بايد گذاشت اختلافات داخلي بروز کند
نظر ديلي ستار درباره چالش ايران و آمريکا - یکشنبه 14 بهمن 1386 [2008.02.03]

مارک فيتزپاتريک
ترديدي نيست که تلاش هاي بين المللي در جهت افزايش فشار بر ايران با انتشار ارزيابي ماه دسامبر سازمان ملي اطلاعات آمريکا (ناي) مبني بر توقف فعاليت تسليحات اتمي ايران در سال 2003 دشوارتر گرديده است. جاي تأسف است که گزارش ناي به گونه اي مطرح شد که بجاي معطوف کردن تيترهاي خبري به ساير بخش هاي اين گزارش که تأييد مي کردند چرا جهان بايد نگران تلاش هاي ايران براي دستيابي به قابليت تسليحات اتمي باشد، به اين بخش معطوف شد.
به رغم زيان هايي که ارزيابي ناي براي استراتژي ديپلماتيک آمريکا داشته است، دلايل خوش بينانه اي نيز نسبت به تأثير بلندمدت اين گزارش وجود دارند. اکنون فرصت حرکت در مسيري که در ميان نتايج احتمالي به جنگ ختم نمي گردد، بيشتر است. اشاره ارزيابي ناي به منطقي بودن تصميم گيرندگان ايراني يک نشانه اميدواري است. اگرچه هيچ نشانه اي مبني بر چشم پوشي سران ايران از گزينه تسليحات اتمي وجود ندارد، اما عناصر مهم رهبري نظام تمايل خود را براي توقف ادامه فعاليت برخي از ابعاد برنامه هسته اي نشان داده اند. آنها بايد قانع شوند که رويکرد مبتني بر هزينه و فايده را تجزيه و تحليل منطقي کنند تا بتوانند براي توقف برنامه غني سازي دليل داشته باشند.
با کنار رفتن گزينه نظامي، آمريکا و کشورهاي غربي بايد به منظور تقويت ساير ابزارهاي خود دست به تلاشي مشترک بزنند. اين اقدام در وهله اول به معناي افزايش فشارهاي اقتصادي است که مي تواند در قالب تحريم هاي همه جانبه مانند بکارگيري اهرم هاي مالي، سياسي و فني از طريق سازمان ملل و اتحاديه اروپا محقق گردد. در عين حال آمريکا بايد از مشاوره شمار روزافزون سياست گذاران از جمله تحليلگر محافظه کار رابرت کاگن بهره گيرد و از طرح ابتکاري مذاکره مستقيم با تهران استفاده کند. ايران تنها در برابر فشارها تسليم نخواهد نشد و صرفا ً از طريق سياست نزديکي آمريکا متقاعد خواهد گرديد که مشوق هاي ارائه شده واقعي هستند.
افزايش فشارها بدون تهديد نظامي آمريکا که قويترين محرک براي همراهي برخي کشورها در امر تحريم ايران بود، دشوارتر خواهد شد. اگرچه اين کشورها اصولا ً با تحريم ايران مخالف بودند، اما معتقد بودند که از طريق تحريم هاي اقتصادي مي توانند از تمايل آمريکا نسبت به مداخله قدرت نظامي براي حل اين مشکل جلوگيري کنند. اما پيوستن به تحريم ها به اين خاطر که اين گزينه بر گزينه جنگ ارجحيت دارد، هيچگاه توجيه قابل قبولي نبود. منطق واقعي فشارهاي اقتصادي اين است که ايران را از دستيابي به قابليت اتمي، که اساسا ً در ساخت تسليحات کاربرد دارد و مي تواند باعث تکثير و گسترش سلاح هاي هسته اي در سراسر منطقه شود، باز دارد.
به احتمال زياد ارزيابي ناي با کنار گذاشتن گزينه جنگ از دستور کار مي تواند شرايط پذيرش تحريم ها را براي کشورهايي مانند چين آسان تر کند. اکنون چين مي تواند دربارۀ منافع ملي خود در پيوستن به فشارهاي گروهي، که مي توانند ايران را از ملحق شدن به کلوپ هسته اي بازدارند، بهتر تصميم گيري کند. گزارش ناي در داخل ايران نيز بازتاب هاي پيش بيني نشده و اميدوارکننده اي داشته است. از يک سو، اين گزارش دليل تازه اي براي بلوف زدن به احمدي نژاد داده است، و از سوي ديگر، درک نکات تبليغاتي اين گزارش مبني بر اينکه ايران واقعا ً برنامه تسليحاتي در اختيار دارد که هيچگاه به وجود آن اعتراف نکرده است، براي احمدي نژاد مشکل بنظر مي رسد. اين موضوع دليل ديگري براي آژانس بين المللي انرژي اتمي است که پرونده هسته اي ايران را مختومه اعلام نکند.
علاوه بر اين، از بين رفتن تهديد جنگ، توانايي احمدي نژاد را براي جلب حمايت مردمي از سياست هاي افراط گرايانه خود کاهش داده است. شکاف هاي درون رژيم در نبود قدرت انسجام دهندۀ تهديد نظامي خارجي روز به روز عميق تر مي شوند و در آستانه انتخابات ماه مارس مجلس، سياست هاي اقتصادي احمدي نژاد به شدت با انتقادهاي روزافزون روبرو شده اند. مهم تر از همه اينکه شکاف علني ميان احمدي نژاد و آيت الله خامنه اي ابعاد جديدي به خود گرفته است.
تشديد اين قبيل اختلافات داخلي مدت هاست که يکي از اهداف سياست آمريکا بوده است. با اين وجود، برنامه هاي نسنجيده اي مانند واگذاري بودجه آمريکا براي ارتقاء اصلاحات، تنها دريافت کنندگان کمک هاي مالي آمريکا را بدنام و بي آبرو خواهد کرد. بنابراين، بسيار بهتر است که اجازه دهيم اختلافات داخلي ايران خود به معرض ظهور برسند، امري که مي تواند يکي از مهم ترين دستاوردهاي گزارش ناي باشد.
منبع: ديلي استار، 1 فوريه
