بچه هايي که پانک بار مي آيند
نگاه سالت ليک تريبون به کتاب و فيلم مرجان ساتراپي - یکشنبه 14 بهمن 1386 [2008.02.03]

شان پي مينز
زندگي براي کودکان سياه و سفيد است؛ تنها بابزرگ شدن و ديدن چيزهاي وحشتناک کم کم ابر خاکستري هم به رنگ ها اضافه مي شود.
"پرسپوليس"، يک درام انيميشن شگفت انگيز- برگرفته از کتاب يادداشت هاي مصور مرجان ساتراپي است که نامزد جايزه اسکار در بخش فيلم هاي انيميشن شده است. در اين اثر، سايه ها به قامت الفاظ درآمده اند. ساتراپي و همکارش ونسان پارونا، جادوي طرح هاي کودکانه ساتراپي و داستان دردآور و ويژه او از زندگي اش را به تصوير کشيده اند.
صداي گابريل لوپز را مي شنويم که مي گويد ما مرجان را بسيار بالغ تر از سنش- در 9 سالگي- در تهران مي بينيم، او سياست را از والدينش (با صداي کاترين دونو و سيمون اکبريان) آموخته و از نظرات مادربزرگ مهربانش (با صداي دانيل داريو) بهره مند شده است. وقتي شاه ايران سرنگون شد، او به همراه والدينش به ايجاد يک دموکراسي واقعي اميدوار مي شوند اما همه آن آرزوها با ظهور آيت الله خميني رنگ مي بازد.
يک دختر جوان ايراني پانک و راک چه کار بايد بکند؟ ساتراپي محدوديت هاي روزافزون ناشي از قوانين اسلامي و شکل گيري مقاومت هاي آرام را در زير لايه سطحي با جزييات نشان مي دهد. اما بعد از پنج سال و شروع جنگ با عراق زمان صدام حسين (يادمان نرود که آمريکا سلاح هاي او را تامين کرده است)، مرجان به نوجوان و فرد بالغي تبديل شده (با صداي کيارا ماسترياني: دختر کاترين دونو) و او را به مدرسه اي در وين مي فرستند: جايي که آزادي درست به اندازه تحت ظلم بودن مي تواند گيج کننده و خطرناک باشد.
سازندگان اثر، داستان را کم و بيش با تصاوير برگرفته از کتاب مصور دو جلدي ساتراپي روايت مي کنند. تصاوير، ديدگاه خاص مرجان را، هنگامي که به منطق يک کودک در مواجهه با ترس و وحشت محيط اطراف مي پردازد، مقابل ديدگان قرار مي دهند. همينطور که مرجان بزرگتر مي شود، با بلوغ، اولين عشق زندگي و بيداري جنسي روبرو مي شود و تصاوير رفته رفته نماي پخته تري به خود مي گيرند.
در همين حين، پرسپوليس دختر بچه اي را به تصوير مي کشد که زير سايه شرايطي عجيب، در قالب زنانه خود شکل مي گيرد. اين زن به اين حقيقت دست مي يابد که کشوري را که دوست دارد، ديگر وجود خارجي ندارد. اين داستان ظاهرا اندوهناک است و در واقع در بعضي جاها در "پرسپوليس" به نقاط عميق درد و اندوه مي رسيم. اما داستان ساتراپي در نهايت به لذت خودشناسي و اينکه زندگي در خانواده و خاطرات باقي است، مي پردازد.
منبع: سالت ليک تريبون- 31 ژانويه
