Rooz

بازي رد صلاحيت هاي گسترده

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com - سه شنبه 2 بهمن 1386 [2008.01.22]

saharkhiz.jpg

در شرايطي كه امواج پياپي سرماي طبيعت زمستان 86، فضاي سرد حاكم بر فعاليت هاي سياسي، اجتماعي ‏و فرهنگي ايران را دو چندان كرده است، اندك شعله هاي برآمده از گرماي كارزار انتخاباتي مي رود كه ‏براي مدتي هر چند اندك، يخ سرماي سياسي را بشكند و شور و شوقي در دل جرياني بيفكند كه حضورشان در ‏صحنه مايه ي نگراني و حذفشان از قدرت، دغدغه ي اصلي اقتدارگرايان است.‏

دغدغه اي كه گويا قرار است نسخه ي درمانش رد صلاحيت هاي گسترده ي غيرقانوني و از دور خارج ‏كردن رقبا، در فضايي سرد و خاموش و در محيطي گورستاني از ترس برخورد مقام هاي انتظامي - ‏اطلاعاتي - امنيتي باشد. گروهي كه اكنون خود گويا در يك برنامه ي طراحي و حساب شده به يك پاي اصلي ‏دعوا تبديل شده است، تا بازيگر اصلي جريان تماميت خواه از ميدان مبارزه خارج شده، فرصت تنفس يافته و ‏اگر شد، حتي در جايگاه قاضي بي طرف به قضاوت بنشيند و دل گروهي از اصلاح طلبان را به دست آورد. ‏

اين در شرايطي است كه با نزديك شدن 24 اسفند، روز راي گيري هشتمين دوره ي انتخابات مجلس شوراي ‏اسلامي، يك جناح سياسي ايران تمامي لشگر خود را در زير پرچم يك فرد جمع كرده و گوش به فرمان ‏فرمانده ي اعظم دارد. و جناحي ديگر، در ائتلافي ناپايدار توانسته تنها بخشي از نيروهاي گسترده، اما پراكنده ‏اش را راضي كند به كارزار انتخاباتي پل بگذارند و عمدتا آن ها رادر سه جبهه و زير سه پرچم سازماندهي ‏كرده و فرماندهاني را برگزيده كه با سه راهبرد و سه راهكار مختلف مي خواهند كار اين لشگر به سرانجام ‏برسانند.‏

اين نكته ي اساسي- با وجود عدم تجربه اندوزي بخشي از شخصيت هاي حقيقي و حقوقي اصلاح طلب- از ‏ابتدا روشن بوده است كه جناح اقتدارگرا با وجود تمام اختلاف ها و تضاد منافع سياسي و اقتصادي در نهايت ‏زير پرچم مقام رهبري گردهم خواهند آمد و سرانجام اين آقاي خامنه اي است كه حرف آخر را در مورد ‏چگونگي برگزاري انتخابات و كيفيت آرايش نيروها خواهد زد و در اين ميان دوقلوهاي بازي انتخاباتي، جنتي ‏و افشار، تنها گوش به فرمان ايشان دارند و با وجود نمايش ظاهري استقلال راي و عمل، به دلايل مذهبي و ‏سياسي بي اجازه ولي فقيه آب هم نخواهند خورد و لذا هر چه اصلاح طلبان و تحول خواهان بگويند و ‏اعتراض كنند آب از آب هم تكان نخواهد خورد، و در بر همان پاشنه خواهد چرخيد كه درانتخابات هاي ‏گذشته، به ويژه انتخابات مجلس هفتم، چرخيده بود- اگر وضع بدتر از گذشته نباشد كه نشانه ها و علائمش ‏آشكار و هويدا است.‏

اما در اين سو، سه فرمانده با سه راهبرد و سه راهكار قدم به ميدان انتخاباتي گذارده اند كه دست كم دوتاي ‏آنان، خاتمي و كروبي، نيم نگاهي نيز به انتخابات رياست جمهوري آينده دارند. آنها در واقع چگونگي فتح ‏سنگر مجلس هشتم را سنگ محكي براي سنجش راه آينده مي بينند كه خود مي توانند اصلي ترين نامزدهاي ‏انتخابات رياست جمهوري تابستان 88 باشند. انتخاباتي كه از هم اكنون مي توان حدس زد كه احمدي نژاد به ‏دليل ناكارايي و ناتواني فردي و جمعي و نارضايتي فزاينده ي عمومي به آن راهي نخواهد داشت.‏

از ميان اين سه فرمانده، مي توان حدس زد و شواهد و قرائن هم نشان مي دهد كه دو تن راهكار و راهبردهاي ‏گذشته را پي خواهند گرفت. شيخ اصلاحات كه پرچم ميانه ي ميدان را در كارزار انتخاباتي برفراشته است، ‏كماكان سياست به نعل و به ميخ زدن را دنبال خواهد كرد و تعامل و بده بستان آشكار با بيت و مقام رهبري. ‏از آن رو كه وي راهبرد مشاركت بدون قيد و شرط در انتخابات را برگزيده، لذا در پي چيزي نيست جز ‏فرستادن تعداد هر چه بيشتر اعضا و هواداران حزب اعتماد ملي به مجلس و به اصطلاح عامه، خر خود و ‏يارانش را از پل گذراندن. لذا، اگر نامزدهاي حزبي اش همه تائيد شوند، برايش چندان تفاوتي نمي كند كه چه ‏كساني و چه تعدادي رد صلاحيت شوند و انتخابات به صورت كلي چه ميزان "آزاد، مستقل و عادلانه" ‏برگزار شود. اما اگر تعدادي از نامزدهاي حزب او در تهران يا شهرستان رد صلاحبت شوند، ابتدا با هم ‏حوزه ي سابقش، آقاي جنتي، دست به يقه خواهد شد، سر و صدايي به راه خواهد انداخت و در نهايت شكايت ‏به محضر رهبري خواهد برد و بسته به اينكه ميزان دخالت آقاي خامنه اي چقدر باشد و چه تعدادي از رد ‏صلاحيت شدگان حزبش به ليست هاي انتخاباتي بازگردند، احتمالا عمامه اي نيز به زمين خواهد كوفت، ‏غرولندي هم خواهد كرد، اما بعيد است در سياست شركت بدون قيد و شرط در انتخابات، با هر ميزان نامزد، ‏تغييري دهد.‏

در جناح راست جريان اصلاح طلب، اين بار پرچمدار شيخي ديگر است. هاشمي رفسنجاني پرچمي افراشته ‏است كه همانگونه كه آرزويش را دارد و دل نيز بسته است به پيروي و متابعت بخش هايي از هر دو جناح، ‏سايه اش بر بخشي از لشگر محافظه كاران نيز افتاده است. او كماكان روش مالوف و مطلوب گذشته خود را ‏كه چيزي نمي تواند باشد جز چانه زني ها و بده و بستان ها وامتيازگيري هاي پشت پرده، دنبال خواهد كرد. ‏تنها با اين تفاوت كه اكنون با توجه به تجارب انتخابات هاي اخير، و حتي يارگيري هاي سياسي براي رياست ‏مجلس خبرگان، او به اين نكته ي مهم بيشتر واقف شده است كه تيزي شمشير جريان اقتدارگرا در اين دور از ‏انتخابات عليه نزديكان، ياران و احزاب طرفدارش برندگي بيشتري خواهد داشت. ‏

دركي واقعي تر از صحنه ي سياسي ايران كه از يك سو در بيان عمومي تر دغدغه هاي او از عدم برگزاري ‏انتخابات آزاد و امكان انجام تقلب هاي گسترده - كه چون بسياري چيزها عنواني اسلامي يافته و نام بداخلاقي ‏انتخاباتي گرفته- ظاهر شده و مي شود. و از سوي ديگر، در زمان ثبت نام انتخاباتي جلوه گر شد و اجازه نداد ‏كه سران شناخته شده ي احزاب موسوم به اعتدال گرا، اعم از"اعتدال و توسعه" و "كارگزاران سازندگي" و ‏به ويژه خويشان و بستگان هاشمي رفسنجاني حتي گام اول را بردارند. در اين جناح نيز چون اصل بر ‏مشاركت بدون قيد و شرط است، يا در نهايت خود را از ميدان مبارزه خارج كردن، اگر رد صلاحيت ها ‏گسترده تر از پيش باشد، زيادش بايد انتظار تشديد رايزني ها و اعتراض هاي پشت پرده براي بازگرداندن ‏تعدادي از نامزدهاي احزابي خاص را داشته باشيم ـ نه همه ي نامزدها- و در كنارش تلاش هايي براي نظارت ‏دقيق تر بر جريان برگزاري انتخابات و روند شمارش آرا.‏

در جناح چپ اين كارزار سرنوشت ساز كه در واقع همان قلب لشگر اصلاح طلبان است، پرچم در دست ‏سيدي است كه هر چند خود نمي خواسته، به ناچار و جبر زمانه و ضرورت روزگار بار ديگر در مركز ‏ميدان سياست جاي گرفته و رهبري حركت نيروهاي اصلاح طلب و تحول خواه را عهده دار شده است. كارو ‏تلاشي كه اقتدارگرايان را به هيچ وجه خوش نيامده و ماه هاست با هزار ترفند درتلاشند كه او را از زمين ‏سياست به عرصه ي فرهنگ بازگرداندند و از ميدان داخلي به صحنه ي بين المللي بيرون برانند. در اين جناح ‏از لشگر اصلاحات است كه راهبرد مبارزات انتخاباتي متفاوت است و نيروها و راهكارها نيز. ‏

در اين جناح، مشاركت در انتخابات "مشروط" است كه راهبرد خاص آن مسير اصلي را نشان مي دهد و ‏ابزار و روش هاي مبارزه را. ابزار و روش هايي كه تفاوت خود را از همان ابتدا، با ثبت نام چهره هاي ‏شاخص نيروهاي اصلاح طلب و تحول خواه - با وجود هشدارهاي شفاف رهبري براي عدم ورود به كارزار ‏انتخاباتي و تهديدهاي آشكار دست اندركاران انتخابات در شوراي نگهبان و وزارت كشور- جلوه گر كرده ‏است و با اعلام نامزدها جلوه ي بيشتري نيزخواهد يافت و مسلما تا حد زيادي مسير آينده ي سياسي كشور را ‏مشخص خواهد ساخت. مسيري كه در آن خواه ناخواه سيد محمد خاتمي و همكاران و ياران نزديكش در دولت ‏گذشته نقش مهمي ايفا خواهند كرد، نقشي كه متاسفانه در زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم، با خوش بيني ‏به دخالت رهبري و بازگردانده شدن اكثر قريب به اتفاق نامزدهاي رد صلاحيت شده، نيمه تمام ماند و از ‏جانب عامه ي مردم، و به ويژه فعالان سياسي نوعي "ضعف" و "عدم استقامت" ارزيابي شد و از جمله ‏پيامدهايش روي كار آمدن دولت احمدي نژاد بود.‏

مبارزه ي اصلي در اين جناح، در دل لشگر نيروهاي اصلاح طلب و تحول خواه چند هفته اي است كه آغاز ‏شده و هر چه زمان پيش مي رود دامنه و وسعت آن گسترش بيشتري مي يابد و در اين مرحله در مبارزات ‏تبليغاتي و هل من مبارزهاي پيش هنگام نمود پيدا مي كند؛ مبارزاتي تبليغاتي كه از دل برنامه ها و خط مشي ‏هاي سياسي دو طرف بيرون مي زند. برنامه هايي كه از يك سو نگاه به ضرورت برگزاري انتخاباتي "آزاد، ‏مستقل و عادلانه"‌ دارد، حتي در به صورت نسبي در حد و اندازه هاي ايران، و از سوي ديگر، نگاه به ‏ضرورت حذف گسترده ي رقيب و از دست ندادن دوباره ي سكان نهادهاي انتخاباتي كشور. ‏

مبارزه اي كه كليد آن را در اين دور شخص سيد محمد خاتمي با بيان نگراني شديد خود و اصلاح طلبان از ‏صورت اجرايي گرفتن برنامه ي اقتدارگرايان زده است؛ "متاسفانه اخباري به دستم رسيده كه حاكي از نوعي ‏تنگ‌نظري و اقدام براي محروم كردن بسياري از نيروهاي مومن و مجرب و روشن از حضور در عرصه ‏انتخابات است".‏

اين حركت و بيان آشكار و علني واقعيت هاي پشت پرده، آن هم از زبان رئيس جمهور گذشته، طبيعي است كه ‏به مذاق اقتدارگرايان خوش نيايد و آنان را سريعا به واكنش وادارد. واكنشي كه ابتدا در خبر خبرگزاري ‏رسمي حكومت به صورت "شايعه‌پراكني در بالاترين سطح" جلوه گر شد و سپس مقام هاي اجرايي دولت را ‏به موضعگيري در قبال آن و موج هاي ايجاد شده ي در پيرامونش واداشت.‏

با وجود اين واكنش سريع، اما مواضع عليرضا افشار، مقام نظامي نشسته در جايگاه رئيس ستاد انتخابات ‏ايران، نشان داد كه برنامه براي رد صلاحيت هاي گسترده "انتخاب شوندگان" و محروم كردن ملت و ‏‏"انتخاب كنندگان" از حق قانوني خود نه تنها "شايعه پراكني" نيست، بلكه برنامه اي حساب شده است كه ‏دست كمي از سياست هاي "چندلايه ي و پيچيده ي" دوره هاي گذشته براي رقم زدن به نتيجه ي دلخواه ‏انتخابات ندارد؛ "تيتر کردن اظهارات و زير سئوال بردن رد صلاحيت ها، مانع رفع سوابق تخلفاتي افراد ‏نمي شود."‏

سياست و خط مشي روشن و شفافي كه روي ديگر سكه ي آن را وزير كشور با طرح اين موضوع كه "عده ‏اي با اطمينان از رد صلا‌حيت نام‌نويسي كرده‌اند"، در عمل از هم اكنون تكليف اين گروه خاص رد ‏صلاحيت شده در دوره هاي گذشته روشن كرده است. بر اين اساس بود كه مصطفي پورمحمدي روز يكشنبه ‏در كوهدشت راه مذاكره و دخالت ظاهري ديگران را بست و تاكيد كرد: "در راستاي اجراي قانون هيچ ‏تعامل و مسامحه‌اي انجام نمي‌دهيم".‏
‏ ‏
چنين روش ها و چنين اظهار نظرهايي همه حاكي از اهميت ويژه دادن به پيگيري خط مش درست "مشاركت ‏مشروط" در انتخابات است، سياستي كه اگر از جانب سيد محمد خاتمي و همكاران و دوستان نزديكش- نه تنها ‏شكل دهندگان جريان اصلاح طلبان پيشرو- دنبال شود، مي تواند تا حد زيادي دو جناح ديگر لشگر اصلاح ‏طلبان كه زير پرچم كروبي و هاشمي خيمه زده اند، به سمت خود بكشد و به دنباله روي وادارد- هر چند كه ‏در دل جناح راست سپاه و جايي كه نيروهاي كارگزاران استقرار يافته اند تمايل به اين سمت و سو بيشتر ‏مشاهده شده و مي شود.‏

معيار اين نگاه و غالب شدن اين نگراني را در جريان ميانه روي داخل اصلاح طلبان مي توان به خوبي در ‏بيان نكاتي چون "اصلاح طلبان هيزم آتش برنامه هاي انتخاباتي اقتدارگرايان نخواهند شد"، يا اين سخنان ‏عارف معاون پيشين رياست جمهوري مشاهده كرد: "اتفاقاتي كه در انتخابات قبلي رخ داد و عده بي‌شماري رد ‏صلاحيت شدند و بسياري از حوزه‌هاي انتخابيه غير رقابتي شد و نيز انگيزه حضور از مردم گرفته شد، اين ‏بار رخ ندهد، که در آن صورت عده‌اي مجبور شوند از صحنه انتخابات کنار بکشند و يا انصراف خود را از ‏نامزدي اعلام کنند".‏

اما دغدغه ي اساسي كه اكنون وجود دارد، همان دغدغه ي ديروز است و ديروزهاي انتخابات است: "نبودن ‏استقامت و پايمردي بر روي برنامه ها و شعارهاي انتخاباتي" و احيانا در روزهاي آينده و سرنوشت ساز، ‏گردش از جناح پيشرو به جناح هاي ديگر لشگر اصلاح طلبان، يعني انتخاب روش و خط مشي اتخاذ شده در ‏زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم؛ چربش سياست حل پشت پرده ي مشكلات، فراموش كردن توان و حق ‏مردم، و دل بستن به وعده هاي رهبر، به اميد به راه راست آوردن دست اندركاران برگزاري انتخابات و تائيد ‏صلاحيت تعدادي از نامزدهاي محذوف. روش و منشي كه نداي آن نه از دل جناح راست و ميانه ي ‏اصلاحات، بلكه متاسفانه از منتهي عليه چپ به گوش مي رسد. حرفي كه بر خلاف مواضع پيشين، روال ‏گذشته و روش هاي عملي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، اين روزها از زبان دبيركل اين جريان سياسي ‏مي شنويم: "اميدواريم که مسئولان تراز اول نظام جلوي اعمال سليقه‌هاي احتمالي را بگيرند تا‎ ‎گروه‌ها و ‏احزاب با اطمينان و اعتماد لازم و احساس ايجاد شرايط رقابتي در انتخابات‏‎ ‎به شکل فعال‌تري در عرصه ‏انتخابات حضور پيدا کنند‎.‎‏"‏

مواضعي كه نتيجه و پيامد عملي آن در جريان برگزاري انتخابات مجلس هفتم و مذاكرات پشت پرده ي ‏روساي مجلس و دولت وقت، كروبي و خاتمي، مشاهده شد. پيامدي كه مختصات و مشخصات دقيقترش مي ‏تواند آن چيزي باشد كه عضو ديگر اين سازمان، سيد مصطفي تاج‌زاده، مورد تاكيد قرار داده است: "طرح ‏‏«انقلاب مخملي» توسط اقتدارگراها زمينه‌سازي به منظور انجام «كودتاي مخملي» يا «كودتاي نرم» توسط ‏آنان بوده است. يعني به جاي آوردن توپ و تانك به خيابان‌ها، مي‌كوشند رقباي خود را رد صلاحيت كنند و ‏اجازه شركت در انتخابات را به آنان ندهند و مجلس فرمايشي ديگري ضعيف‌تر از مجلس هفتم تشكيل دهند". ‏
‏ ‏
اگر برنامه اقتدارگرايان اين است كه هست، بايد به اين پرسش اساسي هم پاسخ داد كه آيا در اين صورت، ‏جايي براي مذاكرات زمان بر و كم حاصل باقي مي ماند و تكرار و پيگيري چنين روش ها و بازي هاي ‏سياسي امتحان پس داده شده؟ ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.