Rooz

پيچيدگی روابط با ايران

نگاه بوستون گلوب به استراتژی ايالات متحده - یکشنبه 23 دی 1386 [2008.01.13]

‏‏مارک برژينسکی، رای تکيه

تنش اخير ميان شناورهای ايرانی و ناوهای ايالات متحده در خليج فارس، آن هم پس از انتشار ‏برآوردهای سازمان امنيت ملی آمريکا، خبر از ناتوانی دولت بوش در پيگيری يک سياست منسجم ‏در قبال ايران می دهد. در حالي که برآوردهای امنيتی برخلاف ادعاهای هميشگی کاخ سفيد ‏درباره خطر هسته ای ايران و بروز هر گونه جنگی موضع گرفته بود، اقدام خشونت آميز سپاه ‏پاسداران ايران بر دامنه تنش ها با ايران افزود. هر دوی اين اتفاقات نشان می دهد که بهترين ‏رويکرد در حال حاضراحتياط و ثبات است.

گزارش امنيتی مانع تلاش های امريکا در جلب حمايت همگانی برای تحريم های جديد عليه ايران ‏شد. افکار عمومی خارج از آمريکا معتقد است پاداش تعليق برنامه تسليحات هسته ای ايران بايد ‏امری مثبت و نه تنبيهی باشد. اما اينکه جمهوری اسلامی هنوز بر سر جاه طلبی های هسته ای ‏خود ايستاده و به غنی سازی اورانيوم ادامه می دهد، مطمئناً مايه نگرانی است. با همه اين احوال، ‏هنوز گفتگو و ديپلماسی بهترين ابزار برای کاستن چالش ها با ايران است. عليرغم اظهارات کينه ‏توزانه مداوم محمود احمدی نژاد و رفتار بی مهابای قايق های تندور ايرانی، نشان می دهد که ‏ايران آماده چنين رويکردی است.

هرچند بسیاری ايران را حکومتی ملتهب و نظامی در نظر می گيرند که در هيجانات رستاخيزی ‏غوطه ور است، و به عنوان يک قدرت فرصت طلب در پی گسترش تسلط خود بر همسايگان ‏نزديک است. اما آن روزهايی که ايران با افکار انقلابی در خيال نفوذ برای سرنگونی حکومت ‏های عرب وابسته بود، ديگر سپری شده است. نمايندگان ايران در سال گذشته، خصوصاً علی ‏لاريجانی به عنوان يک فرد منطقی، با تلاش برای تنش زدائی از سیاست منطقه ای به آغاز اين ‏مسير از عربستان سعودی و مصر اقدام کرد. ايران از نزاع های فرقه ای خانمان برانداز عراق ‏گرفته تا درگيری های داخلی لبنان، آموخته است که بهترين ابزار برقراری ثبات در منطقه ‏خاورميانه و تامين منافع خودش در گرو روابط بهتر با رقبای هميشگی اش است.

حال سوال اين است که آيا تمايلات مصلحت انديشانه ايران قادر خواهد بود اسباب لازم برای ‏برقراری روابط با ايالات متحده را نيز فراهم کند؟ هرگونه رويکرد ديپلماتيک به ايران با يک ‏مانع جسورانه مذهبی روبرو می شود که از آن به عنوان محرک دستيابی به قابليت های پيشرفته ‏هسته ای ياد می شود. ارسال سوخت هسته ای روسيه به اين کشور نشان داد ايران در جلب ‏همکاری قدرت های خارجی برای رسيدن به اهدافش موفق است. علی خامنه ای هم ترديد های ‏سابقه دار خود را به ايالات متحده دارد و دائماً ايالات متحده را به عنوان منشاء تهاجم فرهنگی و ‏دست درازی های امپرياليستی تقبيح می کند. با اين حال، خامنه ای اخيراً با تاکيد بر اهميت منافع ‏ملی کشورش گفته است: "... قطعاً اگر اين به نفع ملت ايران باشد، من اولين نفری خواهم بود که ‏از سرگيری روابط با ايالات متحده را تاييد می کنم."

بنابراين چالش پيش روی ديپلماسی ايالات متحده، رفع احساسات بدبينانه و توهم آميز ايران از يک ‏سو، و پاسخ به نياز خود در برقراری ثبات منطقه ای می باشد. برای ایجاد هر گونه رويکرد ‏محتاطانه و استوار می بايست پذيرفت اجماع بيت المللی و داخلی ناچيزی برای استفاده از زور ‏دربرابر آنها وجود دارد. ضمناً با تعييرات شگرفی که در چند سال گذشته در خاورميانه رخ داده و ‏نيز برداشته شدن سد دفاعی سنتی عراق در برابر نفوذ ايران، منزوی ساختن تهران مشکل به نظر ‏می رسد. در حاليکه مقامات ايرانی مورد استقبال پايتخت های عربی قرار می گيرند و تجارت ‏فيمابين آنها پر رونق است، رضايت منطقه ای برای انزوای ايران وجود خارجی ندارد.

بوش پس از انتشار برآوردهای امنيتی اظهار کرد هيچ چيز عوض نشده است و ايران همچنان يک ‏تهديد محسوب می شود. قصد او از اولين سفر دوره ای طولانی مدتش به منطقه خاورميانه هم ‏جلب حمايت بين المللی در اعمال فشار بر ايران است. اما برآوردهای امنيتی طلب می کند تاکتيک ‏های به کار رفته در برابر ايران مورد ارزيابی مجدد قرار گيرد. اينکه ايرانی ها کار بر روی ‏برنامه تسليحات هسته ای خود را چند سال پيش متوقف کرده اند، چيز مثبتی است و فرصتی را ‏برای شروع گفتگوی بدون هيچ پيش شرط با تهران فراهم می آورد. ضمناً اين باعث می شود هر ‏دو طرف با افکار سازنده ای به پای ميز مذاکره بيايند. اگر يکی از طرف ها يا هر دو با لحن ‏تهديد آميز، به دور از احترام و بی توجه به نگرانی های امنيتی ديگری شروع به مذاکره کنند، اين ‏رويکرد از همان ابتدا محکوم به شکست خواهد بود.

حالا که يک خطر قريب الوقوع هسته ای درکار نيست، می بايست هدف بلند مدت ايالت متحده را ‏برگزاری گفتگوهايی با ايران دانست که در نتيجه آن ايران بتواند منافع خود را در ارتباط نزديک ‏با خواست های بين المللی و غرب ببيند. رويکرد ايالات متحده بايد بازتاب آميزه ای از منافع ‏مشترک و مورد اختلاف با ايران باشد. از جمله منافع مشترک با ايران می توان از برقراری ثبات ‏در عراق، امنيت خليج فارس و منع تکثير سلاح های هسته ای را نام برد. ضمناً بايد از احتمال ‏تاثيرات متقابل و فزاينده اقتصادی ميان دو کشور هم استقبال نمود. در عين حال، ايالات متحده بايد ‏روشن کند حمايت از تروريسم منطقه ای به طور مستقيم تهديدی بر منافع ايران خواهد بود.

در چنين رويکردی بايد از انتظارات بيجا خودداری کرد زيرا دردی را دوا نمی کند. اما دست کم، ‏پيش گرفتن يک ديپلماسی آرام و استراتژيک در برابر ايران، زمينه را برای دوره زمامداری پس ‏از احمدی نژاد فراهم می سازد که در آن ارتباط نزديک با غرب و جامعه بين المللی، مسيری ‏عاقبت به خير و امن تری را برای ايران رقم خواهد زد.‏

منبع: بوستون گلوب – 12 ژانويه ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.