ارزيابي نتايج ترور بوتو
رضا تقي زاده - چهارشنبه 12 دی 1386 [2008.01.02]

کشته شدن بي نظير بوتو طي يک حمله انتحاري در راولپندي، کشور پاکستان را در معرض نا آراميهائي قرار داده که براورد همه ابعاد آن تا روزها و هفته هاي اتي ممکن نيست. گسترش اين نا آراميها که تا کنون به لغو انتخابات پارلماني آينده در پاکستان انجاميده ميتواند اين کشور بحران زده را در خطر جنگ داخلي قرار دهد.
با توجه به موقعيت با اهميت پاکستان در جغرافياي سياسي جنوب غربي اسيا، و همزمان، نقش غير قابل انکار آن کشور در روياروئي با(يا حمايت از) تروريسم بين الملل، تحولات اجتناب ناپذير ناشي از کشته شدن بوتو نگراني هاي عمده اي را نزد کشورهاي مختلف موجب شده است. دامنه اين تاثيرها را شايد بتوان تا حيطه سياست داخلي امريکا نيز ارزيابي و نفوذ آن را در نتايج انتخابات اينده رياست جمهوري آ ن کشور مشاهده کرد.
به جز کشورهاي بزرگ غير منطقه اي، از جمله امريکا و بريتانيا، کشورهاي همسايه پاکستان نيزطبيعتا در معرض نتايج تحولات ناشي از کشته شدن بوتو قرار گرفته اند. از ميان چهار کشور هند، ايران، افغانستان و چين که در اطراف پاکستان قراردارند، اگر چه نگراني هاي هند و افغانستان در اين زمينه تا حدودي بيش از دو همسايه ديگر است، در عين حال با توجه به شرايط خاص منطقه، ايران نيز که داراي 909 کيلومتر مرز مشترک با پاکستان است احتمالا از نتايج کوتاه مدت و ميان مدت ناشي از اغاز و توسعه نا آرامي ها در داخل پاکستان مصون نخواهد ماند.
نگراني هاي امنيتي
نگراني عمده و فوري ايران از بروز نا آرامي در پاکستان، مشابه هر کشور همسايه ديگري، ناشي از ملاحظات امنيت ملي است. چرا که در گير شدن در جنگ خارجي يا بروز نا ارامي و آغاز جنگ داخلي در کشور همسايه، به اساني مي تواند از مرزهاي مشترک عبور و موجب نا امني در داخل مرزهاي خودي بشود.
تجربه جنگ هند و پاکستان در سال 1965 و تصميم ايران براي حمايت از پاکستان – سوخت رساني به آن و پناه دادن به هواپيماهاي نظامي و مسافري آن کشور - ناشي از ملاحظات و محاسبات امنيت ملي ايران در آن زمان بود. در طول جنگ دوم خليج فارس و مقابله آمريکا با عراق در سال 1991 نيزايران به نوعي مجبور به مداخله و در وسعت بيشتري مکلف به تمهيد تدارکات خاص دفاعي شد. اين ملاحظات پس از روي کار امدن دولت طالبان در افغانستان ايران را در سال 1997 تا مرز جنگ با همسايه شرقي اش پيش برد. در تمامي اين در گيريها امنيت ملي ايران تابع متغبر هائي شد که در کشورهاي همسايه شکل گرفته بود.
مرز مشترک ايران با پاکستان از جمله نا امنترين مناطق مرزي ايران است. مناطق بلوچستان و سيستان ايران بدليل وجود وجوه مشترک جغرافيائي، قومي، فرهنگي و مذهبي با مناطق پيوسته به آن در درون خاک پاکستان (و افغانستان) مستقيما در معرض تحولات داخلي دو کشور فوق قرار دارند. قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، ادم ربائي و پناه گرفتن گروههاي تروريستي از جمله القاعده در دو سوي مرزهائي که کنترل آنها با دشواري هاي عديده روبروست، تنها بخشي از مشکلات روزمره در اين مناطق هستند.
بديهي است که در صورت توسعه يافتن نا آرامي ها در پاکستان کنترل آن دولت بر امنيت داخلي اش کاهش يافته و در نتيجه نا آرامي هاي ناشي از ضعف دولت محلي در کنترل امنيت به مرزهاي شرقي ايران گسترش يابد. دراين شرايط بخصوص به دليل حضور گروههاي مسلح در آن مناطق که مدعي تماميت ارضي کشور اند (ازجمله سه گروه جدائي طلب در بلوچستان)، خطر شکل گرفتن تحرکاتي با هدف افزايش بي ثباتي در شرق ايران را مي توان انتظار داشت.
سوابق همکاري هاي دو کشور
نگراني هاي امنيتي در مرزهاي بلوچستان و همکاري هاي ايران و پاکستان براي کنترل شورشيان مسلح و قاچاقچيان در گذشته، همواره از جمله عوامل مهم توسعه روابط و دوستي بين دولتهاي دو کشور بوده است. ايران اولين کشوري بود که در سال 1947 ميلادي استقلال پاکستان را به رسميت شناخت و از آن زمان روابط همه جانبه مابين دوکشور بسرعت تو سعه يافت.
اوج نزديکي روابط دو کشور همسايه به زمان نخست وزيري ذولفقار علي بوتو نخست وزير اسبق و پدر بي نظير باز ميگردد. روابط شخصي او با شاه ايران به توسعه روابط دو کشور ياري داد. بوتو که همسري ايراني اختيار کرده بود (نصرت بوتو از اهالي اصفهان) علاقه خاصي به فرهنگ و زبان ايراني داشت و فارسي را خوب مي دانست.
نزديکي اين روابط موجب شد که ذولفقار علي بوتو در طول نخست وزيري خود ديدار هاي متعدد رسمي و غير رسمي از ايران بعمل آورد. از اين لحاظ روابط شخصي شاه و بوتو تنها با دوستي شخصي بين شاه و انور سادات رئس جمهور سابق مصر قابل مقايسه است. در آن دوران روابط نزديک ايران و پاکستان در سطحي قرار داشت که ايران پس از اعلام اتمي شدن هند در سال 1974 برنامه اتمي پاکستان را مورد حمايت مالي قرار داد و سرعت بيشتر آن را موجب شد. دوکشور ايران و پاکستان طي آن دوران متحد نظامي بوده و هر دو همراه امريکا و ترکيه و بريتانيا(عضو وابسته) عضويت پيمان دفاعي سنتو را داشتند.
بعد از انقلاب
پس از انقلاب اسلامي روابط دوکشور که بدنبال کودتاي 1977 ضياءالحق کاهش يافته و به سطح روابط کاري رسيده بود همچنان ادامه يافت. در ابتداي جنگ ايران با عراق، دولت وقت پاکستان از ايران حمايت مي کرد ولي با مداخله عربستان و بعد امريکا و بريتانيا و حمايت آنها از عراق در جنگ هشت ساله، حمايت پاکستان نيزمتوجه عراق شد. تا قبل از آن و در ادامه همکاري هاي باقي مانده از دوران پيش از انقلاب، ايران و پاکستان در زمينه هاي مختلف نظامي با يکديگر همکاري داشتند. اين همکاري ها شامل سرويس و نگهداري ناوهاي جنگي ايران در پاکستان و همچنين تامين خدمات تعمير هواپيماهاي نظامي و مسافري ايران مي شد.
ادامه حضور و جنگ اتحاد جماهير شوروي در افغانستان، به بهانه حمايت از دولت کمونيستي کابل، به اعزام چريکهاي سني عرب از راه پاکستان به افغانستان انجاميد. با افزايش حضور چريکهاي سني در مرزهاي پاکستان و افغانستان و ارسال ساير کمکهاي سعودي به پاکستان نفوذ وهابي ها نيز در پاکستان افزايش يافت، به طوري که علاوه بر قبايل مرزي، بخشهايي از ارتش و بخصوص نيروهاي امنيتي پاکستان نيز به تب وهابيت مبتلا شدند. اين تحول تدريجا به جدايي بيشتر شيعه و سني در پاکستان انجاميد و سردي روابط دو کشور ايران و پاکستان را رقم زد.
در اغازاولين دور نخست وزيري بي نظير بوتو در سال 1988 اميد به بهبود روابط دو کشور ايران و پاکستان افزايش يافت، ولي علي رغم همکاري هاي دو کشور، روابط تجاري گذشته به اوج روابط دهه هفتاد نرسيد. در اين دوران ايران بيشتر سعي در نزديکي به هند داشت و همين تلاشها نيز در ادامه سردي نسبي روابط بين تهران و اسلام آباد بي تاثير نبود.
بعد از کودتاي مشرف دراکتبر سال 1999 حرکتهاي تازه اي براي توسعه همکاري هاي نظامي و غير نظامي بين تهران و اسلام اباد صورت گرفت. کمکهاي عبدالقادر خان دانشمند اتمي پاکستان به توسعه برنامه اتمي ايران و بخصوص دادن نمونه هاي سانتريفيوژهاي پي1 و بعد کمک براي خريد قطعات آن از بازارهاي سياه بين المللي و همچنين تحويل نقشه هاي فني ادوات سانتريفيوژهاي پي2 حاکي از ادامه روابط خوب کاري مابين دوکشور پيش از روي کار آمدن مشرف و ادامه آن در سالهاي بعد است. اين همکاري ها بخشهاي صنايع موشکي دو کشور را نيز که هر دو براي توسعه آن از تکنولوژي مشترکي برخوردار بودند شامل شد.
تجارت محدود
در مقايسه با ترکيه، همسايه غربي ايران، حجم مبادلات ايران با پاکستان توسعه کافي نيافته است. ارزش مبادلات تجاري دو کشور در سال گذشته کمتر از 600 ميليون دلار بوده است. عمده ترين قلم صادراتي ايران به پاکستان نفت است. پاکستان نيز صادر کننده مواد خوراکي به ايران است. اگر چه با توجه به نزديکي سطح رشد صنعتي دو کشور، اقتصاد دو کشور نميتوانند مکمل يکديگر باشند با اين وجود زمينه توسعه روابط تجاري دوکشور فراهم است. عضويت دو کشور در پيمان همکاري هاي اقتصادي (اکو) مي تواند در اين راه موثر واقع شود. بيش از توسعه تجارت ايران مايل به توسعه همکاريهاي امنيتي و نظامي با پاکستان است و در اين دو زمينه با دولت اسلام اباد قرار دادهائي بامضاء رسانده که محتواي آن تاکنون محرمانه مانده است.
صدور گاز- قرباني عمده
با توجه به نيازپاکستان به تامين منابع انرژي، ايران همواره بعنوان يک تامين کننده مورد توجه و علاقه پاکستان بوده است. آغاز بهره برداري ايران از منابع عظيم گاز پارس جنوبي ايران، دولت را به بازار يابي براي فروش گاز واداشت و بازار هند و پاکستان يکي از گزينه هاي ايران بود. طي 15 سال گذشته ايران و پاکستان براي عملي شدن اجراي طرح لوله اي که بتواند 150 ميليون متر مکعب از گاز ايران را از راه پاکستان به هند برساند در تلاش بوده اند و لي مجموعه اي از مشکلات، علي رغم اعلام تمايل اصولي هند نسبت به مشارکت در اين طرح، تاکنون مانع از رسيدن سه کشور به نتيجه نهائي در اين زمينه شده است.
ازنظر هند مشکلات امنيتي عبور خط لوله اي که با هزينه بالغ بر 8 ميليارد دلار قرار است در طول 2400 کيلومتر از مسير پاکستان گاز ايران را به مرز هند برساند بزرگترين عامل باز دارنده است. اگر چه مخالفت امريکا با اجراي اين طرح و بنوعي مشروط کردن توسعه همکاري اتمي واشنگتن و دهلي به پا پس کشيدن هند از طرح مزبور طي چند سال اخير به دلايل کاهش تمايل هند افزوده شده، و لي همچنان نگراني هاي هند از وابسته کردن بخشي از نياز هاي انرژي خود به پاکستان به عنوان بازدارنده عمده تر پيش روي اين طرح قرار دارد. تحولات ناشي از کشته شدن بي نظير بوتو اين نگراني ها را در هند بشدت افزايش داده و هند را تا مدت هاي طولاني از نزديکي عملي به اين طرح باز خواهد داشت.
اگرچه ايران بعد از مشهود شدن بي تفاوتي دهلي به دريافت گاز ايران از مسير پاکستان به اجراي نيمه کاره طرح و محدود شدن صدور گاز به پاکستان بسنده کرده بود، با اغاز نا آرامي ها در پاکستان و تحولات سياسي پيامد آن اينک مجبور خواهد شد که قطعي کردن اين طرح را که اخيرا رنگ غليظ سياسي نيز بخود گرفته تا يکي دو سال اينده معوق بگذارد.
اجراي اين طرح در شرايطي پيگيري مي شد که از يک سو توسعه آينده وميزان توليد گاز ايران در شرايط کنوني با مشکلات و ابهامهاي جدي روبرو است و از سويي افشا شدن موافقت دولت ايران براي دريافت بهاي کم از پاکستان در قبال صدور گاز، مخالفتهايي را در قبال نهايي کردن آن بر انگيخته است. علي رغم اصرار ايران براي اجراي طرح فروش گاز به پاکستان و متعهد کردن توليدات گاز آن به بازار متزلزلي نظير پاکستان، در شرايطي که بازار بسيار ثابت تر و بهاي بهتري در اروپا براي آن فراهم است و حتي در صورت عدم صدور گاز مازاد، مجموعه آن مي تواند بمصرف تزريق به چاههاي نفت برسد و کاهش توليد نفت را جبران کند اين گمان را تقويت ميکند که رنگ سياسي اجراي طرح ناشي از توافق مشترک براي انجم همکاري هائي است که بخشهاي عمده آن اعلام نشده است.
علي رغم تغيير اوضاع سياسي در پاکستان اگرچه شرايط ثابت ژئوپوليتيکي ميان دو کشور ادامه همکاري هاي في مابين در زمينه هاي انرژي- امنيتي و نظامي را تو جيه خواهد کرد، ولي تغير احتمالي عوامل سياسي در يک سوي همکاري و بخصوص تغيير شرايط امنيتي ناشي از تحولات مورد بحث، شرايط انجام همکاري هاي آينده دو کشور را تغيير خواهد داد. براي ارزيابي ميزان اين تغييرات، ايران نيز نظير ساير کشور هاي همسايه پاکستان مجبور است که تحولات ناشي از کشته شدن بي نظير را از نزديک پي گيري و نتايج آنرا در معادلات امنيت ملي خود مورد توجه قرار دهد.
