Rooz

جهان در آرزوي مصالحه

تحليل فيگارو از بحران ايران و آمريکا - پنجشنبه 6 دی 1386 [2007.12.27]

آلن ژرارد سلاما

درست پس از ارائه گزارش شانزده سازمان اطلاعاتي امريکايي درخصوص "نيات و توانايي" هسته اي ايران، آسودگي خاطر ‏مجدداً به اروپا و به نزد اردوگاه "کبوترهاي" امريکايي بازگشته است. با توجه به اينکه 14 سازمان اطلاعاتي [از ميان شانزده ‏سازمان] بر اين عقيده بوده اند که حکومت آيت الله ها از سال 2003 روند بهره برداري نظامي از غني سازي اورانيوم را متوقف ‏کرده، ولي در نظر مخالفان سياست جرج بوش مشخص گرديد که غرب مجدداً قرباني يک "شستشوي مغزي" مشابه با درگيري ‏عراق شده است. اين مسأله را در ابتدا مخالفان حکومت آيت الله ها در خارج از ايران آغاز کردند و سپس کاخ سفيد به آن شاخ و ‏برگ داد و از آن سوء استفاده نمود.‏

با اين حال، به نظر مي رسد که جرج بوش به پيامدهاي فاجعه بار اقدامات خود در عراق پي برده باشد. جرج بوش فعلي ديگر آن ‏جرج بوشي نيست که در 11 سپتامبر 2001 در دام بن لادن گرفتار شد و به بهانه هاي واهي داير بر وجود سلاح هاي کشتارجمعي ‏در عراق متوسل شد. ايران نيمه دين سالار و نيمه دموکراتيک امروز، که مبناي اعتقادي خود را صرفاً بر اصول تشيع بنا نهاده، ‏هيچ تشابهي با عراق تقسيم شده بين جوامع سني و شيعه ندارد. ‏

همچنين بايد يادآوري کرد که احمدي نژاد صدام حسين نيست. ديکتاتور عراقي يک فرمانرواي مطلق خونخوار با ايده هاي کوچک ‏بود که صرفاً بر ارتش خود تکيه مي کرد. او شخصي بود که مردم خود را به خاک و خون کشيد و قصد داشت کل جهان عرب را ‏به حمايت از سياست هاي جنگ طلبانه خود مجاب کند؛ سياست هايي که به هيچ وجه امکان اجراي آنها را نداشت.‏

ولي نوع حکومت "هاله بينان" تهران ديکتاتوري پوپوليستي است که در وقاحت کامل، مشابه با رويکردهاي هيتلر، قصد دارند به ‏قيمت نابودي اسراييل طلايه دار جهان اسلام باشند. آيت الله هاي حاکم که از جاه طلبي هاي خود بسيار نگران اند، با درنظر گرفتن ‏بخشي از درآمد نفت به سود مردم، قصد دارند تورم و بيکاري موجود در کشور را تسکين دهند و بدين ترتيب در مسير اهداف خود ‏گام بردارند.‏

در گزارش ترکيبي سازمان هاي اطلاعاتي آمده است که ايران تا قبل از سال 2003 از يک سياست توليد سلاح هسته اي پيروي مي ‏کرده و اينکه ممکن است احمدي نژاد اين برنامه را با توجه به ادعاهايش ازسر گرفته باشد. ‏

در مجموع مي توان گفت به همان نسبت که بوش در اولين دوره رياست جمهوري خود غيرمسؤول و خطرناک بود، بوش امروز، ‏که اواخر دوره دوم خود را مي گذارند، مسؤوليت پذير و منطقي شده است. اکنون احتمال اتخاذ يک تصميم يک جانبه در خصوص ‏حمله به ايران که صرفاً مي تواند پيامدهاي وخيم و غيرقابل تصوري براي ثبات منطقه و اقتصاد جهاني داشته باشد، بسيار کم است. ‏ولي نکته مسلم اين است که در خصوص "صدام حسين پس از 2001" نيز مي بايست سياست ساده اي اتخاذ مي شد و ازطريق ‏تحريم و گفتمان [و نه حمله نظامي] اقدامات او را خنثي مي کردند. در رابطه با احمدي نژاد نيز بايد چنين باشد. او دو سال را ‏‏[تاريخ بازگشت امام غايب] براي رسيدن به اهداف خود اختصاص داده و مطمئناً تا زماني که مطمئن نشود متحدانش به ظرفيت و ‏توان ايجاد اغتشاش او پي برده اند به کار خود ادامه خواهد داد. او بيشتر مايل است خطرات يک رويارويي محلي را شاهد باشد تا ‏يک جنگ هسته اي را. ‏

با توجه به آنچه که ريموند آرون، فيلسوف و نظريه پرداز فرانسوي، در کتاب خود به نام "کلاوزويتس، تفکر جنگ" در رابطه با ‏بحران کوبا نوشته، تنها نتيجه اي که از گزارش ترکيبي سازمان هاي اطلاعاتي امريکا گرفته مي شود، اين است که "خطر استدلال ‏پردازي براساس تمامي حقايق يا هيچ يک از حقايق" وجود دارد.‏

اگر بازهاي اقتدارگراي امريکايي در اين استدلال پردازي برنده شوند، در دورنماي درگيري جديد ايالات متحده در منطقه، قرار ‏گرفتن روسيه و چين در کنار ايران قابل پيش بيني است و اين ائتلاف بي شک شرايط را بسيار وخيم خواهد کرد: پوتين که نسبت به ‏سياست اعمال تحريم بسيار سخت گيرانه عمل مي کند، از يک روز پس از چاپ گزارش امريکا اعلام کرد که تحريم هاي جديد ‏سازمان ملل بي ثمر خواهند بود و اظهاراتي را در حمايت از مرکز هسته اي بوشهر [که ساخت آن متوقف شده بود] بيان نمود. ‏

ازطرف ديگر، اگر کبوترهاي صلح طلب امريکايي در اين استدلال پردازي برنده شوند، ديگر کشورهاي منطقه، از جمله ترکيه، ‏مصر و عربستان سعودي، در پاسخ به تهديد احتمالي يک کشور شيعه، از پيمان منع گسترش اتمي سرپيچي خواهند کرد و اين ‏وضعيت شرايطي بسيار بحران آميز را ايجاد خواهد نمود. پس از آن، اسراييل نيز در صورت تهاجم گروهي از امکان انجام ‏هرگونه اقدام بازدارنده محروم خواهد بود. ‏

بي شک مذاکرات بدون پيش شرط با ايران نيز به مانند مذاکرات آناپوليس بين اولمرت و عباس به هيچ نتيجه اي نخواهد انجاميد. ‏کساني که تاکنون به تدابير شوراي امنيت و تأثير آنها بر رفتار احمدي نژاد معتقد بودند، اکنون در جستجوي راه حل ديگري هستند. ‏براساس گزارش تنظيم شده، در حال حاضر ايران کليه امکانات لازم براي دستيابي به بمب تا سال 2009 را داراست؛ البته در ‏صورتي که تصميم به انجام چنين کاري داشته باشد، ولي ازطرف ديگر، هيچ چيز نشان دهنده عدم تصميم گيري در اين زمينه ‏نيست.‏

تنها راه خروج از اين بحران راهي است که از سوي فرانسه پيشنهاد شده: از سر گيري تحقيقات آژانس اتمي به رياست آقاي ‏البرادعي که اظهار داشته تاکنون هيچ نشانه مشکوکي يافت نشده و تلاش مجدد سازمان ملل با همکاري روسيه، چين، هندوستان و ‏کشورهاي سني. ‏

درحال حاضر تشديد تحريم ها تنها راهي است که مي تواند خطر وقوع جنگ بين تمدن ها را از بين ببرد.‏

منبع: فيگارو، 21 دسامبر ‏

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.