اعمال تحريم هاي تازه عليه ايران؟
رضا تقي زاده rtaghizade@aol.com - چهارشنبه 3 بهمن 1386 [2008.01.23]

حصول توافق بين اعضاء شوراي امنيت بر سر تشکيل جلسه روز سه شنبه وزراي خارجه کشورهاي موسوم به 1+5 در برلين، نشانه پيروزي نسبي امريکا و متحدان آن کشور در جهت جلب حمايت ابتدائي روسيه و چين براي اعمال فشارهاي تازه اقتصادي سياسي عليه ايران است.
پس از انتشاربحث انگيز برآورد 16 سازمان اطلاعاتي امريکا از برنامه هاي توسعه اتمي ايران در ماه مارس سال گذشته که در آن ادعا شده بود دولت تهران پي گيري برنامه توليد بمب اتمي را در سال 2003 متوقف ساخته است، شرايط بين المللي ايران بنحو چشم گيري تغيير يافت و مقدمتاٌ خطر هجوم نظامي خارجي عليه کشور از ميان رفت.
نقش امريکا در کاهش بحران
پيش از انتشار براورد اطلاعاتي ياد شده، علي رغم گزارش معتدل محمد البرادعي در مورد همکاري ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي و رفع ابهام پيرامون پاره اي از فعاليت هاي اتمي ايران در گذشته که دوهفته پيش از آن منتشر شده بود، تصويب قطعنامه تنبيهي تازه اي در شوراي امنيت عليه ايران همچنان در دست بررسي قرار داشت. همزمان، تهديد استفاده از نيروي نظامي براي متوقف کردن بخشهاي حساس فعاليتهاي اتمي ايران، از جمله تاسيسات غني سازي اورانيوم، نيز کاملا جدي تلقي شده و محتمل بنظر مي رسيد.
انتشاربخش هاي انتخاب شده براورد ملي اطلاعاتي امريکا نه تنها خطر برخورد نظامي با ايران را خنثي ساخت که همزمان فعاليتهاي شوراي امنيت در جهت پيگيري اجراي قطعنامه هاي 1737 و 1747 را نيز عملا متوقف کرد.
سهم روسيه در تعامل پاياپاي
آغاز ارسال سوخت هسته اي از جانب روسيه به ايران براي مصرف در کارخانه تکميل نشده برق اتمي بوشهر که چهارمين محموله آن به وزن 11 تن روز جمعه 28 ديماه تحويل گرديد، تحول مثبت تازه اي بود که در نتيجه آن شرايط حاکم بر پرونده اتمي ايران بخصوص در شوراي امنيت بيش از بيش بهبود يافت.
بدون توجه به دلايل تحولات ياد شده و تلاش در اثبات و يا رد امکان توافق هاي دوجانبه در شکل گيري هر يک از آنها، نتيجه تحولات ياد شده از اهميت غير قابل انکاري برخوردار بود. بدون ترديد تحولات هاي ياد شده به بهبود مواضع ايران در ارتباط با برنامه هسته اي آن کشور انجاميده و کاهش موقت فشارهاي بين المللي عليه تهران امکان دست يافتن به توا فقهاي بيشتري را فراهم ساخته بود.
اين انتظار طبيعي است که کاهش فشارهاي بين المللي عليه يک کشور به افزايش حمايتهاي ديپلماتيک از آن بينجامد. در مورد ايران، تحولات برشمرده، در فاصله ابتداي ماه نوامبر تا نيمه ماه دسامبر گذشته، از راه کاهش موقت فشارهاي سياسي عليه دولت تهران، فرصتهائي را فراهم نمود که بهره برداري مناسب از آنها ميتوانست به افزايش حمايتهاي بين المللي از مواضع ايران بينجامد.
دولت جمهوري اسلامي نيز ظاهرا با بررسي امکانات فراهم شده تلاشهائي را براي جلب حمايتهاي خارجي از مواضع خود مورد توجه قرار داد. در اين جهت افزايش حمايت چين و روسيه هدف اوليه ايران بود که درمرحله بعد مي بايد زمينه ساز آغاز گفتگو با جامعه اروپا شده ودر نتيجه به توسعه دامنه حمايتهاي ديپلماتيک از مواضع ايران بينجامد. در صورت پيشرفت نسبي در اين جهت، حتي عودت پرونده هسته اي از شوراي امنيت نيز شايد متصور بود، مشروط بر اينکه گامهاي بعدي در مسير تعامل با درايت و توجه به مصالح استراتژيک و منافع ملي ايران برداشته مي شد.
ليکن برغم اهميت فوق العاده اين فرصت و آثاري که ميتوانست در روابط خارجي ايران باقي بگذارد، ظاهرا دامنه حرکتهاي متقابل بين ايران و "طرفهاي ايران" تنها به تامين خواسته هاي تاکتيکي دو طرف محدود ماند و در نتيجه شعاع توافقها و يا حرکتهاي ابتکاري ايران و طرفهاي ايران از حدود توافقهاي "محدود و موقت" فراتر نرفت.
در مورد طرفهاي ايران، درک اهميت تامين منافع تاکتيکي آنها در يک بده - بستان موضعي با تهران تا حدودي قابل درک است، بخصوص که در قبال گامهائي که هريک در جهت جمهوري اسلامي برداشته اند هزينه اي نپرداخته اند. حال آنکه در مورد ايران اهميت ماجرا از حدود منافع تاکتيکي و مصالح دولت وقت فراتر رفته و به مرز منافع و امنيت ملي کشور رسيده است.
محاسبات ناقص
ظاهرا دولت ايران با تکيه بر شرايط موقت ايجاد شده و انتظار کاهش فشارهاي داخلي ناشي از بهبود نسبي شرايط حاکم بر روابط خارجي آن، بحران هسته اي را تمام شده تلقي کرده و تعامل بيشتر با دنياي خارج را ضروري نديده بود.
از نظر دولت ايران افزايش حمايتهاي ديپلماتيک چين و روسيه و ايستادگي آنها در مقابل ديگر اعضاي شوراي امنيت شرط لازم و کافي براي متوقف ساختن فشارها ي امريکاو متحدان اروپائي آن عليه تهران تلقي شده و همزمان، همکاري نيم بند با آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز ميبايد به افزايش ضريب موفقيت اين طرح ميانجاميد. گفتگوبا البرادعي در تهران و قول همکاري براي رفع ابهامهاي مانده در فاصله يک ماه از يکسو و از سوئي گسيل داشتن جليلي دبير شوراي امنيت ملي ايران به پکن در جهت تحقق اين هدف برنامه ريزي شده بود.
در عين حال آنچه بنظر نميرسد ايران در محاسبات سطحي خود براي انجام تحرک ديپلماتيک تازه بصورت جدي مورد توجه قرار داده باشد عبارتند از:
1- وجود دو قطعنامه تنبيهي در شوراي امنيت که بموجب آنها ادامه غني سازي اورانيوم در ايران غير قانوني اعلام شده است.
2- گستردگي منافع استراتژيکي حاميان ايران ( چين و روسيه) با مخالفان ايران، در مقايسه با اهميت منافع فوق العاده محدودتر هريک از آنها با ايران.
3- فقدان قدرت سياسي آژانس بين المللي انرژي اتمي و دبير کل آن در شوراي امنيت و محدود بودن اختيارات قانوني آنها به گردآوري اطلاعات و تهيه گزارش شرايط جاري فعاليتهاي اتمي در کشورهاي عضو آژانس.
4- سياستهاي رسمي و اعلام شده چين و روسيه در مخالفت با غني سازي اورانيوم در داخل ايران، علي رغم حمايت ديپلماتيک نيم بند آنها از ايران.
5- ماهيت رژيم ايران که فارغ از قطع و يا ادامه بخشهاي حساس برنامه توسعه اتمي آن همچنان عامل ايجاد نگراني هاي جدي امنيتي در منطقه معرفي شده است.
با توجه به اين نکات و دشواري وضعيت موجود، ايران ميتوانست با استفاده از فرصت فراهم شده، طرفهاي خود را در شرايطي قرار دهد که نتوانند از تعامل گسترده تر و رسيدن به توافقهاي مهمتربا آن شانه خالي کنند. در صورت رسيدن بمرحله دوم تعامل، امکان خروج پرونده اتمي ايران از بن بست کنوني فراهم بود.
تعليق غني سازي، شرط لازم
با توجه به تاثير رواني فوق العاده آن در روياروئي جاري هسته اي، محدود ساختن و يا تعليق موقت غني سازي اورانيوم در ايران از راه تن دادن به هريک از فرمولهاي متعدد و متنوع موسوم به " طرح سوئيس" و يا "پيشنهاد روسيه" و يا حتي نمونه هاي تعديل شده آنها، ميتوانست موضع آمريکا را در شوراي امنيت ضعيف ساخته و حمايت سياسي از ايران را افزايش دهد.
روسيه از طريق تحويل سوخت اتمي به ايران نه تنها الويت طرح توسعه اتمي ايران را ياد اور شده و فعال ساختن راکتور بوشهر و توليد برق اتمي را مرجح به ادامه غني سازي اورانيوم دانسته بلکه با فراهم ساختن زمينه کنوني منجمله ارسال سوخت، مشوق لازم را نيز براي تعليق موقت غني سازي در اختيار ايران قرار داده است.
از سوي ديگر امريکا که اينک در يافته انتشار گزارش براورد اطلاعاتي آن عملا به تغير الويتهاي برنامه اتمي ايران نينجاميده و تلاش براي ادامه غني سازي اورانيوم در ايران همچنان ادامه دارد، هجوم ديپلماتيک تازه اي را عليه ايران اغاز کرده که انتظار ميرود گام به گام به تجديد شرايط مشابه پيش از وضعيت نيمه ماه نوامبربيانجامد. در اين مسير خواسته مقدماتي امريکا صدور قطعنامه تنبيهي تازه اي عليه ايران بشود. با در نظر داشتن اين هدف، رئيس جمهور امريکا طي سفر اخير خود به خاورميانه در جهت جلب حمايت کشورهاي منطقه براي اعمال فشار هاي تازه عليه ايران برامد.
غني سازي براي سوخت؟
با توجه به ظرفيت کنوني غني سازي اورانيوم در ايران، مشکلات فني افزايش تعداد و نوع سانتريفيوژها از پي 1 به پي 2 و پي 3 (استفاده از روترهاي با روکش مخلوط کربن بجاي فولاد ضد زنگ- ماراجين استيل)، مشکلات تهيه قطعات براي توليد سانتريفيوژهاي بيشتر، و ساير بازدارنده ها، دست يافتن به هدفهاي توليد سوخت هسته اي براي کارخانه هاي برق اتمي در ايران، حتي در صورت فراهم بودن مواد خام اوليه باندازه کافي، در شرايط جاري عملا تعليق به محال به نظر ميرسد.
در عين حال با استفاده از ظرفيت کنوني غني سازي اورانيوم در ايران و بکار گرفتن 2952سانتريفيوژ مشغول بکار و در اختيار داشتن 270 تن گاز اورانيوم، امکان عني سازي 30 کيلو گرم اورانيوم با غناي بالاتر از 90 در صد در فاصله حدوديک سال و نيم کاملا فراهم خواهد بود. اين ميزان اورانيوم با غناي بالا کافي براي توليد 2 تا سه بمب اتمي ابتدائي است.
با تکيه بر اين واقعيت، طرفهاي ايران تلاش جاري آن کشور براي دست يابي به سوخت تجاري اتمي را انحرافي معرفي کرده و بر نظامي بودن هدف نهائي غني سازي اورانيوم در ايران اصرار ميورزند. ايران نيز بجز تکرار شعارهاي قديمي نشانه تازه اي براي انجام حرکت واقعي و توفيق در راه رسيدن به ظرفيت توليد سوخت هسته اي در آينده قابل پيشبيني عرضه نکرده است.
اين نکته اي است که البرادعي دبيرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز طي گفتگوهاي 13 ژانويه خود در تهران به آن اشاره کرده و با تکرار نگراني هاي دنياي خارج، اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت و پيوستن به پرتکل الحاقي را از مسئولين ايران خواستار شده است.
در اين شرايط گرد آمدن نماينده گان کشورهاي 1+5 در برلين تدارک هجوم سياسي تازه اي را عليه ايران ممکن خواهد ساخت. اعمال اين فشارها ميتواند در قالب قطعنامه تنبيهي تازه اي عليه ايران تا اواخر ماه مارس آينده شکل قانوني گرفته و بموقع اجرا گذاشته شود. تا آن زمان دبير کل آژانس گزارش تازه اي از وضعيت جاري برنامه توسعه اتمي ايران به شوراي حکام و شوراي امنيت ارائه خواهد کرد. در اين فاصله اگر چه قرار است برخي ابهامها از گذشته برنامه اتمي ايران نيز از راه ادامه گفتگوهاي فني ايران و آژانس از ميان برود، ولي برخلاف انتظار دولت ايران، تن دادن به اين شرط لازم و تلاش براي جلب حمايت بيشتر چين و روسيه، حمايت کافي را براي خنثي ساختن فشارهاي سياسي اقتصادي آينده و مالا خروج پرونده اتمي ايران از بن بست کنوني فراهم نخواهد ساخت.
