انقلابي در کار نيست
مصاحبه فوراين پاليسي درباره ايران - یکشنبه 16 دی 1386 [2008.01.06]
ديميتري ترنين کارشناس مسائل يبن المللي شرح مي دهد که چرا آخوندهاي ايران احتمالا ً مايلند در قبال يک فرصت محدود مذاکره با آمريکا، طرح هاي هسته اي خود را براي هميشه کنار بگذارند.
ارزيابي اخير سازمان ملي اطلاعات آمريکا درباره برنامه هسته اي ايران، چگونه روند مناظره ايران را تغيير داده است؟
ديميتري ترنين: اين ارزيابي بعد وسيع تري از نظرات را مد نظر قرار مي دهد. تصور مي کنم اهميت مناظره هسته اي ايران، بحث کردن درباره مسائل فني نيست، بلکه استفاده از مسائل فني بعنوان سکويي براي رفتن به سطح بالاتر يعني اتخاذ استراتژي درباره ايران است. من يک آمريکايي نيستم و فقط مي توانم از موضع يک خارجي صحبت کنم، اما تصور مي کنم تمرکز اين موضوع بايد به جاي نحوه عملکرد ايران روي سياست آمريکا باشد. من با افرادي برخورد کرده ام که به اندازه کافي فکر نمي کنند که آمريکا چه بايد بکند، بلکه درباره عملکرد ايران بحث مي کنند. به عبارت ديگر، اين افراد آماده اند به جاي اينکه ابتکار عمل را در دست گيرند، ابتکار عمل را به ايران واگذار کنند.
نگرش خارجي ها نسبت به ارزيابي جديد چيست؟
تصور مي کنم نگرش روسيه اين است که سازمان اطلاعات آمريکا، که به شدت در موضوع عراق شکست خورده، چوب لاي چرخ چيزي گذاشته که به اعتقاد آنها مي تواند احتمال يک اشتباه بزرگ ديگر باشد. اين احتمال اين است که افراد بااراده دولت بوش، رئيس جمهور را متقاعد کنند که کار را تمام کند و موضوع ايران را به جانشين خود واگذار نکند.
بر اساس اين ارزيابي، اگر ايران واقعا ً برنامه تسليحات اتمي خود را در سال 2003 متوقف کرده است، آيا اين موضوع نشان نمي دهد که تحريم ها و فشارهاي بين المللي موثر بوده اند؟ نسبت اين موضوع با آينده تحريم هاي ايران چگونه خواهد بود؟
فکر مي کنم تحريم ها تا يک حدي عمل مي کنند. اينها ابزاري هستند که قابليت پيام رساني دارند. ايران به ارسال اين پيام از طرف دنياي بيرون- و نه فقط آمريکا- نياز داشت. واقعيت اين است که نه فقط آمريکا و متحدان اروپايي اش، بلکه گهگاه چين و روسيه نيز به شوراي امنيت سازمان ملل محلق شده اند و مخالفت خود را با سياست هاي ايران اعلام کرده اند: اين پيامي است که ايران نمي تواند ناديده بگيرد. اگرچه "پنج قدرت بزرگ" جهان در مورد بسياري از مسائل با يکديگر اختلاف نظر دارند، اما درباره يک موضوع با هم متحدند: اينکه ايران نبايد تسليحات اتمي داشته باشد. با اين وجود، تصور مي کنم در اين مقطع، پکن و مسکو احساس مي کنند که ارزيابي سازمان ملي اطلاعات آمريکا، آنها را از مخمصه نجات داده است. چيني ها در نفت ايران منافع دارند. روس ها در گاز ايران و برنامه غيرنظامي انرژي هسته اي اين کشور منافع دارند. روس ها و چيني ها يقينا ً از اين ارزيابي استفاده مي کنند تا نشان دهند که ايران بيشتر يک بازيگر منطقي است تا ديوانه اي که با شتاب بسوي دستيابي به بمب در حال حرکت است.
ايران توليد مواد شکاف پذير هسته اي را متوقف نکرده است. نظر شما در اين باره چيست؟
فکر نمي کنم مقامات ايران به اين نتيجه رسيده باشند که دنبال تسليحات اتمي نروند. فکر مي کنم آنها در اين مسائل روراست هستند. من کاملا ً مطمئنم که آنها خيلي منطقي تر از آن چيزي هستند که مردم فکر مي کنند. با اين حال ممکن است در اين ميان کساني هم باشند که با سياست هاي آنها مخالف باشند و با قاطعيت بگويند که اين سياست ها بي ثبات کننده هستند. اما اين سياست ها غيرمنطقي نيستند. ايران از ابزارهايي که در اختيار دارد براي دنبال کردن سياست هاي خود استفاده مي کند. بگذاريد کاملا ً صريح صحبت کنم، من معتقدم براي اينکه بتوانيم برخورد موثري با ايران داشته باشيم، بايد فرض کنيم که ايران يک بازيگر منطقي است.
آيا اين ارزيابي امتيازي براي تندروهاي ايران بوده است؟
اين موضوع يک پارادوکس است. در آينده نزديک، تندروها ممکن است بگويند،"ما داريم برنده مي شويم." آنها ممکن است بگويند،"اينها آدم هاي سست عنصري هستند و به مواضع قبلي خود برمي گردند." اما اگر نتيجه اين شود که ايران سياست نزديکي به غرب را کنار بگذارد، اين اقدام به طور اجتناب ناپذير باعث تقويت نيروهاي ليبرال تر و ميانه روتر داخل ايران خواهد شد. از سوي ديگر، رويارويي ميان ايران و غرب عناصر تندروتر را تقويت خواهد نمود. آنچه که محتمل تر است اين است که سياست نزديکي ايران به غرب باعث تعديل سياست داخلي و سياست خارجي اين کشور شود. البته با گفتن اين مطلب نمي خواهم بگويم که ايران قصد دارد با سياست هاي آمريکا در منطقه همراه شود.
شما در مقاله تان بحث کرده ايد که تغيير رژيم ايران فقط از درون ممکن است. شانس اين رويداد در آينده نزديک چگونه خواهد بود؟
تغيير رژيم به شکل يک انقلاب اتفاق نخواهد افتاد، بلکه در قالب کاهش نظام قدرت خواهد بود که امروز هم وجود دارد. بنابراين، نمي گويم که اين تغيير قدرت منجر به ايجاد يک ايران دموکرات و غربي خواهد شد.
منبع: فارين پاليسي، 2 ژانويه
