سريال روز♦ تلويزيون
مهدي شکيبايي - پنجشنبه 29 آذر 1386 [2007.12.20]
انتخاب سوژه و گزينش عوامل يک از اصول اساسي توليد مجموعه هاي تلويزيوني است که اگر درست انجام شود، شاهد اثري قابل تامل وگيرا خواهيم بود. بهرام بهراميان ازآن دسته کارگردانان خلاقي است که با انتخاب فيلمنامه منسجم و چيدن درست عوامل مجموعه اي جذاب و قوي به نام ساعت شني را کارگرداني کرده، که هم اکنون از شبکه اول سيما به صورت يک روز در ميان پخش مي شود. نگاهي داريم به اين سريال جسورانه و خوش ساخت....

ساعت شني
نويسنده: احمد رفيع زاده. کارگردان: بهرام بهراميان. طراح صحنه و لباس: مجيد ليلاچي. تهيه کننده: سيد رضا شکري. مديرتصويربرداري: سيروس عبدلي. محمد عسگري. طراح گريم: مهين نويدي. موسيقي: اميد کرامتي. مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد.دستيار کارگردان: آلاله هاشمي.انتخاب بازيگران: محمد رضا شريفي نيا. صدابردار: اصغر شاهوردي. بهروز معاونيان. تدوين: رضا مطهري. بازيگران: رويا تيموريان، بيژن امکانيان، داريوش ارجمند، نسرين مقانلو، سام درخشاني، مهراوه شريفي نيا، برزو ارجمند، رويا نونهالي، کمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، آزيتا حاجيان، شهره لرستاني.. محصول : گروه فيلم و سريال شبکه اول
درامي خوش ساخت و جسورانه
ساخت درام هاي اجتماعي همواره ازمهم ترين گونه هاي هنري سينما وتلويزيون بوده و در چند سال گذشته توجه جدي ازسوي هنرمندان ومسئولين سازمان به ساخت چنين مجموعه ها وسريال هايي شده است. قواعد ساخت يک درام اجتماعي درنگاه اول بسيار ساده به نظر مي رسد، اما درعين سادگي اگر به درستي موضوع و مضمون مورد استفاده پرداخت نشود با اثري سطحي ودم دستي مواجه مي شويم که چيزي جز يک مجموعه نا منسجم نيست. عنصرديگري که در درام هاي اجتماعي بسيارمهم مي باشد انتخاب سوژه مناسب و به روز جامعه مي باشد که مخاطب با آن درزندگي روزمره اش درگير و نسبت به آن پيش زمينه ذهني داشته باشد. کمتر فيلمنامه نويسي در اين چند ساله گذشته در سينما و تلويزيون ايران وجود داشته اند که به چنين سوژه هايي نزديک شده باشند البته مميزي ها و محدوديت ها هم مزيد برعلت شده تا سوژه هاي بکر و دست نخورده اي همچنان در جامعه و در دنياي داستاني باقي بمانند. خوشبختانه در"ساعت شني" اين اتفاق افتاده است و مخاطب چه عام و چه خاص با فيلمنامه اي روبروست که از نوآوري و جسارت فوق العاده اي چه به لحاظ ساختاري و چه به لحاظ محتوايي برخوردار است.
نويسنده از طريق روايت موازي دو جهان داستاني مخاطب را به جهان درام پرتاب مي کند. در واقع مخاطب همزمان با ماجراي زندگي مينا "نسرين مقانلو" و مهشيد "مهراوه شريفي نيا" را که دو زن مهجور و ستمديده جامعه هستند و ماجراي زندگي دکتر ماهرخ گلستان "رويا نونهالي" وهمسرش ناصر "بيژن امکانيان" را که با مشکل بچه دارنشدن مواجه هستند، مواجه مي شود. نويسنده استادانه اين دو روايت را بطور موازي در جهان شخصيت ها به پيش مي برد و آنقدر بجا و به موقع ميان رويدادها برش مي زند که مخاطب احساس خستگي نمي کند. ديالوگ نويسي متناسب با شخصيت ها از ويژگي بارز و درخشان کار نويسنده فيلمنامه مي باشد درواقع هرشخصيت متناسب با فرهنگ شفاهي ومحيط جغرافيايي پرورش يافته در آن لب به سخن مي گشايد. نمونه بارز آن سکانس حضور و رويارويي مينا با فروشنده لباس درمغازه مي باشد که پس ازپيشنهاد غيراخلاقي فروشنده، مينا با همان فرهنگ بومي ورفتاري خود جواب او را مي دهد و در يک لحظه مخاطب درجاي خود ميخکوب مي ماند. و اين در واقع نشان از شناخت و جسارت نويسنده اثر دارد که بجاي گذاشتن ديالوگ شکيل در دهان شخصيت، ديالوگي را در دهان او مي گذارد که کاملاً با صحنه سينک مي شود. عنصرجزئي و ريز ديگري که نويسنده به خوبي براي شخصيت ها پرداخت کرده، انتخاب اشياء مورد استفاده آنهاست. به عنوان مثال : انگشترازدواج مهشيد که درلحظات حساس کمک شاياني به شخصيت و بازيگرمي کند. و يا نمونه ديگر کليد خانه مينا که هروقت او به پشت درخانه اش مي رسد آن را گم مي کند. درواقع کليد نماد و تمثيلي از کليد مشکلات زندگي او دارد که او در رابطه اش با فرهاد "سام درخشاني" همسر سابقش آن را گم کرده و حال چنين ناآرام است.

در بخش کارگرداني، بهراميان آنقدر مسلط و درست دکوپاژ صحنه ها را انجام داده که تماشاگراصلا احساس خستگي نمي کند. ريتم تدوين و اتصال نماها آنقدر روان و خوب مي باشد که مخاطب متوجه تغييرمحسوس مکاني و زماني نمي شود و بيشتر توجه مخاطب به رويدادها جلب مي شود. ميزانسن هاي ترکيبي دونفره- هدايت صحيح بازيگر و مهم تر از همه انتخاب درست بازيگران از نقاط عطف و درخشان کارگردان اثر مي باشد. دربخش بازيگري مخاطب شاهد بازي درخشان نسرين مقانلو درنقش مينا است. او با استفاده از لحظات انفجاري در بازي اش و تضاد آن با لحظات هيجاني وحسي شخصيتش لايه هاي پيچيده شخصيت مينا را به خوبي به نمايش مي گذارد. داريوش ارجمند، رويا نونهالي وبيژن امکانيان هم به خوبي ازعهده نقشهاي خود برمي آيند. درمجموع "ساعت شني" درامي خوش ساخت و جامعه شناسانه و با جسارت مي باشد که گريزهاي خوبي به معضلات اجتماع مي زند و ابايي از به نقد کشيدن بعضي ازمسائل غيرقابل مطرح شدن ندارد و اين نشانه و جريان مثبتي در روند توليد مجموعه هاي تلويزيوني است.
