Rooz

نبش قبر ما

مسعود سفيري - پنجشنبه 6 دی 1386 [2007.12.27]

safiri.jpg

خشنونت‎ ‎شفاف است ولي ما باور نکرده ايم. ما هنوز فکر مي كنيم كه زنده هستيم و نفس مي کشيم.مي خواهيم هويت از ‏دست رفته خود را پيدا کنيم که با خشونت از ما سلب شده و بايد با مدارا آن را باز ستانيم. سيستم موفق شده است هويت ايد ‏لوژيک خود را در ابعادي باورنکردني و با خشونت بر جامعه تحميل كند. ما فکر مي كنيم كه اگر اثار حياتي نداشته باشيم ‏مي توانيم جان خود را نجات دهيم. لبي تر کنيم /کراواتي بزنيم/منقلي چاق کنيم/ زلفي بياراييم و ثابت کنيم که هستيم در حالي ‏كه همه حوادث درهمين بودن ما شکل ميگيرد و نه در غياب ما. پس با عرض معذرت ما نيستيم.‏

ما راي مي دهيم و از حاصل راي خويش به حيرت مي افتيم. ما کي راي داديم؟ اخيرا سرود "اي ايران" را مي خوانيم تا ‏بگوييم ما متفاوت هستيم و اين همه اثار هويتي ما ست كه مي توانيم بروز دهيم و ثابت کنيم كه زنده هستيم. آيا با اين تلقي ‏مي توانيم حکومتي را که راه هرگونه مدارا و رفتار مسا لمت آميز را مسدود کرده به احترام به حقوق بشر راضي کنيم؟ آيا ‏مسوليت جنبش روشنفکري ايران اگروجوده داشته باشد در همين طرز تلقي خلا صه شده است؟ دل بستن به تغييري كه ‏روزي ناگزير خواهد شد. فاصله هزينه و فايده چنان سرسام اور خواهد شد كه کسي جرات نکند پاي در راه گزارد و اين ‏سرنوشت ماست.‏

احمد باطبي كه بايد نماد جنبش دانشجويي باشد به روشني از شفافيت خشونت سخن گفته اما تا آن لحظه باور نمي کرده است. ‏همچنان كه هنوز بسياري او را باور نمي کنند. سخنان صريح او چنان است كه بايد از خشم بلرزيم و بترسيم از دامنه اين ‏خشونت كه به هنگام حادثه تا کجا مي تواند ملت ايران را براند و هيچ آشتي ملي قابل تصور نباشد. باور نمي کنيم كه وقتي ‏شکنجه را شروع مي کنند مي گويد "آهسته بزن دردم مي آيد." او وهزاران مثل او را باور نکرده ايم. از سال 57 باور ‏نکرده ايم زيرا هنوز مي خواهيم بر سر عهد باشند و نيستند. هر نسلي كه شکنجه شد نسل ديگر او را و درد او را باور ‏نکرد. بخوانيد روايت دكتر فرهاد بهبهاني را در كتاب شجاعانه "در ميهماني حاجي آقا" وقتي حاج آقا كه شکنجه مي كند در ‏زنداني که پس از انقلاب توحيد ناميده شد به کباب هم تعارف مي کند وحلاليت هم مي طلبد. بخوانيد مصاحبه بابک زمانيان ‏دانشجوي دانشگاه اميرکبير را که تا سرحد مرگ شکنجه شده است. نه 10سال نه 20سال پيش بلكه همين سه ماه پيش و ‏بلرزيد از لحظه اي كه در هنگام آزادي شکنجه گران حلاليت مي طلبند. به قول خودش "پدرم مي گويد مي توانستي مهندس ‏شوي و صاحب زندگي.ا ما حالا چي قهرمان شده اي. كه چي؟" او نمي خواست قهرمان باشد فقط آزادي ازدست رفته اش را ‏طلب مي كرد ما به قهرمان نياز داشتيم بنابراين اين قبا را بر تن او دوختيم تا کليشه ها را از دست نداده باشيم.‏

خانواده دكتر زهرا بني يعقوب پس از سه ماه دوندگي بي پاسخ سرانجام به اين نتيجه رسيدند تا از طريق نبش قبر فرزندشان ‏به دليل اصلي مرگ برسند تا شايد سندي بيابند براي شناسايي قاتلين.ايا حکومتي كه حاضر است برچنين قتلي سرپوش ‏گزارد محکمه اي به عدالت برگزار خواهد کرد تا قاتلين محاکمه شوند؟ پرونده قتل زهرا کاظمي به کجا رسيد؟

سيستم موفق شده مسئوليت اخلاقي و اجتماعي شهروندان را به نفع خويش مصادره كند تا از احساس مسئوليت تهي شوند. ‏اين تفکر پوپوليستي است كه در ذهن فرد ارزشهاي سيستمي جايگزين ارزشهاي انساني و اجتماعي مي شود تا هر کس فقط ‏به فكر گليم خود باشد.اين روش همه حکومت هاي از نوع جمهوري اسلامي است که ميخواهند با تاکيد بر ايمان دولتي فرد ‏را چنان از هويت تهي کنند كه ايمان فردي اش را به سيستم واگذار كند و نقشي را بپذيرد كه پيش از آن شايد فکرش را هم ‏نمي کرد از تماشاي فاجعه تا دستياري و کارگرداني و....‏

ايديولوژي دولتي با تکيه بر تبليغات پنهان و پيدا موفق مي شود يک محيط فکري سانتي مانتال بسازد كه همواره شيطان ‏عامل شر است و انسان دولت مدار و شريعت پناه بي گناه مطلق و به همين دليل مسئوليتي در برابر عمل خويش ندارد. ‏تماشا مي كنيم سريال هاي ريز و درشته سيما در سالهاي اخير را که رويارويي بين شهروندان و حکومت شدت گرفته ‏است.خوشبختانه حکومت موفق شده شيطان را ازحوزه مسئوليت عمومي به عقب براند واز ايمان شهروندان محافظت کند و ‏ما نيز اين بيمه را پذيرفته ايم و اين همه ناشي از توهم ماست که د لخوش هستيم كه نوبت به ما نخواهد رسيد و در ذهن ‏خويش مرور مي كنيم آنچه را كه نمي خواهيم باور کنيم. بي آن كه مسئوليت خويش را به ياد آوريم و واکنشي نشان دهيم. ‏کسي كه پايش به خواب رفته بايد راه بيفتد تا کرختي از تن بزدايد نه اين كه يک پتو به پاهايش بپيچد تا خواب ببينند و ‏خرناس هم بکشند. ما مسئوليت بزرگي در قبال ايران به عهده داريم.‏

خانواده دكتر زهرا بني يعقوب حق دارند درخواست نبش قبر کنند زيرا از شدت و سرعت خشونت در بهت به سر مي برند ‏نه خود کشي را باور مي کنند و نه اين كه هستند کساني كه مي توانند چنين بي رحم باشند ولي واقعيت تلخ همين است. تا ‏زماني كه ازاين هويت دولت ساخته دست نشسته باشيم در بر همين پاشنه خواهد چرخيد.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.