حلاليت خواهي به سبك احمدي نژاد
عيسي سحرخيز - سه شنبه 27 آذر 1386 [2007.12.18]

رئيس جمهور به رسم مالوف دو سه سال اخير پس از يك بمباردمان تبليغاتي وسيع كه در آن پيامك هاي تلفني هم به مدد راديو و تلويزيون و رسانه هاي حكومتي براي جلب توجه هرچه بيشتر ملت به اظهاراتش آمده بودند، يكشنبه شب به كمك راديو و تلويزيون به خانه هاي مردم نزول اجلال كرد تا از اوضاع اقتصادي، به ويژه دلايل تورم افسار گسيخته و نقش دولت در آن بگويد و در آستانه ي سفر به خانه ي خدا كه از جانب "حزب الله" غير شرعي و غيرواجب خوانده شده است، حلاليتي نيز از ملت بخواهد.
از پيش مي شد پيش بيني كرد كه احمدي نژاد نه از آن جلسه ي خصوصي سطح بالا - كه به دليل تحقق هشدارها و پيش بيني هاي مندرج در نامه هاي بيش از پنجاه اقتصاددان شاخص كشور در واژگونه شدن اوضاع اقتصادي با وجود سه برابر شدن درآمدهاي نفتي- شماتت شده بود سخني به ميان خواهد آورد، و نه زير بار مسئوليت هاي خود و عملكرد سياسي - اقتصادي كابينه اش خواهد رفت و به رسم سياستمداران متعهد دنيا و روش نهادينه شده در جوامع دموكراتيك و حتي نيمه دموكراتيك، با اعلام رسمي شكست برنامه هايش و قبول ناكارائي و ناتواني دولت خدمتگزار، استعفايش را تقديم مردم خواهد كرد. كاري كه مي توانست پيامدش تحقق غيرمستقيم خواسته ي قلبي اقتدارگرايان باشد براي برگزاري همزمان انتخابات رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي، اين بار از راه قانوني و منطقي. اما آنچه كه نمي شد پيش بيني كرد اين بود كه او در مقام طلب آمرزش و حلاليت خواهي از ملت، در جايگاه طلبكار نشيند و خود بزرگوارانه اعلام كند كه گناه ديگران را مي بخشد و هدايت آنان را به رسم خاص خويش از خداوند منان مي خواهد.
هرچند به دليل پيشينه ي مدرك تحصيلي و سابقه ي كار خبرنگار اقتصادي، طبيعي تر اين بود كه به نقد سخنان او در اين حوزه بپردازم، اما از آنجائيكه پس از توقيف فله اي مطبوعات و از جمله روزنامه ي اخبار اقتصادي و ديگر نشرياتي از اين دست، سال هاست از اين حوزه دور افتاده ام، و سخنان احمدي نژاد و استدلال ها و حتي اتهام هاي مندرج در اين تحليل و تفسير اقتصادي - در مصاحبه ي تلويزيوني در عمل يك جانبه كه آقاي حيدري مجري ماخوذ به حياي تلويزيون را نيز به كم گويي و بيشتر شنوندگي به جاي گويندگي واداشته بود- به گونه اي بوده است كه از همان ديشب مورد نقد و تجزيه و تحليل كارشناسان قرار گرفته است، لذا از زاويه اي ديگر به اين موضوع مي پردازم.
در اين مبحث، تنها اين پرسش را مطرح مي كنم كه چگونه مي توان از رئيس جمهور يك كشور، پس از گذشت حدود 30 ماه از آغاز زمامداري- و ادعاهاي پيشيني و پسيني در مقام كارشناس منحصر به فرد امور و استاد شاخص دانشگاه- پذيرفت كه در اين مدت در مقوله هاي گوناگون بي برنامه كار مي كرده است و اكنون در شرايطي كه تنها 18 ماه از عمر دولتش باقي مانده است، كارها و برنامه هاي اقتصادي مهم فراواني را براي اجرا در آينده در دست بررسي كارشناسان ويژه داشته باشد كه معلوم نيست كي نتايج كارشان آماده مي شود و چه زماني به مورد اجرا گذارده خواهند شد، تا آحاد ملت بهره اي از آن ها ببرند!
آن هشدار "حزب الله" و تاكيد بر عدم ضرورت انجام "حج شخصي" با "بودجه ي دولتي"، آن نوشته ي همكار خوشفكر و خوش قلم خانم "مسيح علي نژاد" در روزنامه ي اعتماد ملي درباره ي "تصوير خانه ي خدا" در پشت سر رئيس جمهور در جريان گفت و گوي مطبوعاتي اخير، به جاي عكس هايي از " ميدان آزادي" و "كوه دماوند"، در كنار آن عملكرد اقتصادي مشعشع منتهي به تورم فزاينده به ويژه دربخش مسكن و اقلام خوراكي مورد نياز مردم، در كنار رشد بيكاري واقعي و خوابيدن طرح هاي اقتصادي و در پي آن بحث "نجات ملي" از جانب اصلاح طلبان و تحول خواهان از يك سو و شعار "آشتي ملي" از جانب اقتدارگرايان و آن "توبيخ پشت پرده" از جانب مقام هاي ارشد نظام، همه و همه دست به دست هم مي دادند كه اين احتمال هرچند اندك داده شود كه احمدي نژاد در مصاحبه تلويزيوني اش قرار است يك بار هم كه در دوران رياست جمهوري اش شده، رفتاري منطقي در پيش گيرد و پيش از عزيمت به خانه ي خدا و طلب توبه و استغفار از بارگاه پروردگار، در پيشگاه ملت- به ويژه كساني كه در اين سال ها به مناسبت ها و بهانه هاي گوناگون مورد اتهام هاي رنگارنگش قرار گرفته بودند- چون سياستمداران منطقي و عادل، طلب بخشايش و مغفرت كند و در انتها استعفايش را تقديم دارد. حتي با اين كاردل اعضاي "حزب الله" را هم به دست آورد و به آنان اطمينان خاطر دهد كه اين سفري شخصي است، نه ماموريتي دولتي، با پول بيت المال و همراه با خدم و حشم، از جمله روزنامه نگاران نورچشمي.
اما گويا همانگونه كه پيش بيني هاي رئيس جمهور براي بردن پول نفت بر سر سفره ي مردم تحقق نيافته است و سفره مردم از نه تنها از گوشت و مرغ پر نشده، بلكه از پنير و تخم مرغ نيز خالي گشته است؛ و حتي نتيجه ي سفرهاي مكرر تبلغاتي با هوگو چاوز به عسلويه به بار ننشسته بلكه نتيجه اش برعكس فرار سرمايه هاي داخلي و خارجي از اين منطقه ي عظيم اقتصادي بوده است و تنزل نيروي كار فعال از 65 هزار نفر در ابتداي دوره ي رياست جمهوري به سطح يك سوم 21 هزار نفر در ماه هاي اخير، و در كنارش خشك شدن اكثرحوضچه هاي پرورش ميگو در استان بوشهر باشد و ضررهاي چند ميليارد ريالي سرمايه گذاران، پيش بيني اين تغيير رفتار سياسي و حكومت داري نيز قابل تحقق نبوده است.
در اين ميان رسم پسنديده ي مسلمانان در طلب "حلاليت" شكل و شمايلي ديگر، سبك خاص احمدي نژادي يافته است كه در آن نه از خضوع و خشوع اسلامي خبري است، نه از ادب و فرهنگ ايراني اثري. كافي است كه نگاهي انداخته شود به بخش پاياني سخنان ايشان در اين ارتباط: "اگر اشتباهي، كوتاهي، سستي در جايي شده است و يا برخي كارها كفايت نكرده، اگر در جايي حرفي زدم كه به ساحت ملت ايران آسيب زده و يا در جايي كه بايد، دفاعي نكردهام و يا در جايي كه بايد ميخنديدم اين كار را نكردم و هر كوتاهي ديگري بوده ملت به بزرگواري خود ببخشد و حلال كند. هر كس به من توهين كرده را از قبل حلال كردم، آنها كه اغراض سياسي داشتهاند اميدوارم خدا هدايتشان كند و من آنها را نيز بخشيده ام."
آنچه كه نسل ما از علماي واقعي اسلام آموخته است، خضوع و خشوع است و طلب حلاليت در هنگام سفر حج، نه اينگونه بخشايش روا داشتن در حق ديگراني كه بايد در جايگاه بخشنده باشند، نه گناهكار مستحق بخشايش از جانب زائر خانه ي خدا، و طلب هدايت نه براي خود، كه براي ديگران. آموزش اين نسل از ادب و فرهنگ ايراني نيز آني است كه جلوه گر شده است در اشعار شاعراني چون حافظ ؛ عصاره اش "مروت" است با دوستان و "مدارا" با دشمنان، نه زدن اتهام "اغراض سياسي" به منقدان برنامه هاي اقتصادي و منتقدان سياسي، آن هم در زماني كه انسان بايد خود را آماده كند كه در شرايطي روحاني قرار گيرد و تلاشي خالصانه ومخلصانه براي پناه بردن به درگاه ايزد منان، با هدف پاك شدن از آلودگي ها و هواي نفس.
احمدي نژاد يكشنبه شب نشان داد كه خداوند كمكش نكرد كه حتي از اين آزمون ساده نيز پيروز بيرون بيايد. شايد لازم باشد ما در كنار پذيرفتن طلب مغفرت او، در جايگاهي كه قرار دارد و به جايگاهي كه مي رود، طلب بخشايشي نيز برايش كنيم و آرزوي هدايتي از جانب خداوند. شايد آنجا پروردگار، در خانه ي خودش، به اين ملت كمك كند و آنچه را كه ديشب احمدي نژاد وظيفه اش انجام آن بوده است، در مكه مكرمه در دلش اندازد؛ وليمه سفرش هم پس بازگشت مي تواند تقديم استعفاي رسمي به بارگاه ملت ايران باشد و صلح خواهان جهان. به هر حال ماهي را هر وقت كه از آب بگيري تازه است.
