چهار فصل ♦ موسيقي
پيام رهنما - پنجشنبه 6 دی 1386 [2007.12.27]
مجيد انتظامي يکي از محبوب ترين چهره هاي موسيقي کشورمان است، و اغلب ساخته هاي وي براي فيلم هاي سينمايي بيشترين تاثير را بر روي مخاطبين گذاشته است. چندي پيش، وي در اقدامي بديع منتخبي از آثار خود شامل از کرخه تا راين، روز واقعه، بوي پيراهن يوسف و آژانس شيشه اي را در تالار وحدت به همراه قطعاتي نمايشي اجرا کرد. با وي درباره اين تجربه تازه و همکاري اش با حسين پارسايي- کارگردان اين قطعات نمايشي- و خانم مهتاب نصير پور- بازيگر- به گفتگو نشسته ايم.
گفت و گو با مجيد انتظامي
انسانيت سر منشا همه هنرهاست
چطور شد که اجراي اين قطعات در قالب موسيقي نمايش براي اولين بار به ذهن تان رسيد و اين پيشنهاد را پذيرفتيد؟
پيشنهادي به من داده نشد. مدتها بود که به يک اجراي موسيقي با نمايش فکر مي کردم و مايل بودم که تماشاگر را شريک کار کنم به طوري که در اجراي اصفهان بخشي از گروه موسيقي از ميان تماشاگران به صحنه مي آمدند. وقتي از اصفهان برگشتم دوستان تماس گرفتند و از من خواستند تا يک موسيقي براي هفته دفاع مقدس بسازم. بنابراين منم تصميم گرفتم که اين نمايش را با ابن فرم کار کنم.
وبا استقبال خوب تماشاگران مواجه شديد.
همه تلاش کردند تا ارتباط بيشتري با تماشاگر ايجاد شود ومن نيز مايل بودم تا کار خود را به مخاطب ارائه دهم. براي خانه، موزه و گنجه که کار نمي کنم. اولين بار بود که تماشاگران اينطور استقبال مي کردند.
ظاهرا به دليل استقبال تماشاگران اين نمايش تمديد و دوباره هم به اجرا مي رود؟
کار جديد را بايد تهيه کننده سفارش دهد. هيچ آهنگسازي بدون سفارش نمي تواند زمان بگذارد و آهنگسازي کند. در اين صورت چطور گذارن زندگي کند؟ وقتي اين شرايط فراهم شد من که مدتها بود تصميم گرفته بودم تا اين مجموعه آثارم از بين نرود آنها را به شکل يک سمفوني وبا ارکستر اجرا کردم. اين مجموعه هم سري اول اين شکل کار بود که در قالب موسيقي نمايش که به هرحال کار جديدي هم هست اجرا شد. در رابطه با اجراي مجدد صحبت هايي شده است اما هنوز زمان دقيق آن مشخص نيست.
اين تجربه چطور بود؟ ممکن است ما بار ديگر شاهد موسيقي نمايشي ديگر باشيم؟
فعلا که درگير يک پروژه ديگر هستم که احتمالا يک سال و نيم ساخت آن طول مي کشد. من درمورد کار هايم از قبل نمي توانم صحبت کنم. هميشه به دنبال آنچه که دلم مي خواهد رفته ام اما درنهايت اجراي اين کار با طراحي صحنه، دکور و آن لباس ها برايم جالب تر و جذاب تر بود. کار ما به هرحال ضعف هايي را هم به همراه داشت که به نظرم هر اثر هنري داراي نقص است. اصلا من مي گويم نقص يکي از ويژگي هاي هنر است.
اغلب کساني که اين کار را ديدند مي گفتند موسيقي آنقدر قوي بود که تصاوير نمايش را به فراموشي مي سپرد. شما موافقيد؟
اگر اين موسيقي هم ناشناخته بود برعکس مي شد. چون تمام قطعات داراي شناسنامه بودند همه از آنها خاطره موسيقي داشتند. مردم، حتي مطبوعات. چون اين موسيقي با گوششان آشنا بود. تا صداي موسيقي درمي آمد لذت مي بردند و فکر مي کردند که ديگر نيازي به مکمل ندارد. اما اگر موسيقي براي آنها غريب بود قطعا به نمايش هم توجه بيشتري نشان مي دادند.
نظر شما درمورد بخش نمايش کار چيست؟
من متاسفانه همه کار را نديده ام. چون درگير اجراي ارکستر هستم. اما بخشي از صحنه روز واقعه و آژانس شيشه اي را که ديدم به نظرم بسيار زيبا آمد. دوستان زحمت زيادي را کشيدند چون گردآوري و تمرين و هماهنگي با اين گروه بزرگ کار ساده اي نيست.
من شنيده ام کل پروژه نمايشي آن در مدت 20 روز تثبيت شده است.
تازه بعد از آن کار هماهنگ شدن با ارکستر موسيقي شروع مي شود. مدتي طول کشيد تا موسيقي ضبط شد و به گروه مجري داده شد. فکر مي کنم دو يا سه بار بيشتر با ارکستر تمرين نکردند. اما در مجموع اگر به وجدان خود رجوع کنيم اين يک کار نو در ايران است. هرچند که به خاطر مشکلات درون سالن قسمتهايي از فکر من پياده نشد.
چقدر با مجيد انتظامي در اين کار هنري همکاريهاي مطلوب شکل گرفت؟ آيا در اجراي اين نمايش به مشکل هم خورديد؟
ببينيد در انجام و توليد يک اثر هنري هميشه يک عده هستند که موافقند يک عده مخالف. من روز اول با دست باز آمدم و به همه هم اعلام کرديم که مي خواهيم با دست باز کار کنيم و يک کار را تجربه کنيم. درکار تجربي هم بايد همه دست ها رو باشد. يا موفق مي شويم يا نه.
آيا پدرتان به ديدن کارتان آمد؟
شايد برايتان جالب باشد که يکي از بهترين تماشاگران و مشتري هاي ما در اجراي اين اثر عزت الله انتظامي بود. ايشان از 6 عصر تا پايان اجرا در کنار من بود و آخر شب با هم برمي گشتيم و نمي دانيد با چه شوري از اين کار برايم تعريف مي کرد و هر شب از اينکار ديدن مي کرد.
چرا در عرصه تئاتر دست به ساخت و توليد موسيقي نمي زنيد؟
خب به هرحال هر کاري تخصص خود و آدم هاي خود را مي خواهد. من بسيار علاقمندم که تجربه هاي ديگري در زمينه تئاتر داشته باشم که اگر فرصت مناسب آن پيش آمد حتما اين گونه عمل خواهم کرد.
مهم ترين ويژگي يک آهنگساز چيست؟
انسانيت؛ اين سر منشا همه هنرهاست.
