اختراع بي موتور و بي سوخت
مسعود بهنود - پنجشنبه 6 دی 1386 [2007.12.27]

ستون طنز کيهان روز چهارشنبه، با استفاده از شيرين زباني سعي در جاانداختن موفقيت دولتي دارد که موفق نيست. و کيهان سعي بر آن دارد که بگويد منقدان دولت وابسته به آمريکا هستند، که اين را هم بارها گفته و نه فايده اي دارد و نه حناي کيهان رنگي. پس پايه اين کار غلط است و مبتني بر يک خطا.
کيهان نوشته:
گفت: يكي از اعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي ادعا كرده كه دولت نهم در هيچ زمينه اي موفق نبوده است.
گفتم: عجيبه! يك عضو مركزيت حزب كارگزاران هم دقيقاً همين حرف را زده است.
گفت: يعني به نظر اين احزاب، دولت نهم با اينهمه حمايت مردمي، موفقيت در برنامه هسته اي، حفظ عزت جمهوري اسلامي، تلاش بي وقفه براي خدمت به مردم، ساده زيستي، جلوگيري از حيف و ميل بيت المال و... هيچ نقطه مثبتي نداشته است؟
گفتم: چه عرض كنم؟!
گفت: شايد از اين كه اينهمه موفقيت ها براي ايران كسب شده عصباني هستند و سنگ يك كشور ديگر را به سينه مي زنند؟
گفتم: شخصي كه خيلي ادعاي وطن دوستي مي كرد وارد مغازه پرچم فروشي شد و گفت؛ آقا يك پرچم ايران مي خواهم. وقتي مغازه دار پرچم ايران را برايش آورد، گفت ؛ ببخشيد آقا همين يك نوع را داريد؟ من راه راه سفيد و قرمز با چند تا ستاره را مي پسندم!!! [کيهان، چهارشنبه]
در اين مثلا طنز، نويسنده چند نسبت به دولت داده، و از اين که مخالفانش اين صفت ها را نديده گرفته اند ابراز تعجب کرده .
اول "اين همه حمايت مردمي..." که مي تواند وجود داشته باشد و تا موقعي که انتخاباتي رخ نداده به هر حال ادعايش را مي توان کرد. اما ربطي به صورت مساله ندارد. رقيبان گفته اند اين دولت در هيچ زمينه اي موفق نبوده. حمايت مردمي کاري است که اگر واقعيت داشته باشد فاعلش مردم اند نه دولت. ممکن است اکثريت مردم با خود عهد کرده باشند که هر کس ارادتي به امام زمان نشان داد از او حمايت کنند. در آن صورت مي تواند نظرهاي نقل شده از اعضاي حزب اعتماد ملي و کارگزاران درست باشد که مدعي اند دولت هيچ کاري نکرده است.
دوم نوشته اند "موفقيت در برنامه هسته اي" که جاي انکار دارد. دولت احمدي نژاد جز آن که رسيدن مردم ايران به حق مسلم خود در مورد فن آوري هسته اي را به خطر انداخته، در اين مقوله کاري نکرده است. غني سازي اورانيوم از پيش ها در جريان بود. تعليق آن که اين همه درباره اش هياهو مي کنند براي آن بود که به جهان اعتماد بدهند و روند رسيدن به نقطه مطلوب و توليد سوخت را تسهيل کنند. آن هم مدتي قبل از روي کار آمدن دولت فعلي لغو شد. حالا روشن کنيم که جز مقداري هياهوي بي حاصل و دردسرساز، دولت احمدي نژاد در اين مورد چه کرده است. جز اين که آقاي لاريجاني را به مسووليت گماشته و با برداشتن بي ادبانه وي ديگران را در موضع خود سخت ترکرده و مذاکراتي را که در پيش بود به دست انداز انداخته.
سوم "حفظ عزت جمهوري اسلامي" که بيش از هشتاد درصد غلط است. دولت احمدي نژاد کشوري را که در همه دوران چهل ساله گذشته در مرتبه بالائي در منطقه اي و جهان قرار داشته به پائين ترين نقطه از عزت رسانده است. ايران چه در دوران پادشاهي [به عنوان متحد آمريکا] و چه بعد از آن [به عنوان سرگرده مخالفان آمريکا] در نگاه دوستان و دشمنانش کشوري پراهميت بوده. اما نويسنده کيهان مي تواند ادعا کند که عزت جمهوري اسلامي در نظرستد نه الزاما عزت ايران. در پاسخ بايد گفت اين هم حاصل نشده است چرا که "عزت"ي که در دولت خاتمي براي جمهوري اسلامي حاصل آمد قابل مقايسه با اين دولت نيست. نگاهي به واکنش هاي جهاني، نگاهي به انزواي ايران در دو سال و نيم اخير، نگاهي به بيانيه هاي بين المللي صادر شده عليه ايران، نگاهي به بي اهميت بودن و به هيچ نگاشته شدن رييس دولت ايران توسط کشورهاي کوچکي که روزگاري از ايران وحشت داشتند. مگر آن که به سبک بچگانه مرضيه آقاي احمدي نژاد از تعداد گاردي که دولت آمريکا مي گذارد هنگام رفتن به نيويورک به وجد آمده باشيم و از فحش هاي آقاي بالينجر که به خاطر زبان نداني تحمل شد. يا دروغ هاي ساخته تيم رسانه اي ریاست جمهوری را باور کرده باشيم [که بي محلي کامل هيات هاي نمايندگي موجود در سازمان ملل و بي علاقگي شان به ديدار با رييس جمهور ايران که معلوم نيست براي چه بار سوم به نيويورک رفت و خود را بي مقدار کرد، در نسخه گزارش هاي ارسالي آن ها تبديل شد به "ملاقات هاي رييس جمهور کشورمان با تعداد زيادي از روساي جمهور [بدون آوردن نام آن ها، که آوردني هم نبود. چون اگر مي آوردند معلوم مي شد تعداد زياد نبوده و دو تا رييس کشور کوچک آفريقائي بوده اند]" و در گزارش بعدي تبديل شد به "سران کشورهاي جهان صف کشيده بودند براي ديدار با رييس جمهور [که کسي هم لابد نبايد بپرسد کجا و کي. چرا اين صد نفري که براي تبليغات برده شدند عکسي از اين صحنه باشکوه نينداختند]. مثال ها متعددست و همه مي دانند که دولت آقاي احمدي نژاد عزتي نياورده. اين سفرهاي بي معنا که دون شان ايراني است و قدرت و نفوذ ايران را در چشم کشورهاي ضعيف و کوچک همسايه هم به مضحکه و موضوعي قابل دست انداختن تبديل کرده، موجد عزت نیست. اين اعلاميه ها [مثلا توسط دولت قطر که مي گويد رييس جمهور ايران خودش اصرار داشت به دوحه بيايد موجد کدام عزت است، نشان بدهيد که در مورد کدام کشور بي اهميت جهان رخ مي دهد] و ده ها نمونه ديگر. اما به مصداق عيب مي جمله بگفتي بايد نوشت که آقاي احمدي نژاد در کاري موفق بوده و آن جلب توجه مردم سرکوب و تحقير شده شرق است و همين طور مردم ناراضي اروپا [في الجمله روشنفکران]. اما اين هيچ ربطي به عزت جمهوري اسلامي ندارد،
چهارم نوشته اند "تلاش بي وقفه براي خدمت به مردم". اين ادعاي غلطي نيست. ترديدي نيست که نيت آقاي احمدي نژاد تلاش براي خدمت است. اما به علت ندانستن راه، خود شيفتگي و خودبزرگ بيني، عملا اين تلاش به هدر رفته، نه نصيب خودش چيزي شده و نه نصيب مردم، جز تورم و گراني و کاسته شدن از عزت و اعتبار جامعه. هزينه کردن 160 ميليارد دلار حتما براي خدمت به مردم بوده اما حاصلش به هدر رفتن منابع کشورست. دور باد از رييس جمهور مطلوب روزنامه کيهان، ولي زندان ها پرست از کساني که دادگاه مجرمشان ديده اما آن ها بر اساس نيتي که داشته اند خود را تبرئه مي کنند و نه فقط بي گناه مي دانند بلکه مستحق ستايش و تقدير مي شناسند. هر کس به زندان رفته اين را مي داند. و مي داند که به نيت نيست. چنان که کسي در نيت خير شاه که مي خواست ايران را مانند کشورهاي اروپائي کند و به دروازه تمدن بزرگ برساند و همرديف يکي از پنج قدرت بزرگ صنعتي قرار دهد، ترديدي ندارد، اما به خطا رفت و مردم را عليه خود شوراند.
پنجم ساده زيستي. اين صفت در اول کار که دولت آغاز شد، برازنده دولت بود. آقاي احمدي نژاد و دوستانش تا به دولت برسند واقعا ساده زيست بودند، يکي از اصلي ترين دلايل همان راي اندک مردم به آقاي احمدي نژاد همين بود. به نظر مي رسد همه دولتمردان تا قبل از رسيدن به سعدآباد همين صفت برازنده شان بوده، حتي شاهان چنان که رضاشاه، جز ساده زيستي نداشته اند قبل از عمل. اما با گذشت مدت کوتاهي، دولتمردان فعلي هم شناگران ماهري از کار درآمدند، مانند همه ديگراني که کيهان قبولشان ندارد. مگر نه که اول انقلاب همه شبيه هم بودند، آن زمان که کت و شلوارهاي دوخت ايتاليا و خانه هاي بزرگ و حساب هاي بانکي نبود. حالا بي آن که قصد وارد آوردن اتهامي باشد، هم تعداد محافظان و هم عينک هاي ري بن محافظان و هم سگ هاي قيمتي شان و هم حرکات خرج ساز تبليغاتي، همه و همه اين گروه را همان قدر ساده زيست مي نمايد که دولت هاي قبلي بودند. حتي مي توان گفت که دولت آقاي خاتمي – اگر نه همه اجزايش، دست کم هسته مرکزي آن – به مراتب ساده زيست تر بودند.
ششم جلوگيري از حيف و ميل اموال عمومي. مطابق با هر معياري اين صفت نادرستي است. اگر مقصود جلوگيري از ريخت و پاش باشد به طور طبيعي کساني که 150 ميليارد دلار را هزينه کرده و پيچ و مهره ها را هم شل کرده اند، در عين حال سازمان برنامه را هم منحل کرده اند، و اختيار هزينه کردن را به استان ها داده اند، خطر دادن امکان حيف و ميل برايشان بيشترست تا دولت هاي قبلي که هزار پيچ و مهره داشتند و ضابطه و اساس که اينک براي جلوگيري از کاغذ بازي موانع برداشته شده. علاوه بر اين دولتي که خلاف راي عقلاي اقتصاددان دوسال و اندي راهي را رفته و حالا دارد يکي يکي راه هاي رفته را برمي گردد، نمي توان گفت حيف و ميلي نکرده بلکه برعکس، بايد گفت اموال عمومي را بيش تراز هر دولتي در دسترس حيف و ميل کنندگان قرار داده است.
بنابراين آن نکته پراني پايان نوشته درباره عصباني شدن از حسادت و...خريد پرچم... شوخي هايي است که بايد گذاشت و گذشت. اما پشت اين طنزپردازي و هجوگوئي يک بي خبري عيان است. کيهانيان نمي دانند که حتي مردم عادي هم ديگر سخن آنان را باور نمي کنند. حالا ديگر ادعاهايشان اسباب خنده مي شود. به نمونه دوم توجه کنيد. از کيهان روز سه شنبه
نمونه دوم
"براي اولين بار در جهان، يك شركت ماشين سازي در ايران، موفق به طراحي و توليد موتور بدون سوخت، نمونه قطارهاي بدون موتور و بدون چرخ شد." این خبر کیهان روز سه شنبه است که به دنبال آن آمده:
حسين غنمي مديرعامل يك شركت ماشين سازي، با اعلام اين خبر و با توجه به برنامه هاي دولت براي سهميه بندي بنزين، افزود: از حدود سه سال قبل به فعاليت هاي تحقيقاتي در زمينه حمل و نقل جاده اي پرداختيم كه در پي آن موفق به طراحي و توليد موتور خودرويي شديم كه نشأت گرفته از قوانين فيزيك است و بدون نياز به سوخت كار مي كند.
وي با بيان اينكه مطالعات و تحقيقات قابل ملاحظه اي در زمينه كاهش هزينه حمل و نقل جاده اي به خصوص ريلي آغاز كرده ايم گفت: براساس يافته هاي متخصصان و كارشناسان براي جابجايي 600 نفر مسافر با وزن هر نفر 70 كيلوگرم يعني 42 تن به وسيله يك قطار نياز به 15 واگن هر يك به وزن 50 تن و واگن هاي رستوران و مولد برق و لكوموتيو نيز 250 تن در نظر بگيريم در جمع حدود يك هزار تن جرم مرده براي 42 تن مسافر به كار برده مي شود.
مديرعامل ماشين سازي يكتاشرق ادامه داد: به همين منظور موفق به طراحي قطار بدون موتور شديم كه هيچ گونه موتور در قطار بكار برده نمي شود و نياز به ريل گذاري مخصوص دارد.
وي مهمترين ويژگي هاي اين قطار را عدم آلودگي صوتي و محيط زيست، كم كردن وزن از يك هزار به 80 تن، بالابردن سرعت از 120 تا 900 كيلومتر در ساعت و كاهش استهلاك به يك بيستم استهلاك فعلي اعلام كرد.
وي با بيان اينكه نمونه كوچك قطار بدون موتور ساخته شده است، متذكر شد: هم اكنون نيز موفق به طراحي و توليد نمونه كوچك قطار بدون موتور و چرخ شده ايم كه داراي ريل گذاري كمتر و كم صداتر از قطار اولي است.
به گفته غنمي؛ براي انجام تحقيقات و اختراعات هيچ گونه كمكي از شخص، نهاد دولتي يا اشخاص حقوقي گرفته نشده و هر آنچه از محل توليدات اصلي شركت اندوخته بوديم براي به ثمر رسيدن اين اختراعات به كار برده ايم.
وي ادامه داد: علي رغم تمام مشكلات و محدوديت ها تاكنون حاضر به فروش هيچ يك از اختراعات خود به سودجويان و واسطه ها نبوده ايم و خواستار اين هستيم كه دولت با حمايت خود چنانچه اين اختراعات در داخل كشور به توليد انبوه نمي رسد لااقل با قيمت مناسب به جهانيان فروخته شود تا افتخار آنها براي كشور باقي بماند.[پايان خبر کيهان سه شنبه]
به نظرم تجزيه خبر لازم نيست. اما براي تفريح عرض مي شود که:
يک نمونه کوچک از قطارهائي که موتور ندارد "با استفاده از قوانين فيزيک" ساخته شده [مي توان فرض کرد از دکان عروسک فروشي خريداري شده، ساخت چين و هونک کونک است] و دوستان جلسه کرده و به اين نتيجه رسده اند که با توجه به علاقه دولت براي تبليغات "براي اولين بار" و شکست طرح سهميه بندي بنزين مي توان از همين سوراخ رفت و ميلياردر شد. راه ميانبر و مهيا و دولت پسند. در تشريح اين قطار عروسکي مرقوم فرموده اند که تا نهصد کيلومتر در ساعت سرعت مي گيرد. بي انصاف ها يک بار به رکورد سرعت قطار و جنگ بين فن سالاران آلماني و فرانسوي و ژاپني دقت نکرده اند، تا دست کم چيزي بنويسند و ادعا کنند که يک ذره دروغ باشد نه اين قدر که يک باره سه برابر رکورد فعلي اروپائي ها به حساب آيد. تازه براي قطاري که نه موتور دارد و نه سوخت مي خواهد. در ضمن مدير شرکت ماشين سازي يکتاشرق توضيح نمي دهد که "ريل مخصوص" يعني چه که کمترست و کم صداتر هم هست. به نظر مي رسد دليل چاپ اين خبر در روزنامه شريفه کيهان و نه هيچ روزنامه ديگري، جز آن که روزنامه ها به ابروي خود اهميت مي دهند، علاقه مندي مدير کيهان به وسايل "بدون فرمان و ترمز" بوده است، اما باز خبر نمي گويد يعني چه که اين وسايل سبک با ريل کمتر حرکت مي کند. کافي نيست که فرموده اند "براساس قوانين فيزيک" چون قوانين فيزيک که مانند مصوبات مجلس شوراي اسلامي نيست که بر حسب آن که در مقابل چه دولتي به تصويب رسيده باشد، اعداد و کلماتش فرق کند. يک زمان مجلس موظف به کنترل قراردادهاي خارجي باشد و يک جا اصلا براي مجلس امور وقت گيري باشد قراردادهاي خارجي. يک جا اگر کسي به مجلس نازک تر از گل بگويد آقاي ناطق با انالله و انا اليه راجعون به دفاع از کيان مجلس مي رود که به گفته وي حيثيتش حيثيت نظام، اسلام و پيامبر است. يک روز ديگر همين مجلس از زبان مدير با ادب روزنامه کيهان مي شود طويله که هر کس سرش را انداخته پائین و داخل آن شده است.
تنها راهي که براي درست در آمدن خبر کيهان به نظر مي زند اين است که قطاري را از شمال بدون لوکوموتيو هل مي دهيم و مي توانيم اميدوار باشيم که تا ايستگاه پرندک در نزديکي سمنان چون سرازيري است، قطار بدون نيازي به سوخت و رکاب زدن خودش مي آيد [مگر دوچرخه تا به حال سوار نشده ايد؟] فقط مي ماند وقتي که قطار قرارست از تهران يا از جنوب ايران به سمت شمال برود، بدون موتور محرکه و بدون سوخت با سرعت نهصد کيلومتر. ريل مخصوص براي همين کارست بايد فقط فهميد که چه جور کار مي کند.
دقت کنيد که مخترع بزرگوار تا به حال حاضر به فروش اختراعات خود به ديگران نشده [نه اين که تصور کنيد کسي براي خريد نيامده يا آمده اما با خنده محل را ترک گفته، خير، چنين مي نمايد که مخترعان مطمئن هستند که خريدار دارند اما خريداراني که بايد اول تائيد صلاحيت بشوند و معلوم گردد که واسطه و اصلاح طلب و مثلا وابسته به مجمع تشخيص مصلحت نباشند. يا احتمال ديگر اين است که هر چه مخترع اصرار کرده، خريداران بالقوه نگاه هاي مخصوصي به او و اختراعش انداخته به او گفته اند شما برو خبرت را بده به کيهان.
از همين رو مديرعامل شرکت ماشين سازي [که قبلا اسمش شنيده نشده اما مهم نيست از اين پس جهان با حيرت به تماشايش خواهند آمد] که از سه سال قبل تحقيقات خود را شروع کرده [يعني مصادف با رياست جمهوري احمدي نژاد] فقط حاضرست اختراع خود را به همين دولت بفروشد [نه به هر کس و ناکس]. به زبان ديگر چنين خبر ياوه اي به کس ديگري فروختني نبوده. تازه راه هم جلو پاي دولت گذاشته و گفته اگر خودت مي خندي و نمي خري، دست کم به قيمت خوب به جهانيان بفروش. باز هم تعجبي ندارد چون رييس جمهوري که دستور صادر کرد که هواپيماي تشريفاتي دولت [که آن موقع بوي تعفن اشرافيت مي داد و تازگي ها بعد از چندين بار که مورد استفاده رييس جمهور و معاون اول او قرار گرفت بوي خوش خدمت مي دهد] مورد استفاده قرار نگيرد، و بعد هم تعيين کرد که "به قيمت خوب با سود کافي براي ملت ايران" به خارج فروخته شود. يعني اعلام کرد که راهي را مي شناسد که بتوان به خريداران قيمت را ديکته کرد. چنين بي بديلي حتما مي تواند به خريداران قطار [بدون موتور و بدون سوخت با سرعت نهصد کيلومتر در ساعت] دستور بدهد که آن را به قيمت خوب و مناسب بخرند که به افتخارات ايران افزوده شود.
که البته بايد از مديران کيهان و مخترع محترم و دولت آقاي احمدي نژاد خواست هر چه افتخار براي ايران و ايرانيان خريدند بس است يک کم هم به فکر خود باشند. چقدر ايثار و فداکاري.
بايد منتظر بود تا مدتي ديگر کيهان يک نيمه پنهان منتشر کند و نشان دهد، مديران مترو تهران که نگفته پيداست چه پديده هائي هستند چطور با خريد لوکوموتيو و واکن ها چندين ميليارد دلار بيت المال را به هدر داده اند، چون مي توانستند از آقاي غنمي بخرند و نخريدند چون اجنبي پرست هستند. بايد منتظر بود تا محاکمه ملي کيهان برپا شود و کساني که باعث دلسردي چنين دانشمنداني شده اند، شناسائي و پرونده شان در خدمت مردم گشوده شود، آن هم در آستانه انتخابات سرنوشت ساز.
چنان که اگر افراد بدبين و منفي باف و خداناشناسي وجود داشته باشند که بخواهند بروند کنجکاوي کنند تا معلوم دارند که سهام شرکت يکتاشرق متعلق به کدام گروه است و احيانا معلوم کنند که چقدر از غنائم کشور، آن هم از سرفصل تحقيقات و کمک به نوآوري ها، قرارست به اين شرکت و سهامدارانش برسد، بايد پيشاپيش آن ها را از خدا ترساند و به آن ها يادآور شد که دنيا ارزش ندارد.
در ضمن براي جلوگيري از تطويل کلام اصلا به بخش فوق العاده مهيج تحقيق درباره نسبت وزن مسافران و وزن قطار پرداخته نشد. فقط به اطلاع مديران کيهان مي رساند که اين همه شکسته نفسي لازم نيست چون محاسبه جالبي که شرکت يکتاشرق انجام داده فقط در مورد قطار نيست بلکه در مورد اتومبيل و هواپيما هم صادق است. در اتوميبلي که يک تن وزن دارد، چهار نفر مي نشيند با 280 کيلو وزن، يعني چهار برابر "جرم مرده"، در مورد هواپيما شايد بدتر باشد. به خصوص آن محاسبه "وزن کابين رستوران" در قطارها خيلي جالب است. مخترع محترم يکتاشرق رحم کرده و وزن ساندويچ ها و نوشابه ها را حساب نکرده وگرنه خيلي بيش تر مي شد.
