تحصن 25 روزه استادان
محمد ملكي - پنجشنبه 13 دی 1386 [2008.01.03]

[به مناسبت سي امين سال تحصن استادان در دبيرخانه دانشگاه تهران]
يكي از ويژگيهاي رژيمهاي استبدادي و فاشيستي ناآگاه نگاهداشتن مردم از واقعيتهاي تاريخي است. آنها با بزرگنمايي وقايعي كه بهنفع آنهاست و كمرنگ كردن يا بيرنگ نمودن حوادثي كه دروغ كاريها و فريببازيهاي ديكتاتورها را افشا ميكند سعي دارند مردم را در ناآگاهي نگه دارند. يك نگاه دقيق به تاريخنگاري در رژيمهاي شيخ و شاه اين واقعيت را بر ما روشن ميسازد كه در نظامهاي استبدادي بايد تاريخ به گونهاي نوشته شود كه صاحبان قدرت ميخواهند. با يك نظر اجمالي به كتابهاي تاريخي و آنچه در كتاب تاريخ مدارس و اخيراً دانشگاهها نگاشته ميشود اين حقيقت را بهوضوح ميتوان ديد. واقعيت اين است كه رژيمهاي استبدادي تا آنجا كه بتوانند سعي دارند با سانسور كتابها و روزنامهها و ديگر رسانههاي خبري و جلوگيري از بهوجود آمدنِ احزاب مستقل اطلاعات مردم را از مسائل جامعه در حدي نگه دارند كه به گاو و گوسفند آنها لطمهاي وارد نميسازد و اين واقعيت را ما در گذشته و حال شاهد بوده و هستيم. من تا آنجا كه توانستهام و ميتوانم سعي دارم حوادثي را كه بر دانشگاهها گذشته و از سوي حاكمان مغفول نگه داشته شده براي اطلاع دانشجويان و استادان و مردم عزيز ايران يادآوري نمايم. در اين نوشته به چند مورد از اين اتفاقها ميپردازيم باشد كه مطلعان در زمينههاي ديگر اينكار را ادامه دهند تا صاحبان قدرت موفق به شستشوي مغزي مردم در جهت منافع خود نگردند.
نخستين شكوفههاي همبستگي بين استاد و دانشجو
در يادداشت قبلي (16 آذر، روز برافراشته شدن پرچم مقاومت) يادآور شدم كه در تظاهرات دانشجويانِ دانشگاه تهران روز 14 و 15 آذرماه 1332 يكي از مسائل مورد اعتراض دانشجويان موافقت شاه و دولت نظامي سپهبد زاهدي با تشكيل كنسرسيوم نفت با شركت پنج شركت آمريكايي (نيوجرسي، سوكوئي، كاليفرنيا، گلف و تكزاس) و نيز شركت نفت انگليس و شركت شل و شركت نفت فرانسه بود و وقتي دولت براي رسميت دادن به قرارداد كنسرسيوم انتخابات مجلس 18 را طوري برگزار كرد كه عوامل خود را پيروز انتخابات گرداند اين امر نيز مورد اعتراض شديد دانشجويان قرار گرفت، تا آنجا كه خبرنگار روزنامه نيويورك تايمز در گزارشي از تهران (20 اسفند 1332) نوشت:
پس از سه روزِِ خشونتبار و قانونشكنيها و بينظميهايي كه شدّت و حدّت آن مردمِِ ايران و ناظران خارجي را تحت تأثير قرار داده بود انتخابات مجلس در تهران امشب پايان يافت.
روز 21 اسفند 32، سي و چهار تن از شخصيتهاي طرفدار نهضت ملي كه در ميان آنها نام 12 استاد دانشگاه تهران ديده ميشد طي نامهاي در اعتراض به تشكيل كنسرسيوم و يادآوري مضار اين قرارداد براي ملت ايران چنين نوشتند:
تمامِِ زحمات و محروميتها و خدمات و قربانيهاي ملت ايران در راه حصول حق ملّي را ميخواهند بر باد دهند. هيچ وقت وضع كشور ما به اين اندازه اسفانگيز و دلخراش نبود، آزادي عمل جز براي اشخاصي كه با دريافت دستمزد ناچيزي در صدد تأمين منافع استعماري باشند وجود ندارد، تمام روزنامههاي مخالف دولت در توقيف، چاپخانهها تحت كنترل شديد ميباشند، انواع و اقسام فشار و تضييقات براي مليّون وآزاديخواهان و شكنجههاي وحشيانه براي مبارزان راهِ حقيقت و آزادي وجود دارد و اكثر زعماي قوم كه مورد علاقه و تكريم ملتاند، يا در گوشة زندان و اختفا بهسر ميبرند يا تحت نظر مأمورين انتظامي ميباشند. منظور غايي و اصلي از تمامِ اين اعمال همانا انجام قراردادي براي نفت ايران و تثبيت اوضاع و احوال سابق است كه مباين با حيثيت و استقلال و آزادي ملي است. هر قراردادي را كه با چنين قيود و شروط و كيفيات امضاء و تصويب و مبادله نمايند منبعث و ناشي از ارادة ملت ايران نيست و باطل و كان لم يكن و ملغي الاثر ميباشدو براي ملت ايران به هيچ وجه الزامآور نخواهد بود. (حديث مقاومت، جلد 1 اسناد نهضت مقاومت ملي ايران ص 251ـ255)
استاداني كه اين نامة سرگشاده در اعتراض به تشكيل كنسرسيوم را امضاء كرده بودند عبارتند از: دكتر عبدالله معظمي، مهندس خليلي، مهندس مهدي بازرگان، دكتر يدالله سحابي، دكتر بيژن، دكتر جناب، دكتر محمد قريب، دكتر نعمتالهي، دكتر رحيم عابدي، مهندس انتظام، دكتر ميربابائي و مهندس منصور عطائي.
پس از تظاهرات عظيم دانشجويي در 16 آذر و اسفند 32 نهال همبستگي استادان و دانشجويان به بار نشست و موجب ترس و وحشت قدرتبهدستان شد تا آنجا كه شاه دستور داد استادان امضاءكننده نامة اعتراضي به قرارداد كنسرسيوم را از دانشگاه اخراج كنند. بخوانيم عكسالعمل آقاي دكتر علياكبر سياسي رئيس انتخابي دانشگاه تهران را از خاطرات خودشان:
پس از خودداري من از اجراي اوامر ملوكانه داير بر اخراج دوازده تن استاداني كه بيانيه راجع به لايحه كنسرسيوم نفت را امضاء كرده و 28 مرداد را صحنهسازي خوانده بودند... روزي سپهبد زاهدي (نخستوزير) تلفن كرد كه بهديدنش بروم، در اين ملاقات پس از تعارفات معمول ورقهاي را از كشوي ميزش بيرون آورد و جلوي من گذاشت و گفت: "اعليحضرت امر فرمودهاند اينها را از دانشگاه اخراج كنيد".
روي ورقه اسامي اين استادان نوشته شده بود: "دكتر عبدالله معظمي، دكتر يدالله سحابي، مهندس مهدي بازرگان، دكتر جناب، دكتر رحيم عابدي، دكتر كريم سنجابي، دكتر محمد قريب و دكتر آلبويه..."
گفتم به چه مناسبت؟ علت چيست؟ چه گناهي كردهاند؟ گفت عجب! بيانيه آنها را نخواندهايد؟ بيانيه چاپي را نشان داد كه نديده بودم، آن را با عجله خواندم و ناراحت شدم، خلاصهاش اين بود كه امضاءكنندگان، لايحه پيشنهادي به مجلس، مربوط به قرارداد نفت با كنسرسيوم را به ضرر ايران دانسته، ضمناً وقايع 28 مرداد را صحنهسازي اعلام داشته و معتقد بودند كه دولتِ مصدق را خارجيها از كار انداخته و دولتِ دستنشاندة خود را سركار آوردهاند، نخستوزير گفت "اعليحضرت فوقالعاده خشمناكاند و اخراج فوري اينها را ميخواهند".
گفتم: من از اين موضوع به كلي بيخبر بودم، بايد به من مجال دهيد در اين باره تحقيقاتي بكنم شايد اين اعلاميه ساختگي باشد، نخستوزير گفت: خود دانيد من امر اعليحضرت را به جنابعالي ابلاغ كردم.
دو روز بعد، نخستوزير تلفني مرا خواست و گفت: جناب آقاي رئيس دانشگاه اينها كه ميگوييد به خرجِ اعليحضرت نميرود، ايشان اخراج اين آقايان را خواستهاند.
گفتم: به خرج برود يا نرود من اگر دستم را قطع كنند، با ابلاغ اخراج اين استادان موافقت نخواهم كرد. گفت همين طور؟ گفتم همين طور. گفت: يعني ميگوييد همين طوري به عرض برسانم. گفتم مختاريد.(دكتر علياكبر سياسي، گزارش يك زندگي ص 247ـ249)
چند روز بعد دوازده تن استاداني كه با امضاي نامه سرگشاده مورد غضب شاه و دولتِ زاهدي قرار گرفته بودند برخلاف مقررات استقلالِ دانشگاه، از سوي جعفري وزير فرهنگ رژيم كودتا، از دانشگاه اخراج شدند و نام اين استادان در تاريخ مبارزات استادان و همبستگي آنها با دانشجويان و مردم ثبت گرديد.
تحصن 25 روزه استادان جلوهاي از همبستگي دانشگاهيان با مردم
پس از برگزاري اولين راهپيمايي بزرگ عليه نظام شاهي به پيشنهاد و رهبري دانشجويان كه با نظم و ترتيب بينظير روز عيد فطر (13 شهريور 57) از تپه قيطريه شروع و پس از طي خيابان شريعتي و انقلاب و گذشتن از جلوي دانشگاه تهران در ميدان باغشاه پايان يافت و پس از كشتار 17 شهريور در ميدان ژاله (شهداء) و تشكيل «سازمان ملي دانشگاهيان ايران» و بازگشايي دانشگاهها (اوّل مهر) استادان در كنار دانشجويان بيش از پيش وارد صحنه مبارزه شدند و دانشگاههاي سراسرِ كشور به پايگاه و سنگر مبارزه تبديل شد. دانشجويان و استادان با برگزاري مراسم متعدد و بويژه سخنراني در دانشگاهها به انقلاب، بُعد جديدي دادند. هفته همبستگي بين دانشگاهيان و مردم (7 تا 13 آبان 57) باشكوه بسيار در سراسر كشور برگزار شد. روز پاياني هفتة همبستگي كه مصادف با 13 آبان بود و دانشجويان و استادان و اقشار مختلف مردم در مسجد دانشگاه و خيابانهاي اطراف آن گرد آمده بودند و دانشآموزان با تعطيل مدارس بهسوي دانشگاه تهران حركت كردند، نظاميان كه دانشگاه را در محاصره داشتند با آتش گشودن به روي آنها عدهاي را شهيد و مجروح نمودند. اين كشتار و چگونگي آن شب در تلويزيون پخش گرديد و موجب همبستگي و همدردي بيشتر مردم با دانشجويان و دانشآموزان شد.
روز 14 آبان در حالي كه سفيران انگليس و آمريكا در دفتر شريف امامي (نخستوزير) با او مذاكره ميكردند، سراسر تهران را آشوب فرا گرفت. مردم پايتخت كه شب قبل، از مشاهدة فيلم حوادثِ خونين دانشگاه تهران به خشم آمده بودند، به خيابانها ريختند، سينماها، تأترها، كابارهها، مشروبفروشيها، چند بانك، و چند فروشگاه بزرگ را به آتش كشيدند. مجسمه شاه در دانشگاه سرنگون شد، كاركنان آمريكايي سازمان تأمين اجتماعي را از محل كارشان بيرون كردند. سفارت انگليس مورد حمله قرار گرفت و يكي از ساختمانهاي آن را آتش زدند، در پايان آن روز، شاه كه با هليكوپتر بر فراز پايتخت پرواز كرده بود به سوليوان گفت: تهران مانند ويرانه مينمود. برخي از ناظران معتقد بودند كه عدم مداخلة نيروهاي امنيتي در فرونشاندن آشوب به منظور فشار به شاه براي انتخاب دولت از نظاميان بود. (كتاب تاريخ سياسي بيست و پنج سالة ايران ص 124 قسمت دوم)
پس از اين جريان دولت شريفامامي ساقط و دولت نظامي ارتشبد ازهاري بهكار مشغول شد و بلافاصله دستور بستن در دانشگاهها كه مركز مبارزه با نظام بود را صادر كرد. دانشگاهها به روي دانشجويان و مردم بسته شد اما پس از چند روز درحاليكه دانشگاه تهران در محاصرة نظاميان بود استادان اجازه يافتند از در كوچك باشگاه دانشگاه در خيابان 16 آذر وارد و در باشگاه جلسه تشكيل دهند. روزِ 28 آذر موقعيكه تعدادي از استادانِ عضو سازمانِ ملي دانشگاهيان قصد ورود به دانشگاه را داشتند نظاميان مانع شدند و وقتي استادان به رئيس انتصابي دانشگاه كه در خيابان پشت باشگاه با عدهاي از مسئولان دانشگاه قدم ميزد اعتراض كردند، او به يكي از استادان توهين كرد و همين امر موجب شد تا استادان براي تصميمگيري در مورد اين اهانت به دانشكدة اقتصاد در اميرآباد شمالي بروند. در آنجا استادان قرار گذاشتند صبح 29 آذر براي اعتراض به دبيرخانه طبقة پنجم كه محل رئيس و معاونان دانشگاه هست بروند و خواستهاي خود را كه معذرتخواهي رئيس دانشگاه از استادان و دستور بازگشايي دانشگاه بود مطرح كنند. ساعت 10 صبح درحاليكه شوراي رؤساي دانشكدهها در سالن اجتماعات طبقه پنجم دبيرخانه برپا بود بيش از 100 نفر از استادان به آنجا رفتند و خواستهاي خود را مطرح كردند. بحثهاي مفصلي درگرفت بالاخره استادان تصميم به تحصن در همانجا گرفتند. به اين ترتيب تحصن 25 روزه استادان آغاز شد، بلافاصله دانشجويان با استادان اظهار همدردي نموده و تأمين غذا و ديگر وسائل تحصن را به عهده گرفتند و از فرداي آن روز كه خبر در سراسر تهران منتشر شد، دستهدسته مردم با حضور در جلوي دبيرخانه كه بشدت از سوي نظاميان محاصره شده بود همبستگي خود را با دانشگاه ابراز ميداشتند و به اين ترتيب اعلام شكوهمند همبستگي گروهها و سازمانها و قشرهاي مختلف با ارسال اعلاميه و حضور در محل تحصن آغاز شد. اين تحصن 25 روزه مظهري شد از همبستگي بين دانشگاهيان و قشرهاي گوناگون اعم از كارگران، معلمان، بازاريان و روحانيت و... در اينجا قبل از اينكه نمونههايي از همدرديها را منعكس كنم، لازم است يادآور باشم كه وقتي استادان ساير دانشگاههاي تهران خواستند به تحصن استادان دانشگاه تهران بپيوندند، نظامياني كه دبيرخانه را در محاصره داشتند مانع اين امر شدند و در نتيجه آنها به وزارت علوم رفته در آنجا متحصن شدند كه منجر به شهادت استاد نجاتالهي شد. و در ادامه خلاصه چند پيام همبستگي:
پيام همبستگي كاركنان صنعت نفت
ديروز آمده بوديم تا با اجتماع خود در ادارة مركزي تختجمشيد همچنان پيوستگي خودمان را با شما استادان مبارز دانشگاهها كه مثل هميشه براي رساتر كردن فريادهاي آزاديخواهانه ملت ايران گرد يكديگر جمع شده بوديد اعلام نماييم شماييكه از فرزندانِ اين مرز و بوم، دلاورانِ و آزادگاني بهبار ميآوريد كه همواره پيشتاز حركت مردم و عصارة فريادهاي خلق بوده و هستند … درود بر ملت قهرمانِ ايران و تمام مبارزانِ پيشگام دانشگاهي ما
پيام همبستگي بازاريان و اصناف با دانشگاهيان
سلام به دانشگاه، سلام به پاسدارانِ شرف و آزادي، سلام به رهروان عشق و اميد، سلام بر اساتيد جان بركف و آزاده.... سلام بازار و همة مردم مسلمان ايران بر شما دانشمندان و محققان و پژوهشگران عزيزي كه با ايثار و فداكاري و اخلاص به ملت نور اميد ميبخشيد، سلام گرم و پرمهر ما بر شما اساتيد با ايمان دانشگاه …
اين پيام با دسته گل بسيار زيبا از سوي بازرگانان بازار تهران در پشتيباني از استادانِ متحصن بهوسيله آقاي محمود مانيان دبير جامعة بازرگانان و اصناف و پيشهوران به اساتيد دانشگاه اهداء شد.
بيانيه كانونِ نويسندگان ايران
حكومت خشونت و بيداد نظاميان مدتها است كه دانشگاه و مؤسسات آموزش عالي كشور را كه همواره از سنگرهاي ديرينه دفاع از آزادي و دموكراسي بودهاند تعطيل كرده است تا به خيال خود نداي حقطلبانة استادان و دانشجويان را خاموش سازد، رژيم زور و قلدري و بي قانوني و استبداد دشمني آشكار و بيپردهي خود با هرگونه تظاهر آزاديخواهانه را تا آنجا رساند كه متحصنين دانشگاه تهران را در محاصرة نظامي درآورد و آن را تعطيل كرد و با اعتراضات مردم، دانشجويان، كاركنان و اساتيد با خشونت و گلوله پاسخ داد …
پيام جامعة كاركنان سازمانِ برنامه و بودجه
اكنون كه پس از سالهاي متمادي اختناق و خفقان و تفتيشپندار و انديشه، ملت مبارز ايران با قدرت كوشيده تا قدم به راهي نو در روزگاري نو نهاده و عمري دوباره يافته و پس از قريب به نيم قرن كه فريادها در گلوي استاد و دانشجو گره خورده و بدانديشان اهريمني هر نالهاي را در حلقوم انسانهاي مبارز به سكوتي مرگآفرين بدل مينمودند، در روزي شكوهمند و بهيادماندني ملت قهرمانِ ايران بهياري شما شتافته پاي به حريم مقدس دانشگاه نهاده و سكوت مهيب اين سنگر آزادي را در هم شكسته و نالهها را هر چه رساتر بدل به فريادهاي محكم و مشتهاي گره كرده نموده و به جهانيان نشان داد كه قدر اين سنگر مقدس و سربازان جانباز آن و شهداي پاكباختهاي چون استاد نجاتالهيها را ميشناسد و گرامي ميدارد...
متن پيامها از کتاب يادنامه استاد شهيد کامران تجات اللهي
بعد از 25 روز تحصن افتخارآميز به دستور آيتالله طالقاني و در معيت ايشان استادان به تحصن خود پايان داده دانشگاه را به روي دانشجويان و مردم گشودند. در اين مراسم كه دهها هزار نفر از مردم تهران شركت داشتند قطعنامهاي صادر شد كه قسمتي از آن را اينجا ذكر ميكنيم:
براي اعتراض به محاصرة نظامي دانشگاهها، براي اعتراض به بستن دانشگاهها به روي دانشجويان، كاركنان و استادان، براي اعتراض به سياست سكوت و خاموشي دستگاه مديريت فرمايشي و انتصابي دانشگاه، بيست و پنج روز پيش گروهي از استادان دانشگاه تهران، عضو سازمان ملي دانشگاهيان ايران، براي بازگشايي دانشگاه، اين سنگر آزادي در دبيرخانة دانشگاه تهران متحصن شدند …
گشوده بودن دانشگاه خواست همة مردم ايران است به گفتة حضرت آيتالله طالقاني "دانشگاه مركز تزكيه، تعليم و تربيت نسل جوان و سنگر آزادي و آزاديخواهي است".
اين اجتماع فرصتي است تا اعلام داريم كه تحقق استقلال و دموكراسي و آزادي راستين دانشگاهي امكانپذير نيست مگر با استقرار استقلال و دموكراسي و آزادي در كليه سطوح جامعه...
اين اجتماع فرصتي است تا اعلام داريم كه دانشگاهيان بايد پيوسته همگام مردم و در خدمت مردم باشند و بكوشند شرايطي ايجاد كنند تا دانشگاه طبقاتي و استعماري كنوني به دانشگاهي پاسخگوي نيازهاي امروزين بدل گردد و آزادي بيان و عقيده در آن محترم شمرده شود.
اين اجتماع فرصتي است تا اعلام داريم كه براي ساختن دانشگاه فردا، بايد همة دانشجويان، كاركنان و استادان در تمامي فعاليتهاي دانشگاهي با يكديگر مشاركت كنند و همة دانشجويان كاركنان و استاداني كه به دلايل سياسي از دانشگاه اخراج شدهاند به دانشگاه باز گردند.
اين اجتماع فرصتي است تا اعمالِ خشونتآميز دستگاه حاكم و رفتار موهن مديريتهاي فرمايشي و انتصابي دانشگاه را نسبت به دانشجويان، كاركنان و استادانِ دانشگاه به شدت محكوم كنيم.
اين اجتماع فرصتي است كه بار ديگر كشتارهاي اخير را محكوم كنيم و بخواهيم تا آمرين و عاملين اين كشتارها در پيشگاه مردم ايران به محاكمه خوانده شوند.
اين اجتماع فرصتي است تا اعلام داريم كه همة زندانيان سياسي دورة استبداد در سراسر كشور بايد آزاد شوند و از تمام آنها احقاق حق كامل گردد.
اين اجتماع فرصتي است تا درودهاي گرم خود را به مردم قهرماني كه ما را در بازگشايي دانشگاه ياري كردهاند تقديم داريم و متعهد شويم تا از اين دستآورد مردم با تمام قدرت پاسداري كنيم.
اين اجتماع فرصتي است تا اعلام داريم كه قدرت حاكم هيچ گونه حقانيت و مشروعيتي ندارد و دولتهايي كه توسط اين نظام به كار گمارده شدهاند و يا خواهند شد جز در خدمت منافع دشمنانِ ملت ايران نبوده و نخواهند بود.
سرنگون باد نظام فاسد استبدادي
پاينده باد اتحاد دانشگاهيان با مردم ايران
پيروز باد مبارزات مردم قهرمان ايران
سازمان ملي دانشگاهيان ايران (دانشگاه تهران)
کتاب يادنامه استاد شهيد کامران تجات اللهي صفحات 67و68
بعد از سقوط دولت نظامي ازهاري و بازگشايي دانشگاه بهوسيلة مردم چند روز بعد (26 دي) شاه از ايران رفت و آقاي خميني وارد ايران گرديد و روز 22 بهمن رسماً تغيير نظام اعلام شد. با پيروزي انقلاب برنامه اين بود كه هرچه زودتر دانشگاهها و مدارس مجدداً بازگشايي گردد. رسالت بزرگ شوراي مديريت موقت دانشگاه تهران و به پيروي از آن، همة دانشگاههاي سراسر كشور آن بود كه دانشگاهها شورايي و با همبستگي استاد و دانشجو و كارمندان اداره شود و اينكار انجام شد و شوراهاي هماهنگي مركب از نمايندگان استادان و دانشجويان و كارمندان ادارة امور دانشكدهها و دانشگاهها را در دست گرفتند تا يكي از خواستهاي قطعنامه روز 23 ديماه (روز بازگشايي دانشگاه پس از تحصن 25 روزه) عملي گردد و امور دانشگاهها بهدست دانشگاهيان بيافتد، اما حكومت تنها يك سال و چند ماه اين وضع را تحمل كرد و با يك كودتاي فرهنگي با نام "انقلاب فرهنگي" دانشگاهها را براي چند سال به روي دانشجويان بست و دهها هزار دانشجو و استاد را از تعليم و تعلم بازداشت و تعداد كثيري از آنها را روانة زندانها و شكنجهگاهها و جوخههاي اعدام نمود. امّا همبستگي بين استاد و دانشجو و ديگر قشرهاي جامعه در زندانها نيز ادامه داشت و كشتار دهه شصت و جنايت ضدبشري تابستان 67 هم نتوانست پرچم مقاومت و ايستادگي دانشجويان و استادان را از اهتزاز باز دارد و بار ديگر در دهه 70 اين مقاومت در دانشگاهها بهوسيلة فرزندان مردمي كه در زمين چمن دانشگاه تهران اعلام همبستگي با دانشگاهيان كرده بودند به بار نشست و در حادثه 18 تير 78 با هجوم مردم به كوي دانشگاه و دانشگاه تهران براي پشتيباني از خواست فرزندان خود بار ديگر همبستگي بين مردم و دانشگاهيان تكرار شد كه تا امروز ادامه دارد تا آنجا كه در هفته گرامي داشت 16 آذر 86 شعار مرگ بر ديكتاتور، زنده باد آزادي و برابري و فرياد مقاومت و ايستادگي در سراسر ايران و جهان طنين انداخت و دانشگاهها نشان دادند زنده هستند و مقاوم.
اين روزها كه سيامين سالگرد تحصن 25 روزة استادان را به يادآوري نشستهايم، از استادان و دانشجويان ميخواهم آنگونه كه در گذشته عمل شده يار و ياور هم باشند و همبستگي را در مرحلة نخست در درون خود و با مردم حفظ كنند و اعتراض خود را به دستگيري و ستارهدار شدن و فراخواني دانشجويان به حراستها و همچنين به اخراج و بازنشسته شدن بيموقع استادان هرچه بيشتر گسترش دهند و مطمئن باشند تحقق شعارهايشان در گرو يك انتخابات آزاد براي در دست گرفتن سرنوشت خود پس از 30 سال كه از رفراندوم تغيير نظام (12 فروردين 58) ميگذرد ميباشد. بايد در آستانة خيمهشببازي انتخابات پيشرو فرياد انتخابات آزاد، همهگير و همهجايي شود.
