Rooz

تأکید ایران بر سلطه گری باعث آسیب پذیری اش می شود

دیوید بلر - سه شنبه 25 دی 1386 [2008.01.15]

وقتی جرج بوش در سفر هشت روزه خود به خاورمیانه به کویت رسید، خود را در 50 مایلی کشوری ‏یافت که بزرگترین چالش برای سیاست خارجی آمریکا بشمار می رود. ایران پیش از این با ایجاد ‏مزاحمت برای ناوگان های آمریکا در خلیج فارس، نارضایتی خود را از این سفر نشان داده است. ‏

اما به رغم ستیزه جویی تهران، اهداف واقعی استراتژیک سیاست خارجی این کشور نامشخص هستند. ‏آیا ایران مصمم است به سلاح اتمی دست پیدا کند، یا اینکه برنامه اتمی این کشور صرفا ً برای چانه ‏زنی طراحی شده است تا در ازای کسب بیشترین منافع اقتصادی و دیپلماتیک کنار گذاشته شود؟

تنها با درک نگرش تثبیت شده و اعتقادات سران حاکم بر این می توان به اهداف سیاست خارجی آنها ‏پی برد. پرفسور علی انصاری رئیس مؤسسه مطالعات ایران در دانشگاه سنت اندرو می گوید، ‏خاطرات شکوه امپراطوی ایران هنوز نگرش آنها را شکل می دهد. ‏

وسعت امپراطوری ایران تا قبل از نابودی توسط اسکندر کبیر در قرن چهارم قبل از میلاد، از ‏مدیترانه تا آسیای مرکزی بود. به گفته پرفسور انصاری،" ایرانیان قدرت بزرگی بودند و تصور می ‏کنند دوباره باید یک قدرت بزرگ باشند. ایران یک امپراطوری را از دست داده و هنوز هم آن نقش را ‏پیدا نکرده است. در واقع این موضوع کاملا ً شبیه به بریتانیاست."‏

ایران می خواهد یکبار دیگر قدرت هدایت گر خاورمیانه شود و هدف از سیاست خارجی این کشور، ‏گسترش نفوذ آن است. به اعتقاد رئیس جمهور احمدی نژاد، با ضعیف شدن آمریکا، زمان این هدف ‏فرا رسیده است. پرفسور انصاری می گوید:" احمدی نژاد و دارودستۀ او سخت معتقدند که آمریکا یک ‏قدرت رو به زوال است. آنها به یک اندیشۀ بزرگ و فراگیر اعتقاد دارند و آن اینکه، انسان ها به دو ‏دستۀ عادل و ناعادل تقسیم می شوند. روزی اثری از انسان های ناعادل نخواهد بود."‏

انصاری می افزاید، احمدی نژاد "در بهترین حالت یک آرمان گرای رمانتیک و در بدترین حالت به ‏طرز مأیوس کننده ای یک فریب دهنده است." ایران تجهیزات نظامی در اختیار حماس و حزب الله می ‏گذارد و از شبه نظامیان شیعۀ عراق حمایت می کند. این اقدام چالشی مستقیم در برابر آمریکا و بیانگر ‏قدرت ملی ایران است. ‏

اما سران حاکم بر ایران در عین حال خواهان تضمین بقای رژیم هستند. حفظ حکومت جمهوری ‏اسلامی، دغدغۀ اصلی آیت الله علی خامنه ای است. احتمالا ً ساخت سلاح اتمی به ایران امکان خواهد ‏به این دو هدف دست پیدا کند: ایران مسلح به موشک های اتمی هم می تواند بر خاورمیانه مسلط گردد ‏و هم تضمین کند که آمریکا هرگز "تغییر رژیم" را بر ایران تحمیل نخواهد کرد.‏

اما پروسه دستیابی به سلاح اتمی، ایران را به شدت آسیب پذیر می کند. تبعات برنامه هسته ای این ‏کشور این است که تهران هم اکنون متحمل تحریم های اقتصادی، انزوا و خطر حمله آمریکا شده است. ‏علاوه بر این، کشورهای عربی در حال همکاری با واشنگتن برای محدود کردن قدرت ایران هستند. ‏

به گفته یک مقام بلندپایه انگلیس، هزینه های برنامه هسته ای ایران برای برخی از سران این کشور ‏مشخص هستند. این مقام می گوید:" یک مناظره واقعی در درون رژیم در جریان است. بر اساس یک ‏سناریو، تصور مردم این است که این برنامه به دردسرش نمی ارزد."‏

برخی از کارشناسان معتقدند که ایران برای دستیابی به سلاح اتمی یک تصمیم گیری نهایی و ‏استراتژیک اتخاذ کرده است. افرائیم هیلوی مدیر موساد بین سال های 1998 تا 2002 می گوید:"در ‏ایران دربارۀ اینکه ایرانیان به چنین چیزی نیاز دارند، اتفاق نظر وجود ندارد." او می افزاید، "در ‏لوای صحبت های تند ایران یک حس عمیق نگرانی وجود دارد که بخاطر انزوای رژیم و ضعف ‏اقتصادی بوجود آمده است." به اعتقاد هیلوی، ممکن است رهبری ایران تصمیم بگیرد که "منافع ‏خودشان در گروی کنار گذاشتن برنامه هسته ای است."‏

کشمکش داخلی رژیم سال گذشته با استعفای علی لاریجانی، مذاکره کننده ارشد هسته ای، آشکار شد. ‏در حال حاضر بنظر می رسد حامیان تندروی احمدی نژاد دست برتر دارند. اما این منازعۀ قدرت به ‏پایان نرسیده است و آیندۀ خاورمیانه به نتیجه آن بستگی دارد.‏

منبع: دیلی تلگراف، 12 ژانویه‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.