Rooz

ميلاد مهر

غلامرضا امامي - پنجشنبه 13 دی 1386 [2008.01.03]

gholamrezaemami.jpg

و عيسي چون در بيتاللحم زاييده شد ناگاه مجوسي چند از ناحيه مشرق به اورشليم آمده گفتند: كجاست آن ‏مولود؟ زانكه ما ستاره او را در طرف مشرق ديدهايم...(انجيل متي)

ما را با مسيح پيامبر مهر پيوندي ديرينه و ديرپاست. در درازناي تاريخ از پس ديوار ستبر زمان مريم مقدس ‏را مينگريم، چهرهاي به پاكي شبنم و به بلنداي آسمان، تنها و غمگين كنار تنه درخت نخل خشكيدهاي ايستاده ‏است. درد زايمان بر جانش ميپيچد؛ نگران و خسته ندايي آسماني مي شنود: غمگين مباش، زيرا پروردگار ‏پايين پايت چشمه آبي گوارا جاري ساخته، به بالا ديده دوز و بنگر كه چگونه ساقه خشكيده، جان گرفته و ‏جوان شده و بنگر كه ميوه هاي خرما درخت را پوشانده اند.

درخت را تكاني ده تا خرماي تازه بر تو فرو ريزد، بهره از اين غذاي لذيذ برگير و از اين آب گوارا جرعهاي ‏بنوش و ديده به ديده پر مهر نوزادت روشن دار.

اگر انسانها را ديدي به اشارهاي بگو: من به فرمان بخششگر مهربان روزه سكوت نذر كردهام. سخن نخواهم ‏گفت، نوزادم مسيح سخن خواهد گفت و به پاكي من و خود گواهي خواهد داد...

نياكان ما ايرانيان از حركت ستارگان دريافته بودند كه در شبي سرد، مسيح چون خورشيدي گرم، جهان و جان ‏سرد مردمان را روشن ميسازد. نوري تاريكي را ميزدايد. دلها را شادان و پرمهر ميدارد، با تولد او ستمديدگان ‏دلگرم ميشوند و با ستمگران مي ستيزند.

آنان از راهي دور، از پارس به فلسطين سفر كردند، ميخواستند اين كودك را بنگرند، و آن شب آنچنانكه در ‏انجيل آمده:

‏"ناگاه ستارهاي كه در ناحيه مشرق ديده بودند در پيش رويشان ميرفت تا آنكه آمده بر جايي كه طفل بود ‏ايستاده شد. پس چون ستاره را ديده بودند. در انتهاي غايت خرسند گشته و داخل در خانه شده، طفل را با مادر ‏وي مريم يافتند... پس مخازن خود را گشوده از طلا و كندر و مربا پيشكش گذرانيدند."

ما را با مسيح و مسيحيان مهري ديرينه است، پيوندي پاك و پايدار. سالهاي بسياري است كه زاده شدن مسيح ‏به نمايش در ميآيد، ماكتي كه ايتالياييها آن را ‏Presepe‏ مينامند. در همه روستاها و شهرهاي مسيحي ‏بازآفريني ميلاد مسيح به زيبايي و چيرهدستي پديد آمده است. من سالها در ايتاليا زيستهام بيش از ربع قرن و ‏از اين شاهكارهاي شگفت كه به بركت ايمان و به شور عشق پديد آمده بسيار ديده ام.

زندگي دو هزار سال پيش بيتاللحم و زادگاه مسيح آنچنان به زيبايي و هنرمندي شكل گرفته كه بيش از هر ‏سروده و داستان و نغمهاي دل ميلرزد و ديده از شوق مي گريد.

اما در اين بازآفرينيها، مرداني پارسي، دستاري زيبا و رنگين بر سر دارند و هديههايي بر دست. كمتر كسي ‏در مييابد كه اين مردان با هاله و هيبتي شرقي، پدران ما هستند كه به پيشباز مسيح اين راه دراز را پيمودهاند. ‏امروز روز نخست سال نوي ميلادي است. از خدا ميخواهيم كه به نور پاك مسيح جهان روشن شود و شب ‏ستم پايان گيرد.

فغان جغد جنگ خاموش گردد، كبوتر عشق و شادي و دوستي در جهان به پرواز در آيد. از او ميخواهيم كه به ‏بركت او در اين سال، كودكي براي آب و نان نگريد و شب خسته و گرسنه نخسبد.

بر سر مردمي بيپناه، آتش خشم و كينه شعله نكشد.

مسيح پيامآور صلح، آزادي و شادي و اميد است.

قرنها پيش پدران ما به شوق ديدار مسيح ره سپردند و اكنون ما ايرانيان، فرزندان آنان كه بسياريمان مسلمانيم، ‏برادرانه در كنار مسيحيان همميهنمان قرنها به مهرباني زيسته ايم.

در اين روز نو و سال نو از خداي مسيح ميخواهيم كه به مباركي درخت دلمان را پر بار كند، نويد عشق را در ‏سرمان سر دهد. از خرماي شادي، جانمان را شيرين سازد و از چشمه گواراي دادگري و آزادي و صلح، ‏جامي جهانيان را بنوشاند.

ايمان بياوريم كه به گفته حافظ:

فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد/ دگران هم بكنند آنچه "مسيحا" مي كرد

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.