بسياري از ايرانيان هيچ خصومتي با آمريکا ندارند
تحليلي از اينترنشنال هرالد تريبيون: - چهارشنبه 24 بهمن 1386 [2008.02.13]
مايکل اسلکمن
وقتي شاه بر ايران حکومت مي کرد، ايرانيان غرب زده از تماشاي فيلم هاي هاليوود در آمفي تئاتر کوچک واقع در مرکز شهر لذت مي بردند. امروز اين مکان به يک مرکز فرهنگي اسلامي تبديل شده و مکان ملاقات اصولگرايان است.
بنابراين چندان تعجبي ندارد در مغازه اي که همه چيز آن با يک موضوع مذهبي اجين شده است، بهترين اقلام فروشي، فيلم هاي کودکان آمريکايي باشند. امين قرباني فروشنده مغازه مي گويد: "بله ما کلي از اين چيزها مي فروشيم. وقتي پاي مشاجره ايران و آمريکا به ميان مي آيد، اين موضوع بين دولت هاست. اما وقتي موضوع مردم به ميان مي آيد، هيچ مشکلي بين مردم نمي بينم."
به طور کلي، ايرانيان نه فقط محصولات آمريکايي، که در ميان آنها خيلي مشهور است، بلکه خود آمريکايي ها را دوست دارند. اگرچه اين موضوع خيلي تازه نيست، اما ايرانيان به شخصه خواهان ازسرگيري روابط دو کشور هستند. بنظر مي رسد اين احساس در حال حاضر بيشتر خود را نمايان ساخته و نه تنها در خيابان هاي تهران بلکه در کلام سياستمداران نيز تجلي يافته است. گروگانگير سابق سفارت آمريکا در تهران، شهردار تهران و حتي خود آيت الله خامنه اي نيز اعلام کرده اند که از سرگيري روابط با آمريکا روزي قابل بحث است.
بنظر مي رسد اين تغيير لحن در کنار انتقاد اخير خامنه اي از دولت احمدي نژاد به مردم ايران اجازه داده است از وضعيت خود ابراز نارضايتي کنند و اشتياق خود را نسبت به عادي سازي روابط با آمريکا نشان دهند. به گفته تحليلگران سياسي و اجتماعي، مردم ايران لزوما ً هيچگونه ارتباطي ميان خود و ايده هاي افراط گرايانه رهبران خود نمي بينند و مي دانند که مردم آمريکا نيز نقشي در تصميم گيري سران خود ندارند.
معصومه ابتکار عضو شوراي شهر تهران مي گويد: "تصور مي کنم مشکلي که ما با آمريکايي ها داريم اين است که آمريکايي ها ايران را بعنوان يک کشور شرور و يک تهديد قلمداد مي کنند. اين نگرش بايد تغيير کند. من معتقدم اگر آنها بفهمند ما واقعا ً چه کسي هستيم، مبناي آشتي بر اساس احترام و مساوات خواهد بود."
ابوالفضل امامي صاحب يک مغازه بستني فروشي در ميدان محسني مي گويد: "من يکي از کساني بودم که شعار مرگ بر آمريکا مي دادم. اين شعاري است که در طول انقلاب بوجود آمد. مردم حالا ديگر منظوري از اين شعار ندارند. من کالاهاي آمريکايي را ترجيح مي دهم و مردم آمريکا را دوست دارم. فقط از دولت آمريکا خوشم نمي آيد." اين موضوع نشان مي دهد که تا چه اندازه بسياري از ايرانيان از دولت تندروي احمدي نژاد احساس دوري مي کنند.
مراد ثقفي نويسنده و تحليلگر مي گويد: "ما از دولت خودمان خوشمان نمي آيد. بنابراين عدم محبوبيت دولت ما، يک نگراني بزرگ براي آن بشمار مي رود." اما اين موضوع به اين معني نيست که قرار است تهران و واشنگتن به زودي اختلافات خود را حل کنند. فقط اختلافات بر سر مسائل سياسي مانند برنامه هسته اي ايران نيست که اين امر (ازسرگيري روابط) را غيرممکن مي کند. موانع دشوارتر ديگري نيز مانند هويت و ايدئولوژي بر سر راه آشتي ايران و آمريکا قرار دارند.
هويت انقلابي و ايدئولوژي ضدآمريکايي همواره از يکديگر تفکيک ناپذيرند. نگراني ها بر اين اساس است که کمرنگ شدن ايدئولوژي ضدآمريکايي، هويت انقلابي ايران را تضعيف کند و به تبع آن نظام ديني ايران تضعيف شود. به اين خاطر است که ديپلمات هاي غربي مستقر در تهران معتقدند که بهترين اقدامي که واشنگتن مي تواند براي متعادل تر کردن رفتار رژيم ايران انجام دهد، کنار گذاشتن سخت گيري است. با وجود فشارهاي کمتر، براي سران ايران دشوارتر خواهد بود از نفوذ غربي ها جلوگيري کنند. يک ديپلمات مي گويد: "پا را از روي گاز برداريد."
مانع ديگر بر سر راه ازسرگيري روابط ايران و آمريکا، اختلافات عميق ميان ايرانيان است. اين اختلافات پس از انقلاب ظاهر گشتند؛ گروههايي که با يکديگر براي سرنگوني شاه متحد شدند، نتوانستند دربارۀ نحوۀ اداره کشور با يکديگر به توافق برسند. اسلام گرايان پيروز شدند و تا به امروز آنهايي را که خواهان رويکرد ميانه روتر بودند، به حاشيه رانده اند. يک تحليلگر سياسي مستقر در تهران مي گويد:"حتي سران حاکم بر کشور نيز به اين شناخت رسيده اند که ما مي توانيم از برقراري روابط با آمريکا نتايج خوبي کسب کنيم. اما ما مي دانيم که اول بايد در داخل کشور آشتي برقرار شود."
منبع: اينترنشنال هرالد تريبيون، 11 فوريه، 2008
