Rooz

جشنواره♦ نيم نگاه

کامبيز جمالي - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

جشنواره فيلم امسال نکته اي قابل توجه داشت و آن که همه فيلم به نوعي شبيه به يکديگر بودند. گويا اکثر آنها ‏از روي قالبي خاص ساخته شده اند و تنها رويه ظاهري شان با يکديگر متفاوت است. فيلم هاي دولتي به شکل ‏کلي در جست و جوي معنويت و رستگاري براي شخصيت ها بودند. فيلمفارسي ها داستان هايي سخيف و گاه ‏خنده آور را به تصوير مي کشيدند و در اين ميان تنها چند فيلم انگشت شمار به عقايد و آراي کارگردان هاي ‏خود وفادار مانده بودند.

naghdj1.jpg

‎جشنواره طراز دولت نهم‎

مهرداد فريد کارگردان فيلم همخانه در جريان جلسه نقد و بررسي فيلم خود از قول يکي از مسئولين ارشاد در ‏جشنواره امسال گفت: "ما کيمياگري کرده ايم که توانسته ايم شما را تا اين حد نسبت به کارهاي ديگرتان تغيير ‏دهيم و همه را به يک شکل در آوريم."

naghdj2.jpg

اين نقل قول فريد عصاره و تم جشنواره فيلم فجر امسال به شمار مي آيد. ماني حقيقي که از فيلم هايي همانند ‏آبادان و کارگران مشغول کارند که هر دو هم توقيف شده اند به فيلمي مانند کنعان مي رسد راهي بسيار بعيد را ‏طي کرده است.تماشاگران زمانيکه بازيگر زن فيلم به سبک فيلم هاي معنوي ميانه جنگل در انبوه مه به در ‏ختي مي رسد که اهالي بر آن دخلي بسته اند وخود نيز بر آن دخيل مي بندد با آهي از خود پرسيدند که اين ‏سيتم نظارت دولتي با سينما چه کرده است؟

اين ظواهر با عدم آشنايي فيلمسازاني همچون حقيقي با چنين فضاهايي داستان ها و تصاويري خنده دار را پديد ‏مي آورد که به هيچ عنوان نمي توان از فيلم ها دفاع کرد. حتي اگر معتقد باشيم حقيقي در اين فيلم داستان خود ‏را به درستي روايت مي کند اين پايان همه چيز را خراب کرده و نگرشي دولتي را به کليت اثر متبادر مي ‏سازد. ‏

در اکثر فيلم ها حضور معنويت ساختگي موج مي زند. در مثالي ديگر فرزاد موتمن کارگردان کاربلد سينما ‏که فيلم شب هاي روشن او با ريتم کندش هنوز براي بارها قابل تماشا است فيلمي مي سازد به نام جعبه ‏موسيقي در ژانر معناگرا با زماني نزديک به دو ساعت که تماشاگران را از دقايق تنخستين يک به يک از ‏سالن بيرون مي فرستد. يا رسول صدر عاملي فيلمي نزديک به دو ساعت را با حضور سه چهره سرشناس در ‏باره مشهد و بارگاه امام هشتم مي سازد وسفارشي بودن کار تا آن حد از پرده بيرون مي زند که حتي ‏تماشاگران معتقد را نيز روي صندلي هاي سينما وادار به چرت زدن مي کند. اين نمونه ها را مي توانيد به فيلم ‏هاي ديگري تسري دهيد که رد نگاه هاي سينمايي وزارت ارشاد کاملا در آن مشهود است. اينجاست که صفار ‏هرندي محکم مي ايستد و مي گويد که فيلم هاي جشنواره بيست و ششم طراز دولت نهم است.

naghdj3.jpg

در مرور کلي اين فيلم ها به چند نکته اساسي بر مي خوريم. اول اينکه جز معدودي از فيلم ها هيچيک مخاطب ‏عام را در نظر نداشته اند و اين يعني بودجه اکثر فيلم ها از سوي دولت تامين شده و در نهايت اگر فيلم ها در ‏اکران موفقيتي به دست نياورند تهيه کنندگانشان مغبون نخواهند شد. اگر فيلم هايي همانند هميشه پاي يک زن ‏در ميان است ساخته کمال تبريزي و تهيه کنندگي محسن علي اکبري هم اجازه نزديک شدن به برخي دواير ‏ملتهب را پيدا مي کنند و با ساختاري نه چندان قابل قبول روي پرده مي آيند کاملا به عنوان سوپاپ اطمينان ‏اکران سال آينده در بخش خصوصي عمل کرده اند و کارکرد ديگري ندارند.‏

دوم اکثر فيلم ها در سطح حرکت مي کنند. فيلم ها جز معدودي مانند آواز گنجشک ها و به همين سادگي عمق ‏لازم را دارا نيستند. تماشاگر امروز که فيلم تاوان يا فيلم برادران کوئن را به سرعت با زمان کوتاهي نسبت ‏به نمايش اش در امريکا روي دي وي دي مي بيند به هيچ وجه داستان ها و ساختارهاي جعلي از جنس فيلم ‏هاي استشهادي برايس خدا، حس پنهان، آتش سبز و... نمي تواند باور کند.‏

اما نکته سوم که مهمترين آنها به شمار مي آيد نوعي نگاه مضموني است که شايد به صورت ناخود آگاه به ‏درون فيلم ها نفوذ کرده. اين نگاه تزلزل خانواده و از هم گسستگي آنها در قبال شک زن و شوهر ها به ‏يکديگر است. اين نگاه از سخيف ترين فيلم هايي همانند انعکاس(رضا کريمي) تا قابل قبول ترين آنها به همين ‏سادگي(رضا ميرکريمي) و آثار ديگري همانند کنعان، حس پنهان، حقيقت گمشده و... موج مي زند. ‏

براي نمونه مي توان دو نمونه از دو سينما را مورد بررسي قرار داد. به همين سادگي از فضايي شبيه به ‏داستان هاي کارور تبعيت مي کند و درباره ترديد هاي زني است که فکر مي کند شوهرش به او بي توجهي ‏کرده و مي خواهد او را ترک کند. دغدغه هاي اين زن و رفتارش با دو فرزند کوچکش به شکلي تصويري به ‏مخاطب عرضه مي شود و تماشاگر همراه با ريتم کند فيلم در جريان زندگي ملال آور زن قرار مي گيرد. ‏بازي خوب هنگامه قاضياني نيز اين ملال را دوچندان به تصوير مي کشد.‏

در بعد و جنس فيلمفارسي قضيه هم فيلم انعکاس قرار مي گيرد. زني پس از سال ها که ازدواج کرده نامزد ‏سابقش را مي بيند و با او همسفر مي شود. اين در حاليست که شوهر هم که به شهري ديگر سفر کرده همجوار ‏زني مي شود که شائبه خيانت را به ذهن تماشاگر متبادر مي کند. اما چون کارگردان بنا برفرمول اين فيلم ها ‏قادر به نمايش سکس نيست شخصيت ها را در آستانه تحول قرار مي دهد. تحول ناگهاني شخصيت ها بي ‏توجه به مبناي دراماتيک انها بزرگترين نقطه ضعف آثار فيلمفارسي امسال محسوب مي شوند. شخصيت هايي ‏که در قالب سخيف ترين شرايط بايد متحول شوند که فيلم به مذاق دولتي ها خوش بيايد و مجوز نمايش کسب ‏کند.‏

البته در اين ميان فيلم هايي نيز همانند تنها دوبار زندگي مي کنيم ساخته نخست بهنام بهزادي هم بودند که نويد ‏ظهور استعداد هاي تازه را مي دادند. اما احتمالا سال آينده بافيلم چنين فيلمسازاني برخورد خواهد شد و آنها را ‏م به جرگه سينماگران مستقل حذف شده پيوند خواهند زد.‏

در نهايت اينکه اين فيلم هاي شبيه به هم راه فرار سينماي ايران از بن بست نيست. سينماي اجتماعي بايد از دل ‏جامعه به سينما بيايد. همانند آنچه در جهان رخ داد. با ديکته کردن مضمون سينماي ايران راه به جايي نمي ‏برد.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.