قا ب ♦ چهارفصل
شهلا گروسي - پنجشنبه 18 بهمن 1386 [2008.02.07]
کارتون مطبوعاتي آمريکايي، عمدتاً صريح و بي پيچ و خم است و مشتري محوري را مثل ساير مشاغل خدماتي سرلوحه کار دارد. آنچه را در اختيار مخاطب مي گذارد که او مي فهمد، دوست دارد ببيند، از آن لذت مي برد و سرگرم اش مي کند. پس با اين تفاصيل، سبک کار "سال استين برگ" را چگونه مي شود در سنت کارتون مطبوعاتي آمريکا تعريف کرد؟ او از کجا به اين شيوه متفاوت و بديع که بر تصوير متکي است تا گفتگو، رسيده؟

درباره سال استين برگ
استثنائي در سنت کارتون آمريکا
کارتون مطبوعاتي آمريکايي، عمدتاً صريح و بي پيچ و خم است و مشتري محوري را مثل ساير مشاغل خدماتي سرلوحه کار دارد. آنچه را در اختيار مخاطب مي گذارد که او مي فهمد، دوست دارد ببيند، از آن لذت مي برد و سرگرم اش مي کند. پس با اين تفاصيل، سبک کار "سال استين برگ" را چگونه مي شود در سنت کارتون مطبوعاتي آمريکا تعريف کرد؟ او از کجا به اين شيوه متفاوت و بديع که بر تصوير متکي است تا گفتگو، رسيده؟ پاسخ چندان سخت نيست؛ او اصلاً رومانيايي است!
"سال استين برگ" متولد 1914 شهر "رامينکو سارات" روماني، يک سال از دوران جواني اش را در دانشگاه بخارست به تحصيل فلسفه گذراند، سپس به ايتاليا رفت تا در دانشگاه پلي تکنيک ميلان، معماري بخواند. در طول سال هاي اقامت در ميلان، استين برگ به طور حرفه اي با نشريه طنز "برتولدو" همکاري مي کرد و به طراحي کارتون و تصويرسازي مشغول بود. سال 1940 او از دانشگاه ميلان فارغ التحصيل شد اين مصادف با تصويب قوانين ضد يهود توسط دولت فاشيستي ايتاليا بود، استين برگ يهودي ايتاليا را ترک کرد و يک سال تمام در جمهوري دومنيکن به انتظار گذراند تا بتواند ويزاي ورود به ايالات متحده آمريکا را دريافت کند البته در اين مدت چندان بيکار نبود و کارتون هاي اش را براي ناشران خارجي مي فرستاد. سال 1942 مجله نيويورکر حامي مالي استين برگ شد تا او بتواند پا به خاک آمريکا بگذارد، اين شروع همکاري طولاني و موفقيت آميز کارتونيست رومانيايي و مجله معتبر نيويورکي بود. گردانندگان نيويورکر چه عامل خوشايند مخاطبان آمريکايي در کارتون هاي استين برگ ديده بودند که او را چنان حمايت کردند؟
شيوه کار استين برگ تلفيقي از سنت کارتون روشنفکرانه اروپايي و روزنامه نگاري آمريکايي است. او انديشه را نه چنان غامض - به سبک ميهائسکو، کاردون و توپور- به تصوير مي کشد و نه به دام ساده انگاري و روزمرگي مي افتد. استين برگ انديشه را نرم و راحت به تصوير مي آورد. در بهترين آثار کارتون اش در دهه 1970 خط هايي ساده و روان کليت اثر را مي سازند و اين سادگي باعث ارتباطي نزديک و صميمانه با مخاطب مي شود بي آن که او را مرعوب قدرت نمايي تکنيکي کند. شيوه ميني ماليستي استين برگ همانقدر که خوشايند مردم بود بزرگان هم دوره همچنين نسل بعد کارتون اروپا و آمريکا را تحت تأثير قرار داد، از بُسک و شاگال تا شل سيلورستاين که بارها به تأثيرپذيري اش از استاد رومانيايي اشاره کرد.
استين برگ 85 روي جلد و 1200 تصويرسازي براي نيويورکر خلق کرد و منظر تازه اي بر هنر کارتون فراروي مخاطبان آمريکايي گشود و تحسين فراوان محافل هنري را برانگيخت. با وجود انديشه مداري و تآکيد بر تصوير که از سنت کارتون اروپايي بعد از جنگ جهاني دوم مي آيد استين برگ هرگز از اجتماع نبريد و دچار ذهنيت گرايي افراطي نشد.
معروف ترين روي جلدي که براي نيويورکر کشيد (29 مارس 1976) کارتوني اجتماعي بود با عنوان "منظري به دنيا از خيابان نهم" که اشاره اي هجوآلود به نگاه خودمحورانه مخاطبان نيويورکي نسبت به جهان داشت. اين تصويرسازي منبع الهام آثار بسياري پس از خود شد از جمله پوستر فيلم "مسکو در هادسن" ساخته پل مازورسکي در 1984 که نيويورکر به خاطر نقض حقوق مؤلف و استفاده بي اجازه از ايده استين برگ عليه کمپاني کلمبيا پيکچرز شکايتي تنظيم کرد.
استين برگ سال 1999 درگذشت هرچند هنوز حضورش را در خطوط پرطراوت کارتون هاي اش مي توان زنده و موثر احساس کرد.
