Rooz

جلوه‌هاي چند گانه از راهبردي يگانه

محمدباقر نيك نفس nicknafss@gmail.com - چهارشنبه 24 بهمن 1386 [2008.02.13]

‏هنگامي كه در بهار سال 85 اولين فاز طرح امنيت اجتماعي توسط نيروي انتظامي به اجرا گذاشته شد، تصور ‏عمومي آن بود كه اين طرح صرفاً عكس‌العمل راستگرايان و محافل بنيادگرا به، زير پا گذاشتن تدريجي موازين ‏حجاب اسلامي توسط جوانان در دوره اصلاحات است.‏

اما با به اجرا در آمدن فازهاي بعدي آن و در عين حال تبري جويي ضمني دولت از خشونت‌هاي اعمال شده در ‏اجراي اين طرح، توام با سكوت رهبري و اجراي قساوت‌مندانه فازهاي ديگر اين طرح، و رخدادهاي سياسي ‏بعدي نشان از آن دارد كه اين طرح بخشي از يك سياست سركوب گسترده به منظور فضا سازي اجتماعي براي ‏تغييراتي استراتژيك در سياست داخلي و خارجي جمهوري اسلامي است.‏

جنبش زنان ايران براي دست‌يابي به حقوق اجتماعي و عادلانه نيمي از جمعيت كشور از دهه 70 به اين سو، و ‏سرعت توسعه آرمان‌هاي آن در لايه‌هاي مختلف اجتماعي، و حتي تحت‌تأثير قراردادن لايه‌هاي سنتي زنان جامعه، ‏اين جنبش را به‌صورت قلب تحرك اجتماعي جامعه در سمت و سوي مخالفت با قشري‌گري و توسعه نهادينه ‏مدرنيته در جامعه ايران تحت حاكميت جمهوري اسلامي در آورده است. اولين تحركات اجتماعي گسترده اين ‏جنبش در حركت اصلاح‌طلبانه‌ي منتهي به انتخابات دوم خرداد رخ نمود. اما به سرعت با بهره‌برداري از فضاي ‏نسبتاً باز ناشي از دستاوردهاي جنبش اجتماعي منتهي به دوم خرداد 76، و نيز افزايش تنش‌هاي دروني حاكميت ‏پس از دوم خرداد، عرصه‌هاي اجتماعي را در نورديد و كم‌كم از حالت واكنشي اوليه، با سازماندهي و سامان‌يابي ‏روبه نهادينه شدن گذاشت. گسترش جامعه شهري، افزايش سن ازدواج ناشي از مشكلات اقتصادي، توسعه ‏فرصت‌هاي آموزشي دختران در شهرهاي كوچك و روستاها، تنگناهاي اقتصادي خانواده‌ها كه تأمين همه معاش و ‏نيازمندي‌هاي اقتصادي خانواده را تنها توسط پدر خانواده ناميسر مي‌ساخت، تبعات اقتصادي، اجتماعي و جنگ كه ‏به تعداد زنان سرپرست خانوار مي‌افزود، بر فشار زنان براي حضور اجتماعي و اقتصادي بيش‌تر مي‌افزود. تحت ‏شرايطي كه سهم دختران از ورودي دانشگاه‌ها از مرز 60 درصد نيز عبور كرده است و بسياري از زنان به ‏انواع فعاليت‌هاي اقتصادي از دست‌فروشي و بقالي تا رانندگي و استادي دانشگاه و رده‌هاي عالي تخصصي به ‏فعاليت مشغولند و ميليون‌ها دختر جوان با مدارك دانشگاهي در بازار كار به‌دنبال كار و يافتن شغلي در خورند، ‏ديگر امكان تداوم مناسبات سنتي وجود ندارد. بديهي است در اين تهاجم همه جانبه زنان براي افزايش سهم خود از ‏فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي، خواست به حق آنان روز به روز بيش‌تر مورد حمايت اعضاء خانواده، ‏صرف‌نظر از جنسيت آن‌ها، قرار مي‌گيرد و اين همه فضاي لازم براي نهادينه شدن و ريشه دواندن مطالبات ‏عدالت جويانه و مساوات طلبانه حقوقي زنان در جامعه را فراهم مي‌سازد. گسترش تهاجم زنان براي حضور در ‏تمامي عرصه‌هاي فعاليت اجتماعي در حديست كه حتي مراسم عزاداري‌هاي سنتي و دسته‌جات عزادار مراسم ‏عاشورا نيز از آن مصون نمانده است. اينك حتي بخشي از زنان اصولگرا نيز تحت‌تأثير اين تغييرات از ضرورت ‏دگرگوني مباني حقوق قوانين زن ستيز خانواده سخن مي‌رانند و سهم خويش را از مناصب حكومتي مطالبه ‏مي‌كنند. اين فراگيري سريع مطالبات حق طلبانه‌زنان بر بستر تحولات اجتماعي و اقتصادي، به ناگزير ارزش‌هاي ‏سنتي حاكم بر جامعه و خانواده را به چالش كشيده است و اينك محك و معياري براي ارزيابي هر جنبش دمكراسي ‏طلبانه و عدالت‌جويانه در كشور به شمار مي‌آيد. طي سال‌هاي اخير جنبش زنان از حالت توده‌وار گذر كرده و در ‏ابتدا با سازمان‌دهي زنان در ‏NGO‏‌ها و مؤسسات خيريه و سپس حول نشريات و تشكيلات تحريريه‌ها، و در ‏مراحل بعدي تدريجاً حول تشكيلات خاص اجتماعي، سياسي زنان، كه بارزترين و فعال‌ترين آن كمپين يك ميليون ‏امضا است، روبه سوي تشكيلاتي شدن و سازمان يافتن نهاده است. به اين ترتيب جنبش زنان ايران تبديل به يكي ‏از محوري‌ترين بخش‌هاي جنبش دموكراسي‌خواهي ايرانيان و نيز محور تقابل مدرنيته و ارزش‌هاي سنتي و ‏بنيادگرايي در آمده است.‏

چنين است كه تقابل با مدرنيته و جنبش دموكراسي‌خواهي مردم ايران به ناگزير از مقابله همه جانبه با جنبش زنان ‏عبور مي‌كند. بخشي از اين تقابل در قالب فاز اول طرح امنيت اجتماعي و بخشي ديگر در قالب طرح‌هاي دولت ‏احمدي‌نژاد و وزارت آموزش و پرورش براي تغيير نظام آموزشي با اهداف زن ستيزانه و توسعه پايه‌هاي ‏نابرابري جنسيتي در حوزه آموزش از دوران ابتدايي تا تحصيلات عاليه نمود مي‌يابد. ‏

حاكميت با اعمال طرح امنيت اجتماعي و اعمال هر نوع خشونت و پرده‌دري در اجراي آن كه خشونت‌ها و ‏سبوعيت اعمال شده در چرخه اعمال آن حتي با ارزش‌هاي جامعه سنتي نيز تطابق ندارد، به دنبال آنست تا با ‏تحميل هزينه هر چه بيش‌تر بر جنبش زنان و گسترش ترس و وحشت بر فعالان اجتماعي و سياسي جنبش زنان از ‏يك‌سو، و مقابله بي‌آزرم و خشن با توده زنان در گذر‌گاه‌ها و خيابان‌ها، دفاع از مطالبات جنبش اجتماعي زنان به ‏مثابه گسترده‌ترين و پيشروترين بخش جنبش ترقي‌خواه و دموكراتيك مردم ايران به مواضع دفاعي، در قالب دفاع ‏از حداقل حقوق آزادي‌هاي فردي در چارچوب خانه و خانواده تنزل داده و به عقب براند.‏

فاز دوم طرح امنيت اجتماعي به خاك و خون كشيدن و سركوب وحشيانه‌ حاشيه‌هاي اجتماعي و حاشيه نشينان در ‏قالب آن چيزي است كه خود مقابله با "اراذل و اوباش" خواندند. تجربه شور‌ش‌هاي اجتماعي از پايان جنگ به اين ‏سو از شورش‌هاي خياباني شيراز و مشهد و اراك و اسلام‌شهر و قزوين در زمان دولت سازندگي هاشمي، تا ‏شورش‌هاي خياباني ناشي از كوپني شدن بنزين در تابستان 85 و حاكميت احمدي‌نژاد به مقامات امنيتي نشان داد ‏كه حاشيه‌هاي اجتماعي به مثابه قربانيان خاموش نابه‌ساماني‌هاي اقتصادي و اجتماعي دوران اخير ايران آمادگي ‏آن را دارند تا در هر فرصتي سر به طغيان و شورش بردارند و هر حركت عصيان‌گرايانه كوچك را به‌دامنه ‏گسترده‌اي از شورش‌هاي خياباني تبديل كنند. از اين رو حاكميت براي منفعل ساختن اين لايه اجتماعي و مرعوب ‏ساختن آن‌ها دست به مانوري گسترده زده است. در اجراي اين هدف نيروي انتظامي با شناسايي اوليه فعالان اين ‏لايه اجتماعي با برنامه‌ريزي قبلي و سراسري، با تهاجمي وحشيانه، آن‌ها را هدف گرفت و براي زهر چشم‌گيري ‏هرچه بيش‌تر، عكاسان و فيلمبرداراني را هم با خود همراه كرد و اين‌جا و آن‌جا ابعاد توحش خويش را به جامعه ‏نماياند. در واقع با اين زهرچشم‌گيري و نسق‌كشي كه بدليل عمليات جاهل‌ها و اوباش و چاقوكشان حرفه‌اي است، ‏حاكميت كوشيد تا مسير را براي سركوب فعالان اجتماعي در آينده و پاك كردن نقاط اتصال و همه‌گيري برخورد با ‏فعالان اجتماعي در سطح جامعه را آماده نمايد.‏

سركوب گسترده فعالان اقوام، و توسعه اين برخوردها با دستگيري‌هاي گسترده فعالان آذري و سركوب بي‌رحمانه ‏تركمن‌ها و بلوچ‌ها و قلع و قمع هر نوع فعاليت هويت‌طلبانه كردها، حتي معتدل ترين آن‌ها، جلوه ديگري از اين ‏رويكرد است.‏

فازبعدي اين عمليات نسق‌گيري و زهر چشم‌گيري از جنبش دانشجويي بود. دستگيري‌هاي گسترده فعالان ‏دانشجويي، پرونده سازي و كشاندن بخش وسيع‌تري از فعالان و منتقدان دانشجويي به مراكز امنيتي و شوراهاي ‏انظباطي و محروم از تحصيل كردن بسياري از اين فعالين، پاك‌سازي تدريجي هيأت‌هاي علمي دانشگاه‌ها از اساتيد ‏منتقد و فعال، گوشه‌هاي ديگري از اين طرح گسترده است كه بنا به اعلام جسته گريخته برخي مسؤولين نيروهاي ‏انتظامي، مقابله و تمشيت، روشن‌فكران، روزنامه‌نگاران و فعالين سياسي را در فازهاي بعدي اين طرح به‌دنبال ‏خواهد داشت.‏

عملكرد حاكميت در قلع و قمع كانديداهاي انتخابات مجلس و بي‌اعتنايي نسبت به تأثيرات آن در ميزان حضور ‏مردم در پاي صندوق‌ها را نيز اگر به اين مجموعه اضافه كنيم و توجه نماييم كه ظاهراً حفظ يك دستي حاكميت ‏براي يك دوره بعد، به هر قيمت، هدف اصلي گردانندگان نظام جمهوري اسلامي و مقامات رهبري كننده آنست، به ‏اين نتيجه خواهيم رسيد كه سران قدرت پنهان جمهوري اسلامي اقدامي استراتژيك و سرنوشت‌ساز را در پيش‌رو ‏دارند كه براي آماده‌سازي بستر اجتماعي براي اين اقدام، خنثي كردن تمامي پتانسيل‌هاي اجتماعي براي اعتراض ‏و تقابل با آن را در اولويت برنامه خويش قرار داده‌اند. در حقيقت اين اقدامات كه پايه‌هاي آن بر طرح امنيت ‏اجتماعي بنا شده است، فعليت بخشيدن به "نصربالرعب" است و اين پيروزي در پرتو تحميل حاكميت وحشت ‏برجامعه براي اقدامي اساسي است كه مي‌تواند آمادگي براي چرخشي اساسي در سياست خارجي و به‌خصوص ‏رابطه با غرب و در رأس آن آمريكا، با پرداخت هزينه‌اي چشم‌گير از جيب ملت باشد. حاكميت به هر قيمت ‏مي‌خواهد به جهان بباوراند كه حاكميتش در عرصه‌ ملي غير قابل مناقشه است و هر نوع اميدي به نيروها و ‏چالش‌هاي داخلي براي دگرگوني در ساختار قدرت بي‌حاصل است و چاره‌اي جز پذيرش و كنار آمدن با قدرت ‏پنهان در جمهوري اسلامي ندارد. اگر اين ارزيابي راست باشد، پس از انتخابات بايد سركوب بيش‌تر دگرانديشان و ‏روزهاي تيره‌تري را براي فعالين اجتماعي در ايران انتظار داشت.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.