افول کوچ نشيني در ايران
گزارش کرونيکل از آينده مبهم ايل بختياري - دوشنبه 1 بهمن 1386 [2008.01.21]

علي اکبر داريني
همزمان با وزش بادهاي سرد در پايان فصل تابستان، عشاير بختياري کوله بار خود را براي آغاز سفري طولاني مي بندند. زنان و کودکان سوار بر اسب ها و مردان با پاي پياده در حالي که توشه خود را در خورجين ها جا داده اند، به مقصد مناطق گرمتر در جنوب غربي ايران رهسپار مي شوند.
در آوريل و زماني که گرماي کوير طاقت فرسا مي شود، آنها همين مسير را در جهت عکس مي پيمايند. سفري به طول 100 مايل که از رودهاي خروشان و سنگلاخ ها مي گذرد تا در مناطق کوهستاني، چراگاه هاي سرسبزي را در اختيار گوسفندان و بزهايشان قرار دهد.
حسن کولي سليماني در منزلش که سياه چادري از جنس پوست بز است گفت: "تا زماني که تاريخ به ياد مي آورد، اين شيوه زندگي ما بوده است. ما به اين روش زندگي عادت کرده ايم."
سليماني و خانواده اش هر زمستان در دشت بزرگان ساکن مي شوند. اينجا منطقه اي در حومه شهر شوشتر از استان نفت خيز خوزستان است.
ايران صاحب يکي از بزرگترين جمعيت هاي عشايري دنياست. بر اساس آمار سازمان امور عشاير، تعداد آنها در اين کشور 70 ميليون نفري برابر با 1/5 ميليون نفر تخمين زده مي شود.
افول کوچ نشيني
کارشناسان معتقدند اين سبک از زندگي به تدريج رو به نابودي مي رود.
محققي به نام عليقلي محمودي بختياري گفت: "زندگي کوچ نشيني در آستانه نابودي است. اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند، طرف 20 سال آينده هيچ کوچ نشين ديگري در ايران وجود نخواهد داشت."
بختياري، يک استاد بازنشسته زبان شناسي و ادبيات فارسي، گفت: "براي آنها زمين هاي آباد و منابع آبي ناچيزي باقيمانده است. به زودي زندگي کوچ نشيني به افسانه ها مي پيوندد."
تخمين عددي از کاهش جمعيت آن ها کار مشکلي است. داده هاي دولتي نشان مي دهد ظرف يک قرن گذشته 000/200 نفر از جمعيت عشاير کاسته شده است. اما بختياري معتقد است اين آمار دقيق نيست. او مي گويد در طول سال هاي گذشته، افزايش جاذبه هاي شهرنشيني برخي از کوچ نشينان را به خود جذب کرده است. از سوي ديگر با سر برآوردن کارخانجات، جاده ها و شهرهاي در حال گسترش نيز، مراتع قابل استفاده براي گوسفندان و بزها ي آنها از ميان رفته است.
اين تغيير در شيوه زندگي به خوبي در روستاي ابيد ديده مي شود. در اينجا تعدادي از افراد ايل بختياري – که سليماني نيز به آنها تعلق دارد- در خانه هاي خشتي و آجري در حاشيه کوير سکونت کرده اند.
بختياري ها که زبان فارسي را با لهجه لري گويش مي کنند، يکي از دو طايفه اصلي کوچ نشينان در ايران هستند. دسته دوم را ايل قشقايي تشکيل مي دهد که گويش ترکي دارند.
سليماني ها در 25 مايلي ابيد اردو زده اند. در آنجا 6 چادر وجود دارد که توسط بستگان و خانواده هاي آنها اشغال شده است. اين منطقه تپه اي، مراتع گله هاي بزو گوسفندان را در خود جا داده است.
همسر سليماني، گلبانو نام دارد و چادرشان را پارسال قبل از سفر به شمال بافته است. در زماني که سليماني مشغول گفتگو است، گلبانو که مادر 3 فرزند است، مشغول پخت نان در يک کوره کوچک آجري است. کمي آنطرف تر هم يک ديگ پر از گوشت، سيب زميني، لوبيا، نخود و گوجه فرنگي در آب بر روي اجاقي از آتش روباز در حال جوشيدن است.
پسر بزرگترو نوجوانشان هم بيرون چادر مشغول بازي است و بوسيله يک ني دست ساز، از چهارپايان مراقبت مي کند. دخترشان هم بلقيس نام دارد و مشغول بافتن يک ژاکت پشمي براي برادر بزرگتر است. برادر 4 ساله او هم بيرون مشغول بازي است.
بلقيس يک پيراهن رنگارنگ بلند بر تن و يک روسري نارنجي به سر داشت. اين پوشش محلي بختياري هاست.
دخترک با اشاره به لباسش گفت: "اين نمادي از هويت فرهنگي ماست." پدرش يک کلاه گرد مشکي، يک شلوار گشاد مشکي و يک کت بلند شيري رنگ به تن داشت که توسط زنش بافته شده اند.
شهر نشيني بعضي کوچ نشين ها
اما سليماني مشاهده مي کند که شيوه پيشينيان او رو به زوال است. برخي از بستگان او از کوچ نشيني دست برداشته اند و راهي شهرها شده اند.
او مي گويد: "بعضي ها که براي تحصيل رفته اند، هرگز برنگشتند. شايد آنها پول کافي براي زندگي در شهر داشته اند. ما چنين موقعيتي نداريم."
اکتشافات نفت و گاز در نزديکي شوشتر و مسجد سليمان، مراتع و علفزارهاي آنها را به خود اختصاص داده است.
دولت توجه کمي به گروه هاي کوچ نشين دارد. با اين حال برنامه اي را تحت عنوان "مدارس چادري" براي ابراز اطمينان از تحصيل کودکان آنها آغاز کرده است. هرچند دولت مستقيماً آنها را براي سکونت ثابت در جايي تشويق نمي کند، اما درنتيجه بسياري از پروژه هاي صنعتي، زمين ها و مراتع آنها از دست رفته است.
سليماني مي گويد او هرگز قصد ترک زندگي متحرک خود را ندارد. او مي گويد: "اين سرنوشت ما بوده که زندگي اي با شيوه مهاجرتي را دنبال کنيم. من شخصاً به آن افتخار مي کنم. من دوست ندارم در خانه اي زندگي کنم که روي سر آن سقف وجود دارد. اين به من احساس خفگي مي دهد."
منبع: کرونيکل – 20 ژانويه
