سياست بي نتيجه ايران در برابر اعراب
الهه کولايي در مصاحبه با روز: - پنجشنبه 22 آذر 1386 [2007.12.13]

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com
الهه کولايي استاد دانشگاه تهران و کارشناس روابط بين الملل درگفت وگو با روز از بي حاصل بودن انعطاف سياست هاي منطقه اي جمهوري اسلامي درقبال کشورهاي عربي همسايه در شرايطي که ايران تحت فشارشوراي امنيت وآمريکاست، سخن گفته است.

خانم کولايي معتقد است نه تنها دراجلاس اخير شوراي همکاري کشورهاي خليج فارس، بلکه دراجلاس تهران درخصوص درياي خزرنيز کشورهاي دور ونزديک از وضعيت تحت فشار ايران براي پيشبرد منافع خود استفاده کرده اند و ظاهرا سياست درهاي باز وآغوش گشاده مقامات جمهوري اسلامي براي کشورهاي عربي حوزه خليج نيز ـ با توجه به اجلاس اخيردوحه - کمکي به حفظ منافع کشورنکرده است. به اعتقاد اين استاد دانشگاه و نماينده مجلس ششم با تغيير رويکرد دولت بعد از دوره محمد خاتمي، ازسياست تنش زدايي به سياست تشديد تقابل و رويارويي با آمريکا، متحدان اين کشور درمنطقه نيزبه سياست هاي پيشين خود مبني بر تقابل با ايران بازگشته اند؛ روندي که دردوران اصلاحات متوقف شده بود. اين گفت وگو را مي خوانيد.
طي سالهاي گذشته، جمهوري اسلامي همواره تلاش کرده است که آغوش بازي براي کشورهاي همسايه داشته باشد. اما همواره رويکردهاي غيردوستانه اي را از اين کشورها شاهد بوده است. نمونه اين رويکرد غيردوستانه تکرار ادعاهاي جعلي امارت درکنفرانس اخير دوحه آن هم با حضور محمود احمدي نژاد دراين نشست بود. رابطه ايران با کشورهاي عربي آيا تابع مقدار انعطاف ونرمش ايران است يا اتحاداستراتژيک آنها با آمريکا؟
کشورهاي حوزه خليج فارس بعد ازانقلاب اسلامي با تشکيل شوراي همکاري کشورهاي حوزه خليج فارس ـ که هيچ وقت حاضرنشدند کلمه فارس را به کار بگيرند وهمواره کلمه خليج را به کاربردند- به عنوان کشورهايي که تحت نفوذکامل آمريکا هستند عمل کردند و درمقاطع مختلف سعي کردند منافع خاص خودشان را درقبال ايران دنبال کنند وبا توجه به نفوذ آمريکا دراين کشورها، شکل گيري سياست آنها بياني از سياست آمريکا عليه جمهوري اسلامي و تحت تاثير رويکرد حاکم برسياست خارجي آمريکا درقبال ايران عمل کرده اند. درواقع آنها از اين مخاصمه همواره به نفع خود بهره برداري کرده اند.
اين نکته که شوراي همکاري کشورهاي حوزه خليج فارس همواره درنشست هاي خود بر ادعاي جعلي امارات درقبال جزاير ايراني تاکيد کرده و بحث اشغالي بودن اين جزاير را درنشست هاي خود تکرار کرده شاهدي است از فرصت طلبي اين کشورها در قبال اعمال فشارهاي آمريکا برايران براي به دست آوردن امتيازات يا مزايايي که تاريخ وجغرافيا برآن صحه نمي گذارد. ولي به هرحال ازاين چارچوب براي پيگيري اين سياست همواره استفاده کرده اند.
آيا اين مدل از روابط فرصت طلبانه براي به دست آوردن امتيازات جغرافيايي وحتي تاريخي (مانند جعل وتغيير نام خليج فارس به خليج عربي) همواره بعد ازانقلاب اسلامي برقراربوده است؟
دردوران اصلاحات روابط ايران با اين کشورها در سطح بسيارقابل توجهي بهبود وگسترش پيدا کرد تا جايي که پيمان هاي متعدد همکاري هاي سياسي اقتصادي بين جمهوري اسلامي ايران و اين کشور ها ـ به ويژه عربستان سعودي- شکل گرفت که روابط ايران را به شکل بي سابقه ايي با اين کشورها بعد ازانقلاب اسلامي گسترش داد وارتقا بخشيد. سياست اعتماد سازي منطقه اي آقاي خاتمي زمينه رابراي سوء استفاده وفرصت طلبي دربين اين کشورها ازميان برد واز طريق تقويت اين سياست دستاوردهاي قابل توجهي براي ديپلماسي ايران به وجود آورد که با بعد وقبل از اين دوران قابل تشخيص است.
بعد از پايان دوران اصلاحات وبا تغيير رويکرد سياست خارجي ايران براساس تشديد تقابل و رويارويي با آمريکا و به دنبال آن مسائلي که درسياست خارجي آمريکا مطرح شد - دررابطه با کشورهاي اروپايي وروند تشديد تقابل- به نظر مي رسد اين کشورها هم برگشتند به سياست هاي پيشين. يعني فضا وشرايط براي تبليغات آمريکا عليه ايران در منطقه به ضررجمهوري اسلامي بهبود پيدا کرد و آمريکايي ها با برجسته کردن و بزرگ نمايي تهديد جمهوري اسلامي مجال بستن قراردادهاي حيرت انگيز فروش تسليحات با اين کشورها را به دست آورند.
دولت آمريکا از تيره شدن روابط جمهوري اسلامي با بسياي از کشورهاي جهان دراين منطقه بهره برداري هاي بسيار قابل ملاحظه اي را توانست تحقق بخشد ازجمله دربستن قراردادهاي نظامي گسترده و يا سيستم هاي مدرن وپيشرفته نظامي به اين کشورها انعکاس آن را مي توانيم مشاهده کنيم. درشرايط جديد آمريکايي ها تلاش کردند با طرح تهديد بسيار عظيم از سوي جمهوري اسلامي زمينه را براي اجراي سياست هاي خود فراهم کنند.
طرح ادعاي جعلي امارات درخصوص جزاير وديگر رويکردهاي غيردوستانه کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس مبتني برچه استراتژي در عرصه سياست خارجي اين کشورهاست؟
به نظر مي رسد تعارضات ژئوپليتيکي وتفاوت هايي که ريشه درتاريخ وفرهنگ منطقه دارد در شرايط مناسب بروز پيدا کرده و کشورهاي عربي حوزه خليج فارس که در طول تاريخ کوتاه حيات خود ايران را همواره يک قدرت اثر گذار درمنطقه يافته اند تلاش کرده اند با استفاده از شرايط اعمال فشار بين المللي برعليه ايران موقعيت خود را درمنطقه بهبود بخشند وبا بهره گيري از تعارضات ايران وآمريکا سياست هاي خود را دنبال نمايند.
ضمن اينکه اين کشورها درطول دهه هاي اخير از تحولات داخلي ايران وتقابل آن با جامعه جهاني و تلاش آمريکا براي انزواي ايران بهره هاي بسياري برده اند. دراين رابطه تنها به فرصت هاي استنثنايي براي دوبي مي توان اشاره کرد که تحت تاثير تحولات داخلي درايران از فرصت هاي عظيم سرمايه گذاري برخوردار شده وتبديل شده به پايگاه سرمايه گذاري مجدد براي ايران واز اين راه توانسته موقعيت هاي بسيارويژه ايي را درمنطقه به دست بياورد که اين تنها بخشي ازمزاياي استراتژيک ويژه کشورماست که درمنطقه ازآن به خوبي بهره برداري شده است. يعني توانايي هاي ژئوپليتيکي ايران به فرصت هاي استثنايي براي برخي کشورهاي منطقه تبديل شده است. ضمن آنکه اقتصاد وجغرافيا همکاري کشورهاي منطقه اي را الزامي مي سازد وهمان گونه که دردوران اصلاحات شاهد بوديم توسعه روابط همه جانبه بين همه کشورها يک الزام غيرقابل انکار است اما نوع سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران وسياست هاي آمريکا درقبال ايران به فرصتي بي نظير براي برخي کشورهاي عربي اين حوزه تبديل شده تا منافع خاص خود را دنبال نمايند. طرح ادعاي جعلي جزاير ايراني و مسائل مربوط به روابط با کشورهاي ديگر منطقه نيز رابطه ايران را با اين کشورها به صورت جدي تحت الشعاع قرارداده است.
چگونه مي توان راه را براين سوء استفاده ها بست؟
از طريق توسعه روابط همکاري آميز با جامعه جهاني واين کشورها امکان کوتاه کردن دست آمريکا از منطقه وتامين شدن منافع همه جانبه کشورمان فراهم خواهد شد.
طي دوسال گذشته دولت آقاي احمدي نژاد ازيک سو با اعمال سياست خارجي منحصربه فرد خود به تقابل باغرب دامن زده است وازسوي ديگرتلاش کرده است که به کشورهاي عربي ـ بخصوص کشورهاي حوزه خليج فارس ـ نزديکي داشته باشد به گونه اي که حتي چندي پيش اعلام کردند که حاضرند دانش هسته اي ايراني را دراختيار اين کشور بگذارند. چنين انعطافي آيا باعث تقويت روابط شده يا آنکه موقعيت ايران را تضعيف کرده است؟ با توجه به اينکه مقامات دولتي ازاين مساله به عنوان يک موفقيت نام مي برند.
من چنين تصوري ندارم و فکر مي کنم هرگونه انعطافي ازسوي جمهوري اسلامي دربرابر اين کشورها دروضعيت تشديد فشارهاي بين المللي و به ويژه تحت فشار قراردادن ايران از طريق شوراي امنيت و کشورهاي آمريکا و اروپا بيشتر به ايجاد فرصت براي کشورهاي عربي منطقه براي کسب منافع بيشتر ازايران منجر خواهد شد تا اينکه درچنين شرايطي توسعه روابط دوستانه با اين کشورها به منافع ما ياري رساند. به نظر مي رسد با تشديد فشارهاي اروپا و آمريکا بيشتر بهره براي اين کشورها افزايش خواهد يافت تا اينکه براي کشورها زمينه هاي ارتقا منافع به وجود بيايد.
همان طور که اشاره کردم تجربه سياست خارجي دوران اصلاحات ونتايج آن پيش روي ما قراردارد اين تجربه به خوبي نشان مي دهد که درشرايط بهبود روابط با جامعه جهاني، فرصت سوء استفاده برخي کشورهاي اين منطقه نيزکاهش پيدا خواهد کرد. عکس آن هم صادق است يعني درشرايط افزايش تنش با جامعه جهاني امکان بهره برداري برخي کشورهاي منطقه اي نيز افزايش خواهد يافت. نوع روابط با اين کشورها بايد درمحتواي روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران و تنظيم روابط کشورما با رابطه جهاني مورد توجه قرارگيرد. هر چه اين روابط اعتماد آميز تر ورفع شبهات موفقيت آميزترباشد، زمينه براي سوء استفاده درمنطقه کمتر خواهد بود. درچنين مسيري از طريق بهبود روابط با جامعه بين المللي در يک رويکرد همکاري جويانه و نه تقابل مي توان امکان بهره مندي ويژه اين کشورها وپيگيري منافع آنها درتقابل با جمهوري اسلامي ايران را محدود کرد و کاهش داد و به نظر مي رسد کشورما از چنين ظرفيت هايي برخوردارباشد که در اين خصوص با اين تغييرات امکان دستيابي به منافع ايران وارتقاء منافع ايران کاملا قابل دسترسي باشد. دراين خصوص اگر تغييرات لازم به وجود بيايد براي مردم ايران مزاياي قابل قبول ودسترسي خواهد داشت.
اينکه درحضور رييس جمهوري کشورمان دراين اجلاس بيانيه اي صادر مي شود که ادعاي جعلي درخصوص جزاير سه گانه ايراني تکرار مي شود چگونه قابل تفسيراست؟
نه تنها کشورهاي منطقه بلکه همه کشورهاي دورو نزديک ايران ازرويکرد حاکم برسياست خارجي کشورمان ونوع تعامل با جامعه جهاني درجهت منافع خودشان استفاده خواهند کرد همان طور که تا به حال استفاده کرده اند. تصور من اين است که کشورما از چنان ظرفيت ژئوپليتيکي برخوردار است که مي تواند از رقابت ديگر کشورهاي جهان به نفع مردم ايران بهره برداري کند واين فقط به اين منطقه محدود نمي شود. بلکه جمهوري اسلامي مي تواند و بايد سياست خارجي خود را به گونه اي طراحي کند که ازتعارض منافع ميان همه کشورهاي دور ونزديک جهان به نفع خود بتواند بهره برداري کند. طبيعي است که مصاديق مختلفي را مي توان به شاهد مثال ارائه کرد، اما به صورت مشخص درمورد کشورهاي عربي همسايه با تشديد فشارهاي بين المللي برعليه کشورما آنها هم برسوء استفاده خود وتلاش براي به دست اوردن منافع بيشتر خواهند افزود.
لذا اين برعهده ما قرارمي گيرد که به گونه اي روبط خود را با کشورهاي ديگر تنظيم کنيم که به جاي آنکه آنها فرصت سوء استفاده از شرايط حاکم برجامعه جهاني درقبال کشورمان را به دست آورند ما بتوانيم با شناخت علائق وملاحظات اين کشورها از رقابت ها ومنازعات انها به نفع کشورخود استفاده کنيم. نکاتي که اشاره کرديد به خوبي بيان مي کند که اگر اين فشارها برکشورما افزايش پيدا کند کشورهاي دور ونزديک تلاش خواهند کرد تا منافع خود را ازقبل ما دنبال کنند. شايد اين همان چيزي است که دراجلاس اخير تهران درخصوص درياي مازندران هم شاهد بوديم. به هرحال اين قاعده اي است که روابط همه کشورهاي جهان راتعيين مي کند وما نيز از آن مستثني نيستيم.
