Rooz

دست‎ ‎هاي غيبي

رضا تقي زاده‏ rtaghizade@aol.com - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

rezataghizadeh.jpg

ارسال اولين محموله سوخت هسته اي از سوي روسيه به مقصد بوشهر، ضمن پايان دادن به مجموعه مشکلات ‏سياسي که تاکنون مانع از اجراي اين بخش از تعهدات آن کشور بعنوان پيمانکار کارخانه آب سبک برق اتمي ‏ايران شده بود، الويت هاي برنامه نوسعه اتمي ايران را نيز عملا تغير داده است. اقدام اخير که تازه ترين رويداد ‏ازمجموعه تحولات پيوسته اي است که از حدود 4 ماه قبل ظاهرا در محور هاي متفاوت در عين حال مرتبط با ‏يکديگر صورت پذيرفته، مي تواند مسير بازگشت کامل ايران به شرايط جاري در ميانه سال 2005 ميلادي را ‏فراهم آورده وامکان ادامه همکاري ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي را تدريجا فراهم سازد. ‏

‏ در اين شرايط به نظر مي رسد که دوسال پس اصرار بر آغاز کار کارخانه فرآوري اورانيوم در اصفهان و ‏متعاقبا آغاز غني سازي اورانيوم در نطنز که به قطع همکاري هاي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي انجاميد ‏و مالا موجب شد که راه ايران وبرنامه توسعه اتمي آن به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ختم شود، الويت هاي ‏برنامه اتمي ايران اينک در عمل تغيير کرده و روند توسعه آن در مسيري قرار گرفته که پيش از روي کار آمدن ‏دولت احمدي نژاد قرار داشت.‏

بعد از فاش ساختن دو محل در دست احداث تاسيسات اتمي ايران وسيله سازمان مجاهدين خلق در سال 2002 ‏ميلادي- که بعد اعلام شد اطلاعات منتشر شده از سوي آنها توسط سازمان هاي اطلاعاتي اسرائيل در اختيارشان ‏قرار گرفته بوده- دولت وقت ايران سياست در هاي باز را در ارتباط با ديپلماسي هسته اي ايران اعلام کرد و ‏رييس جمهور وقت ايران محمد خاتمي طي يک کنفرانس مطبوعاتي، ضمن تائيد وجود دو محل در دست بناي ‏اتمي مورداشاره در اراک و نطنز، اظهار داشت که برنامه هاي اتمي ايران فاقد هدفهاي نظامي است. او همچنين ‏به منظور رفع نگراني جامعه جهاني اعلام داشت که دولت ايران آماده همکاري و دادن اطلاعات کافي در مورد ‏برنامه هسته اي خود به آژانس است.‏

در ماه اکتبر سال 2003 و در پي انجام گفتگوهاي مقدماتي ميان ايران و جامعه اروپا، وزراي خارجه سه کشور ‏اروپائي به ايران آمده و طي مراسمي قرارداد موسوم به "سعد آباد" را با ايران به امضا رساندند. طرف ايراني در ‏اين مذاکرات حسن روحاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي ايران بود که سرپرستي انجام گفتگوهاي اتمي با ‏جامعه اروپا پيش از آن به او واگذار شده بود. از جانب اروپا نيز وزراي خارجه وقت انگليس، فرانسه و آلمان در ‏گفتگو هاي سعد آباد شرکت داشتند.‏

متعاقب امضاي پيمان سعد آباد که بهانه عزيمت يک هيات بلند پايه اروپايي به تهران شده بود، ايران داوطلبانه ‏فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم را که تازه آغاز کرده بود تعليق کرد و اروپا نيز متعاقبا متعهد شد در ‏راه نوسعه برنامه هاي صلح اميز هسته اي ايران – از جمله فروش راکتورهاي اتمي پيشرفته اب سبک- با آن ‏کشور همکاري کند. مجموعه اين کمک ها که به بسته پيشنهادي اروپا شهرت يافت اقلام متفاوتي از جمله : امضاي ‏قراردادهاي همکاري هاي تجاري با جامعه اروپا، پذيرفته شدن ايران در سازمان تجارت جهاني، سرمايه گذاري ‏در طرحهاي توسعه منابع نفت و گاز و پذيرفتن ايران در ارايشهاي امنيت منطقه اي را در بر داشت.‏

طي دوسال ادامه مذاکرات ميان ايران و جامعه اروپا، اگرچه موفقيت زيادي در جهت نزديک تر کردن انتظارات ‏دو طرف به دست نيامد، در عين حال شرايط فيمابين نيز از کنترل خارج نشد و اميد به حصول توافق، تداوم ‏مذاکرات را موجب شد. در آن زمان نگراني عمده دنياي خارج و از جمله مذاکره کننده گان اروپايي، دستيابي ‏ايران به تکنولوژي غني سازي اورانيوم و قرار گرفتن آن کشور در موقعيت توليد بمب اتمي اتمي بود. متقابلا ‏ايران نيز علاوه بر طرح انتظارات اقتصادي، اصرار بر دريافت ضمانتهايي داشت که در نتيجه حصول آنها تداوم ‏سياسي ايران دچار تغير نشود. به معناي ساده تر خواستار تعهد امريکا براي خوداري از دخالت در امور داخلي ‏ايران، عدم وتوسل به زور و حمله نظامي عليه ايران و عدم تعقيب طرح احتمالي تغيير نظام بود. ‏

اروپا طبيعتا در موقييتي قرار نداشت که در جهت تامين کامل اين خواسته ها موثر واقع شود. روابط ايران با ‏امريکا نيز به دليل‎ ‎‏1- حضور يک دولت سختگير و دست راستي در کاخ سفيد، و‎ ‎‏2-‏‎ ‎افزايش حملات تروريستي ‏که پس هدف قرار گرفتن نيويورک وارد مرحله بحراني تازه اي شده بود، بشدت رو به وخامت ميرفت. قرار دادن ‏ايران در ليست سه کشوري که رييس جمهور امريکا آن را "محور شرارت " قلمداد کرد، نقطه اوج اين شرايط ‏بود.‏

‏ هم زمان، نارضايتي هاي داخلي در ايران نيز دولت منسوب به اصلاح طلبان را با چالشهاي متفاوتي روبه رو ‏کرده و از قدرت تعامل آن در روابط خارجي کاسته بود. بي تفاوتي مردم ناشي از افزايش نارضايتي ها و کاهش ‏اقبال آنها از انتخابات موجب شد که گروههاي محافظه کار کنترل مجلس را از دست اصلاح طلبان خارج ساخته و ‏از اين راه بيش از پيش دولت را تحت فشار قرار دهند. علي رغم شرايط برشمرده، سياست هاي توسعه اتمي ايران ‏داراي الويتهايي بود که پايبندي به آنها موجب شده بود تا با حفظ پايبندي به تعهدات سعد آباد 1- مانع از افزايش ‏خطر هجوم نظامي از خارج شده 2- از ارسال پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت ممانعت به عمل آورد.‏

در تدوين سياست هاي توسعه هسته اي ايران در فاصله سالهاي 2003 تا 2005 ، الويت به تکميل کارخانه برق ‏اتمي بوشهر داده شد و غني سازي اورانيوم و برنامه دست يابي به چرخه توليد سوخت اتمي در درجه دوم اهميت ‏قرار گرفت. تا قبل از آشکار شدن محلهاي افشا شده تاسيسات هسته اي ايران، قرار بود که مجموعه اين برنامه ها ‏به صورت همسطح پيگيري شود. خوداري از راه اندازي واحد در شرف به کار فرآوري اورانيوم در اصفهان ‏وهمچنين تعليق غني سازي در نطنز، حاصل اين تغيير الويت ها بود. ‏

روسيه شريک همکاري هاي اتمي ايران و سازنده راکتور اتمي در بوشهر از اين شرايط رضايت نسبي داشت و با ‏وجود مقابله با مشکلات فني تکميل کارخانه بوشهر، همچنان به ادامه و تکميل طرح ياد شده اميدوار بود. بعد از ‏روي کار آمدن دولت تازه در ايران و اتخاذ سياست هاي سخت گيرانه تر در قبال تعهدات دولت پيشين و سياست ‏هاي متکي به تعامل آن، به جز نارضايي اتحاديه اروپا، امريکا و آژانس بين المللي انرزي اتمي، روسها نيز از ‏تغيير رويکرد تازه ايران ناراضي شدند و يکي از نتايج اين نارضايتي آن بود که مشکلات سياسي نيز بر مجموعه ‏مشکلات فني تکميل کارخانه بوشهرافزوده شد. روسها در کنار امريکا و جامعه اروپا با ادامه غني سازي اورانيوم ‏در داخل ايران مخالف بودند و اين مخالفت را به عنوان سياست رسمي خود اشکارا اعلام داشتند.‏

اينک با در نظر گرفتن تحولات پيوسطه اي که نمي توانند به هيچ وجه"تصادفي" تلقي شوند وصورت گرفتن آنها ‏يقينا ناشي از توافق هاي دو جانبه و چند جانبه با ايران است، ايران در مکاني قرار گرفته که پيش از روي کار ‏امدن دولت احمدي نژاد قرار داشت.‏

مرور سريع اين تحولات شايد به شناخت بيشتر دلايل و بخصوص ارتباط نزديک آنها با يکديگر ياري دهد. از سه ‏ماه پيش و بدنبال انجام اولين دور مذاکرات بين سفراي ايران و امريکا در بغداد، شرايط امنيتي در بغداد بهبود يافته ‏و از ميزان حملات و بمب گذاري ها بخصوص در بصره و بغداد کاسته شده است. بهبود شرايط امنيتي در عراق ‏دست دولت امريکا را براي تامين بودجه ادامه حضور نظامي اش در عراق باز تر از پيش کرده و مقاومت گنگره ‏را براي تصويب اعتبارات مورد درخواست دولت از ميان برده است. بهبود امنيت در عراق همچنين موجب شده ‏که تحويل امنيت بصره ( منطقه شيعه نشين در جنوب) از نيروهاي بريتانيائي به نيروهاي محلي امکان پذير گردد. ‏اين نقل و انتقال به ميزان زيادي فشار هاي ناشي از کاهش حضور بريتانيا در عراق را از ميان برده است.‏

در مقابل، و کم و بيش در يک پيوستگي زماني محسوس، مذاکرات لاريجاني- سولانا در اروپا که از چند ماه قبل ‏اغاز شده بود ادامه يافت وايران در يک اقدام موازي سطح همکاري با آژانس را نيز افزايش داد. رسيدن به توافق ‏بر سر يک جدول زمانبندي براي رفع ابهام از گذشته برنامه اتمي ايران و اجراي تعهدات در مدت 60 روز و ‏پيامد آن حصول توافقهاي رضايت بخش در گفتگوهاي آژانس با ايران که معاون البردعي- اولي هاينون- و نماينده ‏گان شوراي امنيت ملي ايران انجام آن را عهده دار بودند، به اتمام سه بخش از شش بخش دستور کار دو گروه ‏انجاميد.‏

انجام اين همکاري ها_ که پيش از آن بمدت دوسال متوقف مانده بود- به تدوين و انتشار گزارش البرادعي به ‏شوراي حکام آژانس انجاميد که ايران از مفاد آن ابراز خرسندي فراوان کرد.‏

پس از انتشار گزارش البرادعي ولاديمير پوتين رييس جمهور روسيه براي شرکت در کنفرانس سران خزر به ‏ايران سفر کرد و طي مدت اقامت خود مذاکرات محرمانه اي با رهبر وهمچنين رييس جمهور ايران به عمل آورد. ‏پوتين دوروز قبل از سفر به تهران با خانم رايس وزير خارجه و بيل گيتس وزير دفاع امريکا در مسکو مذاکرات ‏محرمانه اي انجام داده بود. همزمان، سرکوزي رييس جمهور فرانسه و آنگلامرکل صدر اعظم آلمان نيز با پوتين ‏ديدار هاي دوجانبه اي داشتند که در حاشيه تمامي اين ديدارها گفته شد مسائل ايران وبرنامه اتمي آن مطرح بوده ‏است، بدون آنکه در اظهارات مربود به جزئيات گفتگوها اشاره اي بشود.‏

‏ در حاشيه مذاکرات محرمانه پوتين در تهران که بسيار با اهميت تر از برگزاري تشريفاتي و بي نتيجه کنفرانس ‏خزر بود، علي لاريجاني دبير وقت شوراي امنييت ملي ايران اظهار داشت که رييس جمهور روسيه پيشنهاداتي ‏براي خارج ساختن پرونده هسته اي ايران از بن بست بهمراه آورده است. اگرچه رييس جمهور ايران بلا فاصله ‏اين موضوع را انکار کرد.‏

چند روز بعد علي لاريجاني که پيش از انتصاب او در دولت تازه به دبيري شوراي امنيت ملي، از دولت خاتمي ‏وسياست اتمي ان که به تعليق غني سازي اورانيوم در قبال قبول بسته پيشنهادي اروپا تن داده بود انتقاد تندي به ‏عمل آورده و اين مقابله را دادن مرواريد در قبال قبول اب نبات خوانده بود، از دبيري شورا کنار رفت و جاي خود ‏را به کسي داد که مورد اطمينان بيشتر و کاملا در خط رييس جمهور بود. ‏

پيش از انجام ديدار پوتين از تهران، رييس جمهور احمدي نژاد ابتدا با اعلام شرکت نماينده گان ايران در کنفرانس ‏صلح عراق که در مصربرگزار ميشد و شرمنده ساختن لاريجاني از بي خبري از اين تصميم مهم سياسي و بار ‏ديگر باا عزام مشاور ارشد خود، هاشمي ثمره، براي انجام گفتگو با جامعه اروپا و دور زدن لاريجاني ،عملا او ‏را به حاشيه رانده بود. ‏

متعاقب ديدار پوتين از تهران و گفتگوهاي محر مانه و منتشر نشده او با رهبران رژيم ايران و در ميان شگفتي ‏فراوان ناظران، بخش غير محرمانه شده گزارش 16 سازمان اطلاعاتي امريکا منتشر شد که در آن گفته شده ايران ‏از سال 2003 پيگيري برنامه دست يافتن به سلاح هسته اي را متئقف ساخته است. ‏

در فاصله کمتر از ده روز پس از انتشار گزارش امنيتي امريکا و به دنبال ديدار منوچهر متکي وزير خارجه ‏ايران از مسکو، روز يک شنيه 16 دسامبر وزارت خارجه روسيه اعلام داشت که ارسال سوخت کارخانه برق ‏اتمي بوشهر به ايران آغاز شده و بعد از 24 ساعت رييس سازمان انرزي اتمي ايران دريافت اولين محموله ‏سوخت را طي يک گفتگوي خبري با تلويزيون ايران تائيد کرد. ‏

رييس جمهور امريکا24 ساعت بعد از ارسال سوخت روسي به مقصد ايران، از اين اقدام استقبال به عمل آورد و ‏رضايت خود را نسبت به اين اقدام اعلام داشت. او همچنين تائيد کرد که ارسال سوخت با اطلاع قبلي امريکا ‏صورت کرفته است. حال آنکه امريکا در گذشته علت اصلي سياسي شدن تکميل کارخانه برق اتمي بوشهرشناخته ‏شده و مانع عمده تحويل سوخت اتمي به ايران و تکميل راکتور اتمي بوشهربوده است.‏

در عمل ايران درارتباط با برنامه توسعه هسته اي خود در ادامه تحولات شگرف 3-4 ماه اخير که برخي ناظران ‏پيش آمدن آنها به امداد هاي رسيده از سوي دست هاي غيبي شبيه تر دانسته اند، اينک به همان جائي باز گشته که ‏‏2 سال قبل قرار داشت. برنامه توسعه غني سازي اورانيوم در نطنز و تهران که آقازاده 4 ماه قبل اعلام کرده بود ‏بخش متمرکز در نطنز آن با افزايش هر هفته 500 دستگاه به تعداد سانتريفيوژها درحال کاروارد مرحله تازه اي ‏مي شود به همان تعداد 3000 دستگاه چهار ماه پيش محدود مانده و حتي ممکن است اين تعداد و به آن نسبت، ‏ميزان غني سازي اورانيوم نيز تدريجا کاهش بيشتري پيداکند. پيش از اين گفته شده بود که در شکم بسته پيشنهادي ‏در سه سال پيش، اروپا راضي بود که ايران غني سازي اورانيوم را در حد ازمايشگاهي ادامه دهد.اين تعداد ‏بعدااعلام شد که قرار بوده تا 3000 دستگاه را در بر بگيرد. دولت ايران اينک ظرفيت توليد به همان ميزان را ‏مقياس صنعتي مي خواند.‏

با نگاهي به سر فصلهاي تحولات انجام شده، ديدن دست غيبي در شکل دادن به آنها اينک دشوار نيست، بخصوص ‏که تقريبا تمامي طرفهاي درگير بنوعي از انجام اين تحولات منتفع شده اند. شايد تنها ناراضي اين تغيرات حزب ‏دمکرات آمريکا باشد که براي هدايت سياست انتخاباتي داوطلبان رييس جمهوري خود در ماههاي آينده نيازمند ‏اتخاذ آرايشي تازه است. مشکلي که اصلاح طلبان داوطلب نمايندگي در مجلس اسلامي ايران نيز بنوعي ديگر با آن ‏دست به گيربان شده اند. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.