Rooz

الزامات دوران نو

هدي صابر* - دوشنبه 3 دی 1386 [2007.12.24]

hedysaber.jpg

تصور مي كنم كه در اين سه ويا چهار ساله اخير وارد دوران جديدي شده ايم كه كسي كمتر به آن عنايت مي ‏كند زيرا مي بينيم افراد به همان روش هاي سنتي مي خواهند مسايل را حل كنند. اين دوران را به اين اعتبار ‏دوران نو مي ناميم كه پس از دوره اي از تاريخ ايران كه به دوره اصلاحات موسوم بود قرار دارد. زيرا دوره ‏اصلاحات با بن بست هاي جدي مواجه شد. بن بست هايي که صرفا به دليل حضور راست سركوبگر نيست.‏

جريان راست در همه جهان وظيفه اش اين است كه مقابل تحول مي ايستد. اين جريان نيز صد سال است كه ‏در ايران مقابل تحول ايستاده است. يكصد سال قبل از مشروطه يعني در موج هاي نوخواهي عباس ميرزا، ‏قائم مقام، اميركبير، و در نهايت درموج هاي سپهسالار وامين الدوله نيز ايستادگي جريان راست دربرابر ‏تحول وجود داشته است. فرازهاي جديدي نيز بعد از مشروطه وجود داشته است. لذا اين كه واويلا راه بيندازيم ‏و بگوييم جناح راستي در ايران وجود دارد كه مقابل تحول مي ايستد، بايد بگويم كه اين موضوع، اساسا چيز ‏جديدي نيست و در تمامي جهان با اين شرايط در هرمنطقه به نحوي برخورد داشته ايم. اروپاييان نيز زماني ‏كه مي خواستند ازقرون ميانه بگذرند ووارد جهان نو شوند، با مشكلات كليسا و طيف هاي مرتجع وابسته به ‏زمين وكليسا برخورد داشتند. در باره علم نيز اين چنين است. علم نيز براي پيشرفت خود قرباني داد. به ‏عبارت ديگر درهر مسيري كه انسان پيشرفت كرده اين گونه نبوده كه برايش فرش قرمز پهن كرده باشند. تا ‏اين جا همه ناكامي هاي دهه اخير پاس داده شد به جريان راست سركوبگر، در حالي كه خود جريان اصلاح ‏طلب اعم از جريان هاي اصلاح طلب درون حاكميت وچه جريان هاي اصلاح طلب بيرون از حاكميت ‏مشكلات خاص خودشان را داشتند، از اين رو نتوانستند به توفيق دوراني نايل بشوند. ‏

لذا اين يك وجه قضيه است. يعني دوراني تمام شده ودوران جديدي آغاز شده است. وجه دوم اين است كه ‏مصرف گزاره هاي فكري، روشي و منشي تكراري گذشته سرآمده است. لذا با اين گزاره ها ديگر نمي توانيم ‏راه باز كنيم. ‏

وجه ديگر دوران جديد اين است كه نسل نو كه نه حافظه تاريخي جدي دارد ونه باروش هاي نسل ما ونسل قبل ‏از ما با ايران وجهان برخورد مي كند و سراسر پرسش وابهام و ترديد وتزلزل است بخش مهمي از عرصه ‏ملي مارا پر كرده است. ‏

وجه بعدي اين است كه نسل نو، خود اعلام نياز و پرسشگري مي كند. اين پرسشگري از خدا وجايگاه خدا در ‏هستي گرفته تا عدالت وآزادي و... روابط جنسي ميان دختروپسر را دربرمي گيرد. ناگفته نماند كه دراين ميان ‏جهان هم بسيار پرشتاب حركت مي كند. در ارتباط با شتاب جهان، مثالي در باره خط توليد اتومبيل در كره و ‏ژاپن مي زنند كه در اين دو كشور خط توليد براي يك دوره پنج ساله دراين دوكشور زده شده وپس از ازاين ‏دوره تمامي خط توليد جمع آوري شده وخط توليد جديدي جايگزين آن مي شود واين الگويي است براي همه ‏جهان. علاوه براين شتاب مذكور باعث شده تا بخشي از علم تبديل به حباب شده و گزاره هاي علمي جديدي ‏جانشين آن ها شود. ‏

وجه ديگر نو شدن، وضعيت ما و ايران است. وضعيت ايران به اين اعتبار نو و جديد است كه ساده ترين ‏وعقب مانده ترين جريان اجتماعي ايران حاكم شده وبا سياست هايي كه در عرصه سياست خارجي وسياست ‏داخلي اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي اتخاذ كرده است، ايران را با تمام قوا به سوي فروپاشي وبنيان پاشي مي ‏برد. از اين رو حاكميت از اين موضوع هراس داشته است كه اوضاع دچار فروپاشي شود. اما بايد گفت كه ‏فروپاشي اجتماعي صورت گرفته وچيزي وجود ندارد كه شيرازه بر آن استوار باشد. اما در حال حاضر بحث ‏فروپاشي ايران مطرح است به اين مفهوم كه در يك دوره دوسه ماهه بنيان هاي اقتصادي ايران از ميان رفت، ‏سازمان برنامه به عنوان نهاد اقتصاد كلاسيك ايران با 70 سال سابقه تقريبا منحل شد، بانك مركزي از اعتبار ‏پيشين خود سقوط كرد، مركز آماربه عنوان يك اداره كوچك به داخل رياست جمهوري رفت و استقلال خود را ‏ازدست داد. نظام كارشناسي ايران بسيار بي بارو بر شدتا جايي كه اكنون معدل سني كارشناسان سازمان ‏برنامه چيزي حدود 40 سال است كه تا كنون اين ميزان سابقه نداشته است. اقتصاد ايران به صورت جدي ‏شخم زده شده است وبا سياست تزريق پول در طي دو سال گذشته 150 ميليارد دلار به اقتصاد تزريق شد و با ‏آويزان كردن موز وآناناس و نارگيل و.... يك جشن عروسي مبتذل در ايران به پا كردند. رييس جمهور با ‏چمدان تراول به سفر مي رود. چنين ابتذالي در ايران تا اين اندازه سابقه نداشته است. از سوي ديگر اين گونه ‏برخورد سياسي نيز در ايران كم سابقه بوده است به نحوي كه علاوه برفشارهاي بسيار شديد بيروني، ماشاهد ‏يك خود سانسوري بي سابقه هستيم به نحوي كه قبل از آن كه حاكميت افراد را سانسور كند، خودشان خودشان ‏را سانسور مي كنند. در حال خاضر ميانگين ژورناليسم درايران حدود 25 و 26 سال است. ولي همين قلم به ‏دست هاي 26 ساله از هرژورناليست 70 ساله اي محافظه كارترند. آنان براي نوشتن ابتدا ملاحظه موقعيت ‏خود، سپس نشريه و در آخر ملاحظه خشونت حاكم بررفتار با روزنامه نگاران را مي كنند. سانسور پيچ در ‏پيچ و تودرتو تا اين اندازه در ايران وجود نداشته است. ‏

اما هنگامي كه از حاكميت به سمت احزاب مي آييم، مشاهده مي كنيم كه جريان هاي سياسي فكري ايران نيز ‏در وانفسا ترين دوران خود به سر مي برند به گونه اي كه جرياني كه به اپوزيسيون موسوم است ( گفتم ‏موسوم است زيرا الان خود اپوزيسيون وجود ندارد) هيچ گاه به مانند اكنون نبوده كه به مانند محاكميت ‏طرفدار حفظ وضع موجود بوده باشد. اين كه اپوزيسيون فاقد ايده نو، سازماندهي نو، فكرنو و آموزش نو ‏است، از يك منظر به معني كنار آمدن اپوزيسيون با وضع موجود است تا به هر نحو ممكن بماند. اپوزيسيون ‏وبه ويژه جريان روشنفكري مذهبي هيچگاه به چنين شرايطي گرفتار نبوده است. روشنفكري مذهبي همواره ‏درمدار تغيير جهان پيرامون براساس توان خودش حركت كرده است تا آن را بهبود بخشيده وزيست نو در ‏ايران به وجود بياورد. به اعتبار آن چه كه عرض كردم بايد بگويم اوضاع خودمان بسيار وخيم تر ازحاكميت ‏است. اگر جريان هاي سياسي – فكري موجود را به جاي حاكميت بنشانيم با توجه به اين كه 30 سال تخيل ‏ورزيدند، سخنراني و مقاله پاراف كردند، مي بينيم كه آن ها نيز بديل مناسبي براي حاكميت نيستند. از اين رو ‏شايد خود حاكميت در شرايط اجرايي شايد موفق تر از جريان اپوزيسيون روشنفكري است. ‏
‏ با تو جه به آن چه عرض كردم، جهان نو است و متناسب با اين نو بودن، بايد ملزوماتي را براي خود فراهم ‏بكنيم. ‏

‎تحليل 9 آيه سوره بقره‏‎

‏9 آيه اي كه از سوره بقره مطرح شد، يك گزاره كامل به شمارمي رود. به اين مفهوم كه آيات متشكله اش يك ‏گزاره موضوعي كيفي را تشكيل مي دهند. سوره هايي كه مطول هستند مانند سوره بقره وآل عمران، اعراف، ‏سوره هاي تبييني نام دارند. اين دسته از سوره ها سوره هايي هستند كه جهان و تاريخ را تبيين مي كنند. مثلا ‏سوره هاي اعراف، طه، هود، مومنون و شعرا، سوره هاي فلسفه تاريخ هستند، سوره اعراف و بقره بيشتر ‏تبيين جهان مي كنند. اين 9 آيه هم در سوره بقره، از آيه هاي تبييني به شمار مي روند. اين آيات نيز آيات ‏مطول مابين 20 تا30 كلمه هستند. آياتي كه بيش از 20 كلمه هستند، نوعا آيات تبييني هستند، يعني مي خواهند ‏نوعا آيات و حقيقتي را بيان كنند. آيه 30 تا 38 بقره، حدود يك صفحه قرآن را به خود اختصاص داده است. ‏در اين گزاره كامل، خداوند گزارشي مي دهد. اگر بپذيريم كه قرآن گزارشي است از بدو خلقت تا زمان پيامبر ‏آخر، گزاره هايش نيز اجزا گزارش ها هستند. ابتدا بايد عرض كنم در اين 9 آيه چند مفصل قابل مشاهده است ‏‏: 1- خلقت انسان 2- جعل انسان براي جانشيني 3- موضع گيري فرشتگان‏‎ ‎‏4- خداوند آموزش به آدم را ‏مطرح مي كند وبراي اين موضوع كلمه اسماء را به كار مي برد. 5- آدم آموزشي را كه ازخداوند گرفته به ‏فرشتگاه پس مي دهد. 6-‏‎ ‎همه فرشتگاه به موجود كيفي جديد( آدم) سجده مي كنند جزابليس. 7- آدم به عنوان ‏يك موجود نو با همسرش حوا در بهشت مستقر مي شوند. ظاهرا 7 ساعت بيشتر دربهشت تاب نمي آورند و ‏خطايي را مرتكب مي شوند كه براساس آن هبوط صورت مي گيرد. مهم اين است همچنانكه آدم در مرحله ‏ورود به اين جهان مورد آموزش قرار گرفت وخداوند اورا تجهيز كرد، در مرحله هبوط نيز بازهم خداوند ‏انسان را مجهز مي كند. در آن جا به آدم اسماء را آموخت ودر اين جا كلمه را به او القاءكرد. آيه آخر هم تاكيد ‏مي كند كه بعد از اين هم آموزش وپيام رساني ادامه دارد و اگر انسان و بني بشر پيام ها را در بن بست ها ‏وبحران ها بگيرد درسير زندگي خود نه خوفي و نه حزني خواهد داشت. و اين كه درشرايط موجود ما هم ‏حزن داريم وهم خوف، ‌نشانگر آن است كه ما با اين پيام نتوانستيم ارتباط برقرار كنيم. در اين جا دو آيه وجود ‏دارد كه برروي سنت هاي خداوند تاكيد ويژه دارند: 1- سنت الله التي قد خلت من قبل لن تجد لسنت الله تبديلا. ‏سنت ها ي خداوند روش هاي پايدار، بدون تبديل وتحول، سنجيده ومحصول انديشه ودرايت وذكاوت و بي ‏كاستي و بي پايان خداوند است. اين بدان معني كه سنن خداوند باركيفي دارند. يكي از اين سنت ها، سنت ‏تجهيز است. تجهيز به اين مفهوم است كه خداوند آدم را پس از خلقت مجهز( به اسماء) مي كند. آدمي كه مي ‏خواهد به اين جهان بيايد، اين گونه است كه ازمادون با دون آمده است. به عبارت ديگر از غير هستي به جهان ‏هستي آمده است. آن اسمايي كه درقرآن آمده است به معناي كليد واژه هايي است براي حضور پيدا كردن ‏درجهان هستي كه براي آدم وهمسرش بسيار نوپديد بوده است زيرا چنين موضوعي اساسا قبلا وجود نداشته ‏است. اسما كليد واژه هاي ورود به هستي است، دانشي براي ايجاد همفضايي با پيرامون است. انسان خطا مي ‏كند وخداوند برخلاف نظام هاي مستقر درايران، به جاي تنبيه بدني، به او آموزش مي دهد. آموزش هم، ‏آموزش كلمه است. اگر اسماء كليد واژه ها بود، كلمه دردوران جديد واژگان كيفي بارداري هستند، از چه ‏طريق كلمه به انسان منتقل شد؟ با مكانيسم القاء. القاء به معني تزريق كيفي است. البته دركشور ما چون همه ‏چيز با مكانيزم زور پيش مي رود، گمان مي كنيم القاء يعني تفهيم زوري! ولي القاء به معناي تزريق محنوايي ‏و كيفي، و به عبارت ديگر تزريق يك مفهوم به ديگري است. خداوند با اين مكانيسم به انساني كه خطا كرده و ‏درمقابل خداوند شوريده است به جاي تنبيه، به او آموزش مي دهد و مجددا او را مجهز مي كند. آموزش جديد ‏نيز آموزش كلمه است. آيه آخر نيز كه آيه 38 است آيه كيفي است. اين آيه به بني بشر مي گويد كه از اين به ‏بعد زمين و به عبارت بهتر ساختن آن، تنظيم روش ومنش و به طور كلي اداره آن به دست شما است. از اين ‏به بعد كه دربن بست ها گير مي كنيد، پيام هايي از طريق راهنماياني خواهند آمد كه اگر شما با آن راهنمايان ‏ارتباط مناسب برقرار كنيد طبيعتا حزن واندوهي نخواهيد داشت و دربن بست تاريخي خود باقي نخواهيد ماند. ‏

پس يكي از سنت هاي خد اوند سنت تجهيز است كه مرحله به مرحله خداوند انسان را مجهز كرده است. سپس ‏ارسال رسل وانبياء را داريم كه توسط آنان آموزش از طريق وحي تا زمان پيامبر آخر ادامه مي يابد. اين را ‏هم بگويم كه به خصوص انبياء اولوالعزم دورانساز، حاوي دوپيام بوده اند: 1- پيام محوري توخيد كه همواره ‏خود را عبد وبنده پروردگار مي دانستند. 2- اين دسته از انبياء داراي يك پيام دوراني نيز بوده اند. پيام دوراني ‏متناسب با آن محلي است كه ميزبان وحي است. هر قومي به دليلي انحراف از معيار پيدا كردند. 18/26 قوم ‏لوط انحراف جنيسي پيدا كردند، قومي نيز كم فروش شدند، قوم ديگر متقلب شدند، آن پيامبري كه مي آمده تا ‏پيام وحي را برساند براي پرستش خداوند يكتا برساند، قرار بوده كه يك پيام دوراني نيز بياورد تا انحراف ‏معيار انسان را از فطرتش جلوگيري كند. لذا اين دسته از آموزش ها مداوم ومستمر بوده است. خود كتاب آخر ‏هم درحقيقت كتاب تجهيز است تا به اين طريق همه كساني كه مي خواهند رونده باشند از اين كتاب بهره ببرند. ‏كتاب آخرهم مانندكتاب هاي ديگر در زمينه فلسفه تاريخ وتبيين جهان آموزش هاي جاويدان دارد به علاوه آن ‏كه هر فرد كه آن را بخواند مي تواند در حد درك و توان خويش، مخاطب وحي موجود درقرآن نيز قرار ‏بگيرد. يعني به آن گونه نيست كه تنها يكباربه ذهن پيامبر متبادر شده وحي سرآمد. خير هرشخصي مي تواند ‏رابطه اي برقرار كند و در حد نياز خود ازآن الهام بگيرد. ‏

وجه ديگر نيز اين است كه الهام خداوند به انسان همواره پابرجا بوده است. اديسون جمله اي دارد كه مي گويد ‏نبوغ از يك درصد الهام و99 درصد عرق. اين جمله خيلي جالب است. يعني استارت آن الهام و منشاء آن خدا ‏است، عرق همه به مفهوم آن انسان عاشقي است كه براي رسيدن به هدف خودش عرق مي ريزد. ‏

در اين جا بايد اضافه كنم كه تجهيز وجهي ار ربوبيت ورفاقت خداوند با انسان است، ربوبيت يك واژه با ابعاد ‏مختلف است به نحوي كه از پدري خدا گرفته تا رفاقت، ولايت ( نه به معناي ولايت فقيه بلكه به معناي رفاقت ‏خدا با ابناء و كساني خداوند آن ها را خلق كرده است) و... درآن مستتر است. بنابراين سنت پروردگاه تجهيز ‏است ودر هر مرحله اي كه قرار انسان به دوران نويي وارد شود، خداوند انسان را مجهز مي كند. پس مجهز ‏شدن به كيفيت نو براي ورود به دوران نو يك اصل غير قابل ترديد است. ‏

حال سنت بشر چيست؟ آيا سنت بشر جداي ازسنت پروردگار است يا همزاد با سنت پروردگار است. ؟ بشر ‏نيز سنتش اين است كه قبل از ورود به مدارهاي نو وعرصه هاي كيفي، همواره خود را مجهز مي كند؛ هم به ‏لحاظ عملي وهم به لحاظ نظري. لذا بشر فراز به فراز قبل از آن كه در هر مرحله اي به دوره جديد ورود پيدا ‏بكند خود را مجهز كرده است. دردوره غارنشيني، بشر چوب تراشيد تا بتواند به عصرشكار وارد شود. ‏دردوران شباني حيوانات را مهار و اهلي كرد تا بتواند دوران شباني را رقم بزند. دردوره كشاورزي بذر را ‏اختراع كرد وويژه گي هاي گياهان را شناخت و از گذر آن توانست زمين هاي كشاورزي را آماده كند. ‏

دردوران گذاري كه مي خواست از دوران كشاورزي به دوران فني وارد بشود اقدام با ايجاد و كشف صنايع ‏دستي كرد و سپس وارد دنياي صنعتي ودوران هاي تكنولوژي شد. از اين رو مشاهده مي كنيم كه سنت بشر ‏نيز سنت تجهيز است. خانم خوارزمي در تقسيم بندي خود ذكرمي كنندكه از زمان كتابت بشر 4هزار سال مي ‏گذرد. ايشان مي گويد اگر عمر مفيد هر نسل دورانساز را 80 سال تعريف كنيم، بشر ازابتداي كتابت تاكنون ‏‏50 نسل 80 ساله را تجربه كرده است. واين دونسل اخير كه 160 ساله اخير جهان رقم زده است، بيشترين ‏سهم را درساخت وساز شرايطي را كه مابه ارث برده ايم داشته اند. از اين رو مشاهده مي كنيم كه روند تجهيز ‏در اين 200 سال اخير بسيار بيشتر شده است. بشر براي عبور از قرون وسطي و رهايي از چنگال كليسا نيز ‏به ادبيات نو، فلسفه نو و... تجهيز شد تا توانست به دوران جديد پاي بگذارد. اين سير به عنوان سنت بشر در ‏ايران نيز طي شده است. در ايران ما نيز ملكم خان، آخوندف، سيد جمال الدين اسد آبادي، ميرزاآقاخان ‏كرماني، در كنار اين ها اصلاح طلبان درون حاكميت مانند مستشارالدوله امير نظام گروسي و امين الدوله ‏آمدند. سلسله روشنفكران تبريز مانند دواچي، ناطق، تربيت و... پا به عرصه وجود گذاشتند. از اين رو ‏درايران 40 سال قبل از مشروطه، سير تجهيز در ايران طي شد و به همراه آن آرمان مشروطه يعني رفع ‏مطلقيت و استقرار مشروطيت شكل گرفت. 10 سال قبل از مشروطه تا 10 سال بعد ازمشروطه 80 رساله ‏درايران نوشته شد. اين رساله ها بعلاوه آثار ودستنوشته ها ومحاورات اصلاح طلبان درون وبيرون حاكميت ‏شرايطي را به گونه اي فراهم كرد كه عروسي مشروطيت وجمهوريت براي ايرانيان مهيا شد. جشني كه ‏ازاروپا آغاز شده بود و سپس به ژاپن و در نهايت به روسيه و عثماني و در آخر به ايران رسيد. ‏

به آيه 122 درسوره توبه كمتر عنايت مي شود. اين آيه بسيار كيفي است. پيامبر براي يكي از جنك ها فرمان ‏بسيج داد. چند نفري تمكين نكردند. مي گويند ما به جنگ نمي رويم زيرا ما مي خواهيم به كار فكري بپردازيم ‏و دردين تفقه بكنيم. پيامبر راضي نمي شود ومجددا فرمان اعزام همه به جنگ را مي دهد، آن ها نيز مجددا ‏تمكين نمي كنند. به دنبال اين موضوع آيه تفقه نازل مي شود. مي گويد الزامي نيست كه همه باهم به جنگ ‏بروند. بگذار هسته اي تفقه دردين كنند ( تفقه مانند شخم زدن است و در حقيقت مجادله اي است براي فهم ‏جديد) تا بقيه كه از جنگ برمي گردند، اقدام به آموزش آنان كنند تا از اين طريق جامعه تحول يابد. اين آيه ‏نشان مي دهد كه سنت تجهيز جابه جاي قرآن وجود دارد. مشورت نيز براي تجهيز بشر است. بنا براين سنت ‏خدا ( به عنوان سنت اصلي )سنت خلق جديد است وسنت بشر( به عنوان سنت فرعي) نيز سنت نوبه نو شدن ‏است. ‏

حال بايد بپرسيم چرا ما دراين شرايط گرفتار آمد ه ايم؟ به اين دليل است كه ما سنت تجهيز را به فراموشي ‏سپرده ايم. درايران نيز هرگاه به تجهيزي متوسل شده ايم، تحولي ايجاد شده است. تجهيز يك دهه قبل ‏ازمشروطه به مشروطه منجر شد. تجهيز دهه 20 كه به نهضت ملي شدن نفت منجر شد. تجهيزهاي دهه هاي ‏‏40 و50 به انقلاب منجر شد. تجهيز دهه 60 و70 هم حركت موسوم به اصلاحات درآمد. حركت موسوم به ‏اصلاحات نيز زماني توقف كرد كه جان مايه خودش خشكيد. به عبارت ديگر سركوب كوي دانشگاه، ترورها، ‏و قتل هاي زنجيره اي پايان اصلاحات نبود. ‏

درتمامي جهان كساني شرايط را به پيش مي برند كه سير تجهيز را طي كرده باشند. غير ممكن است اتفاق ‏مثبتي روي دهد بدون تجهيز. از آن جا كه جهان از روي تصاد ف به وجود نيامده، از همين رو تحول هم از ‏روي تصادف ايجاد نشده است. ‏

اما آن چه درايران روي داده، جريان معكوس سنت خداوند وسنت بشر است. روشنفكري ايران به ويژه ‏روشنفكري مذهبي اش تا زماني كه كارمي كرد، جهان نو مي ساخت، در دهه 20 مثلث پاك نهادي از ‏بازرگان، طالقاني، و دكتر سحابي تشكيل شد. آقاي طالقاني در قرآن غور كرد وحرف براي گفتن داشت كه ‏براساس آن نسل نويي را تربيت كرد. مهندس بازرگان در حد فهم خويش براساس رشته تحصيلي اش كه ‏ترموديناميك بود به تبيين جهان پرداخت وكتاب هاي راه طي شده، ‌عشق وپرستش و ذره بي انتهاء محصول ‏كار ايشان است. دكتر سحابي هم درحد توان خويش زيست جهان را توضيح داد و آن را در كتاب خلقت انسان ‏و مابقي مقاله هايش تبيين كرد. مرحوم نخشب در حد توان خويش گراره تلفيقي سوسياليسم وتوحيد را مطرح ‏كرد. بعدها درنسل نو حنيف نژاد ظهور كرد. او با همه جواني اش گزاره اي برجاي گذاشت كه بسيار ماندگار ‏است. وقتي كه براي آغاز جنگ مسلحانه به او فشار مي آوردند، ( چون جرياني دركردستان دست به اسلحه ‏شده بود) او سخن بسيار كيفي را مطرح كرد. او گفت براي آن كه يك سانتي متر خاك دركف اقيانوس رسوب ‏كند، يك ميليون سال زمان لازم است. طبيعت پرحوصله است وبا حوصله خود را تجهيز مي كند، ما هم بايد ‏پرحوصله باشيم وبا حوصله بايد خود را تجهيز كنيم. اما الان صلاحيت لازم را كسب نكرده ايم. آنان به مدت ‏‏10 سال كارفكري كردند، جهان را تبيين كردند و براساس آن كتاب هاي جهان سه عنصره، ديناميسم قرآن، ‏شناخت، راه بشر راه انبياء را منتشر كردند و به اين گونه خود را مجهز كردند تا به سرفصلي برسند. بعدها ‏شريعتي آمد و ديگراني آمدند كه اين نقض تجهيزسازي را ايفا كردند از جمله دكتر پيمان، مهندس صحابي، ‏آقاي ميثمي در حد تجربي، و ديگران نيز هريك به اندازه سهم خويش به اين فرآيند تجهيز كمك كردند. ‏

‎ضعف جربان روشنفكري‎

اين كه جريان روشنفكري در حال حاضرمحلي از اعراب ندارد و نمي تواند موفق بشود وقادر نيست دوران ‏بسازد محصول اين است كه سير تجهيز را طي نمي كند. در ايران نيز تا زماني كه روشنفكري مذهبي ‏درموضع توليد بود، دوران نيز نو به نو عوض مي شد. با همه سركوبگري كه شاه داشت مجبور بود جريان ‏هاي تحول خواه را مورد ملاحظه قرار دهد. البته سركوب كرد ولي نمي توانست آن ها را ناديده بگيرد. اين ‏درحالي است كه جمهوري اسلامي به راحتي ديدگان خود را برروي جريان هاي موجود مي بندد. از اين رو ‏بايد بپرسيم ما چه چيزي را براي عرضه داريم تا چشمي را خيره و ذهني را متوجه خودمان كنيم. به عبارت ‏ديگر هنگامي كه مي گويند اپوزيسيون ايران يك ميني بوس هستند، يا هنگامي كه وزير اطلاعات مي گويد ‏اصلا قابل اعتنا نيستند، البته بخشي از واقعيت است چون حرف جديدي براي گفتن ندارند. ببينيد در حال ‏بخشي از نسل نو وجوانان جذب بسيج، بخشي جذب رضا پهلوي، وبخشي نيز جذب گلدكوئيست و بخشي جذب ‏ماهواره و اينترنت مي شود. بنا براين نسل نوخواه توزيع مي شود. اكنون ما دراين فرآيند جذب وتجهيز چه ‏نقشي داريم ؟ هرجاكه نگاه مي كنيم، آدم هاي تكراري مي بينيم، يعني درخودمان هستيم. زيرا نتوانستيم الگوي ‏جديدي را ارائه كنيم. از اين رو مي توانيم بگوييم كه سنت روشنفكري ديني در اين ربع قرن اخير از سنت ‏تجهيز فاصله گرفته است. البته در اين جا بايد بگذريم از خرده چيزهايي كه توليد مي شود كه جنبه دورانسازي ‏ندارد. آثاري دردست نيست كه همه خوان باشدمانند راه طي شده بازرگان و اسلامشناسي شريعتي. آثاري ‏وجود ندارد كه نكته اي به جامعه بدهد و درهمه شرايط فكرافراد را مشغول به خود سازد. اكنون روشنفكر ‏مذهبي موضع شده وبه مدار توزيع رفته است. شما رابطه روشنفكر مذهبي را نهضت ترجمه واينترنت قطع ‏كنيد وسپس ببينيد چه اثر ويژه اي براي عرضه دارد؟ تا ذهن را تكان بدهد و الگوي زيست ايجاد كند؟ از اين ‏روجريان روشنفكر از جمله روشنفكري ملي – مذهبي، بيشتر جريان موزع است. جريان مولد نيست. لذا ‏ضرورت ويژه اي براي تمركز روي تجهيز وجود دارد و به ايجاد نوآوري و ايده نو، سازماندهي نو، و روش ‏هاي نونياز داريم. براي اين موضوع نيازمند مسئله شناسي هستيم. مجموعه بحث حاضر نشان مي دهد كه ما ‏هم از سنت خدا و هم ازسنت بشر فاصله گرفته ايم. ‏

پي نوشت
‏--------‏
‏*متن سخنراني هدي صابر در جمع فعالان سياسي – اجتماعي در منزل دکتر حبيب الله پيمان.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.