ماهيت واقعي خطر ايران؟
تحليل يک کارشناس فرانسوي در لودوار: - سه شنبه 23 بهمن 1386 [2008.02.12]

آلن ميشل آياش
آقاي استفان وينتر روز 15 ژانويه مطلبي در روزنامه لودوار منتشر و در آن از گزارش من درخصوص رويارويي قايق هاي ايراني و ناوهاي امريکايي انتقاد کرد. درحالي که من به خوبي مشخص کرده بودم که اين تحريک انجام شده از سوي ايران نشان دهنده يک واقعيت بزرگ است: "ايران به سادگي از کنار واشنگتن نمي گذرد." به عبارت ديگر، اين مسأله اي است که در روابط بين المللي کاملاً شناخته شده است: کشمکش بين دو طرف اصلي داستان اغلب به صورت تحريک، تهديد و رويارويي ظاهر مي شود و اين دقيقاً همان اقدامي است که از سوي قايق هاي تندروي ايران شاهد بوديم.
ايران در برابر جهان عرب
زماني که من از خطر ايران و محوري که درحال شکل گيري است صحبت مي کنم، اين بدين معني است که ايران تلاش مي کند نقش پراهميتي را در بازي هاي منطقه خليج فارس و جهان عرب، به ويژه از طريق اقليت ها و اکثريت هاي شيعه حاضر در اين کشورها، برعهده گيرد.
در اين زمينه مشکلات کوچک بزرگ نيز کم پيش نيامده است. به علاوه، يک ناظر با خواندن روزنامه هاي کشورهاي عربي و گوش دادن به راديوهاي عمومي و کانال هاي اين کشورها به سادگي متوجه مي شود که دولتمردان عرب نگراني بسياري نسبت به سياست تهران دارند. مي توان در اين زمينه به ده ها مقاله اشاره کرد؛ طارق الحميد، سردبير روزنامه سعودي الشرق الاوسط، معتقد است که "[...] متحدان و شرکاي تهران در پايتخت لبنان ايجاد اغتشاش کردند [...] در عين حال، تهران قلب عراق و حومه آن را اشغال کرده [...] تهران مسؤول اختلافات و انشعابات به وجود آمده در ميان فلسطينيان است."
ظرافت زبان استفاده شده در گزارش "ناي"
دوم اينکه، با خواندن برخي از صفحات گزارش ناي درخصوص برنامه هسته اي ايران مي توان به وضوح به اعتبار و صحت اين گزارش پي برد. با خواندن موارد موجود در همين گزارش، اين سؤال مطرح مي شود که آيا اظهارات تأييد شده از صحت کافي برخوردار هستند؛ زيرا ناي امکان ازسرگيري فعاليت هاي هسته اي نظامي ايران را مردود ندانسته است: "ما اطلاعات کافي دراختيار نداريم تا بتوانيم با اطمينان کامل ادعا کنيم که تهران برنامه دستيابي به تسليحات هسته اي را متوقف خواهد کرد، زيرا اين برنامه مي تواند با توسل به گزينه هاي مختلف همچنان به قوت خود باقي بماند."
با نگاهي به اولين بخش از اين گزارش در خصوص ايران به جمله زير برمي خوريم: "ما با اطمينان کامل به اين نتيجه پي برده ايم که شخصيت هاي نظامي ايراني، تحت نظارت دولت تهران، تا پاييز 2003 در زمينه گسترش برنامه تسليحات هسته اي فعاليت کرده اند." در سومين بخش نيز مي توان جمله زير را مشاهده کرد: "ما با اطمينان نسبي ارزيابي کرده ايم که تهران برنامه خود را تا اواسط سال 2007 از سر نگرفته، ولي اکنون در زمينه گسترش اين برنامه تسليحاتي چيز زيادي نمي دانيم."
اين درحالي است که تحليل هنري کسينجر [تعبير اشتباه گزارش ايران] در واشنگتن پست نيز به اين مسأله اضافه مي شود [13 دسامبر 2007]. او در اين تحليل به شکلي منطقي تأکيد مي کند که گزارش ناي را عمداً به يک موضوع سياسي تبديل کرده اند تا به وجهه دولت بوش ضربه وارد کنند.
نقش ايران در ميان "کشورهاي بزرگ"
کاملاً واضح است که مهم ترين مسأله در سياست خارجي امريکا منافع اين کشور در خاورميانه است و هيچ کس نيز نسبت به عطش پايان ناپذير امريکا براي نفت و افزايش سلطه اش بر کل اين منطقه اعتراض نمي کند. اين درحالي است که شکست هاي پياپي آن در عراق عرصه را براي رقبايش، به ويژه کشورهاي تحت فشار بين المللي مانند ايران و سوريه، باز کرده است.
از طرف ديگر، نگراني پوتين بيش از هر زمان ديگري ديده مي شود. او مي خواهد مجدداً جايگاه روسيه را در منطقه و در برابر کشوري مانند چين که درحال تبديل به يک قدرت اقتصادي- بازرگاني و درعين حال سياسي- نظامي است پيدا کند. همين رويکرد در سياست خارجي فرانسه نيز به چشم مي خورد: به دست آوردن جايگاه خود در منطقه خليج فارس و خاورميانه به دنبال شکست امريکا.
به علاوه، سياست محدود کننده اي که واشنگتن قصد دارد بر منطقه حاکم کند هنوز با مشکلات بسياري در صحنه بين المللي روبروست.
ايران واقعي!
مشخص است که احمدي نژاد داراي قدرت محدودي است. ولي حتي اگر رهبر انقلاب علي خامنه اي مسؤول تغيير مواضع ايران باشد، باز احمدي نژاد نماينده اصلي آيت الله هاي اصولگراست و به درستي در زمره شخصيت هاي خطرناک قرار مي گيرد، زيرا در برابر يک جنبش ميانه رو که در تلاش است تا روي کار بيايد، آيت الله ها صرفاً از سياست سرکوب و خفقان استفاده مي کنند؛ سياستي که در نهايت، با بودن احمدي نژاد در رأس آن، مي تواند به ايجاد درگيري منجر شود.
خامنه اي مي تواند عدم صلاحيت رييس جمهور فعلي را تأييد و شخصيت ميانه رويي را جانشين او کند تا بدين ترتيب وجهه ايران به طور کلي در نزد کشورهاي غربي و به طور خاص در نزد ايالات متحده بهتر شود. حال سؤال اين است که آيا در اين صورت، ايران همچنان برنامه هسته اي خود را ادامه خواهد داد.
و همان طور که هنري کيسينجر به خوبي گفته است: "آيا ما در برابر رقيبي قرار گرفته ايم که حاضر است توليد مواد شکافت پذير را متوقف کند، ولي به دليل مطرح کردن خود به عنوان يک تهديد بالقوه بر ادامه آن اصرار مي ورزد؟"
منبع: لو دوار، 7 فوريه 2008
مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es
