Rooz

در باب يک گزارش خبري

در باب یک گزارش خبری - شنبه 29 دی 1386 [2008.01.19]

po_farrokh_negahdar.jpg

فرخ نگهدار

در حاليکه همه رسانه هاي معتبر جهان توجه عمده خود را متوجه اهداف سفر جورج بوش به منطقه خاورمیانه و حد موفقيت آن ساخته اند، ‏از نشريه معتبر روز نيز انتظار مي رود خوانندگان خود را با اهداف اين سفر و نظر معتبرترين مفسران و ‏تحليل گران جهان پيرامون اهداف و ظرفيت هاي موجود در اين سفر اختصاص دهد. و اين کاري است که ‏کمابيش صورت گرفته است.‏

اما به ذهن مي زند که منظور آقاي سرابي در خبر همه يک صدا چنين است که مقصود اصلي سفر بوش به ‏منطقه گرد آوري نيرو و متحد براي مقابله با ايران نبوده و بخشنامه اي قصد آن دارد که خوانندگان روزنامه ‏هاي کشور واژگونه بينند. در حالي که هم در نطقِ خوش آمد گويانه ي اولمرت به بوش در فرودگاه تل آويو، ‏هم در نطق جنجالي بوش در امارات، هم به تفسير اکثر قريب به تمام مفسران معتبر، هدف اصلي بوش از ‏سفر به خاورميانه گردآوري متحد براي مقابله با ايران بوده است.

منظور این بخش از گزارش آقای محمود سرابی است که می نویسد "شورای امنیت "از روزنامه ها و نشريات خواست به درج اخبار، تحليل ها و مصاحبه هايي پيرامون اين سفربپردازند اما چنین نتيجه گيري كنند که سفر مزبور موفقيتي نداشته و بوش در جلب نظر كشورهاي عربي شكست خورده است.

اين بحث در شرایطی مطرح شد که موضوع ايران، تنها علت سفر جرج بوش به خاورميانه نبود و دایره گفت و گو و توافقات رئیس جمهور آمریکا با سران کشورهای عربی و اسراییل از اینها فراتر می رفت. با این وجود در حال حاضر مطبوعات چاره ای ندارند جز ارائه تصویری از سفر شکست خورده آقای بوش به منطقه."

خوانندگان از روز انتظار دارند که به آنها اطلاع دهد دنيا در رابطه با هدف اصلي سفر بوش به ‏خاورميانه، در رابطه با امکان شکل گيري يک "ائتلاف گسترده عربي، اسرائيلي، امريکايي" عليه جمهوري ‏اسلامي ايران، چه مي انديشند؟ آنها مي خواهند بدانند اين هدف تا چه حد جدي است؟ تا کجا ممکن است پيش ‏رود؟ و در کجاي دنيا، و يا در ذهن کدام کسان، مقبول است؟ همان که در لابلاي متن مصاحبه با آقاي شمس ‏الواعظين مستتر بود.‏

تيتر بندي و مطلب آقاي محمود سرابي بر دو نکته اشاره دارد:
‏1- احتمال مي دهد شوراي امنيت ملي به مطبوعات دستور داده باشد بنويسند سفر بوش به خاورميانه شکست ‏خورده است.
‏2- ديگر اينکه اين دستور وجهه قانوني ندارد، استبدادي است و خلاف آزادي مطبوعات است.
آزادي مطبوعات مهم ترين دغدغه همه آزادي دوستان و دفاع از اين آزادي نيز مشروط به هيچ ملاحظه اي ‏نيست. اما دفاع از اين آزادي نيازمند قرباني کردن وظيفه اطلاع رساني دقيق به مردم هم نيست. تيتر روز اگر ‏اين را القا کند که سفر بوش به خاورميانه با موفقيت همراه بوده است، اما چون شوراي امنيت ملي از اين ‏موفقيت نگران يا ناخشنود است دستور داده است "همه يک صدا بنويسيد: بوش شکست خورد." به نظرم ‏آدرس درستي نيست. ‏

احترام به خرد و به حق قضاوت مستقل خواننده حکم مي کند که نشريه مستقل به خواننده اطلاع دهد:
‏1- که در باره درجه موفقيت يا شکست سفر بوش به خاورميانه در دنيا نظرات متفاوت موجود دارد.
‏2- درجه موفقيت يا شکست بوش در تشکيل ائتلاف عربي-اسرائيلي-امريکايي با منافع ملي ايران ارتباط دارد.
‏3- دستور دادن به مطبوعات که چگونه تفسير خبر کنند کاري سخيف و غير قانوني است. ‏

به تفسير بسياري مفسران عرب، کشورهاي عربي در قبال درخواست بوش- اولمرت براي تشکيل صف متحد ‏با اعراب عليه ايران، بوش اولا سلاح هايي به هم طرازي اسرائيل به اعراب مي فروشد (فقط به عربستان ‏حدود 20 ميليارد دلار) ثانيا اسرائيل مواضع خود را تعديل مي کند (از جمله دست از گسترش شهرک هاي ‏يهودي در کرانه غربي دست بردارد و بر سر مالکيت بيت المقدس با فلسطيني ها مذاکره/معامله کند). ‏

ديپلماسي ايران در دوره منتهي به سفر بوش بشدت در رابطه با مصر، عربستان و امارات فعال شد. ايران ‏تلاش کرد که از شکل گيري يک بلوک متحد عربي-امريکايي- اسرائيلي عليه ايران جلوگيري کند. دعوت از ‏وزير خارجه مصر، تمکين رئيس جمهور به شرايطي نامطلوب براي شرکت در کنفرانس کشورهاي حاشيه ‏خليج فارس، ديدار شتابزده با شاه عربستان و مذاکرات با حزب الله و سوريه، از جمله اين تلاش هاست. ‏

اين سوال که آيا ابتکارات امريکا براي انزواي ايران و اعمال فشار بيشتر بر ايران تا چه حد با موفقيت، يا ‏عدم موفقيت، همراه است، موضوع اصلي تفسيرها و اظهارنظرهاي مطبوعات و اصحاب رسانه در سراسر ‏جهان در روزهاي اخير بوده است. اما به زحمت مي توان ـ شايد بتوان گفت اصلا نمي توان در رسانه هاي ‏معتبر جهان يک ارزيابي خوش بينانه از دست آوردهاي سفر بوش به خاورميانه به دست اورد. بيش تر رسانه ‏هاي معتبر بر ارزيابي هاي زير تاکيد داشته اند:‏

سفر بوش بسيار ديرهنگام صورت گرفت. او اکنون فرصت لازم را براي به نتيجه رساندن سفر خود در ‏رابطه با روند صلح خاورميانه ندارد.‏

اسرائيل هنوز در وضعي نيست که آمادگي معامله يا مذاکره جدي با محمود عباس را داشته باشد. اسرائيل در ‏مساله شهرک هاي کرانه غربي و در مساله بيت المقدس در روندهاي جاري آمادگي امتياز دهي جدي ندارد. ‏

اعراب (يعني مصر و عربستان و امارات) از پي آمدهاي درگير شدن با ايران، و نيز از درگيري نظامي ‏امريکا/اسرائيل با ايران نگران اند. آنها در عين حال از کارت ايران براي امتياز گيري از امريکا و اسرائيل ‏استفاده مي کنند. ‏

قطع نظر از تحولات ناشي از انتخابات رياست جمهوري در امريکا، چرخش در سياست خاورميانه اي امريکا ‏ـ که با گزارش بيکر هميلتون آغاز شد ـ ادامه خواهد يافت. عنصر اصلي در اين تحول تلاش براي ايجاد تغيير ‏در رفتار ايران، به جاي تلاش براي تغيير رژيم ايران، است. استفاده از اهرم ديپلماسي مستقيم، منطقه اي و ‏جهاني اهرم اصلي پيشبرد اين سياست خواهد بود. ‏

براي اينکه هيچ گونه شبهه اي در باره اين اظهار نظر باقي نماند تصريح مي کنم:
‏1- فکر نمي کنم موفقيت بوش در ايجاد يک ائتلاف عربي-اسرائيلي-‏‎ ‎امريکايي با هدف انزواي ايران، براي ‏آزاديخواهان و صلح طلبان يک "تحول مثبت" يا مايه اي براي "خشنودي" باشد.
‏2- نظر به خط مشي هاي جاري دولت فعلي اسرائيل، نظر به ملاحظات خاص کشورهاي عربي و نظر به ‏روند تحول بنيادين در سياست خاورميانه اي امريکا "امکانات و فرصت ها" براي موفقيت بوش به هيچ وجه ‏‏"موانع عمده" براي موفقيت را تحت الشعاع قرار نمي دهد.
‏3- ثمردهي تحول بنيادين در سياست خاورميانه اي امريکا موکول است به بعد از انتخابات رياست جمهوري ‏در امريکا. کاملا ممکن مي دانم که دولت آتي امريکا بخواهد حل و فصل مسايل عمده منطقه را، نه از طريق ‏تلاش براي انزواي ايران، بلکه از طريق تلاش براي جلب ايران به مشارکت پي بگيرد. ‏

اين نوشته گذرا و فشرده بعد از ملاحظه گزارش خبري سه شنبه به ذهن رسيد. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.