محور بندرعباس – سيرجان يا قاتل مردم
احمد زيدآبادي - پنجشنبه 6 دی 1386 [2007.12.27]

عصر ديروز (چهارشنبه) در حالي كه خودم را براي نوشتن يادداشتي براي سايت روزآنلاين آماده ميكردم، خبر آمد كه در جاده بندر عباس – سيرجان تصادف شده است.
خانمم با احتياط گفت كه شوهر مهين (خواهرم) تصادف كرده است. خدا را شكر مهين و دخترش زنده ماندهاند اما نياز به عمل جراحي دارند ولي شوهرش به همراه خواهرش، شوهر خواهرش و بچه خردسالشان فوت شدهاند.
سه سال پيش نيز خبر دادند كه پسرداييام در همان جاده تصادف كرده و خودش به همراه سه فرزندش فوت كردهاند.
اين سنخ خبرها در باره تلفات انساني جاده سيرجان – بندرعباس امري معمول و تقريبا هر روزه است.
اگر كسي دوربين به دست گيرد و از سر صحنه تصادفات ماشين در جادههاي ايران فيلم بگيرد بدون شك، وضع ايران در كشتار روزانه مردم بهتر از وضع چند ماه پيش عراقيها كه بر اثر بمبهاي انتحاري جان ميسپردند، نخواهد بود.
مسلما بين مرگ بر اثر تصادف و انفجار بمب از نقطه نظر سياسي تفاوت زيادي وجود دارد، اما براي خانوادهاي كه عزيز خود را از دست ميدهد، چه فرقي ميكند كه او به چه علتي مرده است؟
تا كنون صدها بار در باره خطر خيز بودن جاده سيرجان – بندرعباس كه راهي ترانزيتي و بسيار شلوغ است، تذكر داده شده است، اما ظاهرا هيچكدام از دولتهاي پر مدعاي جمهوري اسلامي نميتوانند اين جاده سيصد كيلومتري را دو بانده بكنند.
در حقيقت، رانندگي در جاده بندر عباس – سيرجان چيزي كم از راه رفتن بر روي ميدان مين ندارد، اما براي مقامهاي پر حرفي كه مدعياند در حال تسخير رفيعترين قلل علم و تكنولوژي در جهانند، ظاهرا اين موضوع اهميت ندارد كه روزي چند نفر در آنجا جان ميسپارند.
من البته تقصير همه تلفات جادهاي در ايران را به پاي كيفيت جادهها نميگذارم چرا كه فرهنگ رانندگي در ايران مثل بسياري ديگر از حوزهاي فرهنگ ما به فاجعه تبديل شده است، اما وقتي كه رانندهاي در حين سبقت تصادف ميكند، بدان معناست كه اگر جاده دو طرفه بود، بدون شك تصادفي رخ نميداد.
من در اينجا جز اينكه براي خانوادهام كه ايام عيدشان تبديل به عزا شده است، از خداوند طلب صبر و براي درگذشتگان طلب آمرزش كنم، چيز بيشتري براي گفتن ندارم.
خداوند اين سرزمين و مردمش را از اين همه بدبختي و مصيبت و رنج در امان دارد.
