Rooz

نومحافظه کاران هنوز در پي حمله به ايرانند

نگاه خليج تايمز به نقش ايران در خليج فارس - سه شنبه 23 بهمن 1386 [2008.02.12]

berginski.jpg

جاناتان پاور

من اخيرا با برژينسکي، مشاور سابق امنيت ملي جيمي کارتر و طرف مشورت سياسي فعلي باراک اوباما، ‏مصاحبه اي انجام دادم. اين مصاحبه تا همين چند وقت پيش در ماه جاري و بعد از انتشار برآوردهاي امنيتي ‏ايالات متحده هنوز چاپ نشده بود. اين مصاحبه در مجله سياسي ايالات متحده، مجله پروسپکت انگلستان، ‏روابط جهاني روسيه، اخبار اعراب در عربستان و ساير جرايد به چاپ رسيد. ‏

من از برژينسکي پرسيدم آيا مي خواهد سناريوي تخيلي خود را درباره روابط ايران و ايالات متحده دوباره به ‏رشته تحرير درآورد. او تمايلي نداشت. برژينسکي گفت: "بعضي ها با دلايل منطقي از اين مي ترسند تا قبل ‏از آنکه بوش کاخ سفيد را ترک کند، برخورد نظامي ميان ايران و ايالات متحده رخ دهد."‏

او گفت: "هنوز در دولت تعدادي از افراد نومحافظه کار هستند که به نظر مي رسد تحت وسوسه تمايلات ‏مخرب، براي پيچيده تر ساختن موضوع عراق با نوعي از اقدامات نظامي عليه ايران موافق هستند."‏

ترس برژينسکي از اين است که قبل از پايان دوران زمامت بوش، جنگ عراق به جاي فروکش کردن، شعله ‏ور شود. او اينگونه استدلال مي کند که "جنگ به طور ذاتي پويا و ديناميک است. ممکن است حوادث، ‏درگيري ها، تحريکات يا برخوردي با ايران پيش بيايد- مثلاً يک سري اقدامات تروريستي در ايالات متحده ‏اتفاق بيفتاد- که آمريکا آنها را متوجه ايران بداند. زمان زيادي از ادعاي القاعده نمي گذرد که اعلام کرده به ‏وجود آمدن چنين برخوردي ميان ايران و ايالات متحده در راستاي منافع استراتژيک آنها قرار دارد."‏

برژينسکي از اين نگران است که رفتارايالات متحده، آن را تبديل به يک جامعه با درهاي بزرگ اما منزوي ‏از دنيا تبديل نمايد: "يکي از مشکلات من با بوش اين است که او فرهنگ رعب و وحشت را در کشور جا ‏انداخته است، به جاي آنکه چنين چيزي را سرکوب کند."‏

اگر آمريکا بخواهد به ايران ضربه شست نظامي نشان دهد، که به اين زودي ها آنرا فراموش نکند، لازم ‏نيست که بوش سرويس هاي امنيتي را متقاعد کند که ايران مشغول توليد تسليحات هسته اي است. روابط ايران ‏و ايالات متحده به دلايل متعددي تيره و تار است و علت آن فقط مساله هسته اي نيست. آتش رويارويي با ايران ‏مي تواند به خاطر پشتيباني آن کشور از اقدامات شيعيان در عراق، حمايت جنگ افروزانه ضد آمريکايي آنها ‏در افغانستان و يا حتي ناشي از يک تحريک اوليه از سوي القاعده شعله ور شود. ‏

پيامد آن هم مي تواند فاجعه انگيز باشد. احساسات مسلمانان در سراسر دنيا تا همين جاي کار هم ضد آمريکايي ‏است. چنين اقدامي دستان القاعده و هم پيمانانش را بيش از پيش باز مي گذارد. در پاکستان هم در شرايط ‏فعلي، نظاميان مذهبي، نسبت به شش ماه پيش، يک قدم به کنترل زرادخانه هسته اي اين کشور نزديکتر شده ‏اند. ‏

پس در ذهن بوش چه مي گذرد؟ مردان پشت صحنه سخت گير نظير ديک چني، معاون رياست جمهوري، او ‏را براي انجام چه کاري تحت فشار قرار داده اند؟ ولي نصر و ري تکيه، دو کارشناس مسايل خاورميانه، ‏سعي مي کنند پاسخ اين پرسش ها را به وضعيت فعلي روابط خارجي ربط بدهند. آنها در مقاله اي نوشته اند: ‏‏"براي دستگاه ديپلماسي بوش، زير پوشش قرار دادن موضوع ايران راه حل مشکلات عديده اي در منطقه ‏خاورميانه محسوب مي شود. به نظر مي رسد مقامات اين کشور تصور مي کنند در بحبوحه مشکلات و ‏بحران ها، فرصت بي سابقه اي براي تغيير ساختار منطقه فراهم بيايد که در نهايت اوضاع را به سوي برتري ‏قدرت ايالات متحده و اسراييل بچرخاند."‏

اينکه چنين سناريويي چگونه شکل گرفته است، از نظر بيشتر افراد شبيه وهم و خيال است، اما ظاهراً آنها از ‏اين تفکرات راضي هستند. ولي آيا جداً مي توان تصور کرد که دولت هاي سني منطقه براي جلوگيري از نفوذ ‏ايران، از دولت شيعه عراق حمايت و پشتيباني کنند؟ و يا اينکه عربستان سعودي سعي در از کار انداختن ‏حزب الله لبنان خواهد کرد تا مبادا برتري با شيعيان در لبنان باشد؟ آيا مي توان تصور کرد اسراييل و اعراب ‏در برابر حماس دست به دست هم مي دهند تا بر نفوذ ايران در آنجا پايان بخشند؟‏

اگر فکر کنيم اينها هيچکدام برگرفته از خيالات نيستند، پس مي توان گفت ايران هم با يا بدون بمب، هرگز ‏نقش سازنده اي در خاورميانه برعهده نخواهد گرفت. با اينحال هيچ نشانه اي در دست نيست که ايران، به ‏دنبال تبديل شدن به کشور برتر منطقه، نظير وضعيتي که در زمان شاه وجود داشت، باشد. ايران هرگز در ‏‏200 سال گذشته آغازگر جنگي نبوده است و ماهيتا توسعه طلب نيست. وقتي عراق در زمان صدام حسين به ‏اين کشور حمله کرد، ايران نقش مطلوم را داشت.‏

اگر اعراب منطقه نگران گسترش نفوذ ايران هستند، به خوبي مي دانند دليل موجهي براي آن وجود دارد که ‏همان مشکل اسراييل و فلسطينيان است. پشتيباني مدام و هوشيارانه ايران از فلسطين، باعث تقويت قدرت اين ‏کشور شده است. اين در حالي است که قدرت سخت آمريکايي ها در حال افول است. ايالات متحده به هيچ وجه ‏نخواهد توانست نيروهاي عظيم خود را تا ابد در منطقه نگه دارد. ‏

در حاليکه عراق همچنان در باتلاقي دست و پا مي زند، شرکاي ما در ناتو در افغانستان قافيه را باخته اند، ‏لبنان را آشوب فراگرفته است و دورنماي اندکي در التزام اسراييل به صلح با فلسطينيان وجود دارد. به هيچ ‏وجه زمان مناسبي براي نشانه روي خشونت به سوي ايران نيست. همانطور که نصر و تکيه يادآوري مي ‏کنند، "آخرين باري که ايالات متحده جهان عرب را در دهه 1980براي رويارويي با ايران تشويق نمود، ‏چيزي که براي آمريکايي ها باقي ماند، فرهنگ سياسي اعراب تندروي سني بود که در نهايت به شکل القاعده ‏سر بر آورد."‏

منبع: خليج تايمز، 10 فوريه 2008 ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.