Rooz

بي دست، پاي سفره نان

بهزاد مهراني - یکشنبه 30 دی 1386 [2008.01.20]

behzadmehrani.jpg

‏مي زنم من گر ره خلق اي رفيق

در ره شرعي تو قطاع الطريق ‏

خبر بيش از يك جمله نيست. دست و پاي پنج نفر را در زاهدان به جرم سرقت قطع كردند.اين جمله ي ‏اخباري كوتاه اما مي تواند خواب را از چشمان آدمي بربايد.مي تواند ساعت ها ذهن ما را به خود مشغول ‏كند و آرامش ما را مغشوش و مخدوش سازد.كلمات بسياري در مغزم آمد و شد مي كنند.حقوق بشر، كرامت ‏انسان، خليفه الله، گناه، جرم، تناسب، قانون، اصلاح، وكيل، پرتاب از كوه، سنگ سار، ...‏

مي گويند اينان قطاع الطريق بوده اند، چون حراميان راه بسته اند و راه زني كرده اند.نا خود آگاه ياد سخن ‏ابوذر غفاري مي افتم، هر چند سال هاست كه اين شعارها جذبه و جذابيت پيشين خود را برايم از دست داده ‏اند: "در شگفتم از كسي كه در خانه اش ناني نمي يابد و با شمشير آخته اش بر مردم نمي شورد". آن كس كه ‏در سفره اش نشاني از نان نمي يابد و سر پناهي جز سقف آسمان ندارد، عجب مدار كه بر خلق خدا حمله برد ‏تا ناني به زور بستاند.آنچه عجيب است و حيرت افزا، غفلت زعماي امور است در فراهم آوردن امكانات ‏معيشتي مردم، كه از قديم گفته اند:شكم گرسنه ايمان نمي شناسد.آن غول مهيب انسان كش كه مستحق قطع ‏دست و پا است فقر است.فقري كه ره زن جسم و جان آدميان است.بريدن دست و پاي انسان ها، پاك كردن ‏صورت مسئله اي است كه خود طراح آن بوده ايم.آن كه حكم به قطع دست و پا مي دهد گويا درس "اكل ‏ميته" را فراموش كرده است.درسي كه به او آموخته است، آن جا كه گرسنگي به شكار جان آدمي آمده، مي ‏توان از گوشت مردار نيز ارتزاق كرد.‏

از ضرورت هست مرداري مباح
بس فسادي كز ضرورت شد صلاح

كدام لقمه ي ناني را در سفره ي او گذاشته اند، كه او به سفره ي ديگران يغما برده است؟ او را مشغول كدام ‏پيشه كرده اند كه او راه زني را بر گزيده است؟ بريدن دست و پا چاره ي كار نيست. او اگر از اين پس ‏بخواهد نان از عمل خويش خورد با كدام دست و پا اين كار ميسر است؟ آيا اين گونه حل كردن يك مسئله، ‏مسائل غامض و لاينحل ديگري را بر جاي نخواهد گذاشت؟

از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد؟

منبع: وبلاگ حقوق بشر و فردگرايي

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.