Rooz

باقي؛ چه کسي هزينه مي‌دهد؟

مرتضي کاظميان - یکشنبه 9 دی 1386 [2007.12.30]

po_morteza_kazemian_01.jpg

نزديک به 80 روز از زندگي اجباري عماد‌الدين باقي، پشت ديوارهاي بلند اوين، و در گوشه‌ي سلول انفرادي -يا ‏سلول‌هايي که با ادبياتي شيک، و هم‌سلولي‌هايي "غريب"، "سوئيت" يا "سلول در بسته"خوانده مي‌شوند- سپري ‏مي‌شود‌(البته گويا او دو روزي است که در پي حمله‌ي قلبي و وضع ويژه‌اش به بند عمومي اوين منتقل شده ‏است)... و اين در حالي است که متاسفانه، اخبار نگران‌کننده‌‌اي از وضع جسمي اين روزنامه‌نگار، پژوهشگر ‏مسائل اجتماعي و فعال حقوق‌بشر، از سوي خانواده‌ي اين روشنفکر برجسته‌ و گران‌قدر ايران، منتشر‌شده است... ‏

مستقل از آنچه بر باقي مي‌گذرد، و فشاري که او -به علل و دلايل تاسف‌بار و قابل تامل- تحمل مي‌کند (گو اين‌که او ‏صبورتر، قوي‌تر، و استوارتر از آن است که اين فشارها، گوهر عقيده‌‌اش را متلاطم سازد)؛ و صرف‌نظر از ‏آسيب‌هاي روحي و رواني که-همچون خانواده‌ي تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي- متوجه خانواده‌ي ارزش‌مند باقي ‏است(اگرچه آنان نيز-و به‌ويژه همسر شايسته و بزرگوار و بردبارش، خانم کمالي- تواناتر از آن هستند که بسياري ‏ديگر)؛ و حتي بي‌عنايت به پيامدهاي منفي و غيرقابل انکار ناشي از فقدان باقي در انجمن دفاع از حقوق زندانيان‌، ‏به مثابه‌ي رييس هيات مديره‌ي اين سازمان غير دولتي (هرچند همراهان باقي در آن نهاد به جد و جهد در پي تداوم ‏بي‌خدشه‌ي فعاليت‌هاي انجمن‌اند)؛ يک پرسش نه چندان کم‌اهميت خودنمايي مي‌کند؛ اين که: چه کسي هزينه‌ي ‏مترتب بر حبس عماد باقي را مي‌پردازد؟

پاسخ‌ها چندان پرتعداد نيستند؛ آن‌چنان که ذکر شد به‌گونه‌اي غير‌قابل‌کتمان، خود او، خانواده‌اش، و انجمن دفاع از ‏حقوق زندانيان، هزينه‌هايي نه چندان اندک را متحمل مي‌شوند؛ برکنار از اينها، و در مراحل بعدي، در اين ‏فهرست، درنگ کنيد : ‏

زندانيان و خانواده‌هاي آنان، که به اشکال و اندازه‌هاي گوناگون از فعاليت‌هاي حقوق‌بشري باقي در صدر انجمن ‏دفاع از حقوق زندانيان، بهره‌مند مي‌شدند؛ و حالا، هرچند انجمن مزبور مي‌کوشد خلا ناشي از نبود باقي، محسوس ‏نشود، اما بي‌شک از حضور يک عنصر فعال و محوري‌اش، محروم است؛

مخاطبان قلم و انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي ديني و اجتماعي و مواضع حقوق‌بشري باقي، که آنان نيز ناچارند هرچند ‏موقت، از نسيم آراء و عقايد او برکنار بمانند؛

جامعه‌ي روشنفکري - به‌ويژه روشنفکري ديني- که فقدان هرچند مختصر باقي، پازل اين جامعه و برکات مترتب ‏بر حضور او را مخدوش مي‌سازد؛

جامعه‌ي مدني در ايران، که فعاليت‌هاي نهاد مردمي و مستقل پايه‌گزاري شده توسط باقي، موجب تکوين و تقويت ‏و تحکيم آن(جامعه مدني در ايران) مي‌شود؛ و اينک بي‌حضور موثر او، بايد تاوان پس دهد؛‏

جامعه مدني در ايران، که وقتي بازداشت و برخورد قضايي-امنيتي با فردي صادق، کوشا، متعهد، معقول، و دانا و ‏توانا چون باقي را به چشم مي‌بيند، دچار درنگ، تشويش و حس ناامني در فعاليت‌هاي مدني و حقوق‌بشر‌طلبانه ‏مي‌شود؛

مطبوعات، که ناچارند تا آزادي باقي، از همان اندک امکان فعاليت‌هاي مطبوعاتي و نگاشته‌ها و تحليل‌هاي ‏حقوق‌بشري، اجتماعي، تاريخي و تاملات ديني‌اش محروم بمانند؛‏

دستگاه قضايي کشور که به شکل مستقيم و غير‌مستقيم از کوشش‌هاي حقوق‌بشري و خدمات اجتماعي سازمان ‏غير‌دولتي تحت رياست باقي، برخوردار شده و مي‌شود؛

ساخت قدرت که بايد در برابر پرسش‌ها و نقدها و اعتراض‌هاي داخلي و خارجي، در مورد بازداشت يک فعال ‏حقوق‌بشري و نويسنده و پژوهشگر، پاسخ‌هاي قانع‌کننده را جست‌و‌جو کند؛

و ...‏

انصاف مي‌بايد؛ در عميق‌ترين وجه و فراگيرترين نگاه، هزينه‌ي حضور باقي را پشت در آهني سلول و ديوارهاي ‏بلند اوين، افزون بر تمامي موارد ياد شده، آيا کسي جز "ايران" و ايرانيان مي‌پردازد؟

آيا "منافع ملي" با بازداشت باقي-و امثال وي- دچار زيان و ضرر و لطمه نمي‌شود؟

آيا کساني که امکان رها‌سازي باقي را دارند و چنين نمي‌کنند، دغدغه‌ي منافع ملي دارند؟ "منافع ملي" در نگاه ‏آناني که باقي را در حبس و بند مي‌خواهند، چه تعريف و جايگاهي دارد؟‏

هزينه‌ي ادامه‌ي حبس عمادالدين باقي را چه کسي(کساني، مقوله‌هايي) مي‌پردازد؟...‏
‏ ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.