Rooz

يک اتفاق ساده

ميرحميد سالک - سه شنبه 25 دی 1386 [2008.01.15]

‏برخي تصور مي کنند براي پيش آمدن وقايع بزرگ حتما بايد اتفاقاتي عجيب و غريب پيش بيايد. شايد به ياد نمي آورند شعله ور شدن ‏جنگ جهاني اول در پي رويدادي ساده به وقوع پيوست که مشابه آن قبل از آن هم رخ داده بود. اما چه چيزي باعث شد جهان درگير ‏چنان جنگ خانمان سوزي شود؟ نقشه جهان به هم بریزد و عوارض سياسي رويدادهاي منبعث از آن حتی تا امروز، حدودا بعد از ‏يک قرن، ادامه یابد؟

نيمچه رويارويي قايق هاي تندرو ايراني با ناوهاي جنگي آمريکا شايد يکي از همين اتفاقات ساده ـ آن گونه که مسئولين وزارت امور ‏خارجه و دفاع ارزيابي کرده اند ـ باشد که با توجه به اوضاع منطقه و جهان پتانسيل فراواني با خود دارد.‏

پوشش خبري وسيع رسانه هاي جهان و نحوه تلقي آمريکايي ها از ماجرا، نشان مي دهد در شرايط کنوني، در مورد روابط ايران و ‏آمريکا و منطقه پر تنش خاورميانه، از کنار هيچ رويدادي نبايد به سادگي گذشت. هر چند مسئولين کشور ما، در ظاهر، چنين کردند. ‏البته اين ساده انگاري مي تواند تعابير مختلفي داشته باشد. از جمله اينکه دولتمردان کشور ما از هيچ چيز واهمه اي ندارند، يا اينکه ما ‏وظايفمان را در جهت پاسداري از آب هاي سرزميني خود انجام مي دهيم و دنيا به آن اشراف دارد و هزار و يک دليل ديگر که ما از ‏آن بي اطلاع هستيم. اما این حادثه در عرصه بين المللي، قطعا به گونه ديگري برداشت شده است.‏‎ ‎مخصوصا اگر توجه داشته باشيم ‏که رسانه هاي غربي با چه حجم بالايي سعي در انتشار خبر کردند و چگونه این مسئله به تيتر يک بسياري از مطبوعات و خبر ‏فوري رسانه هاي مطرح جهان، نظير سي ان ان.تبديل شد،‏ و به واسطه آن بلافاصله قيمت نفت افزايش يافت.‏

فارغ از دليل پيدايش اين مواجهه، ابعاد و موج خبري حاصل از آن، امري که نبايد به بوته فراموشي سپرده شود ميزان حساسيت ‏منطقه است. بعد از انتشار گزارش "ناي" ممکن است اين ذهنيت پيش آمده باشد که اوضاع صد و هشتاد درجه چرخش داشته و چندي ‏طول نخواهد کشيد تا دو دولت به همه خصومت ها پايان دهند. حتي اين توهم براي کشورهاي منطقه پيش آمده که ممکن است به همين ‏زودي ها ايران و آمريکا بر سر ميز مذاکره بنشينند و سر آنها بي کلاه بماند و به ناچار تلاش مي کنند روابط خود را با ايران در ‏حداقل ميزان تنش قرار دهند.‏

در حالیکه حتي اگر اين مشکل هم پيش نيآمده بود، از اعلام اهداف سفر بوش به منطقه، به روشني مي توان دريافت که حل مسئله ‏برقراري رابطه بين ايران و آمريکا کاري چندان ساده و پيش پا افتاده نيست. اکنون که اين رويارويي نيز اتفاق افتاده روشن شده، که ‏آن گزارش تنها نقش خاکستري را داشته که بر روي آتش پراکنده شده است. در چنین شرایطی هر اشتباه، هر چند کوچک و ساده، ‏توانايي آن را دارد که يک بار ديگر نقشه جهان را بر هم ريزد. لحن تند رابرت گيتس در هشداري که داد و توقعي که از ايران دارد، ‏به وضوح بيانگر روشي خصمانه و به دور از مناسبات ديپلماتيک است.‏

از کلام بالا مي خواهم نتيجه بگيرم که انتشار گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا و يا کلام های دوستانه نبايد ما را به اين نتيجه ‏برساند که خطر درگيري نظامي و يا حداقل صدور قطعنامه هاي سختگيرانه تر عليه کشور ما خاتمه يافته است. به نظر مي آيد اين ‏شمشير داموکلس هم چنان بالاي سر ما استوار ايستاده و منتظر کوچکترين غفلت ماست. اين آرامش مي تواند آرامش قبل از طوفان ‏باشد. دوستاني که در نهادهاي مدني مشغول مقابله با عفريت جنگ هستند بايد به همراه ساير گروه هاي حامي صلح در جهان به فکر ‏راه اندازي کارزارهايي بزرگ، در جهت مقابله با نعره هاي جنگ طلبان باشند و با هر کنشي که بتواند موجبات درگيري و تنش را ‏فراهم سازد به شدت مقابله کنند. بايد جهانيان بدانند ساکنين اين سرزمين کهن در پي صلح هستند و جهت بدست آوردن آن از هيچ ‏کوششي فروگذار نمي کنند. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.