آيا مي توانيم ايران را متوقف کنيم؟
امريکن کرونيکل: - چهارشنبه 5 دی 1386 [2007.12.26]
گرگ ريسان
ارسال محموله سوخت اورانيوم روسيه به ايران، جمهوري اسلامي را يک قدم به راه اندازي تأسيسات هسته اي بوشهر و يک قدم به تغيير توازن ديرينه قدرت در خاورميانه نزديک تر کرده است. تلاش هاي مداوم ايران براي توسعه فعاليت هاي هسته اي نشانگر آن است که اين کشور در نظر دارد به هدف نهايي خود دست پيدا کند: تبديل شدن به قدرت مسلط بر منطقه.
با هجوم نظامي آمريکا به عراق در سال 2003، ايران از اين فرصت براي افزايش نفوذ و قدرت خود در منطقه اي که اساسا ً توسط رژيم هاي سني اداره مي شود، استفاده کرد. برکناري صدام حسين به اکثريت شيعه عراق اجازه داد کنترل دولت خود را در اختيار بگيرند، و ايران بلافاصله با تجهيز و آموزش شبه نظاميان شيعه عراق، شروع به دخالت در امور داخلي اين کشور کرد. حمايت از حزب الله نيز به منظور افزايش حملات به اسرائيل و تقويت موضع اين گروه در جامعه لبنان و در درون دولت اين کشور، از ديگر اقدامات ايران بوده است.
در طول اين مدت، ايران تلاش هاي هسته اي خود را افزايش داده و به طور مداوم خواسته هاي جامعه بين الملل را، که در چندين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل منعکس شده اند، ناديده گرفته است. واقعيت اين است که برنامه هسته اي ايران بخشي از استراتژي کلي اين کشور براي خاورميانه محسوب مي شود، استراتژي که ايران به شدت در تلاش است آن را تبديل به واقعيت کند. اين استراتژي دربرگيرنده خاورميانه اي است که در آن ايران با رهبري جنبش شيعه که از بيروت تا تهران کشيده مي شود، قدرت اصلي بشمار مي رود؛ استراتژي که دولت هاي سني سراسر منطقه را عصباني مي کند.
گزارش هاي مداخله احتمالي عربستان سعودي در عراق از جانب جمعيت سني اين کشور و نيز اشاراتي درباره آغاز رقابت احتمالي تسليحات اتمي در خاورميانه، همگي بيانگر نگراني هاي واقعي کشورهاي سني منطقه از جمله عربستان سعودي، اردن، مصر و بحرين است. در واقع ايران بيش از پيش بانفوذ و قدرتمند، نگراني براي کل کشورها از جمله روسيه محسوب مي گردد.
مادامي که ايران اورانيوم غني مي کند، از طريق حزب الله در لبنان دخالت مي کند و باعث تحريک خشونت هاي فرقه اي در عراق مي شود، خطري براي منطقه و منافع امنيت ملي آمريکا و متحدانش هم در اروپا و هم در خاورميانه بشمار مي رود. بنابراين، ما براي جلوگيري از تبديل شدن ايران به کشور مسلط بر منطقه و ممانعت از تغيير بنيادين توازن ديرينه قدرت در منطقه، چه مي توانيم بکنيم؟
مذاکرات گذشته نتيجه اي در برنداشته است؛ ايران چندين بسته از مشوق هاي غرب را رد کرده است، و تحريم هاي تصويب شده توسط شوراي امنيت، در بهترين شرايط تأثيرات ناچيزي داشته اند. حمله نظامي به اين کشور نيز با توجه به مشکلات اين اقدام و همچنين يافته هاي ارزيابي اخير سازمان ملي اطلاعات آمريکا (ناي)، احتمالا ً از دستور کار خارج است.
واقعيت اين است که حقيقتاً هيچ گزينه مناسبي وجود ندارد. بعيد بنظر مي رسد مذاکرات جديد نتيجه محکمي بدنبال داشته باشد، چرا که ايران از موضع قدرت مذاکره مي کند، قادر است در لبنان بلوا بپا کند و از حزب الله براي حمله به اسرائيل استفاده کند، قادر است بر اساس گزارش ناي به مخالفت خود با جامعه بين الملل ادامه دهد و مي تواند با حمايت روزافزون از شبه نظاميان شيعه عراق و گروههاي همراه، موفقيت حيرت آور استراتژي هجوم آمريکا به عراق را به کابوس خونين قتل عام و آشوب تبديل کند. علاوه بر اين، با توجه به منافع مالي چشمگير کشورهاي مهم عضو سازمان ملل که با ايران داد و ستد دارند، بعيد است تحريم هاي بيشتر سازمان ملل به تصويب برسند، و در عين حال تأثير تحريم هاي يکجانبه آمريکا و اتحاديه اروپا بخاطر فقدان تحريم از جانب ساير کشورها محدود خواهد بود.
آمريکا و اروپا به سرعت به اين شناخت رسيده اند که نمي توان کار چنداني براي متوقف کردن ايران کرد. ضعف جامعه بين الملل در مقابله با ايران بخاطر حمايت اين کشور از حزب الله و مداخله آن در امور داخلي عراق و نيز شکست در موضوع هسته اي ايران، تضمين کرده است که احمدي نژاد و خامنه اي از نعمت گرفتن رضايت غرب براي به رسميت شناختن تسلط ايران بر منطقه برخوردار گردند. ايران با تسليحات اتمي و يا بدون آن، احتمالا ً قادر خواهد بود تغيير قدرت را بر خاورميانه اي که آمريکا و متحدانش ناگزير خواهند بود در دهه هاي آتي با آن سر و کار داشته باشند، تحميل کند.
منبع: امريکن کرونيکل، 21 دسامبر، 2007
