Rooz

جشنواره♦ گزارش

رضا جهاني - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

جشنواره فجر که در بيست و ششمين دوره خود کاملا دولتي شده بود، به کار خودپايان داد. بهمن فرمان آراء ‏کنار گذاشته شد تا بازي "حذف بزرگان" کامل شود. فيلم هاي مستقل حذف و ياقلع و قمع شدند و جوايز بين ‏چهار فيلم مذهبي توزيع شد.‏

jashnvarehpa.jpg

پايان جشنواره فيلم فجر
‎حذف بزرگان و سينماگران مستقل‎

در مراسم پاياني بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر فيلم هاي به همين سادگي به کارگرداني رضا ‏ميرکريمي جايزه بهترين فيلم، مجيد مجيدي با فيلم آواز گنجشک ها جايزه بهترين کارگرداني را به خود ‏اختصاص دادند.‏

برگزيدگان ديگر جشنواره به اين شرح بودند: بهترين بازيگر نقش اول مرد امين حيايي براي فيلم شب، بهترين ‏بازيگر نقش اول زن: هنگامه قاضياني براي فيلم به همين سادگي، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد: محسن ‏طنابنده براي فيلم استشهادي براي خدا، بهترين بازيگر نقش مکمل زن: مهتاب نصير پور براي فيلم فرزند ‏خاک، بهترين مدير فيلمبرداري حسين جعفريان براي فيلم ديوار، بهترين تدوين حسن حسن دوست براي فيلم ‏آواز گنجشک ها، بهترين موسيقي متن حسين عليزاده براي فيلم آواز گنجشک ها، بهترين طراحي هنري ژيلا ‏مهرجويي براي فيلم آتش سبز، بهترين فيلم ملي به آتش سبز ساخته محمد رضا اصلاني، فرزند خاک کار ‏محمد علي باشه آهنگر و مستند هفت رخ فرخ ايران کار حسين حضرتي و فرزين رضائيان. سيمرغ بلورين ‏بهترين فيلم مردمي هم به فيلم هميشه پاي يک زن درميان است ساخته کمال تبريزي رسيد.‏

اين جوايز در حالي به برگزيدگان اهدا شد که موج اعتراض ها تا آخرين روز ها به روند برگزاري و انتخاب ‏فيلم هاي جشنواره ادامه داشت و وزارت ارشاد نيز بي توجه در مقابل اين اعتراض ها با ادامه دادن به سکوت ‏خود پاسخ را به نهاد ها و اشخاص موازي واگذار کرد.‏

داستان از آنجا شروع شد که پس از اعلام نتايج هيات انتخاب جشنواره همانگونه که انتظار مي رفت جاي فيلم ‏هاي مستقل و دگر انديش در ميان نام فيلم هاي بخش هاي مختلف خالي بود. همين نتيجه هم پس از کلي اما و ‏اگر و با طي شدن زماني طولاني و تنها يک هفته مانده به آغاز جشنواره به استحضار عموم رسيد. اولين نامه ‏اعتراض آميز را نيز عبدالرضا کاهاني نوشت. پس از آن با حذف فيلم هايي همانند آتشکار (محسن امير ‏يوسفي ) و بسياري از فيلم هاي مستند و کوتاه نامه اي موسوم به نامه 45 سينماگر نوشته شد که در آن شيوه ‏برخورد وزارت ارشاد با فيلم هاي فرهنگي به شدت مورد نقد قرار گرفته بود. اين نامه با اضافه شدن امضاي ‏فيلمسازاني همچون بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي و... به 50 نفر هم رسيد.‏

جمال شورجه به نمايندگي از سينماگران وابسته به حکومت در نامه امنيتي خود سينما گران ‏‎ ‎مستقلل را دشمن ‏نظام اسلام و جمهوري اسلامي خواند.‏

اولين فيلمي که در همان روز ها به طور رسمي تکليف خود را روشن کرد صد سال به اين سال ها ساخته ‏سامان مقدم بود. اين فيلم را با کلي حذف در بخش مهمان گذاشته بودند و تهيه کننده به بهانه اينکه تنها قصد ‏شرکت در بخش مسابقه را داشته از نمايش فيلمش امتناع ورزيد. مشکلات فيلم دايره زنگي همچنان ادامه ‏داشت و تهيه کننده پس از هربار انجام اصلاحيه با ليست تازه اي از اصلاحيه ها مواجه مي شد و در نهايت هم ‏پس از يک بار نمايش در يکي از سانس هاي سينما فلسطين عملا فيلم از جشنواره حذف شد.‏

آخرين مورد حذف ها نيز به بهمن فرمان آرا باز مي گشت که در اين سال ها سيستم دولتي کژ دارو مريز با او ‏همراهي کرده بود و در نهايت با عدم رضايت فرمان آرا با حذف يک سکانس فيلم را از جشنواره حذف کردند ‏و به اين ترتيب با حذف سه فيلم جشنواره امسال به رکورد حذف فيلم ها دست يافت. فرمان آرا با حذف فيلمش ‏به خبرگزاري ايسنا گفت: " زماني كه اجازه ساخت فيلم "خاك آشنا" به بنده داده شد، فقط قرار شد يك نام را ‏عوض كنيم كه اين كار را انجام دادم، بنابراين عين همان فيلمنامه‌اي كه ارايه داده بودم، از وزارت ارشاد ‏پروانه ساخت گرفت و همان‌گونه ساخته شد. ‏

اين شرايط منجر خواهد شد، فيلم‌ساز وقت خود را صرف ساخت فيلم كند و وقتي هزينه‌اي صرف شده، آن ‏موقع در زمان اكران مجبور مي‌شود به خاطر سرمايه‌ فيلم را به هر شكلي اكران كند، اما من ترجيح مي‌دهم ‏اين سكانس را حذف نكنم و فداي اين شرايط نشوم. ‏

سكانس مورد نظر، سكانسي كليدي در فيلم است كه ساختار فيلم را تشكيل مي‌دهد؛ بنابراين ترجيح مي‌دهم آن ‏را حذف نكنم. ‏

نمايش در جشنواره با حذفيات هيچ‌گونه تضميني براي صدور پروانه نمايش نيست، به هر جهت مقوله ‏جشنواره با پروانه نمايش فرق مي‌كند.‏

فرمان آرا اعلام کرد به هيچ وجه حاضر نيست در فرهنگي که زير سيطره دولت است فيلم بسازد. ‏
معترض بعدي اصغر فرهادي نويسنده فيلمنامه هاي دايره زنگي و کنعان بود. او نوشت: "آقايان تازه از راه ‏رسيده، سرتان را از زير برف بيرون بكشيد، اطرافتان را نگاه كنيد تا ببينيم باز روي اين برايتان باقي مي‌ماند ‏كه در مصاحبه‌ها و گپ و گفت‌هايتان اعلا‌م كنيد، ما در كشوري آزاد زندگي مي‌كنيم، از چه در هراسيد، مگر ‏روز و شب از تريبون‌هايتان دم از فهم و شعور مردم و ملت نمي‌زنيد، اگر صادقيد، اجازه دهيد اندكي هم ‏همين مردم فهيم و با شعور تصميم بگيرند چه ببينند چه بشنوند، چه كسي اين قدرت را به شما تفويض كرده كه ‏شعورمندتر و فهيم‌تر از مردميد، لا‌اقل در عرصه فرهنگ عملكردتان نشان داده كه نيستيد. خود را طبيب ‏فرهنگي مي‌دانيد كه وظيفه‌تان سنجش عيار سلا‌مت غذايي است كه اهل فرهنگ به خورد مردم مي‌دهند، مدرك ‏طبابتتان را كي و از كجا گرفته‌ايد؟ چه كسي اين فرض را براي شما به يقين رسانده كه هر اثر فرهنگي و ‏هنري‌اي يك غذاست كه بايد قبل از اينكه مردم بخورند، شما سلا‌مت آن را مهر بزنيد. چرا مي‌انديشيد مردم ‏تنها مصرف‌‌‌كننده‌اند، مصرف‌كننده صرف و شما بايد غذايي را كه مي‌پسنديد دهانشان بگذاريد، چرا مي‌انديشيد ‏هنگامي كه به تماشاي اثري مي‌روند مغز خود را بيرون جا مي‌گذارند؛ اين مردمي كه براي تماشاي اين آثار ‏مي‌روند، جمعي غير از آن مردم فهيم و باشعور و شريفند كه در سخنراني‌ها از آنها دم مي‌زنيد؟ اجازه دهيد ‏سرسوزني هم مردم تشخيص دهند به زعم شما غذايي كه مي‌خورند، سلا‌مت است يا فاسد. هرچند ‏سخيفانه‌ترين‌مشكل تعريف از هر اثر فرهنگي هم‌ترازي‌اش با غذاست... كجاي قانون اين مملكت آورده‌اند كه ‏ذائقه همه جمعيت كشور بايد ذائقه شما باشد. اگر قانون نوشته‌اي وجود دارد كه ما نمي‌دانيم ذائقه‌تان را تشريح ‏كنيد. ذائقه‌تان فيلم‌هايي است كه به اسم معناگرا پشتش سينه مي‌زنيد."‏

داريوش مهرجويي هم در نامه اي ديگر عليه جشنواره و سياست هاي ارشاد که با حذف نمايش سنتوري و ‏دستور شخص وزير براي عدم نمايش آن نوشت: "اين جشنواره يك مشكل بزرگ داشت و آن ضعف مديريت ‏و عدم‌توانايي در گرداندن و سازمان‌دهي برنامه‌اي در اين مقياس بزرگ بود. معتقدم برپايي چنين ‏جشنواره‌هايي نيازمند تجربه قبلي است؛ در حالي كه مديران ما تا مي‌آيند تجربه بياموزند عوض مي‌شوند. ‏مي‌بينيم كه جشنواره امسال با بي‌نظمي و عدم تداركات لا‌زم در همه سطوح برپا شده تا جايي كه عده‌اي از ‏ميهمانان خارجي از عدم سرويس‌دهي مناسب ناراحت و ناراضي بوده‌اند و هستند. اما بدتر از همه اينها، هرج ‏و مرج در نمايش فيلم‌ها بود چون برنامه‌ها مدام عوض مي‌شد و خيلي از فيلم‌ها به جشنواره نرسيد. مشكل ‏ديگر، حذف و سانسور بي‌سابقه‌اي است كه امسال در مورد فيلم‌ها اعمال شده است. اين برمي‌گردد به همان ‏توهم آشنا كه هرچه از گذشته آمده نادرست و اشتباه بوده و بايد حذف شود تا بتوان جهان، فرهنگ وهنر ‏تازه‌تري ارائه داد؛ در حالي كه مسوولا‌ن و مديران فرهنگي خودشان هم نمي‌دانند كه اين جهان و هنر تازه چه ‏چيزي است."‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.