بازي با كدام مهره؟
عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

جريان قدرت طلب تحت هدايت و رهبري آيت الله خامنه اي در شرايطي كه خود را در صحنه ي سياسي ايران فعال مايشاء فرض مي كند ظاهرا هيچ ابايي ندارد كه آشكارا نشان دهد در هر حركت سياسي، مقتدرانه حريفان و رقيبان را از صفحه ي شطرنج سياست ايران كنار مي گذارد. بر اين اساس، بي توجه به قضاوت افكارعمومي داخلي و بين المللي و فريادهاي معترضانه ي جريان مقابل، راهبرد اصلي " رد صلاحيت فله اي چكشي، بازگرداندن قطره چكاني فرمايشي" را مرحله به مرحله با شدت و حدت پيش برده و اجرايي مي كند.
جريان اقتدارگرا كه مردم و نقش آنان را دست كم در كوتاه مدت به هيچ انگاشته و روز به روز پايه هاي حكومت خود را بر شانه ي نيروهاي نظامي- امنيتي استوارتر مي سازد، بي هيچ تعارف و مجامله أي، حتي توصيه ها و وصيت نامه ي آيت الله خميني را دائر بر عدم دخالت نظاميان در سياست كنار مي گذارد و با كمك ريال ها و دلارهاي نفتي بادآورده، نيروي بسيج را در شهر و روستا، اداره و كارخانه و مزرعه و كارگاه، به صورت گسترده تر سامان داده و هرچه بيشتر در اختيار مي گيرد تا بار ديگر "زر و زور و تزوير" در بلنداي تاريخ در كنار هم بنشينند و از صندوق هاي راي آنچه كه حاكم اراده فرموده، بيرون بيايد.
در روند رو به تكامل بازي "رد صلاحيت فله اي چكشي، بازگرداندن قطره چكاني فرمايشي"، سخنگوي شوراي نگهبان خبر از بازگردانده شدن 280 نامزد رد صلاحيت شده داده كه مي تواند در مراحل و روزهاي آينده نيز قطره هايي بر قطره هاي اندك تائيد صلاحيت شدگان مجلس ششم افزوده گردد.
يك نگاه اجمالي به اسامي 280 نامزد تائيد صلاحيت شده ي جديد نشان مي دهد كه اكثر قريب به اتفاق آنان را در اولويت اول اعضاي حزب اعتماد ملي و افراد و جريان هاي سياسي نزديك به آقاي كروبي و در مرحله ي دوم اشخاص نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني تشكيل مي دهند، تا از يك سو به شكاف درون جريان اصلاح اصلاح طلب - كه اكنون مهره هاي تقلبي بر آن افزوده مي شود- هرچه بيشتر دامن زده شود و از سوي ديگر، امكان بسته شدن يك ليست واحد كامل- حتي فراهم شدن در وضعيت نيمه رقابتي- فراهم نيايد.
طبيعي است كه در روزهاي آينده اگر حادثه اي غيرمترقبه و پيش بيني نشده رخ ندهد، در اين بازي جاي چنداني براي جرياني كه در جامعه به "اصلاح طلبان پيشرو" يا "ياران خاتمي" شناخته مي شود- در واقع چهره هاي شاخص جبهه ي مشاركت ايران اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي- باقي نمي ماند و آنان به دليل روش نسبتا مستقلانه ي خود در جايگاه مقام هاي دولت پيشين و نمايندگان مجلس ششم، و گاه مواضع و نامه نگاري هاي انتقادي، كماكان مورد قهر و غضب خاص شخص رهبر قرار دارند.
بازي رو به تكامل "بازگرداندن قطره چكاني فرمايشي" نشان مي دهد كه نه ملاقات هاي جداگانه ي چند هفته پيش مثلث رهبري "ائتلاف گسترده اصلاح طلبان" با رهبري، آن گونه كه پيش بيني مي شد در عزم و اراده ي آقاي خامنه اي براي كنار گذارده نشدن اين جريان از ليست نامزدهاي انتخاباتي اثر چنداني گذارده است، و نه اعتراض ها و سخنان مراجع مذهبي و چهره هاي سياسي، و نه حتي واكنش منفي افكار عمومي داخلي و خارجي چندان اثر بخشيده است. در كماكان بر همان پاشنه مي چرخد و جابجايي و حذف مهره هاي شطرنج سياسي ايران نيز بر اساس همان برنامه ي از پيش طراحي شده مرحله به مرحله پيش مي رود. در اين ميان، اگر به ظاهر اندك تغييري نيز در اين بازي مشاهده مي شود، نه به دليل اين ملاقات ها و اعتراض ها، بلكه در مسير برنامه ي از پيش طراحي شده ي گذشته است. و در نهايت، نوعي آزمون و خطا براي سامان دادن دقيق صفحه ي شطرنج سياست ايران كه هنوز در آن اندك مهره هاي مقاومي باقي مانده اند و "آچمز كردن رقيب قدر" در بازي انتخابات. البته با گوشه ي چشمي هم به بي آبرو و حيثيت كردن بخشي از اصلاح طلبان پيشرو.
بازي اي كه از نگاه اقتدارگرايان چشم انداز آن در افق تثبيت "حكومت اسلامي" است. نظامي كه در آن رهبر همه كاره است و روساي قواي سه گانه، در جايگاه معاونان و مهره هاي گوش به فرمان ولي فقيه. داراي دو حزب و محفل فرمايشي صاحب نفوذ، اما بي اختيار و با رهبراني ذوب شده در ولايت؛ گيرم كه در اين بازي نمايشي يكي به قهر از قم بيايد و يكي از تهران. در اين ميان، ديگر جريان هاي سياسي مستقل به طور كامل حذف، يا به عنوان احزاب تزئيني بي ضرر و بي خطر، درحاشيه. و مردم نيز در غياب احزاب و سازمان هاي مدني توده هايي بي شكل، چون موم در دست حاكم و حاكميت. نوعي "خلافت اسلامي" كه در آن "قانون اساسي" با نقاط قوت و ضعفش، تعطيل يا چون چماقي براي بر فرود آمدن بر سر رقبا و مخالفان. "آزادي" و "جمهوريت" و لوازم آن نيز به طور كامل حذف. نظامي چون رژيم پهلوي كه در آن جايي براي "انتخابات آزاد، سالم، عادلانه"، "احزاب، گروه ها و تشكل هاي سياسي و اجتماعي آزاد و مستقل"، "مطبوعات، روزنامه نگاران و نويسندگان مستقل و آزاديخواه" و نهادهاي صنفي و سنديكايي مردمي متصور نيست.
بازي اي كه انتخابات مجلس هشتم در 24 اسفند 1386 در آن بازي دست گرمي انتخابات رياست جمهوري تابستان 1388 خواهد بود؛ با هدف ذبح كامل و دفن اصلاح طلبي در ايران. بازي اي كه بر مبناي محاسبات سياست هاي ماكياولي، و شناخت دقيق از واكنش هاي احتمالي رهبريت جريان هاي اصلاح طلب حكومتي- كه گويا تنها يك بازي مشخص را بلد است و تمرين كرده - مي تواند نتيجه را همانگونه كه از پيش طراحي شده رقم بزند.
بازي اي كه مردم و واكنش ملت، در ميان مدت و بلند مدت، به هيچ انگاشته شده و مردم حتي در جايگاه داور و قاضي بي طرف به پشيزي گرفته نمي شوند؛ از آن نوع محاسباتي كه محمد رضا شاه، آن زمان كه سوار بر اسب مراد چهار نعل به سوي دروازه هاي بزرگ تمدن مي تاخت، متوهمانه در مخيله ي خود داشت و هيچگاه به ذهن او، مشاوران و اربابان آمريكايي اش خطور نمي كرد كه امواج به ظاهر آرام لايه هاي زيرين جامعه، يك باره خروش برآورد و همه چيز را زير و رو كند. امواجي كه بيست و نه سال پيش در چنين روزهايي با غالب شدن احساسات بر تعقل و چيره شدن خشم انقلابي بر انديشه ي سازنده خيلي چيزها را با خود برد و نابود ساخت، و حتي خشك و تر را با هم سوزاند.
در اين شطرنج سياسي بايد ديد كه نگاه بيشتر به "مهره ي مردم"است، يا "مهره ي سياست"؛ آن هم از نوع ماكياولي آن. از آن نوع كه عطاالله مهاجراني در سوگ نامه اش براي احمد بورقاني- و شايد نوعي حلاليت طلبي از فرزند دلبندش، سهام الدين- در مقام مقايسه بين رفتار و كردار حكومتي خود با روش و منش معاون مطبوعاتي اش، به آن اشارت هايي داشت. پرسش اين است كه آيا ديگر سياستمداران اصلاح طلب نيز خود تجارب مشابه اي داشته اند و يا افرادي به ناچار عزلت گزيده در خارج، چون مهاجراني چنين تجاربي را به خوبي به آنان انتقال داده اند؟ تجربه اي كه آثار و قرائن آن را در جريان اين مبارزات انتخاباتي در روش و منش ديگراني چون محمد رضا عارف، معاون اول سيد محمد خاتمي نيز تبلور يافت. اقدامي فردي يا بر اساس تفكر جمعي اعلام نشده، مبتني بر قضاوتي درست در مورد "رقابتي نبودن انتخابات" مجلس هشتم كه سر بزنگاه و پيش از دست به مهره شدن اقتدارگرايان و انجام بازي جديد از قبل پيش بيني شده، در استعفايي سياسي شاهدش بوديم.
پيش از اين نيز گفته شد و تكرار آن نيز با تمام كسالت آور بودنش شايد بي ضررنباشد كه بايد توجه داشته باشيم كه انتخابات مجلس هشتم پايان سياست و سياست ورزي در ايران نيست، اما اگر بازيگران سياسي اين بار نيز بد بازي كنند، اين بازي مي تواند براي گروهي پايان بازي اصلاحات در ايران باشد.
