سيما در انتخابات
مرتضي کاظميان - یکشنبه 21 بهمن 1386 [2008.02.10]

انتخابات مجلس هشتم با رد صلاحيت گستردهي نامزدهاي اصلاحطلب و منتقد و دگرانديش، توسط هياتهاي اجرايي، و بعدتر، هياتهاي نظارت، هر روز روند غيرسالم خود را تکميل ميکند؛ فرجام کيفيت برگزاري انتخابات در مرحلهي بعدي -و نهايي- با اعمال نظارت استصوابي شوراي نگهبان، مشخص و قطعي خواهدشد.
آشکار است که مجموعهي لابيها و چانهزنيهاي شخصيتهاي موثر و محوري در اردوگاه اصلاحطلبان با هستهي اصلي سياستگذاري و مديريت کلان انتخابات، و نيز حجم تماميتخواهي اقتدارگرايان، در نهايت، "24 اسفند" را صورتبندي خواهد کرد. در اين روند، اصلاحطلبان -به مثابه رقباي اصلي محافظهکاران- با موانع سخت و چالشها و مقاومتهاي عمده و قابل توجهي، روبرو شدهاند و خواهند شد. مستقل از نحوهي رسيدگي به صلاحيت نامزدها- که موضوعي بسيار مهم و تعيينکننده در روند تکوين انتخابات محسوب ميشود-، و صرف نظر از بحث هايي قابل تأمل و کليدي (چون صيانت از آراي انتخابکنندگان)، مقولهاي که به شکل غيرمستقيم و نامحسوستر از دو محور فوق بر سير و سرانجام انتخابات تأثيرگذار است و فعلاً -به ويژه با توجه به ردصلاحيتهاي "فاجعه"بار- در حاشيهاي امنتر قرار گرفته است، عملکرد و رفتار رسانهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي است.
برکنار از نحوهي مواجهه و تبليغات پرحجم صدا و سيما در روزهاي منتهي به انتخابات که اثرات غيرقابل اغماضي بر کيفيت و کميت مشارکت شهروندان دارد، عملکرد تبليغاتي و رسانهاي رسانهي رسمي حکومت در هفته هاي منتهي به انتخابات نيز قابل توجه و تحليل است.
بديهي به نظر ميرسد که سياست حاکم بر صدا و سيما، برکنار از ديدگاه ها و راهبرد جريان مسلط در بلوک قدرت نيست. اين چنين، و در عمل، صدا و سيما بيش از آن که- و پيش از آن که- به مثابهي "رسانه ملي" ايفاي وظيفه کند، سياست هاي جريان واجد هژموني در ساخت قدرت را محقق ميسازد. اين ادعا را به سهولت ميتوان در رفتار تبليغاتي، خبررساني، تحليلها و اطلاعرسانيهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي، رديابي و مشاهده و اثبات کرد. به عنوان نمونه، دقيق شدن بر کيفيت اخبار دو بخش خبري 20 (مربوط به شبکه خبر) و بخش خبري 20:30 (مربوط به شبکه دوم) در چند هفتهي اخير، نتايج در خور تحليلي به همراه دارد. گفتني است اين دو بخش خبري، به عنوان مهمترين بخش هاي خبري، مورد توجه نگارنده قرار گرفته است. يکي (اخبار شبکه خبر) از شبکهاي بينالمللي پخش ميشود و با توجه به کيفيت اطلاعرسانياش، به عنوان بدلي از خبر 20:30 شبکه دوم، متفاوت از ديگر بخشهاي خبري سيماست؛ و ديگري (اخبار 20:30 شبکه دوم) از سياسيترين شبکه سيما و با محتوايي متمايز از ديگر اخبار، مدتهاست اطلاع رساني ميکند. به عنوان چندنمونه- و نکته قابل توجه- ميتوان به موارد زير در موردعملکرد تبليغاتي-رسانهاي دو بخش خبري ياد شده، اشاره کرد:
1. انعکاس کامل اخبار جبهه اصولگرايان؛
2. برخورد طبقهبنديشده با اخبار جبهه اصلاحطلبان و لايه هاي گوناگون آن؛
3. عدم پوشش اخبار اپوزيسيون و طعن و تهمت به آنان ؛
4. تبليغ غيرمستقيم و برجستهسازي برخي افراد و نامزدها؛
5. برجسته سازي جريان هاي رقيب يا موازي ائتلاف اصلاحطلبان؛
6. و...
اجمالاً- و براي تبيين بيشتر موارد فوق- ميتوان گفت که به عنوان نمونه، علي لاريجاني، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي، و شهابالدين صدر، دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان، از لطف ويژهاي در اين دو بخش خبري برخوردار ميشوند. جالب اينجاست در حالي که مجلس و شوراي نگهبان، نصب و الصاق پوستر توسط نامزدها را در رقابتهاي انتخاباتي، ممنوع کردهاند، تصاوير و اظهارنظرهاي آقايان به گونهاي برجسته و کامل (کلوزآپ) و با آب و رنگ، از سيماي جمهوري اسلامي، در گسترهاي چند ده ميليوني و به بهانهي اطلاعرساني پخش ميگردد. آن هم در حالي که همزمان، خبر "تبليغات غيرمستقيم" بعضي از نامزدها در برخي از شهرها، منعکس ميشود و مورد انتقاد قرار ميگيرد! اين وضع(تبليغ و ترويج غيرمستقيم بعضي از نامزدها يا جناحهاي سياسي، توسط صدا و سيما) البته شامل برخي ديگر از افراد يا نامزدهايي که مديريت کلان "رسانه ملي" "صلاح" ببيند آنان را نيز مورد توجه قرار دهد، ميشود.
تبليغ و انتشار اخبار جريان هاي موازي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، مانند جبهه آزادي و برابري خواهي- که ابراهيم اصغرزاده آن را نمايندگي ميکند- يا ستاد مردمي اصلاحات- که مصطفي کواکبيان در آن فعال است- يکي ديگر از رفتارهاي قابل اشاره محسوب ميشود.
افزون بر اينها، برجسته سازي نقدها و انتقادهاي درون جبهه اصلاحطلبان، به ويژه مانور بر اظهارات شخصيتهايي چون مهدي کروبي و سخنگوي حزب اعتماد ملي، قابل توجه است.
سيماي جمهوري اسلامي با مخاطبان چند ده ميليوني خود، نقشي را در روند تکوين انتخابات و پيروزي افراد يا جناح هاي گوناگون سياسي ايفا ميکند که قابل صرفنظر کردن نيست. فلان مدير سابق فوتبال کشور ناگهان اينجا و آنجا و در پرمخاطبترين برنامههاي ورزشي، ظاهر ميشود و به اظهار نظر ميپردازد؛ ديگر همراه رييس جمهور که حالا نامزد مجلس شده است به يکباره مورد توجه مضاعف قرار ميگيرد و تصاوير او روي آنتن ميرود؛ کارشناسان و صاحب نظران برنامه هاي مختلف تلويزيوني، هرچه به روز انتخابات نزديکتر ميشويم، طبقهبندي شدهتر و با تأمل و برنامهريزي دقيقتر، انتخاب و معرفي و "تبليغ" ميشوند...
پوشش رسانهاي صدا و سيما قابل اغماض نيست؛ به عنوان يک نمونه ديگر، مصطفي پورمحمدي، وزير کشور در مصاحبهاي زنده با بخش خبري 20:30 شبکه دوم سيما در تاريخ 3بهمن، تأکيد مجري جوان را در مورد کيفيت رد صلاحيت نامزدها توسط هياتهاي اجرايي، چنين پاسخ گفت که نامزدهاي وابسته به طيف اکثريت مجلس و اصولگرايان، بيش از نامزدهاي وابسته به طيف اقليت مجلس و جبهه دوم خرداد، رد صلاحيت شده اند (قريب به مضمون). پورمحمدي حتي در برابر اصرار مجري براي بيان درصد رد صلاحيت ها در بندهاي گوناگون به کليگويي پرداخت و از پاسخ جزيي و شفاف، پرهيز کرد. آيا ميتوان تصور کرد و انتظار داشت که سخنگوي ائتلاف اصلاحطلبان با رقم و آمار، ميزان و درصد رد صلاحيت نامزدهاي طيف خود، و علل رد صلاحيت آنان را از طريق "رسانه ملي" بيان کند و توضيح دهد؟! پاسخ قطعاً منفي است؛ نه چنين چيزي رخ داده و نه ميتوان چنين توقعي داشت.
صدا و سيما رفتار هيأتهاي اجرايي و نظارت را در رد صلاحيت فلهاي اصلاحطلبان و منتقدان و دگرانديشان، در عرصهاي ديگر (رسانه) بازتوليد و تکرار ميکند. اين وضع، در مراحل بعدي (نهايي شدن فهرست نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم) ادامه خواهد يافت و دستگاه تبليغاتي عريض و طويل و بسيار تأثيرگذار و پرمخاطب صدا و سيما، همچنان پيچيده و نامحسوس، بر روند و نتيجه انتخابات آتي، اثر خواهد گذاشت.
انتخابات آزاد، سالم و عادلانه اگر نسبتي با نظارت استصوابي ندارد، و اگر محتاج برگزاري دقيق در مراحل مختلف (به ويژه روز رأيگيري و روند شمارش آراء) است، به همان ميزان، نيازمند امکانهاي تبليغاتي عادلانه و رقابت سالم در عرصهي رسانه است؛ وضعي که با کمال تأسف شاهد آن نيستيم...
