کتاب روز♦ کتاب
نسرين تبريزي - پنجشنبه 18 بهمن 1386 [2008.02.07]
هنر روز، در بخش کتاب مي کوشد کتاب ها و نشرياتي را که در حوزه انديشه و هنر مباحث نظري را منعکس مي کنند يا در مسائل اجتماعي و سياسي مباحثي درخور دارند، به خوانندگان خود معرفي کند. ارجحيت با کتاب هاي روز خواهد بود، ولي اين امر به معناي غفلت از آثارمنتشر شده در گذشته دور يا نزديک نيست. کتاب هاي منتشره از پديدآورندگان ايراني به زبان هاي ديگر يا ترجمه شده به اين زيان ها هم در کتاب روزجاي ويژه اي خواهند داشت. ناشران و پديد آورندگان آثار مي توانند براي معرفي يک نسخه کتاب به نشاني زير بفرستند.
P.O.Box 94000 creteil cedex
France10014
لطفا روي جلد زن آزاري

زن آزاري در قصه ها و تاريخ
شكوفه تقي
نشر باران، سوئد، چاپ اول 1386
کتاب زنآزاري در قصهها و تاريخ يک اثر پزوهشي بهقلم شکوفه تقي است که بهوسيله نشر باران در استکهلم چاپ و منتشر شده است.
تاريخ، قصههاي عاميانه، آداب و رسوم اجتماعي و باورهاي مذهبي نشان ميدهند که زن همواره با خشونت مورد تحقير و آزار قرار گرفته است. تاريخ ميگويد زنان در بسياري از نقاط جهان بهجرم زن بهدنيا آمدن، زنده بهگور شدهاند. تاريخ مجازاتهاي مذهبي و اجتماعي ميگويد اگر مردي از زنش، دخترش، مادرش و خواهرش کوچکترين خلافي ببيند يا بشنود که احتمالا جنبه جنسي داشته باشد، مرد اجازه دارد زن را مثله کند، بيآنکه مجازاتي برايش وجود داشته باشد.
قصههاي عاميانه ميگويد اگر زني نازا بوده يا براي مرد فرزند پسر نميآورده، مرد اجازه داشته او را نيمهشب در سرما و تاريکي از خانه بيرون يا در سياهچالي زنداني کند. زن تنها روزي از آن گور دستساز بيرون ميآمده که مردي ديگر بهطور مثال پسرش به عرصه وجود ميرسيده و وسيله خلاصي او را فراهم ميکرده است.
آداب و رسوم نشان ميدهند که در مراسم عروسي، مرد، زن را تحت عنوان مهريه و يا شيربها ميخريده و هنوز هم ميخرد. همان آداب و رسوم در نقطهاي از جهان ميگويد مرد بايد با چوب بر سر عروسش بکوبد و يا به بالاي بام برود تا زن از زير پايش رد شود.
قوانين اجتماعي و مذهبي در بعضي جوامع ميگويد زن براي برآورد نياز جنسي مرد هر چقدر هم کودک باشد، رسيده و بالغ محسوب ميشود و براي برخورداري از حقوق مالي و ساير حقوق انساني، هرچقدر هم توانا و خردمند باشد، هنوز ناقصالعقل بهحساب ميآيد.
در بسياري از متون مذهبي در تاكيد بر دو اصل در رابطه با زنان اتفاق نظر وجود دارد: يك، زن بالقوه داراي نيروي جنسي مخرب و شيطاني است و دو: فاقد قوه عقلاني است. بههمين دليل است كه در اغلب متون سفارش ميشود كه مرد ميبايست امكان هشياري قدرت جنسي را در زن چنان تحقير و لگدكوب كند كه اين نيرو در زن مجال سربلند كردن نيابد و ديگر اينکه بهدليل فقدان عقل و امكان گول خوردن، او را دائم زير سلطه و نفوذ خود داشته باشد.
بهعقيده شکوفه تقي، «پشت هر خشونتي که ابراز ميشود ترسي دروني و پشت هر تحقيري که بهکسي روا داشته ميشود حسادت و احساس خودکمبيني نهفته است و اگر تاريخ بشر پر از خشونت و تحقير نسبت بهزن است در واقع گواه ترس مردها از زنها و احساس خودکمبينيشان در برابر زنان است.»
در اين کتاب تاکيد مي شود آنچه از ديد قوانين مذهبي و اجتماعي پاره اي جوامع، درباره زنان، ضد ارزش و کفرآميز بهشمار ميآمده، در دوره اي ديگر تبديل به باوري قدسي شده است. تنها بازي قدرت و تلقي مردانه از آن بوده که قدسي را به شيطاني و به عکس بدل کرده است.
کتاب زنآزاري در قصهها و تاريخ، نهتنها بهسابقه اين ديوانگاري در قصه ها، تاريخ، متون مذهبي، آداب و رسوم ميپردازد بلکه علل آن را نيز مورد بررسي قرار ميدهد. هم چنين مي کوشد نشان دهد ضعف مردان در رابطه با تسلط بر قواي جنسي سبب خداانگاري خود و ديوانگاري زن شده است.
نويسنده کتاب را در دو بخش تنظيم کرده است. هدف بخش اول که در هشت فصل تنظيم شده اين است که سابقه بيماري زن آزاري را نشان دهد و دلايل تاريخي و اجتماعي آن را ريشهيابي کند. نگارنده در فصول اول و دوم به حقوقي که جامعه و قانون تحت عنوان صاحب نخستين دختر بهمرد سپرده است مي پردازد و عواقب تخطي از آن و يا تجاوز به آن را شرح ميدهد. هم چنين ميکوشد نشان دهد چگونه متون مذهبي در کنار فرهنگ شفاهي آن مجازات ها را توجيه مي کنند. در فصل سوم در مورد باکرهگي و دلايل اهميت آن از ديد مردان بحث مي شود.
فصل چهارم بهقاعدگي و ارتباط آن با ديوانگاري زن اختصاص دارد. در اين فصل مطرح مي شود که چگونه و چرا يک نماد واحد در رابطه با زنان در يک دوره، رمزي قدسي و در زماني ديگر بهرمزي شيطاني مبدل شده است.
موضوع فصل پنجم، هشياري جنسي زن و عواقب و مجازاتهاي مربوط به آن است. هم چنين نشان داده مي شود نماد مار در ارتباط با مرد صورتي قدسي و در رابطه با زن تصويري شيطاني پيدا مي کند. نگارنده در فصل ششم نه تنها شکار و دزديدن زنان را به عنوان يک رسم بررسي مي کند که بهريشهيابي آن مي پردازد. ضمن آن که سعي مي کند نشان دهد بين نحوه امرار معاش و برخورد مالکانه با زن ارتباطي مستقيم وجود دارد.
هدف فصل هفتم نشان دادن تأثير فقه و متون مذهبي بر فرهنگ شفاهي است. هم چنين نشان داده مي شود که وجود تاريخي زنان نامي يا مادران درستکار انکار شده تا بتوان زنان را موجوداتي احمق و خيانتکار معرفي کرد و به اين ترتيب در اعمال تسلط بر ايشان تمهيد کمتري بهکار برد.
موضوع فصل هشتم، رفتار عرف جامعه بهصورت عام و رفتار شوهر بهصورت خاص با زن در رابطه با باروري و فرزندآوري است.
بخش دوم اين دفتر به پنج فصل تقسيم مي شود و موضوع آن نشان دادن توانايي هاي زنان است که در تاريخ و قصه ها گاه بسيار بي اهميت قلمداد شده و گاه کاملاً انکار شده است.
فصل اول از بخش دوم به زنان و حکومت اختصاص دارد. اين فصل بهحضور زنان در تاريخ، اسطوره و قصه هاي ايراني و انتظار مردان ميپردازد. موضوع فصل دوم زنان روحاني يا حتي جادوگر است که عليرغم توانايي هاي فراوان گمنام مانده اند. فصل سوم به زنان سپاهي مي پردازد که در لباس مردان خدمت مي کرده اند. فصل چهارم بهزنان و هنر اختصاص دارد. اين فصل به زنان معروف و گمنامي مي پردازد که با هنرشان حضوري در قصه ها يا فرهنگ شفاهي ندارند اما در تاريخ و سفرنامه ها به وجودشان اشاره شده است.
موضوع فصل پنجم زناني است که از راه جاسوسي و تن فروشي امرار معاش مي کرده اند. از آن جمله اند پيرزنان جاسوس و دلاله گان.
<strong>جرايد فارسي اسلامبول</strong>
246 ص، تهران: بنياد تاريخ انقلاب اسلامي ايران، 1386، چاپ اول
اين كتاب، جلد چهارم از مجموعه «جريان شناسي تحليلي جرايد فارسي» است. اين مجلد به بررسي و معرفي نشريات فارسي زبان اسلامبول، در اواخر دوره قاجار و عصر مشروطيت اختصاص دارد. نشريات فارسي چاپ اسلامبول، در تاريخ سياسي، فكري و ادبي معاصر ايران از اهميت ويژه اي برخوردارند و تاثير بزرگي در زمينه هاي مختلف بر جاي نهادند. عناوين بعضي از مقالات كتاب و نويسندگان آنها عبارتنداز: «آشنايي با جرايد فارسي اسلامبول/زينب شكوري»، «تاسيس و تحولات روزنامه اختر/عبدالحسين نوايي»، «نخستين گزارش نويسي جنگي در مطبوعات ايراني/م. طاري»، «اختر و نسوان/مسعود كوهستاني نژاد»، «تاثير روزنامه اختر بر پديده قانون خواهي در انقلاب مشروطيت/مسلم عباسي». بخشي از كتاب نيز به گفتگوي مفصلي با «رحيم رئيس نيا» با موضوع «پيشگامي اختر در روزنامه نگاري ملي و مردمي ايران» اختصاص دارد. اين مجموعه با گزيده هايي از جرايد فارسي اسلامبول مانند «روزنامه سروش»، «مجله پارس» و «روزنامه شمس» به پايان مي رسد.
<strong>نقش اصفهان در تحول شعر فارسي</strong>
نويسنده: اسحاق طغياني اسفرجاني
354 ص، اصفهان: انتشارات دانشگاه اصفهان، 1386، چاپ اول
اصفهان و شاعران آن، از قرن ششم هجري به بعد، تاثير چشمگيري در عرصه ادبيات فارسي داشته اند. در دوره صفويه كه اصفهان به پايتختي برگزيده شد، شاهد شكل گيري سبك خاصي در شعر فارسي در اين شهر هستيم كه به سبك اصفهاني مشهور است. در دوره هاي بعد نيز، اصفهان و مجمع هاي ادبي آن در ايجاد سبك معروف به «سبك بازگشت ادبي» نقشي مهم و تعيين كننده داشتند. در كتاب «نقش اصفهان در تحول شعر فارسي»، نويسنده ضمن معرفي ويژگي هاي اصفهان در زمينه هاي گوناگون و هم چنين معرفي شخصيت هاي برجسته علمي، فرهنگي و ادبي آن از گذشته هاي دور تاكنون، نقش اين شهر تاريخي و فرهنگي در روند تحول شعر فارسي را بررسي كرده است.
<strong>و ديگران</strong>
نويسنده: محبوبه ميرقديري
216 ص، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1386، چاپ چهارم
اين رمان زيبا و خواندني، برنده جايزه «مهرگان ادب»، به عنوان رمان برگزيده سال 1385 است. راوي آن زني است كه براي انجام عمل جراحي زنانه در بيمارستاني بستري است. او سال ها پيش، مخفيانه با مردي متاهل دوستي و رابطه مي گيرد؛ مردي كه اكنون سال ها از مرگش مي گذرد. راوي به طور اتفاقي، «زينت»، همسر مرد محبوب در گذشته اش را در بيمارستان مي بيند و با پرس و جو از پرستاران و خدمه بيمارستان در مي يابد كه «بهار»، دختر «زينت»، آبستن است. ديدن «بهار» و «زينت» كه راوي را نمي شناسند، براي زن، يادآور «آن مرد» و شيريني ها و بيشتر تلخي هاي گذشته است. سرتاسر رمان به صورت تك گويي دروني روايت مي شود؛ تك گويي كه از لحاظ بازده زماني، يك روز پيش و چند روز پس از عمل جراحي راوي را در بر مي گيرد. زن در درون خود، گاه «آن مرد» و گاه «ريحانه» دوست دوران كودكي اش و بيش از همه «زينت» را مخاطب قرار مي دهد و از اين طريق، روابط پنهاني خود با شوهر «زينت»، شادي هاي زودگذر، دلهره هاي طولاني، حسادت ها، عقده ها و گاه خاطرات دوران كودكي اش را باز مي گويد.

<strong>آقاجان شازده</strong>
نويسنده: شهلا سلطاني
264 ص، تهران: انتشارات فرزان روز، 1385، چاپ دوم
اين كتاب، نوعي خاطره گويي در قالب اتوبيوگرافي است. بازآفريني گذشته خانوادگي بدون پيش داوري، نمايش دقيق آداب و رسوم و باورها و اخلاقيات اشراف ايران، روايت دلنشين و تا حدي برخوردار از زيبايي شناسي ادبي، و گرايش هاي بازگشت به زادبوم از طرف زني فرهيخته و پرورش يافته در فرهنگ غرب، از ويژگي هاي كتاب «آقاجان شازده» است. نويسنده اين خاطرات كه از يك خانواده معروف و قديمي است، با پيگيري هاي پدربزرگش، «آقاجان شازده»، در نوجواني (دهه 50 ميلادي) به انگلستان و بعدها به سويس مي رود تا زير نظر نويسنده نامدار «سيد محمد علي جمالزاه» به «تحصيلات عاليه» بپردازد. و اما «آقاجان شازده» يا «معتمدالدوله»، پسر دردانه «ظل السلطان»، فرزند ارشد «ناصرالدين شاه» بود. «آقاجان شازده» به تحصيل فرزندان و نوه هاي خود توجه زيادي نشان مي داد و تا حد استبداد راي، آنها را به اجراي فرامين آموزشي خود وا مي داشت. نكته هاي طنزآميز و شوخ طبعي راوي كتاب، آن را خواندني كرده است. نقل خاطره كتك خوردن پدر نويسنده از دست زنان برهنه درون حمام و يا تغيير شكل پيشخدمت و راننده «آقاجان شازده» پس از مرگ، نمونه هايي از توانايي داستان پردازي نويسنده است.

<strong>سرچشمه هاي مضامين شعر امروز ايران</strong>
نويسنده: ولي الله دروديان
320 ص، تهران: نشر ني، 1385، چاپ اول
تا آنجا كه مي دانيم هنوز پژوهشي مستقل و كامل درباره تاثير ترجمه شعر و نثر غربي بر شعر و نثر معاصر فارسي انجام نشده است. در يك نگاه كلي مي توان گفت كه تمامي شاعران مطرح دوران مشروطيت به انگيزه نوجويي و نفس زدن در هواي تازه و رهايي از بن بست تلقيد و تكرار كه شعر دوران قاجار به آن مبتلا بود، به ترجمه هاي شعر و ادبيات غربي كه در نشريه هاي اين دوران به فراواني آمده، عنايت داشته اند. بعضي از آنان نيز كه خود، زبان هاي فرانسه يا انگليسي را مي دانستند، محتملا از متن هاي اصلي بهره برده اند. در كتاب «سرچشمه هاي مضامين شعر امروز ايران»، آثاري از شاعراني كه متاثر از شعرا و ادباي مغرب زمين بوده اند، بررسي شده است. «پروين اعتصامي»، «دهخدا»، «شهريار»، «مهدي اخوان ثالث»، «اديب الممالك فراهاني»، «محمد تقي بهار»، «رهي معيري»، «نيما يوشيج»، «ايرج ميرزا» و «نسيم شمال»، از جمله شاعراني هستند كه تاثير پذيري آنها از ادبيات غرب، با ذكر و بررسي نمونه هايي از آثارشان، نشان داده شده است.
<strong>اين آتش نهفته: تاثير مهرپرستي بر حافظ شيرازي</strong>
نويسنده: فاطمه ملك زاده
با پيشگفتاري از: عليقلي محمودي بختياري
524 ص، تهران: نشر هزار، 1386، چاپ اول
در اين كتاب، نويسنده ابتدا به ريشه ها و سرچشمه هاي آيين مهر و تاثير آن بر عقايد مذهبي ايرانيان و هنديان مي پردازد. سپس چگونگي گسترش اين آيين در غرب و تاثير آن بر اديان غربي را بررسي مي كند. بخش اصلي كتاب اما به تاثير مهر و مهرپرستي بر عرفان و تصوف ايران و بازتاب آن در ادبيات فارسي و به خصوص شعر «حافظ» اختصاص دارد. در اين بخش، نويسنده ضمن بررسي تاثير آيين مهر در انديشه «سهروردي» و «حافظ»، تجلي و حضور برخي از نمادهاي اين آيين در شعر «حافظ» را نشان مي دهد؛ نمادهايي مانند «مغ»، «پيرمغان»، «مغبچه»، «پير»، «خرابات»، «پيمان»، «مي»، «جام»، «رند» و... كه به دفعات در ديوان «حافظ» تكرار مي شوند.
<strong>رساله كاتب كرماني</strong>
نويسنده: ناشناس
تصحيح و تحشيه: محمد ابراهيم باستاني پاريزي
358 ص، تهران: نشر علم، 1386، چاپ اول
اين كتاب، رساله اي است كه در زمان حكومت «علينقي ميرزا ركن الدوله» پسر «محمد تقي ميرزا ركن الدوله» - برادر ناصرالدين شاه – بر كرمان نوشته شده است و گزارشي ارزشمند از مهم ترين وقايع اجتماعي و سياسي اين منطقه در سال هاي بحراني 1322 و 1323 ه. ق (يك يا دو سال قبل از انقلاب مشروطه) به دست مي دهد. نويسنده كتاب كه ناشناس است، احتمالا از شاهزادگان قاجاري و شايد هم يك روحاني بوده است. در زمان حكومت يك ساله «علينقي ميرزا ركن الدوله» بر كرمان كه با كم تجربگي و ناپختگي او همراه بود، حوادث مهمي در اين شهر روي داد كه مهم ترين آن، واقعه دعواي شيخي و بالاسري و قضيه چوب زدن و فلك كردن «آيت الله حاج ميرزا محمد رضا» بود. بسياري از مورخان نظير «ناظم الاسلام كرماني»، مسئله شيخيه و بالاسريه در كرمان و چوب خوردن «حاج ميرزا محمد رضا» را از عوامل موثر در تهييج روحانيون مركز و ولايات براي اصرار در به دست آوردن فرمان مشروطيت مي دانند. رساله حاضر درباره اين حوادث، هر چند بي غرض نيست و از ديدگاهي خاص نوشته شده، اما به هر حال دقيق ترين گزارش مربوط به آن وقايع است.

<strong>مصطلحات عرفاني و مفاهيم برجسته در زبان عطار: جلد اول</strong>
نويسنده: دكتر سهيلا صارمي
609 ص، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1386، چاپ دوم
موضوع اين كتاب كه جلد اول از يك مجموعه دو جلدي است، زبان تصوف در آثار «عطار» است. مواردي كه در اين مجموعه مورد شرح و بررسي قرار گرفته عبارت است از: 1- اصطلاحات مسلم صوفيه، هم چون عشق، معرفت، توكل، رضا و...2- مفاهيمي كه اصطلاح درجه دوم به شمار مي روند و صوفيه آنها را در كنار اصطلاحات مسلم به كار برده اند و براي آنها تعريف هايي نيز آورده اند، مانند: بخل، حسد، كبر و... 3- مفاهيمي كه شايد اصطلاح به شمار نمي آيند اما «عطار» تاكيد بسيار بر آنها دارد و غالبا از بسامد بالايي در آثار او برخوردارند، مانند: درد، اندوه، غم و...4- كهن الگوها و نمادهاي عرفاني كه به سختي مي توان معنايي واحد براي آنها در نظر گرفت و غالبا با استناد به تركيبات فرعي شان مي توان معناي احتمالي آنها را قوت بخشيد مانند: آب، آتش، دريا و... گفتني است كه اين پژوهش در محدوده آثار مسلم «عطار» يعني «اسرارنامه»، «الهي نامه»، «تذكره الاولياء»، «ديوان اشعار»، «مختارنامه»، «مصيبت نامه» و«منطق الطير» انجام شده است. شرح اصطلاح ها و مفهوم هاي عرفاني، ابتدا از زبان «عطار»- چنانچه معنايي به دست داده باشد - و سپس از زبان مشايخي كه شرح حال آنها در «تذكرة الاولياء» آمده و بعد از آن، از منابع كهن صوفيه مانند «اسرار التوحيد»، «رساله قشيريه»، «صد ميدان» و «كشف المحجوب»، نقل شده است.

<strong>فرهنگ سياسي ايران</strong>
نويسنده: محمود سريع القلم
298 ص، تهران: پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي، 1386، چاپ اول
در اين پژوهش، رابطه متقابل دو حوزه «فرهنگ» و «سياست» در جامعه ايران بررسي مي شود. كانون بحث نويسنده، تحول فرهنگي و تحول در نظام باورها در مسير مدنيت و عقلانيت است. او با بررسي مواردي چون بي توجهي به اهداف جمعي و نارسايي هاي گسترده در توجه به مسايل كلان ملي در فرهنگ سياسي ما، به طرح سوالات زير و تلاش براي يافتن پاسخ آنها دست مي زند: 1- چرا تفاهم در ميان ايرانيان به سختي به دست مي آيد و وقتي تفاهمي حاصل شد، بسيار ناپايدار است؟ 2- چرا ايرانيان به فرد وفادارند و كمتر به تشكل ها، مجموعه هاي بزرگ صنعتي، كل كشور و افق هاي آينده مي انديشند؟ 3- چرا خود انتقادي در ميان ايرانيان رسم نيست و آنان به تناسب ها، درجه بندي ها، مرحله بندي ها، متدلوژي شناخت خود و ديگران كم توجهند؟ او به اين نتيجه مي رسد كه «فرهنگ سياسي به معناي مفاهيمي كه به طور ناخودآگاه ميان مردم و دولت از يك سو و مردم و دولت با نظام بين المللي از سوي ديگر وجود دارد، هنوز در ايران پايه هاي غير علمي دارد و در جهت دست يابي به مجموعه اهداف جمعي در قالب يك نظم اجتماعي قاعده مند و عقلاني متحول نشده است.» در حقيقت پژوهشي حاضر، ابزاري مقدماتي است براي شناخت عميق تر مسايل توسعه در ايران؛ ابزاري كه مي توان آن را صورت نظري و ميداني و انديشه اي دانست كه در سال 1345 خورشيدي به وسيله «محمد علي جمالزاده» در كتاب «خلقيات ما ايرانيان» مطرح شد.
