ترتيب در تاريخ ٢٧ آبان و ١٠ آذر دستگير شدند. براي آزادي موقت‏‎ ‎آنها وثيقه ‏سنگيني ١٠٠ و ٥٠ ميليون توماني تعيين شده بود‏‎.‎‏ "‏

سازمان گزارشگران بدون مرز همچنين به دستگيري پرناز عظيما خبرنگار راديو فردا ومهرنوش سلوکي مستند ساز ‏ايراني تبار داراي تابعيت فرانسه و‏‎ ‎دانشجوي رشته ي روزنامه‏‎ ‎نگاري اشاره سپس به اخراج روزنامه نگاران از ايران ‏رسيده است: "رابرت تيت خبرنگار روزنامه انگليسي گاردين، پس از سه سال فعاليت در ايران با عدم تمديد اجازه ‏اقامت و کارش اخراج شد. علت اخراج اين روزنامه نگار رسما از سوي مقامات ايراني اعلام نشده است. اما وي به ‏دليل انتشار مقالاتي انتقادي به ويژه در باره وضعيت دستگيري دانشجويان مورد غضب قرار گرفته بود. انگس مک ‏دووال، روزنامه نگار روزنامه انگليسي انديپندنت، نيز تير ماه گذشته پس از آنکه‎ ‎مدارک اقامتش تمديد نشد، مجبور به ‏ترک ايران شد. دولت ايران براي اخراج مک دووال‎ ‎نيز توضيحي نداد". ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.