مشکل بزرگ شناورهاي کوچک
گزارش يک شاهد خليج فارس - دوشنبه 1 بهمن 1386 [2008.01.21]

ديويد کريست
مواجهه شناورهاي کوچک سپاه پاسداران انقلاب ايران با ناوگان هاي دريايي آمريکا در خليج فارس ممکن است براي مردم تعجب آور باشد، اما براي من نه. من پنج سال قبل يعني زمان هجوم نظامي آمريکا به عراق شاهد اتفاق مشابهي در شط العرب بودم. 4 آوريل 2003 بود و چهار قايق گشتي، تحت فرماندهي ناوگاني که در آن خدمت مي کردم، به منظور حمايت از حمله انگليس به بصره به شط العرب اعزام شدند. افسر ارشد يا همان فرمانده ناوگان که دوران نوجواني خود را در تهران گذارنده بود و فارسي رواني داشت، درياسالار باتجربه اي بود. ما که کاملا ً در آب هاي ساحلي عراق قرار داشتيم و حتي بر روي يکي از شناورها به نشانه اهداف صلح آميزمان پرچم ايران را زده بوديم، به شدت تلاش کرديم مانع از درگيري شويم.
سپاه پاسداران با اعزام چهار شناور کوچک پرسرعت به سمت ما واکنش نشان داد. شناورها ما را محاصره کردند، پوشش خمپاره انداز خود را کنار زدند و مستقيما ً آن را به سمت قايق راهنماي ما نشانه رفتند. فرمانده ما تلاش کرد از طريق بي سيم به ايرانيان بفهماند که ما صرفا ً از حقمان براي عبور در آب هاي عراق استفاده مي کنيم، هيچگونه قصد ورود به آب هاي ساحلي ايران را نداريم و دنبال درگيري نيستيم. ايرانيان نيز با انگليسي بسيار غليظ و دست و پا شکسته جواب مي دادند. پس از چند دقيقه پرتنش، مافوق هايمان به ما دستور عقب نشيني دادند؛ شناورهاي ايران قبل از اينکه از ما جدا و وارد آب هاي خود شوند، تا يک مسافت طولاني ما را تعقيب کردند.
اما اين پايان ماجرا نبود. دو هفته پس از اين موضوع، نيروهاي آمريکا و نيروهاي ائتلاف مستقر در شط العرب به کرات از طرف خاک ايران مورد هجوم سلاح هاي سبک قرار گرفتند. اگرچه اين قبيل حوادث ممکن است براي آنهايي که هرگز در يک ناوگان مدرن خدمت نکرده اند، نگران کننده بنظر نرسند، اما مطابق با الگوي نگران کننده و استراتژي نظامي ايران ظرف دو دهه اخير براي مقابله با حضور آمريکا در خليج فارس هستند.
به منظور جلوگيري از بروز مواجهه ديگري که به نفع ما نخواهد بود، آمريکا بايد اقدامات بيشتري را اتخاذ کند. واشنگتن بايد حمايت متحدان خود را جلب کند، متحداني که کشتي هاي آنها هم اکنون در خليج فارس مستقر هستند و ممکن است خود را در مواجهه خطرناک ديگري بيابند. دولت بوش بايد از اين ائتلاف بخواهد از طريق مجاري ديپلماتيک خود به ايران بفهماند که با هرگونه تلاش سپاه پاسداران براي مداخله در عبور و مرور آزاد کشتي ها در آب هاي بين المللي به مانند يک حمله تروريستي رفتار خواهد شد.
انگيزه هاي ايران کاملا ً مشخص نيستند، اما اين قبيل مزاحمت هاي سيستماتيک مي توانند تلاشي براي پي بردن به قوانين عملياتي آمريکا باشند، يا اينکه ابتکارعمل فرماندهان ايران باشند که بدون اجازه دولت ايران دست به عمل مي زنند. اگرچه سرمنشأ دستورهاي سپاه پاسداران، حکومت ايران است، اما فرماندهان سپاه استقلال فراواني دارند. انگيزه هاي ايران هر چه که باشند، آمريکا و متحدانش بايد اين موضوع را روشن کنند که مسئوليت کنترل تمامي نيروهاي ايران به عهده حکومت است و حکومت پاسخگوي اقدامات آنها خواهد بود.
اگر ايران مصمم است در دريا درگير شود، واکنش نظامي ما بايد قاطعانه و دقيق باشد، واکنشي که با کاهش احتمال درگيري و جنگ فراگير، تهديد خطوط دريايي را مرتفع مي نمايد. تاريخ نشان مي دهد که اين نوع بکارگيري حساب شده زور نه تنها ممکن است بلکه مي تواند موثر باشد.
در صورتي که مواجهه فعلي به درگيري هاي پراکنده تبديل مي شد، جزيره ابوموسي و جزيره پارسي. اهداف منطقي حمله حساب شده آمريکا بودند. اين دو جزيره که پايگاههاي سپاه پاسداران در آنها قرار دارند، مدت هاست که مهره هاي اصلي دستگاه نظامي ايران در خليج فارس به شمار مي روند.
اگرچه برخي از آمريکايي ها نگرانند که اقدام محدود نظامي باعث تشديد حملات تروريستي ايران شود، اما ايران در گذشته با تعديل اقدامات خود و تسليم شدن در برابر فشارهاي آمريکا واکنش نشان داده است. از آنجا که ارتش آمريکا در سال 1988 از حمله به خاک ايران صرفنظر کرد، ايران به طبيعت محدود جنگ پي برد و با محدوديت مشابه عمل کرد.
جنگ تمام عيار با ايران به نفع آمريکا نخواهد بود. اما واکنش به اقدام تحريک آميز شناورهاي سپاه پاسداران با بمباران خاک اين کشور بسيار متفاوت است. تاريخ نشان مي دهد که واکنش شديد و حساب شده نظامي در مقابل مزاحمت هاي ايران مي تواند احتمال يک درگيري بسيار بزرگتر را کاهش دهد.
منبع: نيويورک تايمز، 20 ژانويه
